روزگار عجیب و غریبی است، انگار روزگار ما روزگار دورویی هاست، به هر طرف که بنگری می بینی هر کس تنها به فکر محافظت از موقعیت و منافع خویش است و برای حفظ این موقعیت، دیگر هیچ چیز برایش اهمیتی ندارد، چیزهایی مثل زیر سؤال بردن شخصیت افراد، فرافکنی معایب خویش، بزرگ کردن معایب و کم کاری های رقیبان و در مقابلش بزرگ جلوه دادن کارهای خویش حتی در حدّ ابسیلون!
*دسته گلی از گلستان زیبای حیدری
آری همه ی ما در طول زندگی خود بسیار خوانده ایم و شنیده ایم و دیده ایم سرگذشت مردان و بزرگانی که سال های شیرین زندگی خویش را به دعوا بر سر نشستن بر صندلی ریاست تلخ نمودند و آخر کار نیز حسرتی بیش برایشان باقی نماند. امروز بر آنیم که پای سخن امیرالمؤمنین (ع) بنشینیم و از لابلای گلستان زیبای حیدری دسته گلی چینیم و آن را تقدیم همه مدیران و رؤسایی کنیم که دلشان می خواهد زیبایی های صندلی ریاست فریبشان ندهد!
*پایان لذت ها، و بر جای ماندن تلخی ها را به یاد آورید
آری این سخن حکمت آمیز از آقا علی بن ابیطالب (ع) است همان که سنگ شیعه بودن آن را بر سینه می زنیم، اما اکثر اوقات در وسط میدان که می آییم، پای عملمان می لنگد.
اگر رؤسا و مدیران ما این جمله حکیمانه را سرلوحه خود قرار می دادند آن وقت بود که دیگر صندلی ریاست با زیبایی ها و غمزه هایش دلشان را فریب نمی داد و همه چیز و همه کس را زیر سؤال نمی بردند، آن هم تنها برای بدست آوردن حقانیتی که خودشان برای خود تعریف کرده اند!
* تُعِزُّ مَن تَشاء و تُذِلُّ مَن تشاء
اگر رؤسا و مدیران ما فرصت به دست آمده برایشان را به فرموده ی امام علی (ع) «کالای چند روزه ی دنیا می دانستند و به یقین می رسیدند که به زودی ایّام آن می گذرد، همچنان که سراب ناپدید می شود» آن وقت بود که به جای آن که هر روز به فکر آن باشند که برای خود محبوبیتی نزد مردم کسب کنند، برای کسب محبوبیتشان نزد خداوند به فکر می افتادند، چرا که خداوند خود در قرآن وعده داده که: تُعِزُّ مَن تَشاء و تُذِلُّ مَن تشاء؛ و آن کس را که خداوند عزت دهد هیچ کس نمی تواند به ذلت کشاند و آن کس را که خداوند ذلت دهد هیچ کس نمی تواند به عزت رساند.
و اگر رؤسا و مدیران ما می دانستند که عمر صندلی ریاستشان «چون پاره های ابر که زود پراکنده می گردد، کوتاه است»؛ آن وقت بود که به جای آنکه هر روز به فکر کوبیدن و به ذلت کشیدن شخصیت رقیبان خویش باشند، به فکر کوبیدن و به ذلت کشیدن نفس سرکش خویش می بودند.
* دنیای حرام چونان مار است، که پوستی نرم و زهری کشنده دارد
و اگر رؤسا و مدیران ما در لابلای کارهایشان فرصتی می یافتند و نامه 68 نهج البلاغه را مطالعه می نمودند همانجا که مولایمان امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «دنیای حرام چونان مار است، که پوستی نرم و زهری کشنده دارد، پس از جاذبه های فریبنده ی آن روی گردان، زیرا زمان کوتاهی در آن خواهی ماند و اندوه آن را از سر بیرون کن، زیرا که یقین به جدایی و دگرگونی آن است.» آن وقت بود که دیگر فکر ماندگاری میز و صندلی ریاست را از سر بیرون می کردند و به فکر انجام وظایف خویش می افتادند.
و اگر رؤسا و مدیران ما حکمت 454 نهج البلاغه، آن جا که امام می فرمایند: «فرزند آدم را با فخر فروشی چکار؟ او که در آغاز نطفه ای گندیده و در پایان مرداری بد بوست، نه می تواند روزی خویشتن را فراهم کند و نه مرگ را از خود دور نماید.» را بالای میز ریاستشان می نوشتند و هر روز آن را می خوانند آن وقت بود که دیگر هر لحظه و هر ساعتشان را به جای آنکه به دنبال کسب عزّتی فانی آن هم از جنس دنیایی بودند، به فکر گره گشایی از مردم می افتادند که عزت واقعی و عبادت واقعی در خدمت به خلق خداست.
*آری گلستان حیدری پر است از گلهایی که از بس که آب غفلت پای آنها ریخته ایم دیگر به چشمان لبریز از تشنگی دنیایمان نمی آید
و در آخر روی سخنم نه تنها با مدیران و رؤسا بلکه با همه ی کسانی است که از دنیا و مافیها دیگر خسته شده اند و به فکر افتاده اند تا تحولی در زندگی شان رخ دهند، تا شاید عاقبتی خوش در انتظارشان باشد و مصداق آیه ی شریفه ی «ان الانسان لفی خسر» قرار نگیرند، چرا که مدیران و رؤسایی که روی خطابمان با آنها بود از بین خود ما برگزیده می شوند و بر صندلی ریاست می نشینند؛ آری اگر بخواهیم جزء شیعیان و محبان واقعی اهلبیت علیهم السلام قرار گیریم تنها راهش اقتدا به آنان و انجام سخنان و راهکارهایی است که از آنان به ما رسیده است.
و بدانیم که امام حسین (ع) در مقابل دنیا و دنیا پرستان ایستاد و همه چیز و همه کس خود را در راه خداوند فدا نمود.
و بدانیم که حضرت زینب (ع) بی حسین شد تا ما با حسین باشیم...
و بدانیم که راه امام حسین (ع) جزء راه حق و حقیقت و گذشتن از دنیا نبود، همانگونه که پدر بزرگوارشان فرمودند: «دنیا برای رسیدن به آخرت است نه برای رسیدن به خودش.»
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
یا لیتنا کنا معک...
خبرگزاری ایمنا: چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده، به دام افتد و با پرده پوشی بر گناه، فریب خورد و با ستایش شدن، آزمایش گردد و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن، نیازمود.
کد خبر 24905
نظر شما