از تسلط بریتانیا بر پادشاهی قاجار تا تسلیم انگلیس در برابر ایران هسته ای

با گذشت سال های زیادی از فراز و فرودهای تاریخی روابط ایران و انگلستان، امروز ایران در این بلوغ سیاسی است که بریتانیا همواره با نیت سوء به سمت ایران و ایرانی آمده اما این هوشیاری دولتمردان ایرانی در برهه های مختلف است که با تعادل و تنظیم روابط تهران-لندن با هوشیاری تمام تهدیدهای این رابطه را به فرصت تبدیل کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا به نقل از  خانه ملت، روابط تهران و لندن از قرن سیزدهم میلادی آغاز شده که می توان قدمت آن را حدود 800 سال دانست. روابط ایران و بریتانیا از زمان حکومت مغول‌ها در ایران آغاز شده و همواره دارای نوسان بوده به طوری که در برخی مواقع در بالاترین سطح بوده و در برخی مواقع دیگر ارتباطات بین دو کشور رو به سردی رفته است.
 
روابط ایران و انگلستان در دوران صفوی، افشاری و زندیه
 اگرچه در زمان شاه‌طهماسب صفوی برای نخستین‌بار روابط تجاری بین ایران و بریتانیا برقرار شد اما این شاه عباس بود که به چارلز اول، پادشاه انگلستان، نامه‌ای نوشت که در آن، وی از پادشاه انگلستان خواست تا ضمن اعزام نمایندگانش و برقراری روابط متقابل با ایران، با تاجران و بازرگانان ایرانی به خوبی رفتار کند. در ادامه روابط دوجانبه میان ایران و بریتانیا، شاه‌عباس با دریافت کمک‌های نظامی از انگلستان، شامل توپ و کشتی جنگی توانست، جزیره هرمز در خلیج فارس را از پرتغالی‌ها، که رقیب دیرینه انگلیسی‌ها بودند، باز پس گیرد. انگلستان به دلیل استقلال دینی از کلیسای رم و نزدیکی ایران به هند به ‌عنوان بازیگر جدید در خلیج‌فارس به ایران نزدیک شد.
 قدرت دولت صفوی و برخود عزتمندانه آنان با انگلیسی‌ها مانع از هر گونه سوء استفاده انگلیسی‌ها می شد و در تمام قراردادهای دو کشور منطق و عدالت در امتیازدهی کاملا رعایت می‌شد. اما با مرگ شاه عباس اول و زوال قدرت صفویه کمپانی هند شرقی پا را از فعالیتهای اقتصادی فراتر گذاشت و وارد فعالیتهای سیاسی و نظامی شد.
 پس از صفویه و با قدرت گرفتن نادر شاه وی به برقراری روابط اقتصادی با انگلیسی‌ها پرداخت. سیاست و نقش اساسی انگلستان در عدم دستیابی ایران به ناوگان نظامی و تاسیس نیروی دریایی قدرتمند از دوره نادری به صورت صریح و واضح نمود یافت.
 دورویی و تزویر انگلستان در دوران زندیه  بیش از پیش نمایان شد، چون ناوگان انگلستان در جریان درگیری کریم خان زند با میرمهنا حاکم خودخوانده بندر ریگ و جزیره خارک هیچ کمکی به کریم خان نکرد. در دوران پس از کریمخان به علت ضعف حکومت ایران دولت انگلستان جزیره قشم را اشغال کرد و آن را پایگاه ناوگان نظامی خود در خلیج فارس قرار داد.
 
روابط ایران و انگلستان از قاجار تا پهلوی
 
انقراض زندیه و تاسیس قاجاریه همراه بود با رقابت سه قدرت بزرگ آن زمان یعنی روسیه تزاری ، فرانسه و بریتانیا. بریتانیا سعی داشت با ضعیف نگه داشتن تهران و وابسته ساختنش قدرت خود را در منطقه حفظ کند. تجاوزات و استعمارگری دولت بریتانیا در دوره قاجاریه گسترده و دردناک است.
 انگلیسی‌ها در واقع با حمایت از یک دیکتاتور به نام رضاخان پهلوی، تمامی زحمات ملت ایران را در انقلاب مشروطیت به هدر دادند و بار دیگر ضربه‌ای سهمگین بر پیکره ایران اسلامی وارد ساختند. واگذاری امتیاز استخراج، بهره‌برداری و لوله‌کشی نفت و قیر در سراسر ایران به مدت60 سال به ویلیام نکس دارسی‌ تنها یکی از خدمات رضاخان به انگلیسی‌ها است.
 پس از جنگ جهانی دوم و خیانت رضاخان به انگلیسی‌ها، دولت بریتانیا وی را به یکی ازجزایر ایتالیا تبعید کرد و پسرش محمدرضا را به جای وی گماشت. اصلی‌ترین چالش این دوران را می توان مساله ملی شدن صنعت نفت دانست. افزایش آگاهی های مردم و اعتصاب کارگران صنایع نفتی و پیوستن مردم با حمایت روحانیت به نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران، عاقبت این نهضت را در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به پیروزی رساند. اما کودتای 28 مرداد با دخالت انگلیسی‌ها کام ملت ایران را تلخ کرد ولی پس از این کودتا در واقع دوران سیطره آمریکا بر ایران شروع شد اما همچنان انگلیسی‌ها منافع خود را با تحمیل خواسته‌های غیر مشروع خود بر ملت ایران ادامه می دادند.
 همانطور که عنوان شد روابط انگلیس با ایران از سابقه دیرینه ای برخوردار می باشد.اوضاع ایران در اواخر عصر قاجار باعث شد تا انگلستان در ادامه اهداف و منافع استعماری خود، با حمایت از رضاخان فرمانده قزاق، زمینه‌های کودتای 1299 را فراهم کند و متعاقب آن با جاه طلبی های وی و اطمینان به پشتیبانی‌های انگلیس و برخی از رجال داخلی، پادشاهی قاجار، خلع و رضاشاه پهلوی بر تخت سلطنت نشست. روابط ایران و انگلیس تا اواخر عصر رضاشاه مبتنی بر حفظ منافع انگلیس بود. در شهریور 1320 محمدرضا پهلوی به جای پدر بر تخت سلطنت نشست. او تا کوتادی 1332 پادشاهی خویش را مدیون انگلیس و پس از آن با ورود آمریکا به عرصه پشتیبانی از محمدرضا شاه حمایت انگلستان را نیز همراه داشت.در سالهای بعد ،این همسویی‌ها ادامه یافت و پهلوی دوم را به ژاندارم منطقه تبدیل کرد. در عین حال در موارد مهمی همچون استقلال بحرین و شرکت در حمله به ظفار که بر نارضایتی های مردمی در داخل افزود محمد رضا شاه تسلیم سیاست‌های انگلیسی ـ آمریکایی بود.
 در دهه 50 هجری شمسی بعد از ایجاد تحول در وضع پولی و مالی جهان و افزایش بهای نفت، مناسبات کشور‌های وام‌گیرنده و وام‌دهنده نیز دچار تغییر شگفت‌آوری شد و ایران که روزی از کشور‌های صف مقدم در جستجوی وام در بازارهای پولی اروپا بود در آن زمان نه تنها به بازپرداخت قسمتی از وام‌های دریافتی تصمیم‌ گرفت، بلکه میخواست رابطه گذشته را با اعطای وام معکوس کند. بنابر گزارش یک نشریه معتبر پولی اروپا که نقل قول روزنامه دیلی‌تلگراف چاپ لندن قرار گرفته، تهران با توجه به وضع اقتصادی نامطلوب انگلیس، اعطای یک وام یک میلیارد دلاری را که مدت آن از سه سال تجاوز نخواهد کرد بررسی می‌کند. این موضوع نشان می دهد که همواره ارتباطات بین دو کشور در نوسان بوده است.
 
روابط ایران و انگلستان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
 سفارت بریتانیا در طول دورهٔ دولت موقت در سال ۱۹۷۹ با کاهش کارکنانش به فعالیت ادامه داد. انگلیسی ها امیدوار بودند تا روابط به حالت عادی بازگردد. اما پس از تسخیر لانه جاسوسی، در آوریل ۱۹۸۰ سفیر بریتانیا به کشورش بازخوانده شد و تقریبا بیست سال طول کشید تا سفیر جدیدی منصوب شود. در پاییز سال 1980 و تعطیلی سفارت انگلیس در ایران، سوئد به عنوان حافظ منافع انگلستان در ایران معرفی شد. در مورد بازخواندن سفیر انگلیس، گمانه زنی هایی عنوان شد مبنی بر اینکه اقدام انگلیس به دلیل اعلام همبستگی با ایالات متحده بوده است.
 در حالیکه اعضای سفارت انگلیس از امنیت خود در تهران نگران بودند، اتفاقی رخ داد که نشان داد که سفارت ایران در لندن بیشتر از سفارت انگلیس در تهران تحت خطر بوده است.
 حمله به سفارت ایران در بریتانیا واقعه‌ای بود که در روز چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۳0 سال ۱۳۵۹ مصادف با آوریل ۱۹۸۰ صورت گرفت و این ماجرا در نهایت با دخالت نیروهای ویژه بریتانیا در روز ۱۵ اردیبهشت و با کشته شدن ۵ نفر و دستگیری یک نفر از اشغالگران و آزادی ۲۶ گروگان به پایان رسید.
 بعد از پایان جنگ تحمیلی در عرصه سیاست خارجی  ایران در قبال همهٔ کشور‌ها به جز رژیم صهیونیستی، امریکا  سیاستی به نام سیاست "درِ گشوده" را در پیش گرفت. بعد از پایان جنگ ایران و عراق، تهران برای برقراری رابطه با کشورهای اروپایی و اعراب مشکلی نداشت. یکی از نتایج تغییر فضا در ایران این بود که سفارت انگلیس در تهران بعد از مذاکراتی که بخش اعظم آن‌ها در ژنو صورت گرفت، دوباره آغاز به کار کرد. یک اعلامیهٔ مشترک از طرف دو دولت صادر شد با این مضمون که روابط تام دیپلماتیک دوباره برقرار می‌شود و همراه آن توضیح داده شده بود که این روابط برپایهٔ احترام متقابل و عدم دخالت در مسائل یکدیگر بنا خواهد شد.
 اما چاپ کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی در لندن ایران و انگلیس را برای بار دیگر رو به روی هم قرار داد. در ماه مارس ۱۹۸۹، ایران بر سر این ماجرا روابط دیپلماتیک خود با بریتانیا را قطع کرد که این موضوع سبب شد تا اولین تلاش در راه بازگشایی سفارت بریتانیا فقط سه ماه دوام داشته باشد.
 روابط ایران- انگلیس تدریجا در طول سال‌های اول دههٔ ۹۰ بهتر شد. در ماه ژوئن ۱۹۹۰، ماه‌ها قبل از آنکه روابط دیپلماتیک دوباره برقرار شود کمک‌های انگلیس به زلزله‌زدگان شمال غرب ایران، پذیرفته شد.
 بعد از سقوط طالبان، کشت خشخاش در افغانستان افزایش پیدا کرد و مبارزه با مواد مخدر اهمیت دوچندانی یافت؛ چون ایران مسیری کلیدی برای انتقال مواد مخدر به بازارهای اروپایی محسوب می‌شود. انگلیس همچنین برای پاکسازی میدان‌های مینی که از جنگ ایران و عراق باقی‌مانده بود به ایران کمک کرد. در دسامبر سال ۲۰۰۳ وقتی زمین‌لرزه‌ای شهر تاریخی بم را لرزاند که بریتانیا یک گروه جستجو و نجات به بم اعزام کرد و کمک‌های دیگری هم به ایران فرستاد.
در جبهه دیپلماتیک، کمال خرازی، وزیر وقت امور خارجه ایران، در سال ۲۰۰۰ به لندن سفر کرد و نخست‌وزیر را ملاقات کرد. جک استراو، همتای بریتانیایی او در سپتامبر ۲۰۰۱ در پاسخ به دیدار او به تهران سفر کرد. در فوریه ۲۰۰۲ وقتی ایران نماینده‌ای را که بریتانیا به عنوان سفیر بعدی‌اش در تهران معرفی کرده بود، رد کرد روابط کمی متشنج شد.
 حمله به سفارت انگلیس در تهران سه شنبه 8 آذر سال 1390 صورت گرفت که از جانب مقام معظم رهبری مورد تایید واقع نشد. معظم له تاکید کردند:"در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث، احساسات جوانان درست بود. ولی رفتنشان درست نبود."
در زمان دولت پیشین، روابط دو کشور نسبت به سال‌های پیش از آن، بیش از پیش به سردی گرایید. مناقشه هسته‌ای و موضع‌گیری‌ها در مقابل بیداری اسلامی از مهم‌ترین دلایل بود.
 اما روابط دوجانبه از زمان روی‌کار آمدن دولت تدبیر و امید به مرور زمان مورد بازسازی قرار گرفت و دو دولت مایل به عادی‌سازی روابط شدند. شاید مهم‌ترین نوع تعامل دو کشور، در جریان دیدار نخست وزیر انگلیس با رئیس جمهور ایران اتفاق افتاد. دیداری که در نوع خود کم‌نظیر بود.
 با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس دولت یازدهم ایران، وزارت امور خارجه بریتانیا همراه با وزارتخانه‌های امور خارجه اغلب کشورهای اروپایی، ضمن تبریک این پیروزی ابراز امیدواری کرد که روابط دو جانبه بهبود پیدا کند. حتی در روزهای نخستین ریاست جمهوری حسن روحانی، دیوید کامرون با ارسال نامه‌ای به وی ابراز امیدواری کرد روابط تهران ـ لندن در دولت جدیدتوسعه یابد.در سال 94 نیز بعد از گذشت چند سال از قطع روابط دیپلماتیک و بسته شدن سفارت خانه‌ها، دوباره تهران و لندن، روابط خود را از سر گرفتند .
 فیلیپ هاموند وزیر خارجه انگلیس روز یکشنبه سفارت این کشور در تهران را بازگشایی کرد. سفارت انگلیس در سال 2011 و پس از اعتراضاتی که در تهران صورت گرفت، تعطیل شد و سطح روابط دو کشور به پائین‌ترین سطح رسید. با روی کار آمدن دولت جدید در ایران، طرفین به سمت بهبود روابط حرکت کردند و در اولین گام دو طرف در سال 2013 کاردار غیرمقیم تعیین کردند.اواخر سال 94 در دیدار محمدجواد ظریف با فیلیپ هاموند مقرر شد تا دو کشور صدور ویزا برای شهروندان عادی و گذرنامه های عادی را شروع کنند.البته نباید انگلستان را در مذاکرات هسته ای بین ایران و 6 کشور دیگر را نادیده گرفت. در حال حاضر می توان روابط بین دو کشور را روبه بهبود ارزیابی کرد ولی گذشته روابط با انگلستان هرگز فراموش نخواهد شد./
کد خبر 224953

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.