به گزارش باشگاه خبرنگاران شهر، در ادامه سلسله حکمتهای ارزشمند نهجالبلاغه در این مطلب به حکمت 151 از آن کتاب سراسر درس و حکمت میپردازیم و پس از شرح و توضیح مختصر این حکمت، منظوم این سخن گهربار از سرودههای حسین زارعان تقدیم میشود.
در این حکمت امیر سخن، مولای متقیان علی (ع) میفرماید: «لِكُلِّ امْرِئ عَاقِبَةٌ، حُلْوَةٌ أَوْ مُرَّةٌ. براى هر كس سرانجامى است، شيرين يا تلخ.»
امام در اين كلام نورانى اشاره به نكته مهمى مىكند كه بسيارى از آن غافلند و آن توجه دادن افراد به عاقبت و سرنوشت اموری است که انجام میدهند. بدین معنی که انسان نبايد فقط امروز خود را در نظر بگيرد، بلکه بايد عاقبتاندیش باشد و مصالح آینده خود را در نظر داشته باشد. انسانهای آیندهنگر همیشه در کار خود موفق هستند و کمتر دچار خسران میشوند.
افراد آیندهنگرسعى مى كنند از عاقبت «مُرّة» (تلخ) بپرهيزند و به عاقبت «حُلوة» (شيرين) روى آورند. در حديثى از پيغمبر اكرم (ص) مىخوانيم: كسى نزد ايشان آمد و عرض كرد يا رسول الله! اندرزى به من ده. پيغمبر (ص) فرمود: اگر سفارش و اندرزى به تو گويم مىپذيرى يا با آن مخالفت مىكنى؟ عرض كرد: آرى. پيغمبر (ص) سه بار اين سخن را تكرار كرد و او در هر مرتبه جواب آرى دارد. پيامبر(ص) فرمود: «فَإِنِّي أُوصِيكَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْر فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ يَكُ رُشْداً فَامْضِهِ وَإِنْ يَكُ غَيّاً فَانْتَهِ عَنْهُ؛ هنگامى كه تصميم بر كارى گرفتى در عاقبت آن بينديش اگر عاقبت آن را نيك ديدى انجام ده و اگر عاقبت آن زشت و تاريك است از آن بپرهيز.»
قرآن مجيد نيز روى مسئله عاقبت مؤمنان و كافران تكيه كرده در يك جا مىفرمايد: «(وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ)؛ و سرانجام (نيك) براى پرهيزگاران است» و در جاى ديگر در مقام هشدار به كافران لجوج مى گويد: «(أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِى الاْرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ)؛ آيا (مخالفان دعوت تو) در زمين سير نكردند تا ببينند سرانجام كسانى كه پيش از آنها بودند چگونه شد؟!»
گـوش کن این پند آقا در جهان
چون که باشی دائماً در امتحان
یک زمانی میدهد مال و منال
یا دهندت جان من جاه و جلال
میرسد بر دست تو هر لذتی
شربت و شـیرینی هـر نعمتی
یا که با تلخی شوی تو روبرو
از خودش در این زمان یاری بجو
اکثراً در این زمان ایمان به باد
کفر و ناشکری خدا را کی بیاد
او نمیداند که باشد امتحان
در بـر حیّ خـدای مهـربـان
گر کنی شکرش در این بخت و زمان
بهترین جای بهشتش تو مکان
ای برادرجان شود دنیا خـراب
میبرندت یک زمانی در حساب
گر تو بدخواهی برای دیگران
لحظهای خیری نبینی در جهان
ذرهای که پیش تو ناید حساب
پیش حق آن ذره را دارد حساب
چونکه چشمت سوی مال مردمان
نا امیدی در پیاش، ای نـاتوان
دائمـاً بیچـاره و درمـاندهای
چون خدا را تو نکردی بندگی
خم شو از روی ادب بر حیّ دوست
آنچه خیر و مصلحت در امر اوست
با توکل روزیات گردد زیـاد
حمد حق خلاق عالم را بیاد
این نصیحتها که گفتی زارعان
جملگی هست از امیرالمومنان
انتهای پیام/
32/39/09
در این حکمت امیر سخن، مولای متقیان علی (ع) میفرماید: «لِكُلِّ امْرِئ عَاقِبَةٌ، حُلْوَةٌ أَوْ مُرَّةٌ. براى هر كس سرانجامى است، شيرين يا تلخ.»
امام در اين كلام نورانى اشاره به نكته مهمى مىكند كه بسيارى از آن غافلند و آن توجه دادن افراد به عاقبت و سرنوشت اموری است که انجام میدهند. بدین معنی که انسان نبايد فقط امروز خود را در نظر بگيرد، بلکه بايد عاقبتاندیش باشد و مصالح آینده خود را در نظر داشته باشد. انسانهای آیندهنگر همیشه در کار خود موفق هستند و کمتر دچار خسران میشوند.
افراد آیندهنگرسعى مى كنند از عاقبت «مُرّة» (تلخ) بپرهيزند و به عاقبت «حُلوة» (شيرين) روى آورند. در حديثى از پيغمبر اكرم (ص) مىخوانيم: كسى نزد ايشان آمد و عرض كرد يا رسول الله! اندرزى به من ده. پيغمبر (ص) فرمود: اگر سفارش و اندرزى به تو گويم مىپذيرى يا با آن مخالفت مىكنى؟ عرض كرد: آرى. پيغمبر (ص) سه بار اين سخن را تكرار كرد و او در هر مرتبه جواب آرى دارد. پيامبر(ص) فرمود: «فَإِنِّي أُوصِيكَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْر فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ يَكُ رُشْداً فَامْضِهِ وَإِنْ يَكُ غَيّاً فَانْتَهِ عَنْهُ؛ هنگامى كه تصميم بر كارى گرفتى در عاقبت آن بينديش اگر عاقبت آن را نيك ديدى انجام ده و اگر عاقبت آن زشت و تاريك است از آن بپرهيز.»
قرآن مجيد نيز روى مسئله عاقبت مؤمنان و كافران تكيه كرده در يك جا مىفرمايد: «(وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ)؛ و سرانجام (نيك) براى پرهيزگاران است» و در جاى ديگر در مقام هشدار به كافران لجوج مى گويد: «(أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِى الاْرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ)؛ آيا (مخالفان دعوت تو) در زمين سير نكردند تا ببينند سرانجام كسانى كه پيش از آنها بودند چگونه شد؟!»
گـوش کن این پند آقا در جهان
چون که باشی دائماً در امتحان
یک زمانی میدهد مال و منال
یا دهندت جان من جاه و جلال
میرسد بر دست تو هر لذتی
شربت و شـیرینی هـر نعمتی
یا که با تلخی شوی تو روبرو
از خودش در این زمان یاری بجو
اکثراً در این زمان ایمان به باد
کفر و ناشکری خدا را کی بیاد
او نمیداند که باشد امتحان
در بـر حیّ خـدای مهـربـان
گر کنی شکرش در این بخت و زمان
بهترین جای بهشتش تو مکان
ای برادرجان شود دنیا خـراب
میبرندت یک زمانی در حساب
گر تو بدخواهی برای دیگران
لحظهای خیری نبینی در جهان
ذرهای که پیش تو ناید حساب
پیش حق آن ذره را دارد حساب
چونکه چشمت سوی مال مردمان
نا امیدی در پیاش، ای نـاتوان
دائمـاً بیچـاره و درمـاندهای
چون خدا را تو نکردی بندگی
خم شو از روی ادب بر حیّ دوست
آنچه خیر و مصلحت در امر اوست
با توکل روزیات گردد زیـاد
حمد حق خلاق عالم را بیاد
این نصیحتها که گفتی زارعان
جملگی هست از امیرالمومنان
انتهای پیام/
32/39/09
نظر شما