طبق روال دوران آبستنی هر زن 9 ماه است و هیچ نوزادی در 6 ماهگی زاده نمی شود.
شیخ همچنین نقل می کند که تنها حضرت عیسی(ع) و امام حسین(ع) هر دو در 6 ماهگی زاده شده اند.
شیخ صدوق (ره) از صفیه دختر حضرت عبدالمطلب روایت کرده است که: چون حسین (ع) از شکم مادر به زمین آمد و من متولی آن بودم، پیغمبر(ص) فرمود: ای عمه، فرزندم را نزدم آور. عرض کردم: هنوز پاکیزه اش نکردم. فرمود: تو او را پاکیزه کنی؟ خدای تعالی او را نظیف و پاک کرده است.
در روایت دیگر است که او را به پیغمبر دادم و او زبان را در کامش نهاد و حسین زبان رسول خدا را به مکیدن گرفت و من حس می کردم که از رسول خدا (ص) جز شیر و عسل به وی نمی خوراند.

سیدبن طاووس نیز در کتاب ارزشمند و معتبر «لهوف» فرموده: در آسمان، فرشته ای نماند جز آنکه نزد پیغمبر فرود آمد و همه به وی درود گفتند و درباره حسین(ع) او را تسلیت دادند. تربیت حسین(ع) را به او واگذار نمودند و پیغمبر می فرمود: بار خدایا واگذار کسی که او را وانهد و بکش آن که او را بکشد و او را به مرادش برساند.
همچنین در کتاب «شیعه در اسلام» نوشته ی علامه فقید «سید محمد حسن طباطبائی» درباره ولادت امام سوم چنین نقل شده است: صبحگاه روز سوم شعبان سال چهارم هجرت، دومین فرزند علی و فاطمه (س) در مدینه در خانه علی(ع) کنار مسجد النبی دیده به جهان گشود و خانه زهرای اطهر(س) به نور جمال این نوگل باغ نبوت و ولایت و چراغ فروزان آسمان رسالت و امامت معطر و روشن شد. پیامبر(ص) به خانه فاطمه(س) آمد و فرمود نوزاد را نزدش بیاورند. اسماء که افتخار کنیزی در خانه فاطمه(س) را داشت نوزد را به پارچه ای سفید پیچید و به حضور رسول خدا(ص) برد. پیامبر(ص) او را در آغوش گرفت و کام او را با آب دهان مبارکش برداشت. در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت. روز اول یا هفتمین روز بود که جبرئیل از طرف خدا بر پیامبر(ص) نازل شد و پس از سلام عرض کرد: « این کودک را به نام پسر کوچک هارون، برادر موسی (ع) «شبیر» که به عربی به معنای حسین است بگذار، زیرا علی (ع) نسبت به تو همچون هارون نسبت به موسی(ع) است، با این فرق که بعد از تو پیامبری نخواهد آمد»
در جلد ششم «کافی» صفحه 36 نیز نقل شده است: روز هفتم ولادتش فاطمه الزهرا(س) گوسفندی را برای فرزندش به عنوان «عقیقه» کشت و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سرش نقره صدقه داد.

فرشتگانی که صف به صف برای تهنیت آمده بودند
در خرائج راوندی و همچنین جلد دهم کتاب بحارالنوار نقل شده هنگامی که امام حسین(ع) متولد شد، خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه بسیار از فرشتگان به حضور پیامبر(ص) آیند و تبریک بگویند. جبرئیل در حین فرود از آسمان به زمین فرشته ای به نام «فطرس» را دید در جزیره ای افتاده. علتش این بوده که خداوند او را مامور کاری ساخته و او در آن کار، کندی کرده و در نتیجه به کیفر شکسته شدن گرفتار شده بود، فطرس به جبرئیل عرض کرد به کجا می روید؟ جبرئیل گفت: به سوی محمد(ص). فطرس عرض کرد: مرا نیز با خود حمل کن و نزد آن حضرت ببر شاید برایم دعا کند. جبرئیل خواسته او را پذیرفت و با هم همراه فرشتگان دیگر به حضور پیامبر(ص) رسیدند و تبریک گفتند. جبرئیل ماجرای فطرس را به عرض رساند، پیامبر(ص) فرمود: «به او بگو پیکرش را به پیکر این نوزاد حسین(ع) نزدیک سازد». فطرس همین کار را کرد و همان دم خداوند فطرس را تندرست کرده به حال اول برگرداند. سپس فطرس همراه جبرئیل به سوی آسمان پر گشود.

مرحوم شیخ عباس قمی نیز در کتاب «در کربلا چه گذشت» در بخش ولادت امام حسین(ع) می نویسد: حسین(ع) از فاطمه(س) و زن دیگری شیر نخورد. پس همیشه او را نزد پیغمبر(ص) می آوردند. ایشان انگشت ابهام خود را در دهانش می نهاد و آن را برای کفایت دو سه روز می مکید و گوشت حسین(ع) از گوشت و خوان پیغمبر روئید.
شیخ کلینی نیز در کتاب کافی از امام صادق(ع) روایت کرده است که «حسین(ع) از فاطمه(س) و از زنی دیگر شیر نیاشامید. او را به خدمت پیغمبر(ص) می بردند. حضرت انگشت ابهام مبارک را در دهان او می گذاشت و او می مکید و این مکیدن او را دو تا سه روز کافی بود. پس گوشت و خون حسین(ع) از گوشت و خون حضرت رسول(ص) پیدا شد و هیچ فرزندی جزعیسی بن مریم(ع) و حسین بن علی(ع) شش ماهه از مادر متولد نشد که زنده بماند.

علاقه شدید پیامبر(ص) به امام حسین(ع)
طاووس یمانی نقل می کند: وقتی که امام حسین (ع) در مکان تاریکی می نشست، مردم به وسیله شعاع پیشانی و گلویش او را می دیدند چرا که رسول خدا(ص) بسیاری از اوقات پیشانی و گلوی او را می بوسید.
در جلد چهل و چهارم کتاب بحارالانوار نیز آمده است: امام حسین(ع) هنوز زبان باز نکرده بود، رسول خدا(ص) برای انجام نماز مستحبی ایستاد. حسین(ع) در کنارش بود. رسول خدا(ص) گفت «الله اکبر» ولی حسین (ع) نتوانست بگوید. این کار 6 بار تکرار شد، بار هفتم وقتی که رسول خدا(ص) گفت «الله اکبر» حسین(ع) زبان گشود و گفت: «الله اکبر» امام صادق (ع) فرمود: از این رو گفتن هفت تکبیر در آغاز نماز سنت (مستحبی) گردید.

امام حسن و حسین (علیهما السلام ) فرزندان پیامبرند
طبق روایات بسیار همچون جلد نخست جامع الصغیر سیوطی، حسن و حسین (علیهماالسلام) به عنوان پسران پیامبر(ص) خوانده شده اند و معمولاً نسل هر کسی از ناحیه پسر ادامه می یابد. ولی نسل پیامبر اسلام(ص) از ناحیه دخترش فاطمه استمرار یافت.
در این باره جابر انصاری می گوید: « من و عباس( عموی پیامبر) در حضور پیامبر(ص) نشسته بودیم. ناگهان علی (ع) آمد و سلام کرد، پیامبر(ص) جواب سلامش را داد و برخاست او را در آغوش گرفت و بین دو چشمش را بوسید و در جانب راست خود او را نشاند.» عباس به پیامبر(ص) عرض کرد: « آیا علی(ع) را دوست داری؟ فرمود: ای عمو سوگند به خدا علی محبویترین مخلوقات نزد من است، خداوند نسل هر پیامبری را از صلب خودش قرار داد و نسل مرا از صلب این شخص»/
نظر شما