به گزارش ایمنا، سونامی سرطان، افزایش استرس و بیماری های مرتبط با آن، دیابت و انواع مشکلات روحی روانی دنیای مدرن امروز تهدیدی جدی برای سلامت آحاد جامعه محسوب می شود، به گونه ای که بخشی از بیماری های مرسوم و شناخته شده عصر حاضر از خوراک ناسالم رقم می خورد. این روزها از اجاق آشپزخانه خانم های خانه، کمتر بوی غذاهای سنتی به مشام می رسد و خانواده ها ترجیح می دهند با فست فودهای رنگارنگ سر و ته وعده های غذایی را به هم وصل کنند.
روز گذشته دکتر رسول حیدری، محقق و مشاور تغذیه سالم با حضور در خبرگزاری ایمنا به سوالات مختلف حوزه این رسانه در حوزه سلامت پاسخ داد. تجارب این استاد متخصص در باب تغذیه سالم حاوی نکات تامل برانگیزی است که خواندن آن خالی از لطف نیست. حاصل گفتگو با این استاد تغذیه را در ادامه میخوانید:
به عنوان اولین سوال چطور شد به طب سنتی روی آوردید؟
علت علاقه من به عرصه سلامت بیماری هایی بود که با آن دست و پنجه نرم می کردم. یکی از بیماریهای من اضافه وزن شدید بود که حدود 35 کیلوگرم اضافه وزن داشتم و باعث عذاب من بود. مشکل دیگر من چربی بالا و مشکلات رودهای در پی اضافه وزن بالایم بود. بعلاوه اینکه از لحاظ مالی ورشکسته شده بودم و اعصاب ناآرامی داشتم که زندگی من و همسرم را تحت الشعاع قرار داده و حتی من را به مرز طلاق کشانده بود. با تمام این مشکلاتی که با آن روبرو بودم به طب سنتی علاقه مند شدم و در این حوزه مطالعات گسترده را آغاز کردم تا اینکه متوجه شدم برای ایجاد تغییر و تحول در خودم، باید غذایم را تغییر دهم. در اولین تحقیقم متوجه شدم اگر بخواهم حال خوبی پیدا کنم، شکر و آرد سفید را باید کنار بگذارم و چون شغلم مرتبط بود کنار گذاشتن آن برایم دشوار بود.
روز گذشته دکتر رسول حیدری، محقق و مشاور تغذیه سالم با حضور در خبرگزاری ایمنا به سوالات مختلف حوزه این رسانه در حوزه سلامت پاسخ داد. تجارب این استاد متخصص در باب تغذیه سالم حاوی نکات تامل برانگیزی است که خواندن آن خالی از لطف نیست. حاصل گفتگو با این استاد تغذیه را در ادامه میخوانید:
به عنوان اولین سوال چطور شد به طب سنتی روی آوردید؟
علت علاقه من به عرصه سلامت بیماری هایی بود که با آن دست و پنجه نرم می کردم. یکی از بیماریهای من اضافه وزن شدید بود که حدود 35 کیلوگرم اضافه وزن داشتم و باعث عذاب من بود. مشکل دیگر من چربی بالا و مشکلات رودهای در پی اضافه وزن بالایم بود. بعلاوه اینکه از لحاظ مالی ورشکسته شده بودم و اعصاب ناآرامی داشتم که زندگی من و همسرم را تحت الشعاع قرار داده و حتی من را به مرز طلاق کشانده بود. با تمام این مشکلاتی که با آن روبرو بودم به طب سنتی علاقه مند شدم و در این حوزه مطالعات گسترده را آغاز کردم تا اینکه متوجه شدم برای ایجاد تغییر و تحول در خودم، باید غذایم را تغییر دهم. در اولین تحقیقم متوجه شدم اگر بخواهم حال خوبی پیدا کنم، شکر و آرد سفید را باید کنار بگذارم و چون شغلم مرتبط بود کنار گذاشتن آن برایم دشوار بود.
این اتفاقات از چه سالی آغاز شد و از چه زمانی طب سنتی را فرا گرفتید؟
از سال 74 این کار را شروع کردم ولی از سال 83 این روند را بطور پیوسته در پیش گرفتم و تا الان با موفقیتهای زیادی روبهرو شدم و تاکنون تالیفات موفق بسیاری داشته ام. در آن زمان من مدیر تولید یک کارخانه لبنیات بودم و یک قنادی و بستنی فروشی بزرگ را با درآمد کلان مدیریت میکردم. در زمان آشنایی ام با طب سالم شکر و آرد سفید را کنار گذاشتم و نتیجه آن باعث آرامش اعصابم شد و وزنم بشدت کاهش پیدا کرد تا جاییکه متوجه شدم باید آرد سفید و شکر را نفروشم. کنار گذاشتن کارم با آن همه اعتبار خیلی سخت بود اما این کار را کنار گذاشتم.
از سال 74 این کار را شروع کردم ولی از سال 83 این روند را بطور پیوسته در پیش گرفتم و تا الان با موفقیتهای زیادی روبهرو شدم و تاکنون تالیفات موفق بسیاری داشته ام. در آن زمان من مدیر تولید یک کارخانه لبنیات بودم و یک قنادی و بستنی فروشی بزرگ را با درآمد کلان مدیریت میکردم. در زمان آشنایی ام با طب سالم شکر و آرد سفید را کنار گذاشتم و نتیجه آن باعث آرامش اعصابم شد و وزنم بشدت کاهش پیدا کرد تا جاییکه متوجه شدم باید آرد سفید و شکر را نفروشم. کنار گذاشتن کارم با آن همه اعتبار خیلی سخت بود اما این کار را کنار گذاشتم.
ابتدا قصد داشتم در حوزه دانشگاهی تحصیل کنم اما بعد متوجه شدم آنچیزی که من به آن نیاز دارم در حوزه دانشگاهی برای من فایده ندارد و درواقع من از سلامت به دانشگاه رسیدم نه از آموزش های کلاسیک به سلامت.
اولین استادی که با آن آشنا شدم دکتر "بسکی" پدر طبیعت سبز ایران بود که تمام زندگی و ثروتش را وقف محیط زیست ایران کرد. زمانیکه با وی آشنا شدم وقتی بود که وی 38 سال گیاهخواری را در پیش گرفته و با این روش سرطانش را درمان کرده بود. پس از آن با اساتید بزرگی همچون دکتر حسن فشارکی زاده، دکتر موسی صالحی استاد علوم پزشکی شیراز و استاد خیراندیش در حوزه طب سنتی و استاد صیاد همکاری کردم.
ریشه درمان یا به نوعی پیشگیری از بیماری ها از نگاه طب سنتی چیست؟
از نگاه طب سنتی پیشگیری مقدم بر درمان است و بزرگ ترین ضعف ما و شیوع انواع مشکلات سلامتی در جامعه عدم آشنایی با مزاج های چهارگانه بدن است. من وقتی با طب سنتی و مزاج شناسی آشنا شدم متوجه شدم حلقه گمشده درمان بیماری ها مزاجشناسی و طب سنتی است. توجه به مزاج و شناسایی درست طبع هر فرد لزوما تضمین کننده سلامت جسم نیست بلکه سلامت روح و روان فرد و جامعه هم در گرو آن است. بحثی که در حوزه مزاج شناسی مطرح است این است که بزرگترین مشکل کشور ما این است که مزاج شناسی را نمیدانیم. مزاج شناسی خاصیتهای کلی دارد؛ وقتی مزاج را بشناسیم نوع ارتباط با همسر، فرزند، پدر و مادر، جامعه، محیط کار و غیره را میتوانیم یاد بگیریم. فصول مختلف مزاج مختلف دارد. درطب سنتی ما بیماری را به ضد درمان می کنیم و تقویت به عین است. یعنی کسی که طبع سردی دارد و دچار ضعف و بیماری می شود را باید به ضد آن درمان کنیم.
اولین استادی که با آن آشنا شدم دکتر "بسکی" پدر طبیعت سبز ایران بود که تمام زندگی و ثروتش را وقف محیط زیست ایران کرد. زمانیکه با وی آشنا شدم وقتی بود که وی 38 سال گیاهخواری را در پیش گرفته و با این روش سرطانش را درمان کرده بود. پس از آن با اساتید بزرگی همچون دکتر حسن فشارکی زاده، دکتر موسی صالحی استاد علوم پزشکی شیراز و استاد خیراندیش در حوزه طب سنتی و استاد صیاد همکاری کردم.
ریشه درمان یا به نوعی پیشگیری از بیماری ها از نگاه طب سنتی چیست؟
از نگاه طب سنتی پیشگیری مقدم بر درمان است و بزرگ ترین ضعف ما و شیوع انواع مشکلات سلامتی در جامعه عدم آشنایی با مزاج های چهارگانه بدن است. من وقتی با طب سنتی و مزاج شناسی آشنا شدم متوجه شدم حلقه گمشده درمان بیماری ها مزاجشناسی و طب سنتی است. توجه به مزاج و شناسایی درست طبع هر فرد لزوما تضمین کننده سلامت جسم نیست بلکه سلامت روح و روان فرد و جامعه هم در گرو آن است. بحثی که در حوزه مزاج شناسی مطرح است این است که بزرگترین مشکل کشور ما این است که مزاج شناسی را نمیدانیم. مزاج شناسی خاصیتهای کلی دارد؛ وقتی مزاج را بشناسیم نوع ارتباط با همسر، فرزند، پدر و مادر، جامعه، محیط کار و غیره را میتوانیم یاد بگیریم. فصول مختلف مزاج مختلف دارد. درطب سنتی ما بیماری را به ضد درمان می کنیم و تقویت به عین است. یعنی کسی که طبع سردی دارد و دچار ضعف و بیماری می شود را باید به ضد آن درمان کنیم.
در خصوص آشنایی با طبع و مزاج بدن برایمان توضیح بدهید؟
زمین ما از چهار عنصر آتش، هوا(باد)، آب و خاک پدید آمده است و اساس طب سنتی بر این چهار عنصر استوار است. بعضی موجودات تک عنصری و بعضی موجودات چند عنصری هستند. انسان تنها موجودی است که چهار عنصر را در وجودش دارد. پس طبع انسان میتواند گرم و خشک باشد، مثل آتش و یا گرم و تر باشد مثل هوا، میتواند سرد و تر باشد مثل آب و یا سرد و خشک باشد مثل خاک. حال اگر دارای طبع گرم و خشک باشید، مزاج صفرا دارید و اگر دارای طبع گرم و تر باشید، دموی مزاجید و اگر دارای طبع سرد و تر باشید، بلغمی مزاج و نهایتا اگر طبع شما سرد و خشک باشد، سودایی مزاج هستید. اخلاق، رفتار، کششها و تمایلات شما از این طبایع و مزاجها سرچشمه میگیرد. سعی کنید طبع خود و همسراتان را بشناسید تا بتوانید رفتاری مناسب طبع خود و آنها داشته باشید. اگر مطالعات شما در این زمینه کامل شود، درمییابید که چه غذایی بخورید که طبع صفرایی را آرام کنید و چه غذا یا نوشیدنی فراهم کنید که طبع ســــــودایی را گــــــرمی، حــــــرارت و انرژی ببخشید.
یکی از راههای حل مشکلات مردم ایران مزاج شناسی است. اگر ما مزاجشناسی بلد نباشیم در اصل نمیتوانیم روانشناسی و جامعه شناسی کنیم. باید برمبنای مزاجشناسی همه زندگی را جلو ببریم و این موضوعی است که در فرهنگ ما ایرانیان بوده اما از بین رفته است.

آیا طب سنتی و طب مدرن مخالف هم هستند؟ چه راهکاری برای اعتماد مردم به طب سنتی پیشنهاد می دهید؟
طب سنتی در حال حاضر مقابل طب جدید ایستاده است و بالعکس. مردم ما طب سنتی را بیشتر به حجامت و داروهای گیاهی می شناسند، در صورتیکه اصلاً طب سنتی این نیست؛ طب سنتی زندگی است. در دنیا 2 انرژی وجود دارد؛ یک انرژی مثبت و یکی انرژی منفی. اگر افراد دارای اثر منفی باشند انرژی منفی دیگران به بدنشان وارد می شود. کار طب سنتی فقط درمان نیست بلکه اصلاح سبک زندگی است. اگر طبیبی بدون اینکه اصلاح سبک زندگی و اصلاح تغذیه کند، دست به دارو ببرد، درمان امکان پذیر نیست. حکیم رازی می گوید تا آن جا که می توانید با غذا خود را درمان کنید نه با دارو، با وجود اینکه در زمان رازی فقط داروهای گیاهی موجود بوده است. این بدان معناست که ما باید تغذیه خود را اصلاح کنیم و مردم را با آموزش های صحیح به طب سنتی علاقه مند سازیم.
آیا طب سنتی و طب مدرن مخالف هم هستند؟ چه راهکاری برای اعتماد مردم به طب سنتی پیشنهاد می دهید؟
طب سنتی در حال حاضر مقابل طب جدید ایستاده است و بالعکس. مردم ما طب سنتی را بیشتر به حجامت و داروهای گیاهی می شناسند، در صورتیکه اصلاً طب سنتی این نیست؛ طب سنتی زندگی است. در دنیا 2 انرژی وجود دارد؛ یک انرژی مثبت و یکی انرژی منفی. اگر افراد دارای اثر منفی باشند انرژی منفی دیگران به بدنشان وارد می شود. کار طب سنتی فقط درمان نیست بلکه اصلاح سبک زندگی است. اگر طبیبی بدون اینکه اصلاح سبک زندگی و اصلاح تغذیه کند، دست به دارو ببرد، درمان امکان پذیر نیست. حکیم رازی می گوید تا آن جا که می توانید با غذا خود را درمان کنید نه با دارو، با وجود اینکه در زمان رازی فقط داروهای گیاهی موجود بوده است. این بدان معناست که ما باید تغذیه خود را اصلاح کنیم و مردم را با آموزش های صحیح به طب سنتی علاقه مند سازیم.
در طب سنتی در تعریف غذاهای موجود 8 غذا داریم. تعادل این 8 غذا سلامتی تولید می کند. غذاهای بدن عبارتند از: 1- غذای پنداری، 2- غذای دیداری، 3- غذای شنیداری، 4- غذای بویایی، 5- غذای گفتاری، 6- غذای انس، 7- غذای لمس، 8- خوردنی و آشامیدنی. تعادل در این 8 خوراک، باعث تولید سلامتی می شود. غذای پنداری در رأس امور است. یعنی گفتار و کردار ما بستگی به پندار ما دارد. برای دفاع از پندار درست ما باید مواظب آنچه که میبینیم باشیم. هر آن چیزی که ما می بینیم، یک غذا است. هر چیزی که می شنویم هم یک غذا است. به طور مثال وقتی یک موسیقی بد می شنویم، پندارمان هم بد می شود. موسیقی های بدون محتوا و با سازهای سردرد، مغز آدمی را سرد می کند. باید حواسمان باشد که در غذای گفتاری، کلام ما توأم با ادب باشد. ادب گرمی به دنبال می آورد و بی ادبی سردی به همراه می آورد.
چطور می توان طب سنتی را جایگزین طب نوین کرد؟
در وهله اول ما نمی توانیم طب جدید را کنار بگذاریم. چون طب جدید هم تجارب خود را دارد. ما باید طب نیاکانمان و طب جدید را باهم تلفیق کنیم و طبی مناسب کشور امروز به وجود آوریم. دسته ای از آدم ها بیمارند و به مرحله بی بازگشتی رسیدند و باید از طب جدید استفاده کنیم. آزمایشات جدید در طب جدید خیلی از کارها را آسان کرده است و ما می توانیم از آن ها استفاده کنیم در نتیجه اختلاف بین طب جدید و سنتی باید کنار برود.
تفاوتی بین داروهای شیمیایی و سنتی وجود دارد؟ آیا تداخل درمانی میان این دو بوجود می آید؟
بله متفاوت هستند. علم جدید تنها داروهای شیمیایی نیست. علم جدید می گوید در کنار پزشک باید یک متخصص تغذیه هم باشد در صورتی که ما فقط دارو نویسی می کنیم که این اشتباه است.
راهکار شما برای اصلاح درست سبک زندگی چیست؟
در ایران، نه تنها دولت نمیتواند برای ما کاری انجام دهد بلکه خودمان باید مسئول سلامت خود باشیم. ما باید مادران جامعه را اصلاح کنیم. جامعه ای به توسعه می رسد که مادران آن جامعه معلمین و مسئولان آن جامعه بشوند.
اعتقاد شخصی من این است که در جامعه ای به توسعه می رسیم که خانم های آن جامعه بیدار شوند. بیداری یک زن معادل تربیت دانشجویان در دانشگاه جواب می دهد. هزینه ای که برای یک دانشگاه می کنیم اگر یک خانم را بتوانیم تغییر دهیم و در حوزه تربیتی بیدار کنیم، به اندازه یک دانشگاه نتیجه می دهد. در کشور ما مادران باید آموزش اصلاح تغذیه و اصلاح سبک زندگی که دو محور اساسی کار ماست را ببینند.
چطور می توان طب سنتی را جایگزین طب نوین کرد؟
در وهله اول ما نمی توانیم طب جدید را کنار بگذاریم. چون طب جدید هم تجارب خود را دارد. ما باید طب نیاکانمان و طب جدید را باهم تلفیق کنیم و طبی مناسب کشور امروز به وجود آوریم. دسته ای از آدم ها بیمارند و به مرحله بی بازگشتی رسیدند و باید از طب جدید استفاده کنیم. آزمایشات جدید در طب جدید خیلی از کارها را آسان کرده است و ما می توانیم از آن ها استفاده کنیم در نتیجه اختلاف بین طب جدید و سنتی باید کنار برود.
تفاوتی بین داروهای شیمیایی و سنتی وجود دارد؟ آیا تداخل درمانی میان این دو بوجود می آید؟
بله متفاوت هستند. علم جدید تنها داروهای شیمیایی نیست. علم جدید می گوید در کنار پزشک باید یک متخصص تغذیه هم باشد در صورتی که ما فقط دارو نویسی می کنیم که این اشتباه است.
راهکار شما برای اصلاح درست سبک زندگی چیست؟
در ایران، نه تنها دولت نمیتواند برای ما کاری انجام دهد بلکه خودمان باید مسئول سلامت خود باشیم. ما باید مادران جامعه را اصلاح کنیم. جامعه ای به توسعه می رسد که مادران آن جامعه معلمین و مسئولان آن جامعه بشوند.
اعتقاد شخصی من این است که در جامعه ای به توسعه می رسیم که خانم های آن جامعه بیدار شوند. بیداری یک زن معادل تربیت دانشجویان در دانشگاه جواب می دهد. هزینه ای که برای یک دانشگاه می کنیم اگر یک خانم را بتوانیم تغییر دهیم و در حوزه تربیتی بیدار کنیم، به اندازه یک دانشگاه نتیجه می دهد. در کشور ما مادران باید آموزش اصلاح تغذیه و اصلاح سبک زندگی که دو محور اساسی کار ماست را ببینند.
در یک سمینار یکی از حضار می گفت این حرف ها به مسئولین باید زده شود ولی من گفتم اتفاقا من با مسئولین هم جلسه داشتم ولی مشکل اینجاست که ما با 75 میلیون مسئول طرف هستیم یعنی هر یک از افراد جامعه ما خود یک مسئول هستند پس اصلاح سبک زندگی در گروه اصلاح فرد فرد جامعه است.
بسیاری از روش های مدرن زندگی امروز ما غلط است که باید اصلاح شود؛ برای مثال سفره پلاستیکی سودا را زیاد می کند، ما باید کف زمین بشینیم و غذا بخوریم. یا قرار گرفتن سرویس بهداشتی در اتاق خواب اشتباه است. و یا استفاده های بیرویه از تکنولوژی که این روزها گریبانگیر همه افراد شده است و باید تمام اینها اصلاح شود.
سالم ترین رژیم غذایی پیشنهادی شما چیست؟
اصلاح تغذیه امری لازم است که باید ابتدا از خودمان این اصلاح آغاز شود. باید دانست که ایرانی های باستان در اصل 2 وعده غذا می خوردند که آنها چاشت و شوم نام داشت و معانی آنها صبحانه و وعده سر شب است. آنها به جای صرف نهار میوه مصرف می کردند زیرا که هضم نهار برای معده دشوار است و این موضوع باعث کاهش روند صحیح فعالیت های ما می شود.
باید توجه کنیم که اگر ما صبحانه را به طور صحیح بخوریم و بعد از آن میان وعده مناسبی از قبیل میوه ها و خشکبار را در برنامه غذایی خود داشته باشیم، در موقع ظهر گرسنه نخواهیم بود و بعد از آن اگر سرشب شام را بخوریم علاوه بر بهبود عملکرد سیستم گوارشی، راندمان کاری مطلوبی خواهیم داشت و دیگر کسلی و تنبلی به سراغ ما نخواهد آمد. بعلاوه اینکه غذای سالم را باید به مردم معرفی کرد.

مشکل اساسی تغذیه جامعه ما در کجاست؟
آیه صریح قران اشاره کرده است کسانی که غذای سالم می خورند می توانند عمل صالح انجام دهند؛ یعنی شما تا تغذیه خود را اصصلاح نکنید نمی توانید سبک زندگی سالم داشته باشید.
مشکل اساسی ما در جامعه این است که مردم ما انرژی ندارند .چون اصلا غذا را نشناخته ایم و تعریف درستی از غذا نداریم. ما خوراکی هایی را غذا می گوئیم که مواد مغذی داشته باشد و نیاز سلول را تامین کند و نه اینکه بر مبنای عادت و هوس خورده شود.
مشکلات یک جامعه را میتوان به معاش (مشکلات اقتصادی)، معاد(مشکلات معنوی) و مکان(سرپناه و آرامش محیطی و یا به تعبیری محیط زیست) تقسیم کرد. حل این مشکلات با دین، دانش، دل و دست امکانپذیر است. باید این چهار دال را با هم داشت تا قدمی یا قلمی یا درمی در سلامت مردم گام برداریم یا هزینه کنیم.
نانی که خداوند با ابر و باد و مه و خورشید و فلک آماده ساخت تا بر سفره مومنین و بندگانش قرار بگیرد، به دلیل جهل ما از ارزش تهی شد و چیزی شبیه نان بیآنکه بتواند قوت و نیروی ما را تامین کند، بر سفره قرار گرفت. نانی که مردم میخورند، قندخون را بسیار بالا میبرد. این قند اگر به انرژی تبدیل میشد، همه مشکلات مردم ما حل بود، ولی متاسفانه این همه قند که در خون ما ایرانیان وجود دارد، به انرژی تبدیل نمیشود، زیرا ویتامینهای گروه B در خون ما کم هستند. از جمله این ویتامینها در پوست گندم است که در کارخانجات میگیرند و بنابراین آرد سفید گندم از نظر ویتامین B بسیار فقیر است. باقی ویتامین هم در تنورهای نان سنگک و بربری و... در دمای بالاتر از 350درجه سانتیگراد از بین میرود. در واقع قند بدون ویتامینهای B در بدن انسان به انرژی تبدیل نمیشود و به چربی، چاقی، فشارخون، دیابت و کبدچرب تبدیل میشود و هزینه بیماریها و درمان چند برابر خواهد شد. برنج که به قول امام صادق(ع) بهترین غذاست و میتوانیم با آن بیمارانمان را درمان کنیم، حالا به حدی بد تهیه میشود که ما جوانان برومند خود را با این برنج بیمار میکنیم. به نظر غیرتخصصی من و شما برنجی که سفید شده و تمام سبوس خود را از دست بدهد و بعد آبکش شود! آیا جز نشاسته چیزی در آن باقی میماند که به روده تحویل دهد؟ آیا با این برنج خوردن چیزی جز قند تحویل خون میشود؟ برنج را به آسیاب میبریم و چند بار پوست میکنیم و در آشپزخانه به جای دمپز،آبکش میکنیم، معلوم است جز نشاسته چیزی برایش نگذاشتهایم و نشاسته هم جز قند چیزی ندارد که به خون تحویل دهد. همین مساله با کمال تاسف در خوردن ماکارونی، کیک، کلوچه و شیرینی قنادی اتفاق میافتد و همه این ها در معده انسان متلاشی میشوند و در روده انسان تنها قند و چربی آنها جدا شده و جذب میشود، چراکه جز قند و چربی چیزی برایشان باقی نگذاشتهایم. در قنادی به آرد سفید (آرد سفید همان گندمی است که در کارخانجات تمام پوست و جوانه را از آن گرفتهایم و فقط نشاسته و کمی گلوتن دارد) روغن و شکر اضافه میکنیم؛ یعنی کیک و کلوچه و شیرینیهای ما قند و چربی دارند، اما ویتامین ندارند.
اگر بخواهیم در حوزه سبد غذای مردم 2 مشکل اساسی را بیان کنیم یکی نان است و دیگری برنج. که عامل خشکسالی ایران شده و مصرف آن خیلی زیاد و کاملا اشتباه است. پس اگر ما بخواهیم مشکل اساسی تغذیه جامعه را حل کنیم باید اول نان را اصلاح کنیم و به مردم یاد بدهیم که نان خوب قیمت ندارد. مردم باید بدانند اگر ما بخواهیم نان خوب داشته باشیم باید هزینه کنیم.
ما موفق شده ایم به کمک بنیان گذار نان سبوس دار،مهندس خواجه که اصفهانی هم هستند، در شیراز، پایگاه شهید دوران،هفت نانوایی را اصلاح کنیم.
آیا طب سنتی ریشه در آموزه های دینی ما دارد؟
بله تمام مبنای طب سالم بر اساس آموزه های دینی ما شکل گرفته است. هرچه قدر از دین فاصله گرفتیم و خدا و از اخلاقیات دور شدیم ،باعث شده در وضیعیت ناسالم قرار بگیریم.
برگشت ما به سمت خداوند چگونه امکان پذیر است؟
دلیل دوری از دین تعصب های مذهبی است در حالیکه در دین اسلام به شیوه لطیف آموزش داده شده است. شیوه تدریس و انتقال مفاهیم ما یک شیوه خود پسندانه و تعصب گونه است و همین عامل گریز از این آموزه های متعالی است. برای مثال این مهم نیست که من بگویم امام صادق (ع) این حدیث را فرمود بلکه مهم این است که سخن این بزرگواران را به اجرا در بیاوریم.
ما به مردم گفتیم که هفته ای یک بار گوشت بخورند. این درحالی است که امام صادق (ع) می فرمایند: هفته ای یکبار گوشت به فرزندانتان بدهید، چرا که اعتیاد به گوشت خواری مانند اعتیاد به شراب خواری است و گوشت ادم ها را مست می کند.
در جامعه اروپا جایی موفق است که دستورات حضرت مسیح را اجرا می کنند. آنجایی که اخلاق را محور خود قرار می دهند،دروغ نمی گویند، انصاف را رعایت می کنند، دزدی نمی کنند و همه اصولی دینی را رعایت می کنند به موفقیت می رسند. همانطور که قران کریم بدترین مردم را آنهای می داند که به انچه می گویند عمل نمی کنند، ریشه اینها در غذای ناپاک و معاش ناپاک است.
با صحبت ها و پیام های ضد و نقیض فضای مجازی در مورد طب سنتی و طب مدرن چه کنیم؟
اتفاقا یکی از کارهایی که ما می خواهیم انجام دهیم همین اصلاحات است. مثلا فلان شرکت می گوید که روغن ارده با پرس سرد نخورید و به ذهنیت ها جهت می دهد و دیگری خلافش را می گوید. اینجا باید توجه داشت که این صحبت ها به دلیل منافع برخی افراد است که مطرح می شود.
متاسفانه در حوزه تغذیه هر کسی که به یک جایگاه کوچکی رسیده است می گوید من این موضوع را تجربه کردم و درست است! در حالی که اظهار نظر تنها باید از سوی متخصص صورت گیرد. ناآگاهی مردم مشکلی است که از این موضوع برای سواستفاده کنندگان، یک فرصت به وجود آمده است و با هر خبر نادرستی مردم به آن سمت کشیده می شوند. البته موضوع دیگری هست که باید به آن توجه کرد و آن این است که استفاده از دارو ها و مواد مختلف غذایی برای هر فردی متفاوت است و به مزایا و معایب هر ماده گیاهی یا دارویی نیز باید توجه کرد.
بسیاری از روش های مدرن زندگی امروز ما غلط است که باید اصلاح شود؛ برای مثال سفره پلاستیکی سودا را زیاد می کند، ما باید کف زمین بشینیم و غذا بخوریم. یا قرار گرفتن سرویس بهداشتی در اتاق خواب اشتباه است. و یا استفاده های بیرویه از تکنولوژی که این روزها گریبانگیر همه افراد شده است و باید تمام اینها اصلاح شود.
سالم ترین رژیم غذایی پیشنهادی شما چیست؟
اصلاح تغذیه امری لازم است که باید ابتدا از خودمان این اصلاح آغاز شود. باید دانست که ایرانی های باستان در اصل 2 وعده غذا می خوردند که آنها چاشت و شوم نام داشت و معانی آنها صبحانه و وعده سر شب است. آنها به جای صرف نهار میوه مصرف می کردند زیرا که هضم نهار برای معده دشوار است و این موضوع باعث کاهش روند صحیح فعالیت های ما می شود.
باید توجه کنیم که اگر ما صبحانه را به طور صحیح بخوریم و بعد از آن میان وعده مناسبی از قبیل میوه ها و خشکبار را در برنامه غذایی خود داشته باشیم، در موقع ظهر گرسنه نخواهیم بود و بعد از آن اگر سرشب شام را بخوریم علاوه بر بهبود عملکرد سیستم گوارشی، راندمان کاری مطلوبی خواهیم داشت و دیگر کسلی و تنبلی به سراغ ما نخواهد آمد. بعلاوه اینکه غذای سالم را باید به مردم معرفی کرد.

مشکل اساسی تغذیه جامعه ما در کجاست؟
آیه صریح قران اشاره کرده است کسانی که غذای سالم می خورند می توانند عمل صالح انجام دهند؛ یعنی شما تا تغذیه خود را اصصلاح نکنید نمی توانید سبک زندگی سالم داشته باشید.
مشکل اساسی ما در جامعه این است که مردم ما انرژی ندارند .چون اصلا غذا را نشناخته ایم و تعریف درستی از غذا نداریم. ما خوراکی هایی را غذا می گوئیم که مواد مغذی داشته باشد و نیاز سلول را تامین کند و نه اینکه بر مبنای عادت و هوس خورده شود.
مشکلات یک جامعه را میتوان به معاش (مشکلات اقتصادی)، معاد(مشکلات معنوی) و مکان(سرپناه و آرامش محیطی و یا به تعبیری محیط زیست) تقسیم کرد. حل این مشکلات با دین، دانش، دل و دست امکانپذیر است. باید این چهار دال را با هم داشت تا قدمی یا قلمی یا درمی در سلامت مردم گام برداریم یا هزینه کنیم.
نانی که خداوند با ابر و باد و مه و خورشید و فلک آماده ساخت تا بر سفره مومنین و بندگانش قرار بگیرد، به دلیل جهل ما از ارزش تهی شد و چیزی شبیه نان بیآنکه بتواند قوت و نیروی ما را تامین کند، بر سفره قرار گرفت. نانی که مردم میخورند، قندخون را بسیار بالا میبرد. این قند اگر به انرژی تبدیل میشد، همه مشکلات مردم ما حل بود، ولی متاسفانه این همه قند که در خون ما ایرانیان وجود دارد، به انرژی تبدیل نمیشود، زیرا ویتامینهای گروه B در خون ما کم هستند. از جمله این ویتامینها در پوست گندم است که در کارخانجات میگیرند و بنابراین آرد سفید گندم از نظر ویتامین B بسیار فقیر است. باقی ویتامین هم در تنورهای نان سنگک و بربری و... در دمای بالاتر از 350درجه سانتیگراد از بین میرود. در واقع قند بدون ویتامینهای B در بدن انسان به انرژی تبدیل نمیشود و به چربی، چاقی، فشارخون، دیابت و کبدچرب تبدیل میشود و هزینه بیماریها و درمان چند برابر خواهد شد. برنج که به قول امام صادق(ع) بهترین غذاست و میتوانیم با آن بیمارانمان را درمان کنیم، حالا به حدی بد تهیه میشود که ما جوانان برومند خود را با این برنج بیمار میکنیم. به نظر غیرتخصصی من و شما برنجی که سفید شده و تمام سبوس خود را از دست بدهد و بعد آبکش شود! آیا جز نشاسته چیزی در آن باقی میماند که به روده تحویل دهد؟ آیا با این برنج خوردن چیزی جز قند تحویل خون میشود؟ برنج را به آسیاب میبریم و چند بار پوست میکنیم و در آشپزخانه به جای دمپز،آبکش میکنیم، معلوم است جز نشاسته چیزی برایش نگذاشتهایم و نشاسته هم جز قند چیزی ندارد که به خون تحویل دهد. همین مساله با کمال تاسف در خوردن ماکارونی، کیک، کلوچه و شیرینی قنادی اتفاق میافتد و همه این ها در معده انسان متلاشی میشوند و در روده انسان تنها قند و چربی آنها جدا شده و جذب میشود، چراکه جز قند و چربی چیزی برایشان باقی نگذاشتهایم. در قنادی به آرد سفید (آرد سفید همان گندمی است که در کارخانجات تمام پوست و جوانه را از آن گرفتهایم و فقط نشاسته و کمی گلوتن دارد) روغن و شکر اضافه میکنیم؛ یعنی کیک و کلوچه و شیرینیهای ما قند و چربی دارند، اما ویتامین ندارند.
اگر بخواهیم در حوزه سبد غذای مردم 2 مشکل اساسی را بیان کنیم یکی نان است و دیگری برنج. که عامل خشکسالی ایران شده و مصرف آن خیلی زیاد و کاملا اشتباه است. پس اگر ما بخواهیم مشکل اساسی تغذیه جامعه را حل کنیم باید اول نان را اصلاح کنیم و به مردم یاد بدهیم که نان خوب قیمت ندارد. مردم باید بدانند اگر ما بخواهیم نان خوب داشته باشیم باید هزینه کنیم.
ما موفق شده ایم به کمک بنیان گذار نان سبوس دار،مهندس خواجه که اصفهانی هم هستند، در شیراز، پایگاه شهید دوران،هفت نانوایی را اصلاح کنیم.
آیا طب سنتی ریشه در آموزه های دینی ما دارد؟
بله تمام مبنای طب سالم بر اساس آموزه های دینی ما شکل گرفته است. هرچه قدر از دین فاصله گرفتیم و خدا و از اخلاقیات دور شدیم ،باعث شده در وضیعیت ناسالم قرار بگیریم.
برگشت ما به سمت خداوند چگونه امکان پذیر است؟
دلیل دوری از دین تعصب های مذهبی است در حالیکه در دین اسلام به شیوه لطیف آموزش داده شده است. شیوه تدریس و انتقال مفاهیم ما یک شیوه خود پسندانه و تعصب گونه است و همین عامل گریز از این آموزه های متعالی است. برای مثال این مهم نیست که من بگویم امام صادق (ع) این حدیث را فرمود بلکه مهم این است که سخن این بزرگواران را به اجرا در بیاوریم.
ما به مردم گفتیم که هفته ای یک بار گوشت بخورند. این درحالی است که امام صادق (ع) می فرمایند: هفته ای یکبار گوشت به فرزندانتان بدهید، چرا که اعتیاد به گوشت خواری مانند اعتیاد به شراب خواری است و گوشت ادم ها را مست می کند.
در جامعه اروپا جایی موفق است که دستورات حضرت مسیح را اجرا می کنند. آنجایی که اخلاق را محور خود قرار می دهند،دروغ نمی گویند، انصاف را رعایت می کنند، دزدی نمی کنند و همه اصولی دینی را رعایت می کنند به موفقیت می رسند. همانطور که قران کریم بدترین مردم را آنهای می داند که به انچه می گویند عمل نمی کنند، ریشه اینها در غذای ناپاک و معاش ناپاک است.
با صحبت ها و پیام های ضد و نقیض فضای مجازی در مورد طب سنتی و طب مدرن چه کنیم؟
اتفاقا یکی از کارهایی که ما می خواهیم انجام دهیم همین اصلاحات است. مثلا فلان شرکت می گوید که روغن ارده با پرس سرد نخورید و به ذهنیت ها جهت می دهد و دیگری خلافش را می گوید. اینجا باید توجه داشت که این صحبت ها به دلیل منافع برخی افراد است که مطرح می شود.
متاسفانه در حوزه تغذیه هر کسی که به یک جایگاه کوچکی رسیده است می گوید من این موضوع را تجربه کردم و درست است! در حالی که اظهار نظر تنها باید از سوی متخصص صورت گیرد. ناآگاهی مردم مشکلی است که از این موضوع برای سواستفاده کنندگان، یک فرصت به وجود آمده است و با هر خبر نادرستی مردم به آن سمت کشیده می شوند. البته موضوع دیگری هست که باید به آن توجه کرد و آن این است که استفاده از دارو ها و مواد مختلف غذایی برای هر فردی متفاوت است و به مزایا و معایب هر ماده گیاهی یا دارویی نیز باید توجه کرد.
بنده بجد معتقدم اکثر پیام های رد و بدل شده در فضای مجازی سندیت قطعی ندارند و نمیتوان به آنها اعتماد کرد. برای حل این مشکل مردم باید بدانند که تنها به متخصصین این امر اکتفا کنند و سخن این افراد را بپذیرند.

در مقابل افرادی که طب سنتی را به صورت نادرست انجام می دهند ما چه وظیفه ای داریم؟
استناد به گفتگو افراد خبره این حوزه راهکار مناسبی است یعنی با ارایه دلایل قوی علمی این افراد می توان از اشتباهات دور شد.
بنده معتقدم می توان با برگزاری یک کنفرانس علمی تمام ریزه کاری های این موضوع را بیان کردو بعد، از این کنفرانس به عنوان مرجع علمی استفاده کرد. البته پخش کلیپ های آموزشی هم می تواند کار مناسبی باشد.
باید توجه داشت که ارایه خدمات اشتباه طب ستنی به مردم علاوه بر عوارضی که برای مردم دارد باعث نابودی خود این طب نیز می شود.
طولانی بودن زمان مداوای طب ستنی باعث شده تا افراد به استفاده از روش های درمانی این طب روی نیاورند، نظر شما در این خصوص چیست؟
باید توجه داشت که فرد تا زمانی که سبک زندگی اش را عوض نکند خوب نمی شود. به عنوان مثال به بیماری گفتم برای بهبود حال خویش باید به مدت بیست روز تلفن همراه را استفاده نکند و شب ها زود بخوابد! اما فرد حاضر به این کار نشد زیرا ترک موبایل را امری بعید می دانست. زمانی که این فرد ساعت یک شب می خوابد نباید انتظار تاثیر داروهای گیاهی را هم داشته باشد و تنها می تواند به داروهای شیمیایی امید داشته باشد.
باز هم متذکر می شود دستورات طب سنتی متناسب با هر فردی باید بازگو شود در غیر اینصورت نتیجه عکس خواهد داد.

در مقابل افرادی که طب سنتی را به صورت نادرست انجام می دهند ما چه وظیفه ای داریم؟
استناد به گفتگو افراد خبره این حوزه راهکار مناسبی است یعنی با ارایه دلایل قوی علمی این افراد می توان از اشتباهات دور شد.
بنده معتقدم می توان با برگزاری یک کنفرانس علمی تمام ریزه کاری های این موضوع را بیان کردو بعد، از این کنفرانس به عنوان مرجع علمی استفاده کرد. البته پخش کلیپ های آموزشی هم می تواند کار مناسبی باشد.
باید توجه داشت که ارایه خدمات اشتباه طب ستنی به مردم علاوه بر عوارضی که برای مردم دارد باعث نابودی خود این طب نیز می شود.
طولانی بودن زمان مداوای طب ستنی باعث شده تا افراد به استفاده از روش های درمانی این طب روی نیاورند، نظر شما در این خصوص چیست؟
باید توجه داشت که فرد تا زمانی که سبک زندگی اش را عوض نکند خوب نمی شود. به عنوان مثال به بیماری گفتم برای بهبود حال خویش باید به مدت بیست روز تلفن همراه را استفاده نکند و شب ها زود بخوابد! اما فرد حاضر به این کار نشد زیرا ترک موبایل را امری بعید می دانست. زمانی که این فرد ساعت یک شب می خوابد نباید انتظار تاثیر داروهای گیاهی را هم داشته باشد و تنها می تواند به داروهای شیمیایی امید داشته باشد.
باز هم متذکر می شود دستورات طب سنتی متناسب با هر فردی باید بازگو شود در غیر اینصورت نتیجه عکس خواهد داد.
آیا رشته دانشگاهی برای طب سنتی وجود دارد؟
رشته دانشگاهی هست ولی به طور درست تدریس صورت نمی گیرد. بلکه تنها گیاهان دارویی و خواص گیاهان دارویی را درس می دهند که کاربردی نیست. در صورتی که ما معتقدیم آموزه های طب سنتی باید کل زندگی را در برگیرد. تنها کسی که به طور حرفه ای این حوزه را تدریس می کنند استاد خیر اندیش است.
دمنوش های بسنه بندی شده برای لاغری، تاثیر مثبت دارند؟
دمنوش ها را می توان صد در صد گیاهی تولید کرد اما باید توجه داشت که خوردن دمنوش ها باعث لاغری نمی شود، بلکه با ورزش و اصلاح رژیم غذایی می توان به وزن مطلوب رسید، نه با خوردن دمنوش ها! دمنوش آرام کننده وجود دارد ولی لاغر کننده خیر و بنده بارها این موضوع را گوشزد کرده ام.
با توجه به اینکه ادارات در یک فضای سودا زا به دلیل وسایل برقی و نوع کار قرار دارند، چه پیشنهاداتی برای رفع این مشکل دارید؟
یکی از راه هایی که پیشنهاد می شود این است که پاها را درون تشت پر از سنگ قرار داده و کف پا را به آن بکشیم و ماساژ بدهیم. نکته دیگری که می توان به آن عمل کرد این است که اگر مسیر اداره یا محل کار را می توانیم پیاده طی کنیم باید این کار را انجام دهیم. توجه به گل و سبزینگی در محیط کار نیز بسیار موثر است. حتی می توان در کولرها گلاب اسپری کرد که این اقدام هم برای شادی مناسب است و هم باعث جلوگیری از سودا است. دود کردن اسپند و کندر در صبح، قبل از ورود کارمندان به دفتر و بعد از ظهر پس از رفتن آنان اقدام موثری است.
استفاده از صندلی های پارچه ای به جای صندلی چرم، استفاده از لباس هایی با رنگ روشن، نوشیدن از شربت های مناسب و عدم استفاده از چای که بسیار سودا زا است، بعلاوه عدم استفاده از غذاهای رستورانی و استفاده از عطر نیز توصیه می شود.
دمنوش های بسنه بندی شده برای لاغری، تاثیر مثبت دارند؟
دمنوش ها را می توان صد در صد گیاهی تولید کرد اما باید توجه داشت که خوردن دمنوش ها باعث لاغری نمی شود، بلکه با ورزش و اصلاح رژیم غذایی می توان به وزن مطلوب رسید، نه با خوردن دمنوش ها! دمنوش آرام کننده وجود دارد ولی لاغر کننده خیر و بنده بارها این موضوع را گوشزد کرده ام.
با توجه به اینکه ادارات در یک فضای سودا زا به دلیل وسایل برقی و نوع کار قرار دارند، چه پیشنهاداتی برای رفع این مشکل دارید؟
یکی از راه هایی که پیشنهاد می شود این است که پاها را درون تشت پر از سنگ قرار داده و کف پا را به آن بکشیم و ماساژ بدهیم. نکته دیگری که می توان به آن عمل کرد این است که اگر مسیر اداره یا محل کار را می توانیم پیاده طی کنیم باید این کار را انجام دهیم. توجه به گل و سبزینگی در محیط کار نیز بسیار موثر است. حتی می توان در کولرها گلاب اسپری کرد که این اقدام هم برای شادی مناسب است و هم باعث جلوگیری از سودا است. دود کردن اسپند و کندر در صبح، قبل از ورود کارمندان به دفتر و بعد از ظهر پس از رفتن آنان اقدام موثری است.
استفاده از صندلی های پارچه ای به جای صندلی چرم، استفاده از لباس هایی با رنگ روشن، نوشیدن از شربت های مناسب و عدم استفاده از چای که بسیار سودا زا است، بعلاوه عدم استفاده از غذاهای رستورانی و استفاده از عطر نیز توصیه می شود.
با مسئولین استان در راستای ارتقاء سلامت جامعه همگام شده اید؟ تشکلی برای حمایت از تغذیه یا محیط زیست داشته اید؟
بله، ما یک پویش مردمی تحت عنوان ”حفظ طبیعت شاد” تشکیل داده ایم که وظیفه آن حمایت از آب و هوا است. در جلسه ای که با استاندار داشتیم از من خواسته شد که یک NGO تاسیس کنم و این ان جی او آغاز بکار کرده است که امیدواریم از آبان ماه فعالیت خود را شروع کند. البته گروه هایی را ایجاد می کنیم که به ترویج فرهنگ ”هوای پاک آب پاک” در مدارس خواهند پرداخت. هدف ما از فعالیت این گروه ها تربیت مربی است و از جوانان تا سن 25 سال برای این امر استفاده خواهیم کرد.
ما در شرایطی قرار گرفته ایم که گرمایش آب و هوا به اوج خود رسیده است و سازمان "فائو" اعلام کرده است که ما به مرحله غیر قابل بازگشت رسیده ایم. اگر تولید گاز متان همچنان ادامه داشته باشد، در صورت آزاد شدن ناگهانی آن دنیا نابود خواهد شد. در حال حاضر حفظ محیط زیست به موضوع اصلی جهان تبدیل شده است و برای حفظ محیط زیست باید ابتدا غذای مردم را اصلاح کنیم.
شهرداری در راستای توسعه و ارتقا طب سنتی چه اقدامی می تواند انجام دهد؟
بنده طرحی با عنوان ”طرح بازارچه” که در سطح بین المللی حرف های بسیاری برای گفتن دارد را ارایه داده ام که در این طرح به عرضه و معرفی انواع نان، سبزیحات، دارو های گیاهی و به طور کلی سبک زندگی سالم ایرانی خواهیم پرداخت. ما ایرانی ها اولین قومی بودیم که بازارچه داشتیم و ما نباید سیتی سنتر یا امثال این اماکن را بسازیم زیرا که این کار باعث تغییر فرهنگ ما شده است و مشکلاتی را در بر داشته، درحالیکه بازارچه های ما دربرگیرنده سبک زندگی سالم است.
در این راه به همکاری شهرداری امیدواریم، چراکه شهرداری می تواند حمایت خوبی از این طرح انجام دهد.
با تشکیل این بازارچه علاوه بر ارایه محصولات غذایی سالم، معرفی فرهنگ صحیح ایرانی و اشتغال زایی، در زمینه جذب توریست نیز در این اماکن می تواند بسیار مفید باشد.
گفتگو از : آیدا علی اکبری
بله، ما یک پویش مردمی تحت عنوان ”حفظ طبیعت شاد” تشکیل داده ایم که وظیفه آن حمایت از آب و هوا است. در جلسه ای که با استاندار داشتیم از من خواسته شد که یک NGO تاسیس کنم و این ان جی او آغاز بکار کرده است که امیدواریم از آبان ماه فعالیت خود را شروع کند. البته گروه هایی را ایجاد می کنیم که به ترویج فرهنگ ”هوای پاک آب پاک” در مدارس خواهند پرداخت. هدف ما از فعالیت این گروه ها تربیت مربی است و از جوانان تا سن 25 سال برای این امر استفاده خواهیم کرد.
ما در شرایطی قرار گرفته ایم که گرمایش آب و هوا به اوج خود رسیده است و سازمان "فائو" اعلام کرده است که ما به مرحله غیر قابل بازگشت رسیده ایم. اگر تولید گاز متان همچنان ادامه داشته باشد، در صورت آزاد شدن ناگهانی آن دنیا نابود خواهد شد. در حال حاضر حفظ محیط زیست به موضوع اصلی جهان تبدیل شده است و برای حفظ محیط زیست باید ابتدا غذای مردم را اصلاح کنیم.
شهرداری در راستای توسعه و ارتقا طب سنتی چه اقدامی می تواند انجام دهد؟
بنده طرحی با عنوان ”طرح بازارچه” که در سطح بین المللی حرف های بسیاری برای گفتن دارد را ارایه داده ام که در این طرح به عرضه و معرفی انواع نان، سبزیحات، دارو های گیاهی و به طور کلی سبک زندگی سالم ایرانی خواهیم پرداخت. ما ایرانی ها اولین قومی بودیم که بازارچه داشتیم و ما نباید سیتی سنتر یا امثال این اماکن را بسازیم زیرا که این کار باعث تغییر فرهنگ ما شده است و مشکلاتی را در بر داشته، درحالیکه بازارچه های ما دربرگیرنده سبک زندگی سالم است.
در این راه به همکاری شهرداری امیدواریم، چراکه شهرداری می تواند حمایت خوبی از این طرح انجام دهد.
با تشکیل این بازارچه علاوه بر ارایه محصولات غذایی سالم، معرفی فرهنگ صحیح ایرانی و اشتغال زایی، در زمینه جذب توریست نیز در این اماکن می تواند بسیار مفید باشد.
گفتگو از : آیدا علی اکبری
نظر شما