● والفجر 9 نخستين عملیاتي بود که با بروز زمينههاي اصلي شدن جنگ در جبههي شمال، به اجرا گذاشته شد.
استراتژي تعقيب دشمن در جبههي شمالي با سلسله عملياتي بهنام «والفجر» در اين مناطق آغاز شد و نيروهاي ايراني توانستند به پيروزيهاي مهمي در منطقهي «چوارتا» دست پيدا كنند.
چند روز پس از پايان عمليات والفجر 9 و تحويل خط به نيروهاي پدافندي، درحاليكه مناطق فتحشده هنوز بهطور كامل تثبيت نشده بود، نيروهاي عراقي در حملاتي توانستند كليهي نقاط تصرفشده را بازپس گيرند. عراق كه در اين پاتكها بهدنبال كسب موفقيت جديد و تا حدودي بازسازي روحي نيروهاي شكستخوردهي خود در فاو بود، با توان بيشتري در منطقه ظاهر شد.
نكتهي حايز اهميت، همزماني عمليات «والفجر 9» با درگيري نيروها در منطقهي فاو بود. سپاه در حالي به عمليات والفجر 9 پرداخت كه در فاو درگير پاتكهاي سنگين عراق بود. يگانهاي تازه تأسيسشدهي سپاه اين عمليات را انجام دادند و توانستند در تهاجم خود به پيروزيهايي دست يابند.
عمليات والفجر 9 در ساعت23 و 45 دقيقهي 5 اسفندماه 1364 با رمز «ياالله، ياالله، ياالله» در شرق چوارتاي كردستان عراق آغاز گرديد. وسعت اين عمليات در حدود 200 كيلومتر مربع بود. مناطق آزاد شده در والفجر 9 شامل چند پاسگاه مرزي، بخشي از ارتفاعات «كانا»، «شاهكوران»، «تنگه سورا»، «موبرا»، «ماخلان» و ارتفاعات 1470 و 1489 بود.
در جريان نبرد يك فروند هواپيما، يك فروند چرخبال،20 دستگاه تانك، 90 دستگاه خودرو، 10 قبضه توپ ضد هوايي و مقدار زيادي سلاح سبك و نيمهسنگين دشمن از بين رفت. يگانهاي منهدمشدهي دشمن شامل 3 گردان رزمي، تيپ كماندويي، 1 گردان توپخانه و 1 گردان تانك ميشد.
تعداد كشته و زخميها و اسراي دشمن به2750 نفر رسيدند. مقداري سلاح سبك و نيمهسنگين و انواع مهمات نيز به غنيمت نيروهاي خودي درآمد. به اين ترتيب عمليات والفجر 9 نشان داد كه درصورت گشودن دو جبههي همزمان بر عليه ارتش عراق، توان دشمن تجزيه ميشود و قادر نخواهد بود در دو جبههي مجزا بهطور همزمان به مقابله برخيزد.
● پنجم اسفندماه 1117:
به نوشتهي «ميرزا مهدي» منشي و وقايعنگار نادرشاه؛ نبرد کرنال Karnal ميان ارتشهاي دو امپراتوري ايران و هندوستان از پانزدهم ذيحجه (مصادف با 24 فوريهي 1739) آغاز شد.
محل صفآرايي دو ارتش، دشت مجاور شهر کرنال (امروزه شهري 220 هزار نفري) واقع در ايالت هاريانا و 20 فرسنگي (120 کيلومتري) شمال دهلي بود. محمدشاه امپراتور گورکاني (تيموري ـ مغولتبار) هندوستان شخصاً در صحنهي نبرد حضور داشت. خاندوران، سعادتخان و نظامالملک از فرماندهان نيروهاي نظامي او و عليخان کياني و احمدخان درّاني دو تن از ژنرالهاي نادرشاه در نبرد کرنال بودند.
به نظر مورخان نظامي معاصر، اين نبرد را که بيش از يک روز و چند ساعت طول نکشيد، نبوغ نظامي نادر برنده شد و تاکتيکهاي او از جمله دوانيدن شترهاي حامل تنورهاي سفري شعلهور به سوي ستونهاي هندي فيل جنگي. به علاوه، نادر در اين نبرد از توپهاي سبک قابل حمل بر پشت شتر معروف به "زنبورک" استفاده کرد که جابهجايي آنها سريع و آسان بود.
شمار تلفات هنديان را در اين جنگ؛ ده تا سي هزار تن نوشتهاند. تلفات ارتش ايران به دو هزار نفر هم نرسيد. بامداد هفدهم ذيحجه (26 فوريه) محمدشاه به ديدار نادر شتافت و تاج سلطنت هند را به او تقديم کرد و کنارهگيري و تسليم شدن خود را اعلام داشت. با اينکه به نوروز ايرانيان 24 روز مانده بود، نادرشاه تصميم گرفت که در اين روز ملي و سعد وارد دهلي شود و تا آن روز در اردوگاهش، خارج از شهر دهلي بهسر برد.
علت لشکرکشي نادر به هندوستان، با اينکه قبلاً ايالات غربي از جمله پنجاب داوطلبانه به قلمرو نادر پيوسته بودند و مناطق شمال غربي درهي سند (نواحي پيشاور و راوليندي و...) بخشي از ايران خاوري را تشکيل ميدادند، اين بود که شورشيان قندهار به قلمرو هندوستان فرار کرده بودند و امپراتور اين کشور حاضر به استرداد آنان نبود.
نادر قبلاً اين شورشيان را سرکوب و قلعهي آنان در قندهار را ويران و در آنجا شهر تازهاي ساخته بود. نادر هنگامي به هندوستان لشکر کشيده بود که محمدشاه گرفتار فساد و نفاق داخلي و سرکشي برخي از راجهها بود و انگليسيها مترصد افزايش ضعف داخلي جهت بسط نفوذ خود در آن شبه قاره.
نادرشاه قبل از بازگشت از دهلي (که هفتهي اول ماه مه آن سال صورت گرفت) محمدشاه را در سلطنت هندوستان ابقاء و به مناطق غرب رود سند و انتقال تخت طاووس و کوه نور به ايران بسنده کرد.
زيان عمومي حملهي نظامي نادر به هندوستان اين بود که امپراتور اين کشور بيش از پيش تضعيف و راه بر تصرف تدريجي شبه قاره بر انگليسيها که قبلاً تحت نام کمپاني هند شرقي و تجارت قدم به بنگال گذارده بودند هموار شد.
مورخان مشرق زمين و روس ابراز نظر کردهاند که اگر نادر بخشي از نيروي نظامي خودرا در هند باقي گذارده و يا از ابقاء محمدشاه خودداري کرده بود؛ انگليسيها قادر به تصرف هندوستان و از آنجا دستاندازي به ايران خاوري (افغانستان) و اعمال نفوذ در ايران نميشدند و تاريخ مشرق زمين مسير ديگري را ميپيمود.
● پنجم اسفندماه 1331:
در چنين روزي در سال 1331 هجري شمسي؛ علا نخستوزير وقت ايران به ملاقات لوي هندرسن رفت و او را از مذاکراتي که با هفت نفر از نمايندگان مجلس شوراي ملي در جريان بود، مطلع کرد.
اين نمايندگان معتقد بودند: افسران ارتش بايد از نخستوزير دستور بگيرند، دشمنان دکتر مصدق به دربار راه داده نشوند و تقسيم اراضي سلطنتي ميان رعايا متوقف گردد. علا يک مهرهي خودفروخته به بيگانه بود. همچنين در چنين روزي در سال 1331؛ حسين مکي در يک تماس تلفني با حسين علا از او خواست که شاه را از مصالحه با دکتر مصدق بازدارد. در همين روز در سال 1331؛ 9 تن از نمايندگان فراکسيون نهضت ملي در منزل مصدق حاضر شدند و پيام شاه مبني بر پشتيباني از مصدق را به اطلاع وي رساندند.
● پنجم اسفندماه 1332:
پنجم اسفند 1332 دستگاه قضايي ارتش براي "اميرمختار كريمپور شيرازي" ناشر روزنامهي توقيفشدهي "شورش" تقاضاي مجازات اعدام كرد.
كريمپور كه پس از براندازي 28 مرداد خود را پنهان كرده و دو ماه بعد (در زرگنده قلهک) دستگير شده بود در روزنامهاش از وجود فساد ميان بستگان شاه مطلب نوشته و با واژههاي صريح شخص وي را مورد اهانت قرار داده بود. 24 اسفند 1332 (19 روز پس از صدور کيفرخواست) اعلام شد كه كريمپور در زندان آتش گرفته و سوخته است!
● پنجم اسفندماه 1357:
در چنين روزي در سال 1357 هجري شمسي؛ حضرت امام خميني (ره) طي حکمي حجتالاسلام والمسلمين خلخالي را به تشکيل دادگاه انقلاب اسلامي فراخواندند. متن حکم به اين شرح است:
جناب حجتالاسلام آقاي حاج شيخ صادق خلخالي دامت افاضاته
به جنابعالي مأموريت داده ميشود تا در دادگاهي که براي محاکمهي متهمين و زندانيان تشکيل ميشود حضور بههم رسانده و پس از تماميت مقدمات محاکمه با موازين شرعيه حکم شرعي صادر کنيد.
روحالله الموسوي الخميني
( صحيفهي نور، ج 6، ص 215)
اين حکم را ميتوان نقطه آغازين تشکيل دادگاه انقلاب اسلامي دانست. دادگاه انقلاب اسلامي پس از تصويب قانون اساسي بهعنوان يکي از دادگاههاي بدنهي دادگستري جمهوري اسلامي درآمد که داراي صلاحيت ذاتي نسبت ديگر دادگاههاي دادگستري است.
● پنجم اسفندماه 1366:
عمليات ظفر 6 در 5 اسفندماه 1366 با هدف آزادسازي بلنديهاي منطقهي عمومي «سنگاو» در شرق استان «كركوك» كردستان عراق در عمق جبههي شمالي دشمن و در اوج سرما و برف زمستان كوهستان به انجام رسيد.
طي اين حملهي غافلگيرانه تعدادي از بلنديهاي مهم و تأسيسات كاربردي از دست دشمن بيرون آمد كه عبارت بود از: بلنديهاي «گردهناصر»، «گردهمقبره»، «گردهسو»، «گردهقالي»، بلندي «606»، پل مهم شهر «باصره» و چندين روستاي منطقه. همچنين رزمندگان اسلام بر راههاي ارتباطي و مهم شهرهاي سنگاو، چمچال، كركوك، وسنگاو، قادركرم، قرهداغ، سليمانيه و همچنين راه فرعي سنگاو ـ دربنديخان مسلط شدند.
در پي اين پيروزيها، شماري از تجهيزات ارتش دشمن به شرح ذيل منهدم گرديد: 6 دستگاه تانك و نفربر. 2 قبضه توپ ضد هوايي. 8 قبضه خمپارهانداز 82 ميليمتري. چندين قبضه تيربار. دهها انبار مهمات.
علاوه بر آن، پادگان گردان مستقل پيادهي مكانيزه از سپاه يكم، پادگان محل استقرار گردان 135 و گردان 25 خفيه و 14 پايگاه دشمن در منطقه منهدم و تعداد 570 نفر از قواي بعثي عراق كشته و زخمي شده و يا به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.
عمليات ظفر 6 با به غنيمت گرفتن 2 دستگاه نفربر زرهي، 60 دستگاه انواع بيسيم، چندين قبضه خمپارهانداز و شماري سلاح انفرادي از دشمن به پايان رسيد. اين عمليات را قرارگاه «رمضان» نيروي زميني سپاه پاسداران طراحي و با همكاري معارضان كرد عراق به اجرا گذاشت.
خبرگزاری ایمنا: پنجم اسفندماه 1364؛ عمليات والفجر 9 به وقوع پیوست. اين عمليات با هدف گشودن جبههای گسترده در منطقهی سليمانيه و جلوگيری از تمرکز ارتش عراق در منطقهی عمليات والفجر 8 به اجرا درآمد و طی آن منطقهی وسيعی آزاد شد. در این عمليات يادشده دشمن بعثی بيش از 1500 کشته و زخمی و 134 نفر اسير داد. همچنين يک هواپيما، يک بالگردان، بيست تانک و نود نفربر از دشمن بعثی منهدم شدند.
کد خبر 25053
نظر شما