به گزارش ایمنا، این سنت گرايي هنرمندان خود از پايه هاي اصلي پايداري و بقاي فرهنگ و هنر كهن ايران زمين است که توجه مسئولین را می طلبد. زری یك صفت نسبی منسوب به زر است، یعنی ساخته شده از زرین و طلائی و زری بافی عبارت است از پارچه های زربفت یا پارچه هایی كه پودهای آن طلاست. در این هنر پارچه هایی با نقش و نگارهای سنتی و تار و پودهائی از ابریشم و گلابتون با دستگاههای كاملاً سنتی دستی بافته می شود. بافت پارچههایی که در متن و نقوش آنها، نخهای گلابتون به کار گرفته شده بنا به روایات تاریخی به دو هزار سال پیش میرسد. هرودت مورخ مشهور یونانی نوشته است که رومیان به خاطر زیبائی و اشتهار زربفتهای سنتی ایران همه ساله مبالغ هنگفتی میپرداختند.
زری بافی در دوران هخامنشیان
بدون شک بافتن پارچههای زربفت، مانند قالی و گلیم از زمان هخامنشیان در ایران مرسوم بوده است زیرا در بسیاری از نقوش برجسته تخت جمشید، شوش و حتی پاسارگاد، نقوشی در حاشیههای لباس شاهنشاهان و درباریان به چشم می خورد که حاکی از این است که لباس آنها از پارچههای زربفت بوده، به علاوه در حاشیه لباده و حاشیه آستینها و یقه لباس، قطعاتی از طلای ناب به شکل شیر، مرغ، ستاره با گل پنجپر و یا نقوش هندسی مانند مثلث و غیره میدوختند و بسیاری از این قطعات طلا، امروزه در موزه ایران باستان و موزههای دیگر دنیا موجود است که متعلق به عهد هخامنشی میباشد.
نساجی ایران در این دوره به ویژه در بافت پارچههای ابریشمی، پشمی نرم و لطیف مشهور بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباسهای زیبا و فاخر شهرت داشتند. اسکندر مقدونی با همه دشمنیش با ایرانیان، بنا به نوشتههای هرودوت و پلوتارک از هنگام ورود به ایران تا هنگام مرگش، لباسهای زربفت ایرانی بر تن میکرد. پس از نابودی هخامنشیان، و در دوره اشکانیان دیگر آن شکوه و بزرگی در صنایع و هنرها، به ویژه در بافندگی، به وجود نیامد. تنها چند تکه از پارچههای ابریشمی در سرزمین لولان در چین پیدا شده که در آن روزگار آخرین مرز ایران در شرق دور بوده است.
زری بافی در دوران ساسانیان
از دوره ساسانیان نیز در کلیساها و موزههای خارج از ایران، نمونهای متعدد زری موجود است. بسیاری از تاریخدانان بر این باور هستند که این دوره، دوره شکوفایی و طلایی هنر و تمدن ایران بوده است. بسیاری از بافتههای این دوره در کلیساها و موزههای غرب، به یادگار مانده است. زریهای دوره ساسانیان به قدری مورد توجه بود، که از تمام نقاط دنیا خواستار آن بودند و وقتی کسی به ایران مسافرت میکرد، بهترین هدیه ای که می توانست به میهن خود ببرد یک قطعه زری بود.
زری بافی در دوران صفویان
فن زری بافی در دوران صفویه به منتهای کمال خود رسید. به حقیقت باید گفت دوران صفویان، اوج شکوه و بلندی هنر و تمدن ایرانیان بوده است که پس از اسلام مانند آن دیده و شنیده نشده است و امروز اگر کسی به کارگاههای زری بافی هنرهای زیبای کشور مراجعه کند، با دیدن دستگاههای زری بافی آن کارگاههای که نمونهای از دستگاههای قدیم است توجه خواهد کرد تا چه حد فن زری بافی در عهد صفوی تکمیل شده بود. شاه عباس در اصفهان کارگاهی بهنام کارگاه شاهی ساخته و از هنرمندان زریباف میخواهد تا در آنجا کار کنند. این کارگاه به شکل انحصاری برای دربار شاهی پارچههای بسیار نفیس میبافت و نام آن شهره آفاق گشته بود. از این دوران هم نمونههای بسیاری باقی مانده که حتی امروز، دیگر کسی نمیداند که آن استادان زبردست، این پارچهها را بافتهاند! در این دوره زری بافی در سراسر ایران طرفدار پیدا کرد و در منطقه کاشان و آران و بیدگل نیز اوج گرفت. بر اساس نقلهای تاریخی در این زمان بود که کارگاههای زری بافی بسیاری تأسیس شد و حتی خانوادههایی به صورت نسل به نسل این حرفه و پیشه را دنبال کردند. هر چند برخی نقل ها وجود این حرفه در این منطقه را به دوره های پیش از اسلام نیز مربوط می دانند.
زری بافی بعد از صفویان
با سقوط صفویان به دست افغان ها، چراغ هنر ایران هم رو به خاموشی گرایید. افشاریه و زندیه و قاجاریان هم هیچ کاری برای نجات آن انجام ندادند. در دوران پهلوی دیگر کسی خبری از بافت پارچههای زربفت و مخملین و گرانبها نداشت. تنها برخی خانوادهها پنهانی در خانه خود پارچههایی بافته و پس از کهنه کردن آن به نام پارچه عتیقه، به قیمت گزاف آن را میفروختند. پس از سلجوقیان، هنر رو به خاموشی گرایید و یورش مغولان از خاور دور به ایران، همه چیز و همه کس را تا لبهی پرتگاه نابودی پیش برد. در دوران مغولان کشتار و ویرانی چون شبحی تار بر ایران سایه انداخته بود و باالطبع هنرمندان هم نه مجالی برای خودنمایی داشتند و نه حکومت چنینی چیزی میخواست. هر چند که در اواخر حکومت مغولان اوضاع اندکی رو به بهبود رفت اما هیچگاه شکوه دوران پیشین، تکرار نشد.
زری بافی در دوره پهلوی
در دوران پهلوی به دلیل نیاز دربار برای لباسهای زربفت چه برای پوشش و چه برای هدیه دادن، بار دیگر بافت پارچههای زرباف رونق گستردهای گرفت به ویژه در زمان تاجگذاری که لباسهای دربار باید از این پارچههای بافته میشد. با ورود ماشینهای بافندگی و آسان شدن فن بافت در اوایل دوره پهلوی، این هنر تقریباً به جز در چند زیرزمین خانههای سنتی منطقه کاشان، یزد و اصفهان، در جای دیگری وجود نداشت. تا این که خبر بافت پارچههای زربفت در کاشان به گوش رضاشاه میرسد و همزمان با گشایش مدرسه صنایع مستظرفه قدیم، یکی از استادان بزرگ این رشته به نام محمد طریقی از کاشان به تهران منتقل شد و این رشته رو به نابودی را در شرایط سخت گسترش داد و شاگردان بسیاری تربیت کرد، تاجایی که در سال ۱۳۵۲ در تهران اساتید متخصص در رشته بافت زری و مخمل به بیش از هفتاد نفر رسیده بودند.
نقوش پارچههای زربفت
نقوش پارچههای ساسانی در تناسب و هماهنگی طرح و رنگ به نهایت درجه هنری رسیده بود. ترکیبات نقوش ساسانی، برگرفته از مرغ و پرندگان، جانوران و شکارگاه و سواران و طرح های تجریدی و انتزاعی بود. پس از ساسانیان، به علت حرمت بهره گیری از طلا برای مردان، مدتی نسبتا دراز، بافت پارچههای زربفت به تعویق افتاد تا این که بافتن پارچههای زربفت در دوره سلجوقیان رونق یافت. در دورههای اسلامی، نقوش حیوانات و پرندگان مانند شیر، عنقا و عقاب که زربفت شدهاند و در متن پارچهها، جلال و شکوهی داشتند از پیشرفت تکنیک پارچه بافی درعصر سلجوقیان است. طرحهای شقایق و نیلوفر آبی نیز از عناصر تزئینی در بافت پارچههای این دوره است.
در دورههای بعد، به تدریج طرح های تازهای به ابتکار طراحان و بافندگان ایران ایجاد شد و در هویتی مستقل، دوره معتبر و اصیل نساجی صفویه را بنیان نهاد. اما پیش از آن یعنی در عصر مغول، سال های فراموشی نساجی ایران بود و زری بافان از بیم مرگ، متواری شده و در خفا میزیستند. تزئین پارچههای یاد شده عبارت بود از اشکال انسانی، تصویر حیوانات و پرندگان و گل و گیاه و گاهی نیز تصاویر داستانهای رزمی و بزمی برآنها نقش بسته است.
به لحاظ کیفیت طرحها و نقشهای به کار رفته در دورههای قبل و بعد از اسلام، هر دورهای بیان گر اصالت فرهنگی و تاریخی زمان خویش است و همسانی و اتحاد کاملی با دیگر هنرهای آن روزگار دارد. به طور مثال، طرحهایی را که بر روی ظروف فلزی دوره ساسانی و سفالینههای آن زمان دیده میشود بر روی پارچههای آن زمان نیز میتوان یافت و یا در دوره اسلامی، طرحهایی را که به شکل شکارگاه ترسیم میشده با همان شیوه و سبک میتوان در پارچهها رؤیت کرد.
.jpg)
کاربرد پارچههای زربفت
این پارچهها، برای تن پوش پادشاهان، وزیران، بزرگان، درباریان به کار میرفت و هم چنین هدیهای ارزشمند بشمار می رفت. برای بافت فقط دو الی سه سانتی متر پارچههای زربافت، بیش از ۷ الی ۸ ساعت کار مفید در روز نیاز است و به همین دلیل پارچههای زربافت بسیار ارزشمند هستند. چله یا تار برای بافت پارچهها از ابریشم خالص است و پودهای آن ابریشم رنگی و یکی از پودها، نخ گلابتون است که میتواند زرین یا سیمین باشد.
زری بافی بعد از انقلاب اسلامی
پس از انقلاب چون كسي نيازي به اين لباسها نداشت كم كم بافت آن ها محدود شد و حتي صادرات آن هم قطع گرديد. بسياري از استادان رفته رفته بازنشسته شده و بسياري هم چهره در خاك پنهان كردند. بسياري از دستگاههاي بافت، ديگر بافندهاي ندارد و دير يا زود ميشنويم كه اين هنر ارزشمند و باشكوه ايران، پس از قرن ها براي هميشه نابود گشت و تنها بايد در موزههاي كشورهاي غربي نمونههاي آن را ببينيم. اكنون تنها در كارگاه زريبافي سازمان ميراث فرهنگي كشور در تهران و هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان و ميراث فرهنگي كاشان و آران و بیدگل نمونههایي از انواع زري و مخمل بافته ميشود.
زربفت چگونه به خارج از ایران راه یافت
نخست عامل در خروج زربفت از ایران، راه تجارت و داد و ستد بود. دیگر راه هم جنگهای صلیبی بود که باعث شناخته شد. سپاهیان مسیحی در همین جنگها پارچههای ایرانی را از فلسطین با خود به اروپا بردند و این پارچهها آنقدر در نظر آن ها ارزشمند بود که اشیای گرانبهای کلیسا را در آن میپیچیدند. حتی برخی از مسیحیان از پارچههای زربفت به عنوان کفن استفاده میکردند. اروپاییان در آغاز نمیدانستند این پارچههای افسانهای بافتهی کدام کشور است و تنها شنیده بودند که از شرق میآید. اما به مرور دریافتند اینها مربوط به سرزمین ایران و دوران ساسانی است. هیوان تسانگ که یک مسافر چینی است و در سال 630 میلادی به ایران آمده بود، حدود 25 گونه مختلف از پارچههای ایرانی را که دیده بود ، خریداری کرده و با خود به چین برده بود...
مهمترین مراکز بافت زربفت
مشهورترین مراکز نساجی در دوره صفویه، شهرهای کاشان، اصفهان، یزد، هرات، تبریز، رشت، مشهد، قم، ساوه و... بوده است. اما بافندگان شهرهای کاشان، یزد و اصفهان در بافتن پارچه های نقشدار شهرة آفاق بودند.
پارچههای زربفت تاریخی
قدیمیترین پارچه زربافت از دوران صفوی، زریهایی است که چندین سال پیش در نزدیکی آرامگاه بی بی شهربانو در قبر یکی از بزرگان عهد سلجوقی پیدا شد و امروز قطعات مختلف آن در موزه های مختلف دنیا پخش شده است. هم چنین بر اساس نوشته های نویسندگان قرون 2 و 3 هجری، ایالات خوزستان، گیلان، استرآباد، طبرستان و خراسان هر کدام سالانه مقدار زیادی پارچههای ابریشمی و زری به صورت مالیات به دربار خلفای عباسی میفرستادند. این اطلاعات را پروفسور پوپ جمع آوری کرده و در جلد دوم کتاب هنر ایران چاپ کرده است. در قرن 3 و 4 هجری، هنوز پارچههای زربفت ایران طبق اصول و سنن هنر ساسانی بافته می شد. نقش این پارچههای زری دو حیوان فرضی را نشان می دهد که در فردوس، برگهای درخت جاویدان را که در کنار آب حیات روئیده می خورند. در حدود 1200 سال پیش مسافران اروپایی این پارچه زربفت را به هنگام مسافرت به ایران به دست آورده و باقی مانده های صلیب مقدس را در آن پیچیده، همراه خود به کشور فرانسه برده و به کلیسای شهر نانسی در فرانسه هدیه کرده اند و امروز در همان کلیسا محفوظ است. در حدود1200 سال قبل یک پارچه زربفت که یادگار هنر هخامنشی روی آن دیده می شود از ایران خریده شده و برای پوشانیدن روی قبر یکی از مقدسین کلیسای شهر سانس در فرانسه به کار برده شده و امروز در همان کلیسا محفوظ می باشد. نظایر این نقش هنوز روی چادرشبهای قاسم آباد و روی گلیم های بافته شده در نقاط مختلف ایران دیده می شود. ضمن آن که نقوش برجسته طاق بستان شاه را با لباس های زربفت و زیبا، در دامنه کوه نشان می دهد، متعلق به عهد ساسانی و نشانی از استفاده زربفت در آن دوران است.
در موزه کاخ کرملین در مسکو، چند قطعه لباس از زری ایران به چشم میخورد که در زمان صفویه در ایران بافته شده و به مسکو فرستاده شده. این زریها برای لباس تزارها و درباریان مسکو یا برای کشیشان و روحانیان به کار رفته شده است. به همین طریق در موزه ارمیتاژ در لنینگراد، قطعاتی از زری های عهد ساسانی و صفوی موجود است. در موزه استکهلم نیز لبادهای از عهد صفویه موجود است که معلوم نیست به چه طریق به آن محل رفته. درزمان شاه عباس دوم ،بافت پارچههای ارزشمند زربفت و مخمل زری ، بادقت و مهارت ادامه داشت و باقطعاتی از آنها نام بافنده آن که «غیاث » بود نقش بسته است در موزه متروپولیتن دو قطعه کوچک پارچه ابریشمی تاریخدار، از زمانشاه عباس موجود است که روی آنها نام بافنده شاه حسین و تاریخ 1008 قمری نقش بسته است. مثلاً درموزه کوپریونیون دو قطعه پارچه ابریشمی را میبینیم که روی آنها، منظرهای از داستان لیلی ومجنون دیده میشود.
مراحل بافت
مراحل بافت زری بافی شامل نقشه بندی ، چله كشی ،گذراندن ابریشم از وردها و شانه ها می باشد.
دستگاه بافت
دستگاه زری بافی نیز معمولا ابزارو آلات چوبی است كه به سبك قدیمی و ساده ساخته می شود . با هر دستگاه به طور معمول دو نفر کار می کنند یک نفربافنده زری و دیگری شاگرد او که به گوشواره کش ملقب است. کار گوشواره کش بالا و پائین بردن تخته هائی است که از قبل نقشه ها روی آن نقشبندی شده است ودر قسمت بالای دستگاه نصب است و به این وسیله نقش ها به طرف بافنده هدایت می شود. در اغلب موارد زمینه یا بوم پارچه زری ازنخ ابریشم است و نخ گلابتون جز نخهای پود می باشد.
در بافندگي رشته نخهايي كه طول پارچه را تشكيل مي دهد تار نام دارد و نخهايي كه در عرض پارچه قرار گرفته و به تار مي پيوندد پود می نامند. براي اين كه پارچه اي بافته شود بايد تارهاي پارچه با پود آن بپيوندند و براي حصول به اين پيوستگي بايد هر بار كه ماكوي حامل پود در دستگاه رفت و آمد مي كند قسمتي از تارها بالا بيايد و قسمت ديگر پايين بماند. در فاصله اين دو قسمت كه آن را(پا) مي نامند پود جا مي گيرد و همين كه پود به وسيله شانه فشرده شد، پا عوض مي شود يعني دسته ديگري از پا ها بالا مي آيد و تارهايي كه بالا بوده اند پايين مي روند بدين طريق است كه ميان تار و پود پيوستگي حاصل و پارچه بافته مي شود و اصولاً براي بافتن هر نوع زري و مخمل زري بايد رشته هاي تار و پودكه در دستگاه بافندگي هر كدام محل خاص و هر محل اصطلاح مخصوص خود را دارد و در جاي خود قرار مي گيرد تا امر بافندگي امكان پذير شود.

جنس نخهای پارچه زری
مواد اولیه این صنعت ابریشم طبیعی است . برای بافت این پارچه از رنگ بندی پیچیده ای استفاده نمی کنند. برای نخ تار در نهایت از دو رنگ و برای نخ پود از شش رنگ استفاده می شود. از جمله نکات مهم در بافت پارچه زربفت استفاده از نخ های نازک طلا ونقره است. عامل دیگر پیچیدگی طرح و نقش پارچه است که به کمک همان چند رنگ تولید می شود.
چله كشي
چله كشي عبارت است از گذراندن تار از ورد ها طبق روش مخصوص. پس از آن كه چله كشي به پايان رسيد بايد كليه تار ها را از شانه گذراند. معمولاً تار از شانه اي كه در هر سانتي متر يا هر اينچ داراي دندانه هاي مختلف است مي گذرد. ممكن است از هر دندانه شانه 1-2-3-4-5 تار يا بيش تر عبور داد و اين كم و زياد شدن تعداد تار به مقدار تارهاي عرض پارچه اي كه مي خواهيم ببافيم بستگي دارد.
نقشه و علامات قراردادي
نقشه عبارات است از طريقه پيوستن تار و پود ،كه با دو روش نقشه بافت و حركت وردها مي باشد. علامت قراردادي براي روش اول در موقع ترسيم نقشه پارچه بر حسب اين كه دستگاه حركت ورد در طرف راست يا چپ دستگاه بافندگي قرار گرفته باشد، در همان سمت نقشه چكشي، خطوطي در امتداد وردها رسم مي شود كه هر يك نمايش يك تار يا يك دور رفتن يا برگشتن ماكو را نمايش مي دهد بافت هاي مختلف در زري بافي بسيار زياد است و موارد استثنايي نيز در بافت ها يافت مي شود كه در كتاب صد سال زري بافي ايران اثر استاد محمد طريقي بطور كامل و دقيق آمده است.
تهيه نقشه
پس از اتمام طراحي بافت و مراحل مختلف چله كشي طرح و نقش مورد نظر توسط طراح كه معمولاً از بين اساتيد بزرگ نقاشي مي باشند تهيه مي گردد و با توجه به تراكم تار و پود طرح مورد نطر به روي كاغذ شطرنجي انتقال داده مي شود اين كار توسط نقشه كشهايي كه كاملاً به طرح و انتقال آن بر روي كاغذ شطرنجي آشنايي دارند انجام مي گردد. پس از انتخاب طرح و انتقال آن روي كاغذ شطرنجي از طريق ريسمان كشي نقشه بافته مي شود.
مراحل رنگرزي ابريشم
مراحل رنگرزي ابريشم و روش هاي آن با رنگ هاي نباتي مهم ترين عامل بوجود آوردن زيبايي پرشكوه و دلپذير زري هاي ايران است رنگها معمولاً از گياهان گرفته مي شوند و ماده رنگ كننده آن ها از ريشه يا تنه درختان، برگها، گلها، ميوه ها يا پوست آنها باشد.
این هنر با وجود تمام بی مهریها، هنوز هم در نقاطی مانند کاشان و آران و بیدگل زنده است و نفس میکشد، هر چند بی توجهیها باعث شده نفس آن به شماره افتد. با این حال توجه مسئولان و اهتمام آنان به ایجاد زمینه بازاریابی برای پارچههای زربفت، میتواند این پیشه کهن آران و بیدگل را از انقراض نجات دهد.3195/
زری بافی در دوران هخامنشیان
بدون شک بافتن پارچههای زربفت، مانند قالی و گلیم از زمان هخامنشیان در ایران مرسوم بوده است زیرا در بسیاری از نقوش برجسته تخت جمشید، شوش و حتی پاسارگاد، نقوشی در حاشیههای لباس شاهنشاهان و درباریان به چشم می خورد که حاکی از این است که لباس آنها از پارچههای زربفت بوده، به علاوه در حاشیه لباده و حاشیه آستینها و یقه لباس، قطعاتی از طلای ناب به شکل شیر، مرغ، ستاره با گل پنجپر و یا نقوش هندسی مانند مثلث و غیره میدوختند و بسیاری از این قطعات طلا، امروزه در موزه ایران باستان و موزههای دیگر دنیا موجود است که متعلق به عهد هخامنشی میباشد.
نساجی ایران در این دوره به ویژه در بافت پارچههای ابریشمی، پشمی نرم و لطیف مشهور بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباسهای زیبا و فاخر شهرت داشتند. اسکندر مقدونی با همه دشمنیش با ایرانیان، بنا به نوشتههای هرودوت و پلوتارک از هنگام ورود به ایران تا هنگام مرگش، لباسهای زربفت ایرانی بر تن میکرد. پس از نابودی هخامنشیان، و در دوره اشکانیان دیگر آن شکوه و بزرگی در صنایع و هنرها، به ویژه در بافندگی، به وجود نیامد. تنها چند تکه از پارچههای ابریشمی در سرزمین لولان در چین پیدا شده که در آن روزگار آخرین مرز ایران در شرق دور بوده است.
زری بافی در دوران ساسانیان
از دوره ساسانیان نیز در کلیساها و موزههای خارج از ایران، نمونهای متعدد زری موجود است. بسیاری از تاریخدانان بر این باور هستند که این دوره، دوره شکوفایی و طلایی هنر و تمدن ایران بوده است. بسیاری از بافتههای این دوره در کلیساها و موزههای غرب، به یادگار مانده است. زریهای دوره ساسانیان به قدری مورد توجه بود، که از تمام نقاط دنیا خواستار آن بودند و وقتی کسی به ایران مسافرت میکرد، بهترین هدیه ای که می توانست به میهن خود ببرد یک قطعه زری بود.
زری بافی در دوران صفویان
فن زری بافی در دوران صفویه به منتهای کمال خود رسید. به حقیقت باید گفت دوران صفویان، اوج شکوه و بلندی هنر و تمدن ایرانیان بوده است که پس از اسلام مانند آن دیده و شنیده نشده است و امروز اگر کسی به کارگاههای زری بافی هنرهای زیبای کشور مراجعه کند، با دیدن دستگاههای زری بافی آن کارگاههای که نمونهای از دستگاههای قدیم است توجه خواهد کرد تا چه حد فن زری بافی در عهد صفوی تکمیل شده بود. شاه عباس در اصفهان کارگاهی بهنام کارگاه شاهی ساخته و از هنرمندان زریباف میخواهد تا در آنجا کار کنند. این کارگاه به شکل انحصاری برای دربار شاهی پارچههای بسیار نفیس میبافت و نام آن شهره آفاق گشته بود. از این دوران هم نمونههای بسیاری باقی مانده که حتی امروز، دیگر کسی نمیداند که آن استادان زبردست، این پارچهها را بافتهاند! در این دوره زری بافی در سراسر ایران طرفدار پیدا کرد و در منطقه کاشان و آران و بیدگل نیز اوج گرفت. بر اساس نقلهای تاریخی در این زمان بود که کارگاههای زری بافی بسیاری تأسیس شد و حتی خانوادههایی به صورت نسل به نسل این حرفه و پیشه را دنبال کردند. هر چند برخی نقل ها وجود این حرفه در این منطقه را به دوره های پیش از اسلام نیز مربوط می دانند.
زری بافی بعد از صفویان
با سقوط صفویان به دست افغان ها، چراغ هنر ایران هم رو به خاموشی گرایید. افشاریه و زندیه و قاجاریان هم هیچ کاری برای نجات آن انجام ندادند. در دوران پهلوی دیگر کسی خبری از بافت پارچههای زربفت و مخملین و گرانبها نداشت. تنها برخی خانوادهها پنهانی در خانه خود پارچههایی بافته و پس از کهنه کردن آن به نام پارچه عتیقه، به قیمت گزاف آن را میفروختند. پس از سلجوقیان، هنر رو به خاموشی گرایید و یورش مغولان از خاور دور به ایران، همه چیز و همه کس را تا لبهی پرتگاه نابودی پیش برد. در دوران مغولان کشتار و ویرانی چون شبحی تار بر ایران سایه انداخته بود و باالطبع هنرمندان هم نه مجالی برای خودنمایی داشتند و نه حکومت چنینی چیزی میخواست. هر چند که در اواخر حکومت مغولان اوضاع اندکی رو به بهبود رفت اما هیچگاه شکوه دوران پیشین، تکرار نشد.
زری بافی در دوره پهلوی
در دوران پهلوی به دلیل نیاز دربار برای لباسهای زربفت چه برای پوشش و چه برای هدیه دادن، بار دیگر بافت پارچههای زرباف رونق گستردهای گرفت به ویژه در زمان تاجگذاری که لباسهای دربار باید از این پارچههای بافته میشد. با ورود ماشینهای بافندگی و آسان شدن فن بافت در اوایل دوره پهلوی، این هنر تقریباً به جز در چند زیرزمین خانههای سنتی منطقه کاشان، یزد و اصفهان، در جای دیگری وجود نداشت. تا این که خبر بافت پارچههای زربفت در کاشان به گوش رضاشاه میرسد و همزمان با گشایش مدرسه صنایع مستظرفه قدیم، یکی از استادان بزرگ این رشته به نام محمد طریقی از کاشان به تهران منتقل شد و این رشته رو به نابودی را در شرایط سخت گسترش داد و شاگردان بسیاری تربیت کرد، تاجایی که در سال ۱۳۵۲ در تهران اساتید متخصص در رشته بافت زری و مخمل به بیش از هفتاد نفر رسیده بودند.
نقوش پارچههای زربفت
نقوش پارچههای ساسانی در تناسب و هماهنگی طرح و رنگ به نهایت درجه هنری رسیده بود. ترکیبات نقوش ساسانی، برگرفته از مرغ و پرندگان، جانوران و شکارگاه و سواران و طرح های تجریدی و انتزاعی بود. پس از ساسانیان، به علت حرمت بهره گیری از طلا برای مردان، مدتی نسبتا دراز، بافت پارچههای زربفت به تعویق افتاد تا این که بافتن پارچههای زربفت در دوره سلجوقیان رونق یافت. در دورههای اسلامی، نقوش حیوانات و پرندگان مانند شیر، عنقا و عقاب که زربفت شدهاند و در متن پارچهها، جلال و شکوهی داشتند از پیشرفت تکنیک پارچه بافی درعصر سلجوقیان است. طرحهای شقایق و نیلوفر آبی نیز از عناصر تزئینی در بافت پارچههای این دوره است.
در دورههای بعد، به تدریج طرح های تازهای به ابتکار طراحان و بافندگان ایران ایجاد شد و در هویتی مستقل، دوره معتبر و اصیل نساجی صفویه را بنیان نهاد. اما پیش از آن یعنی در عصر مغول، سال های فراموشی نساجی ایران بود و زری بافان از بیم مرگ، متواری شده و در خفا میزیستند. تزئین پارچههای یاد شده عبارت بود از اشکال انسانی، تصویر حیوانات و پرندگان و گل و گیاه و گاهی نیز تصاویر داستانهای رزمی و بزمی برآنها نقش بسته است.
به لحاظ کیفیت طرحها و نقشهای به کار رفته در دورههای قبل و بعد از اسلام، هر دورهای بیان گر اصالت فرهنگی و تاریخی زمان خویش است و همسانی و اتحاد کاملی با دیگر هنرهای آن روزگار دارد. به طور مثال، طرحهایی را که بر روی ظروف فلزی دوره ساسانی و سفالینههای آن زمان دیده میشود بر روی پارچههای آن زمان نیز میتوان یافت و یا در دوره اسلامی، طرحهایی را که به شکل شکارگاه ترسیم میشده با همان شیوه و سبک میتوان در پارچهها رؤیت کرد.
.jpg)
کاربرد پارچههای زربفت
این پارچهها، برای تن پوش پادشاهان، وزیران، بزرگان، درباریان به کار میرفت و هم چنین هدیهای ارزشمند بشمار می رفت. برای بافت فقط دو الی سه سانتی متر پارچههای زربافت، بیش از ۷ الی ۸ ساعت کار مفید در روز نیاز است و به همین دلیل پارچههای زربافت بسیار ارزشمند هستند. چله یا تار برای بافت پارچهها از ابریشم خالص است و پودهای آن ابریشم رنگی و یکی از پودها، نخ گلابتون است که میتواند زرین یا سیمین باشد.
زری بافی بعد از انقلاب اسلامی
پس از انقلاب چون كسي نيازي به اين لباسها نداشت كم كم بافت آن ها محدود شد و حتي صادرات آن هم قطع گرديد. بسياري از استادان رفته رفته بازنشسته شده و بسياري هم چهره در خاك پنهان كردند. بسياري از دستگاههاي بافت، ديگر بافندهاي ندارد و دير يا زود ميشنويم كه اين هنر ارزشمند و باشكوه ايران، پس از قرن ها براي هميشه نابود گشت و تنها بايد در موزههاي كشورهاي غربي نمونههاي آن را ببينيم. اكنون تنها در كارگاه زريبافي سازمان ميراث فرهنگي كشور در تهران و هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان و ميراث فرهنگي كاشان و آران و بیدگل نمونههایي از انواع زري و مخمل بافته ميشود.
زربفت چگونه به خارج از ایران راه یافت
نخست عامل در خروج زربفت از ایران، راه تجارت و داد و ستد بود. دیگر راه هم جنگهای صلیبی بود که باعث شناخته شد. سپاهیان مسیحی در همین جنگها پارچههای ایرانی را از فلسطین با خود به اروپا بردند و این پارچهها آنقدر در نظر آن ها ارزشمند بود که اشیای گرانبهای کلیسا را در آن میپیچیدند. حتی برخی از مسیحیان از پارچههای زربفت به عنوان کفن استفاده میکردند. اروپاییان در آغاز نمیدانستند این پارچههای افسانهای بافتهی کدام کشور است و تنها شنیده بودند که از شرق میآید. اما به مرور دریافتند اینها مربوط به سرزمین ایران و دوران ساسانی است. هیوان تسانگ که یک مسافر چینی است و در سال 630 میلادی به ایران آمده بود، حدود 25 گونه مختلف از پارچههای ایرانی را که دیده بود ، خریداری کرده و با خود به چین برده بود...
مهمترین مراکز بافت زربفت
مشهورترین مراکز نساجی در دوره صفویه، شهرهای کاشان، اصفهان، یزد، هرات، تبریز، رشت، مشهد، قم، ساوه و... بوده است. اما بافندگان شهرهای کاشان، یزد و اصفهان در بافتن پارچه های نقشدار شهرة آفاق بودند.
پارچههای زربفت تاریخی
قدیمیترین پارچه زربافت از دوران صفوی، زریهایی است که چندین سال پیش در نزدیکی آرامگاه بی بی شهربانو در قبر یکی از بزرگان عهد سلجوقی پیدا شد و امروز قطعات مختلف آن در موزه های مختلف دنیا پخش شده است. هم چنین بر اساس نوشته های نویسندگان قرون 2 و 3 هجری، ایالات خوزستان، گیلان، استرآباد، طبرستان و خراسان هر کدام سالانه مقدار زیادی پارچههای ابریشمی و زری به صورت مالیات به دربار خلفای عباسی میفرستادند. این اطلاعات را پروفسور پوپ جمع آوری کرده و در جلد دوم کتاب هنر ایران چاپ کرده است. در قرن 3 و 4 هجری، هنوز پارچههای زربفت ایران طبق اصول و سنن هنر ساسانی بافته می شد. نقش این پارچههای زری دو حیوان فرضی را نشان می دهد که در فردوس، برگهای درخت جاویدان را که در کنار آب حیات روئیده می خورند. در حدود 1200 سال پیش مسافران اروپایی این پارچه زربفت را به هنگام مسافرت به ایران به دست آورده و باقی مانده های صلیب مقدس را در آن پیچیده، همراه خود به کشور فرانسه برده و به کلیسای شهر نانسی در فرانسه هدیه کرده اند و امروز در همان کلیسا محفوظ است. در حدود1200 سال قبل یک پارچه زربفت که یادگار هنر هخامنشی روی آن دیده می شود از ایران خریده شده و برای پوشانیدن روی قبر یکی از مقدسین کلیسای شهر سانس در فرانسه به کار برده شده و امروز در همان کلیسا محفوظ می باشد. نظایر این نقش هنوز روی چادرشبهای قاسم آباد و روی گلیم های بافته شده در نقاط مختلف ایران دیده می شود. ضمن آن که نقوش برجسته طاق بستان شاه را با لباس های زربفت و زیبا، در دامنه کوه نشان می دهد، متعلق به عهد ساسانی و نشانی از استفاده زربفت در آن دوران است.
در موزه کاخ کرملین در مسکو، چند قطعه لباس از زری ایران به چشم میخورد که در زمان صفویه در ایران بافته شده و به مسکو فرستاده شده. این زریها برای لباس تزارها و درباریان مسکو یا برای کشیشان و روحانیان به کار رفته شده است. به همین طریق در موزه ارمیتاژ در لنینگراد، قطعاتی از زری های عهد ساسانی و صفوی موجود است. در موزه استکهلم نیز لبادهای از عهد صفویه موجود است که معلوم نیست به چه طریق به آن محل رفته. درزمان شاه عباس دوم ،بافت پارچههای ارزشمند زربفت و مخمل زری ، بادقت و مهارت ادامه داشت و باقطعاتی از آنها نام بافنده آن که «غیاث » بود نقش بسته است در موزه متروپولیتن دو قطعه کوچک پارچه ابریشمی تاریخدار، از زمانشاه عباس موجود است که روی آنها نام بافنده شاه حسین و تاریخ 1008 قمری نقش بسته است. مثلاً درموزه کوپریونیون دو قطعه پارچه ابریشمی را میبینیم که روی آنها، منظرهای از داستان لیلی ومجنون دیده میشود.
مراحل بافت
مراحل بافت زری بافی شامل نقشه بندی ، چله كشی ،گذراندن ابریشم از وردها و شانه ها می باشد.
دستگاه بافت
دستگاه زری بافی نیز معمولا ابزارو آلات چوبی است كه به سبك قدیمی و ساده ساخته می شود . با هر دستگاه به طور معمول دو نفر کار می کنند یک نفربافنده زری و دیگری شاگرد او که به گوشواره کش ملقب است. کار گوشواره کش بالا و پائین بردن تخته هائی است که از قبل نقشه ها روی آن نقشبندی شده است ودر قسمت بالای دستگاه نصب است و به این وسیله نقش ها به طرف بافنده هدایت می شود. در اغلب موارد زمینه یا بوم پارچه زری ازنخ ابریشم است و نخ گلابتون جز نخهای پود می باشد.
در بافندگي رشته نخهايي كه طول پارچه را تشكيل مي دهد تار نام دارد و نخهايي كه در عرض پارچه قرار گرفته و به تار مي پيوندد پود می نامند. براي اين كه پارچه اي بافته شود بايد تارهاي پارچه با پود آن بپيوندند و براي حصول به اين پيوستگي بايد هر بار كه ماكوي حامل پود در دستگاه رفت و آمد مي كند قسمتي از تارها بالا بيايد و قسمت ديگر پايين بماند. در فاصله اين دو قسمت كه آن را(پا) مي نامند پود جا مي گيرد و همين كه پود به وسيله شانه فشرده شد، پا عوض مي شود يعني دسته ديگري از پا ها بالا مي آيد و تارهايي كه بالا بوده اند پايين مي روند بدين طريق است كه ميان تار و پود پيوستگي حاصل و پارچه بافته مي شود و اصولاً براي بافتن هر نوع زري و مخمل زري بايد رشته هاي تار و پودكه در دستگاه بافندگي هر كدام محل خاص و هر محل اصطلاح مخصوص خود را دارد و در جاي خود قرار مي گيرد تا امر بافندگي امكان پذير شود.

جنس نخهای پارچه زری
مواد اولیه این صنعت ابریشم طبیعی است . برای بافت این پارچه از رنگ بندی پیچیده ای استفاده نمی کنند. برای نخ تار در نهایت از دو رنگ و برای نخ پود از شش رنگ استفاده می شود. از جمله نکات مهم در بافت پارچه زربفت استفاده از نخ های نازک طلا ونقره است. عامل دیگر پیچیدگی طرح و نقش پارچه است که به کمک همان چند رنگ تولید می شود.
چله كشي
چله كشي عبارت است از گذراندن تار از ورد ها طبق روش مخصوص. پس از آن كه چله كشي به پايان رسيد بايد كليه تار ها را از شانه گذراند. معمولاً تار از شانه اي كه در هر سانتي متر يا هر اينچ داراي دندانه هاي مختلف است مي گذرد. ممكن است از هر دندانه شانه 1-2-3-4-5 تار يا بيش تر عبور داد و اين كم و زياد شدن تعداد تار به مقدار تارهاي عرض پارچه اي كه مي خواهيم ببافيم بستگي دارد.
نقشه و علامات قراردادي
نقشه عبارات است از طريقه پيوستن تار و پود ،كه با دو روش نقشه بافت و حركت وردها مي باشد. علامت قراردادي براي روش اول در موقع ترسيم نقشه پارچه بر حسب اين كه دستگاه حركت ورد در طرف راست يا چپ دستگاه بافندگي قرار گرفته باشد، در همان سمت نقشه چكشي، خطوطي در امتداد وردها رسم مي شود كه هر يك نمايش يك تار يا يك دور رفتن يا برگشتن ماكو را نمايش مي دهد بافت هاي مختلف در زري بافي بسيار زياد است و موارد استثنايي نيز در بافت ها يافت مي شود كه در كتاب صد سال زري بافي ايران اثر استاد محمد طريقي بطور كامل و دقيق آمده است.
تهيه نقشه
پس از اتمام طراحي بافت و مراحل مختلف چله كشي طرح و نقش مورد نظر توسط طراح كه معمولاً از بين اساتيد بزرگ نقاشي مي باشند تهيه مي گردد و با توجه به تراكم تار و پود طرح مورد نطر به روي كاغذ شطرنجي انتقال داده مي شود اين كار توسط نقشه كشهايي كه كاملاً به طرح و انتقال آن بر روي كاغذ شطرنجي آشنايي دارند انجام مي گردد. پس از انتخاب طرح و انتقال آن روي كاغذ شطرنجي از طريق ريسمان كشي نقشه بافته مي شود.
مراحل رنگرزي ابريشم
مراحل رنگرزي ابريشم و روش هاي آن با رنگ هاي نباتي مهم ترين عامل بوجود آوردن زيبايي پرشكوه و دلپذير زري هاي ايران است رنگها معمولاً از گياهان گرفته مي شوند و ماده رنگ كننده آن ها از ريشه يا تنه درختان، برگها، گلها، ميوه ها يا پوست آنها باشد.
این هنر با وجود تمام بی مهریها، هنوز هم در نقاطی مانند کاشان و آران و بیدگل زنده است و نفس میکشد، هر چند بی توجهیها باعث شده نفس آن به شماره افتد. با این حال توجه مسئولان و اهتمام آنان به ایجاد زمینه بازاریابی برای پارچههای زربفت، میتواند این پیشه کهن آران و بیدگل را از انقراض نجات دهد.3195/
نظر شما