اهمیت و جایگاه «دختران» در روایات معصومین و قرآن

همزمان با سالروز ولادت خانم فاطمه معصومه (س) ، روز دختر در تقویم ها رقم خورده است که بهتر است اهمیت مقام دختر را در روایات و قرآن کریم نیز جستجو کنیم.


به گزارش ایمنا، روایات متعددی از ائمه معصومین در مورد مقام دختر ذکر شده و در قرآن کریم نیز به آن پرداخته شده است، در صورتی که کمتر به آن می پردازند و حتی جایگاه دختر را در مقامی نه چندان بلند عرضه می کنند.
با قدری تامل می توان دریافت که هنوز هستند انسانهایی که جاهلانه پسر را بر دختر ترجیح می دهند و به تعبیر قرآن کریم با شنیدن نام دختر چهره آنان عبوس می شود این تلقی که ریشه تاریخی دارد ، ناشی از جهل آنان و یکی از مصادیق جاهلیت مدرن است. با سیری در منابع اسلامی ، روایات و قرآن می توان فهمید که دختر در اندیشه اسلامی چه جایگاه والایی داشته و دارد.
در فرهنگ اهل بیت (ع) که ریشه در وحی و کلام الهی دارد، زنان و دختران از جایگاه خاصّی برخوردارند و تعابیر زیبا و بلندی که برای دختران به کار گرفته شده است، حاکی از این موضوع است.
در سخنان معصومان(ع) از دختران با واژه هایی چون، ریحانه (گل)، قواریر (بلورها)، و حسنه (نیکی) یاد شده است؛ که هر یک، نشان از امتیاز و ویژگی خاصّ طبیعی و روحی دختران دارد.
دخترداری از نظر رسول خدا(ص)
از رسول خدا حضرت محمد(ص) نقل شده که فرموده اند:
"نِعمَ الوَلَدُ البَنَاتُ مُلَطِّفَاتٌ مُجَهِّزَاتٌ مُؤمِنَاتٌ مُبَارَکاتٌ مُفَلَّیَاتٌ"؛
دختران چه فرزندان خوبى هستند؛ با لطافت و مهربان، آماده به خدمت‏ رسانى، یار و غمخوار [اعضاى خانواده]، با برکت و پاکیزه کننده [در خانواده براى پدر و مادر.]
در روایتی دیگر آمده است :
"اِنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَلَى الاُناثِ اَرَقٌّ مِنهُ عَلَى الذُّکُورِ"؛
خداوند متعال بر دختران مهربان‏تر است تا پسران.
در کتاب میزان الحکمه نیز از رسول خدا آمده:
مَن کانتْ لَه ابنةٌ فأدّبَها وأحْسَنَ أدَبها ، وعلّمَها فأحْسَنَ تعلیمَها ؛ فأوسَعَ علَیها مِن نِعمِ اللّه ِ الّتى أسبَغَ علَیهِ ، کانَتْ لَه مَنَعةً وسِتْرا مِن النّارِ .
هر که دختری داشته باشد وخوب تربیتش کند واو را به خوبی دانش بیاموزد واز نعمتهایی که خداوند به او عطا کرده به وفور بهره مندش سازد، آن دختر، سپر و پوشش پدر در برابر آتش دوزخ خواهد بود.
همچنین به نقل از بحارالانوار رسول خدا در جایی دیگر می فرماید:
مَن دَخَلَ‏السُّوقَ فاشتَرى تُحْفةً فَحَمَلَها إلى عِیالِهِ کانَ کَحامِلِ صَدَقَةٍ إلى قَومٍ مَحاوِیجَ ، ولْیَبدَأْ بِالاْءناثِ قَبلَ الذُّکُورِ.
هـر کـس وارد بـازار شود و هدیّه‏اى بخرد و آن را بـراى خـانواده خـود ببرد ، همانند کـسى اسـت که براى گـروهى نیازمند صدقه‏اى بَرَد و بـایـد (دادن هـدیّه را) از دخـتران شروع کند.
توصیف دختران از منظر امام صادق(ع)
امام صادق (ع) نیز اهمیت ویژه ای برای مقام دختر قائل بودند و روایات متعددی از ایشان نقل شده که به دو مورد بسنده می کنیم.
البَنونَ نَعیمٌ والبَناتُ حَسَناتٌ، واللّه‏ُ یَسألُ عَنِ النَّعیمِ ویُثیبُ علَى الحَسَناتِ .
پسران نعمت اند و دختران حسنه، و خداوند از نعمت‏ها بازخواست مى‏ کند و براى حسنات پاداش مى‏ دهد.
در حدیث دیگری از امام صادق (ع) نیز آمده که فردی از یاران امام جعفر صادق (ع) دختردار شد، حضرت نزد او رفت، دید خشمگین است، فرمود: اگر خداوند به تو وحی کند که آیا می خواهی چیزی را من برای تو انتخاب کنم یا تو برای خودت انتخاب می کنی؟ چه پاسخ می دهی؟ آن مرد گفت: به خدا عرض می کنم: آنچه را تو برایم بپسندی و انتخاب کنی، می پسندم.
امام صادق (ع) فرمود: اکنون خداوند فرزند دختر را برای تو انتخاب کرده است. سپس فرمود: آن عالم و ولیّ خدا (خضر علیه السلام) که همراه موسی (ع) بود و آن پسر بچه را کشت، خداوند از قول او فرمود: ما آن پسر را کشتیم چرا که بیم آن بود پدر و مادرش را به طغیان و کفر وادارد، از این رو خواستیم پروردگارشان به جای او فرزندی پاک تر و با محبّت تر به آن پدر و مادر بدهد.
امام صادق(ع) در ادامه فرمود: خداوند به آن دو، دختری عنایت کرد که از او و نسل وی هفتاد پیامبر به دنیا آمدند.
نگاه قرآن به مقام دختر
نگاه اسلام و قرآن به زن به عنوان موجودی از نظر آفرینش و خلقت همسان با مرد می باشد.
خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکمُ الَّذِی خَلَقَکم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کثِیرًا وَ نِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کانَ عَلَیْکمْ رَقِیبًا.
اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید و از خدایى که به [نامِ‏] او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مَبُرید، که خدا همواره بر شما نگهبان است.
هر چند که قرآن تفاوت هایی میان زن و مرد قائل است و از نظر جسمی زنان را ناتوان و سست تر از مردان و در مجادله و گفت و گوهای جدالی ضعیف تر از ایشان می شمارد، اما در مقابل آنان را آفریده هایی می شمارد که در زیورآلات و زینت رشد و پرورش می یابند و از احساسات و عواطف قوی تر از مردان برخوردارند. همین عواطف قوی به گونه ای عمل می کند که گاه احکام عقلی را زیر پا می گذارند و این توهم پدید می آید که ایشان از نظر عنصر عقل ناقص هستند؛ در حالیکه قوت و قدرت عواطف و احساسات موجب می شود تا عقل عقب نشینی کند و فرصت بیشتری به عواطف و احساسات بدهد؛ این مسئله ای است که برای بقای نوع بشر بدان نیاز است؛ زیرا عواطف و احساسات قوی زن موجب می شود که مسئولیت بار سنگین 9 ماهه آبستنی را تحمل کند و پس از تولد از فرزندش چون گرامی تر از مایه جانش محافظت و مراقبت کند.
در اسلام و قرآن احترام به دختر به عنوان یک ویژگی انسانی مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. احترام به دختر می بایست به گونه ای باشد که در عمل خود را نشان دهد. از این روست که در آموزه های قرآنی این احترام به شکل عملی نشان داده می شود و تنها در حرف و شعار بسنده نمی شود. احترام به شخص به معنای احترام به عقل و هوش اوست و این که از پیشنهادها و آرا و نظریات وی استفاده شود.
در داستانی که قرآن درباره دختران شعیب اشاره می کند، شیوه درست برخورد با دختران به روشنی تبیین می گردد و احترام واقعی و عملی نشان داده می شود. حضرت شعیب (ع) هنگامی که با پیشنهاد به کارگیری حضرت موسی (ع) به دلیل قدرت بدنی و امانت از سوی دختران رو به رو می شود، آن را می پذیرد و نشان می دهد که مشاوره با دختران و زنان هنگامی که با دلیل و برهان همراه باشد نه تنها نادرست نیست بلکه امری درست و راست می باشد. دختران شعیب (ع) به جهت تیزهوشی دریافته بودند که حضرت موسی (ع) شخصی افزون بر قدرت و قوت بدنی که در مواجه با دیگر چوپانان و آب دهی به گوسفندان نشان داده بود، دارای رفتاری درست می باشد و فردی امین می باشد. آنان در یک گفت و گوی کوتاه و برخوردی ساده دریافته بودند که حضرت موسی(ع) انسانی امین می باشد.
 در سوره نحل نیز به دفاع از شخصیت و حقوق دختران پرداخته و به شدت کسانی که از شنیدن دختردار شدن خویش چهره کبود و دگرگون می سازند را سرزنش می کند که این چگونه رفتار زشت و زننده ای است که در پیش می گیرند؟ دختران همانند پسران هستند و از نظر خداوند تفاوتی در میان ایشان نیست. بنابراین نباید از شنیدن دخترداری رو سیاه کنند و خشمناک گردند و از مردم به جهت این خبر بگریزد و متواری شود و با خود اندیشد که آیا با خواری او را نگه دارد و یا زنده در گور و خاک کند؟ این چه حکم و اندیشه زشت و ناپسندی است؟
خداوند در آیات 8 تا 41 سوره تکویر رفتار زشت اعراب جاهلی را به نقد می کشد و از این که خود را صاحب جان دختران می شمارند و به خود حق می دهند که آنان را بکشند و زنده به گور کنند مورد سرزنش قرار می دهد و می پرسد که جان دختران و حق حیات دختران از آن خداست که ایشان را آفریده و جان داده است و کسی را نرسد که این حق را از ایشان سلب کند و جانشان را بگیرد.
 آن گاه می پرسد که این دختران را به چه گناهی می کشند؟ در حقیقت از نگاه قرآن دختر بودن با پسر بودن یکی است و ویژگی دختری موجب نمی شود که مستحق مرگ شود. این در حالی است که اعراب برای دختران و زنان حق حیات قائل نبوده اند و خداوند با چنین سرزنش و سخنان عتاب آمیز می کوشد تا جایگاه دختران را در نظام آفرینش تثبیت کند و زمینه های احترام و بزرگداشت دختران را فراهم آورد./
کد خبر 241647

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.