به گزارش ایمنا، بعضی از المان ها یادآوری می کنند که عمر در حال گذراست و قدر لحظاتش را باید دانست، گاهی یادآور می شوند که فراموش نکنیم کسانی برایمان فداکاری کردند، لحظه ای هم یاد آور آن می شود که اگر جویای نور حقیقت باشی ناخودآگاه به سمتش می روی ... که همه اینها تلنگری است که در عمق روح و جان انسان تاثیر می گذارد و رخنه می کند.
المان یا نماد شهری ترکیبی است پیکره وار که در ساخت آن از ویژگی های درونی احجام و اشکال هندسی – صفحات قائم یا منحنی – اجزائ سازه ای – کابلها – پوترها و فریم ها و به طور کلی هر آنچه می تواند جنبه تزئینی و ساختمانی داشته باشد به صورت یک کلیت یکپارچه و تلفیقی از موارد فوق استفاده می شود.
قبل از هر چیز این ترکیب دارای یک نظام هندسی و تعادلی پایدار و زیباست به گونه ای که پس از خودنمایی در سطح شهر افراد را به گونه ای جذب خود می نماید و ذهنشان را درگیر می کند که تا مدتها در آن منطقه از شهر به صورت سمبلیک مشخصه ای برای شناخت شهر در منطقه مورد نظر می شود.
این خصوصیت ها به ویژه برای توریست ها و کسانی که کمتر به منطقه مورد نظر رفت و آمد می کنند، اهمیت دارد چرا که در مسیر یابی و آدرس دهی صحیح برای پیدا نمودن یک منطقه خاص شهری مشخصه و نماد خاص آن منطقه اهمیت دارد.
نمادها در شناخت منطقه اهمیت دارد و چه بسا برگرفته از اتفاق یا تاریخچه ای خاص در محل مورد نظر باشد و به نکته ای خاص در آن محل اشاره کند و با تاریخچه ای عجین باشد.

یکی از اهداف المان ها می تواند اطلاع رسانی و معرفی منطقه ای خاص به لحاظ تاریخی – جغرافیایی – فرهنگی و ویژگی های خاص مردم آن منطقه بوده و یا به اتفاق یا فرهنگ اشاره کند که همه اینها در برقراری ارتباط بهتر مخاطبین و کسانیکه به محل رفت و آمد دارند با منطقه مورد نظر موثر است.
چه بسا خود همین نماد ها پس از مدتی به یک اثر تاریخی و ماندگار تبدیل گردد و آوازه ی آن در شهرهای دیگر بپیچد. نمونه های بسیاری از این نوع نمادها و المان ها در شهر اصفهان وجود دارد که از جمله آنها می توان به نمادهای "چرخ روزگار"، "دنیا"، "پدر"، "آرزوها"، "زندگی" ، "سفالگر"، "فداکاری" و "خودسازی" اشاره کرد .
اما ویژگی دیگر اینگونه نماد ها ایجاد یک فضای زیبا و یک اتمسفر هنری در سطح شهر است که قسمتهای مختلف شهر را از حالت یکنواختی و تکراری شدن خارج می نماید، به هر بخش از شهر یک هویت و ویژگی خاص می بخشد، در کالبد شهر روح زندگی می دمد و مهمتر از همه اینها به محیط های شهری مقیاس زیستی و انسانی می بخشد.
بی شک در فضایی که با هنر عجین شده انسان راحت تر نفس میکشد چرا که هنر در خون هر انسان است و ناخودآگاه جذب عظمت و زیبایی می شود.

المان، مجسمه نیست!
تفاوت اصلی مجسمه با المان در نگاه انتزاعی و غیر مستقیم المانها به یک موضوع است! نگاهی که ذهن انسان را بعنوان یک موجود متفکر درگیر خود می کند.
لقمه ای آماده نیست که در دهان انسان گذارده شود! فکر و اندیشه و تامل انسان را در برخورد با خود می طلبد، در حرکت انسان مکث و تامل ایجاد میکند و همین ویژگی باعث ماندگاری آن می شود چرا که آنچه موجب درگیری ذهن شود در اذهان باقی می ماند.
اما مجسمه به قول معروف شسته رفته گویی لقمه ای آماده را در دهان فرد می گذارد و مفهوم را مستقیما به وی عرضه می دارد.
درگیری فرد با موضوع به سطح نزول می کند و در چنین حالی و از چنین اثری نمی توان انتظار ماندگار شدن و اثر گذاری در ذهن را داشت، علاوه بر این مجسمه پیکره ای تراشیده شده از سنگ یا یک نوع از مصالح خاص است که معمولاً تنوع خاصی ندارد و کالبدی یکنواخت است در صورتی که المانها چه به لحاظ فرمها و آرایه های به کار رفته و چه به لحاظ مصالح و رنگها و تزئینات معمارانه می توانند سرشار از تنوع و زیبایی باشند.

المان یک ترکیب معمارانه است چرا که در آن از هندسه و ویژگی های درونی اشکال و احجام استفاده می شود در صورتی که هنر پیکره سازی و مجسمه سازی مقوله دیگری است که مستقیما در این گروه طبقه بندی نمی شود؛ اما در برخی موارد برای نشان دادن مکانی خاص از مجسمه استفاده می شود، مثلاً در مکانهایی که به نام شخصیتی خاص معرفی شده اند و هدف نشان دادن چهره یا پیکره شخصیتی خاص است، استفاده از آرایه ها و المانها ضروری است./410
المان یا نماد شهری ترکیبی است پیکره وار که در ساخت آن از ویژگی های درونی احجام و اشکال هندسی – صفحات قائم یا منحنی – اجزائ سازه ای – کابلها – پوترها و فریم ها و به طور کلی هر آنچه می تواند جنبه تزئینی و ساختمانی داشته باشد به صورت یک کلیت یکپارچه و تلفیقی از موارد فوق استفاده می شود.
قبل از هر چیز این ترکیب دارای یک نظام هندسی و تعادلی پایدار و زیباست به گونه ای که پس از خودنمایی در سطح شهر افراد را به گونه ای جذب خود می نماید و ذهنشان را درگیر می کند که تا مدتها در آن منطقه از شهر به صورت سمبلیک مشخصه ای برای شناخت شهر در منطقه مورد نظر می شود.
این خصوصیت ها به ویژه برای توریست ها و کسانی که کمتر به منطقه مورد نظر رفت و آمد می کنند، اهمیت دارد چرا که در مسیر یابی و آدرس دهی صحیح برای پیدا نمودن یک منطقه خاص شهری مشخصه و نماد خاص آن منطقه اهمیت دارد.
نمادها در شناخت منطقه اهمیت دارد و چه بسا برگرفته از اتفاق یا تاریخچه ای خاص در محل مورد نظر باشد و به نکته ای خاص در آن محل اشاره کند و با تاریخچه ای عجین باشد.

یکی از اهداف المان ها می تواند اطلاع رسانی و معرفی منطقه ای خاص به لحاظ تاریخی – جغرافیایی – فرهنگی و ویژگی های خاص مردم آن منطقه بوده و یا به اتفاق یا فرهنگ اشاره کند که همه اینها در برقراری ارتباط بهتر مخاطبین و کسانیکه به محل رفت و آمد دارند با منطقه مورد نظر موثر است.
چه بسا خود همین نماد ها پس از مدتی به یک اثر تاریخی و ماندگار تبدیل گردد و آوازه ی آن در شهرهای دیگر بپیچد. نمونه های بسیاری از این نوع نمادها و المان ها در شهر اصفهان وجود دارد که از جمله آنها می توان به نمادهای "چرخ روزگار"، "دنیا"، "پدر"، "آرزوها"، "زندگی" ، "سفالگر"، "فداکاری" و "خودسازی" اشاره کرد .
اما ویژگی دیگر اینگونه نماد ها ایجاد یک فضای زیبا و یک اتمسفر هنری در سطح شهر است که قسمتهای مختلف شهر را از حالت یکنواختی و تکراری شدن خارج می نماید، به هر بخش از شهر یک هویت و ویژگی خاص می بخشد، در کالبد شهر روح زندگی می دمد و مهمتر از همه اینها به محیط های شهری مقیاس زیستی و انسانی می بخشد.
بی شک در فضایی که با هنر عجین شده انسان راحت تر نفس میکشد چرا که هنر در خون هر انسان است و ناخودآگاه جذب عظمت و زیبایی می شود.

المان، مجسمه نیست!
تفاوت اصلی مجسمه با المان در نگاه انتزاعی و غیر مستقیم المانها به یک موضوع است! نگاهی که ذهن انسان را بعنوان یک موجود متفکر درگیر خود می کند.
لقمه ای آماده نیست که در دهان انسان گذارده شود! فکر و اندیشه و تامل انسان را در برخورد با خود می طلبد، در حرکت انسان مکث و تامل ایجاد میکند و همین ویژگی باعث ماندگاری آن می شود چرا که آنچه موجب درگیری ذهن شود در اذهان باقی می ماند.
اما مجسمه به قول معروف شسته رفته گویی لقمه ای آماده را در دهان فرد می گذارد و مفهوم را مستقیما به وی عرضه می دارد.
درگیری فرد با موضوع به سطح نزول می کند و در چنین حالی و از چنین اثری نمی توان انتظار ماندگار شدن و اثر گذاری در ذهن را داشت، علاوه بر این مجسمه پیکره ای تراشیده شده از سنگ یا یک نوع از مصالح خاص است که معمولاً تنوع خاصی ندارد و کالبدی یکنواخت است در صورتی که المانها چه به لحاظ فرمها و آرایه های به کار رفته و چه به لحاظ مصالح و رنگها و تزئینات معمارانه می توانند سرشار از تنوع و زیبایی باشند.

المان یک ترکیب معمارانه است چرا که در آن از هندسه و ویژگی های درونی اشکال و احجام استفاده می شود در صورتی که هنر پیکره سازی و مجسمه سازی مقوله دیگری است که مستقیما در این گروه طبقه بندی نمی شود؛ اما در برخی موارد برای نشان دادن مکانی خاص از مجسمه استفاده می شود، مثلاً در مکانهایی که به نام شخصیتی خاص معرفی شده اند و هدف نشان دادن چهره یا پیکره شخصیتی خاص است، استفاده از آرایه ها و المانها ضروری است./410
نظر شما