فرياد مشروطه خواهي در كوچه پس كوچه هاي ديار نصف جهان!

خبرگزاري ايمنا: اصفهان به‌عنوان یکی از مراکز ثقل تمامی حرکت‌های تاریخ معاصر کشور نقشی بی‌بدیل در انقلاب مشروطيت بازی کرده است. یکی از دلایل به ثمر نشستن مشروطه خواهي مهاجرت علمای اصفهان همراه با علمای سراسر کشور به قم بود که مظفرالدین شاه را ناگزیر به امضای فرمان مشروطه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ کرد.

مشروطیت در نگاه دایره لغات
مشروطه در لغت به معنای زیر شرط رفتن است. نهضت مشروطه از این جهت که باعث کاهش قدرت استبدادی پادشاه شد؛ جایگاه ویژه ایی در تاریخ سیاسی ایران دارد. چرا که توانست پایه های قدرت مطلق و بی چون و چرای شاه را که اراده مردمی در آن جایی نداشت را فرو ریخته و آن را به پادشاهی مشروطه مبدل سازد. به دنبال مهاجرت کبری علمای سراسر کشور به قم، مظفرالدین شاه پس از اینکه متوجه شد هر روز بر تعداد مهاجرین در قم افزوده می شود با درخواست های آنان موافقت کرد و فرمان مشروطیت را در جمادی الثانی ۱۳۲۴ قمری برابر با ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ شمسی صادر کرد. با شکل گیری اولین جرقه های نصضت مشروطه شهرهای ایران به تناسب میزان ظلمی که از ناحیه شاه به آنها رفته بود درگیر مشروطه شدند. حضور مردم در جریان نهضت مشروطه را به طور عمده می توان به سه حوزه مهم تقسیم کرد:
۱- حوزه تهران
۲- حوزه تبریز و شمال و شمال غرب ایران
۳- حوزه اصفهان و مرکز و جنوب ایران
اوضاع سیاسی اصفهان
روزنامۀ جهاد اکبر در تاریخ  6محرم 1325 منتشر شد.  در آن تاریخ ظل السلطان، حاکم شهر بود. حاکمی که در صحنۀ عمل، کاملا با جریان مشروطه‌خواهی همراه و خود دستور برپایی انجمن ولایتی اصفهان را صادر کرد. میرزا باقر منشی باشی و میرزا احمد ملا باشی را به عنوان نمایندگان خود به انجمن معرفی کرد. اما همین که این حکمران برای شرکت در جشن تاجگذاری محمدعلی شاه از شهر بیرون رفت، مردم اصفهان با تجمعی اعتراض‌آمیز خواستار عزل او از حکومت  شدند و سرانجام با موافقت دربار و مجلس ظل السلطان از حکومت عزل شد.
پس از ظل‌السلطان، تهران، حسین‌قلی خان نظام‌السلطنه مافی را به حکومت اصفهان برگزید. حسین‌قلی خان چهل ساله که سال‌ها حکومت و پیشکاری را تجربه کرده بود، می‌توانست برای مردم اصفهان راضی کننده باشد. نظام‌السلطنه در 29 صفر 1325 آوریل 1907 وارد شهر شد و سه ماهی در اصفهان حکمرانی کرد تا اینکه اوضاع فارس بهم ریخت و به نظام‌السلطنه دستور رسید عازم فارس شود. مردم اصفهان این تغییر را نمی‌خواستند و مانع از حرکت وی به سمت شیراز شدند، ولی عاقبت نظام‌السلطنه، حاجی اعتبار‌السلطنه را نایب الحکومه کرد و روز جمعه دوم جمادی الاول 1325 به سمت شیراز روانه شد.
مردم اصفهان در بهت رفتن نظام‌السلطنه بودند که نیر‌الدوله، سلطان حسین میرزا، نوه فتحعلی شاه قاجار، از شاهزادگان متفرعن و مغرور قاجاری به حکومت اصفهان منصوب شد. وی جمعه اول جمادی الثانی1325ژوئیه 1907 وارد اصفهان شد و حکومت هشت ماهۀ خود را آغاز کرد. حکومت نیرالدوله در اصفهان با چند مشکل عمده مواجه بود، از جمله مسئلۀ کمبود نان، عدم امنیت راه‌های اطراف شهر و همچنین شایعۀ بازگشت ظل‌السلطان به اصفهان، به این ترتیب اعتراض‌ها بالا گرفت، روزنامه‌ها به انتقاد از حکومت وی پرداختند، جمعیت فوق‌العاده از مردم شهر در چهل ستون اجتماع کردند و سرانجام نیر‌الدوله طاقت نیاورد و در 11 محرم 1326 بی سر و صدا راهی تهران شد.
علاالملک از دیپلمات‌های با سابقه وزارت خارجه محسوب می‌شد که پس از نیر‌الدوله به حکومت اصفهان منصوب شد. او در تاریخ 24 محرم 27/1327 فوریه 1908 وارد شهر شد. علاالملک چندی از نابسامانی‌ها را رفع کرد، طرق را امنیت داد و مشکل عدلیه را حل کرد اما وقوع حادثۀ به توپ بستن مجلس و آغاز استبداد صغیر و جوشش مردم اصفهان در تصرف ادارات دولتی، علاالملک را پس از پنج ماه حکومت راهی اصفهان کرد.
در زمان استبداد صغیر، محمدخان غفاری‌کاشی، اقبال‌الدوله در رجب 1326 / اوت 1908 به اصفهان آمد و به همراه معاونش حاکمیت ظالمانه خود را شروع کرد. او آنقدر به رعایا ظلم می‌کرد که در مجلس جزو هشت نفر منفورین ملت شمرده می‌شد و سرانجام موجب قیام مردم اصفهان شد. او در 9 ذی الحجه2/1326 ژانویه 1909 که اصفهان مورد حملۀ نیروهای بختیاری واقع شده بود با لباس زنانه به کنسولگری انگلیس گریخت!
سه روز پس از فتح اصفهان به دست نیروهای بختیاری، صمصام‌السلطنه بختیاری وارد اصفهان شد ولی او چشم به سفره قدرت در تهران دوخته بود و آنچنان دل خوشی از حکومت اصفهان نداشت به همین خاطر در اصفهان نماند و پس از یک سال حکومت این شهر در9 ذی الحجه 27/1327 دسامبر 1909 راهی پایتخت شد.
طلوع مشروطیت در اصفهان
 بر اساس کتاب های تاریخ مشروطه، آغاز حرکت اصفهان به دوره مهاجرت کبری بر می‌گردد. در تاریخ 8 جمادی‌الثانی 1324 زمانی که مهاجرت بیست روزۀ علما و بزرگان تهران در جریان بود، علمای اصفهان شیخ حسن شیخ العراقین را به قم ماموریت دادند تا ضمن اطلاع از کم و کیف ماجرا، همبستگی مردم اصفهان به این ماجرا را اعلام کند. بالاخره درخواست‌های متحصنین پذیرفته شد و در 21 رجب آن سال، اعلامیه‌های رسمی دولت در پذیرش مشروطیت به گوش همۀ ولایات رسید. بعد از آن نیز به دستور مظفرالدین شاه « نظام نامه مجلس» باید طبع و به همۀ ولایات ارسال می‌شد. این کار به زودی انجام گرفت و در تاریخ 27 رجب از همۀ ولایات خواسته شد که وکلای خود را انتخاب کرده و به تهران بفرستند. این تلگراف که به اصفهان رسید در تاریخ 5 شعبان 1325 نخستین نشست مشروطیت اصفهان در خانۀ آقا نجفی برگزار شد. ظل‌السلطان حاکم وقت اصفهان، با تأنی و ملاحظه همراه با جریان مشروطیت جلو میرفت و همه نوع همراهی نشان می‌داد. ولی طلوع مشروطیت در اصفهان تنها به میل و اراده ظل‌السلطان نبود و افکار عمومی و خواست طبقات مردم نیز در آن موثر بود.
 انتشار روزنامه جهاد اكبر
روزنامۀ جهاد اکبر به کوشش و مدیریت میرزا علی آقا خراسانی منتشر شد. وی از خانواده‌ای روحانی و اهل علم، فردی ادیب و فاضل و از مشروطه‌خواهان و روزنامه‌نگاران موثر اصفهان بود.
تحصیلاتش در علوم قضایی و حقوقی بود، به سیاست توجه خاصی داشت و از ابتدای جریان مشروطه در صف آزادی‌خواهان قرارگرفت و همۀ وقت خود را در جلسات انجمن اصفهان می‌گذراند. از مقالاتش آشکار است که او خواهان رشد فکری مردم بوده و برای آگاه سازی مردم از فواید مشروطیت و ضررهای استبداد، جهاد اکبر را منتشر کرد و مقالات سیاسی، اجتماعی، علمی که بیشتر در قالب نصایح و آگاهی و شناخت بیشتر مردم ایران بود به چاپ رساند.
میرزا علی آقا یک شخصیت سیاسی بود و فعالیت‌های گسترده‌ای در این زمینه داشت. مقالات سیاسی‌اش بسیار شیوا و بلیغ و مشتمل بر دادخواهی از حکام مستبد و طرفداری از جریان مشروطیت بود و همین قلم شیوا و ادیبانه جهاد اکبر بود که موجب برتری این روزنامه در میان دیگر روزنامه‌های هم عصر خود شد.
میرزا علی آقا که بعد‌ها جهاد اکبر نامیده شد. ابتدا مدعی‌العموم مردم اصفهان و سپس در سال 1304 شمسی نمایندۀ مجلس موسسان شد، ولی پس از حذف عدلیه دیگر شغلی را قبول نکرد. او یک مبارز شجاع، پاکدامن، با اخلاق و مردم دوست بود. در زندگی بسیار رنج کشید ولی هیچ‌گاه از تلاش برای رسیدن به اهداف آزادی خواهانه‌اش دریغ نکرد. به مال دنیا اهمیت نمی‌داد و زندگی‌اش با فقر و تنگدستی سپری شد تا حدی که در 25 فروردین 1325 شمسی در اصفهان در فقر و تنگدستی دار فانی را وداع گفت و در تختۀ فولاد تکیه فاضل هندی به خاک سپرده شد.3
اعلامیه مشهور علمای اصفهان در تیرماه ۱۲۸۵
اعلامیه مشهور علمای اصفهان در تیرماه ۱۲۸۵ كه به امضاي علماي برجسته اي همچون آقا نجفی اصفهانی، آیت‌الله محمدحسین فشارکی، ابوالقاسم دهکردی، شیخ مرتضی ریزی، میرزا محمدتقی مدرس، سید محمدباقر بروجردی، میرزا محمدمهدی جویباره‌ای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، آقا محمدجواد قزوینی و رکن‌الملک شیرازی گویای آثار مشروطیت و اهمیت اصفهان در این انقلاب است. در اين اعلاميه آمده است: این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن‌الملک، متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهماامکن بعد ذلک تخلف ننماییم، فعلاً ۵ فقره است:
اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیر ایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم؛ ماها به این روش متعهدیم.
ثانیاً: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه‌های دیگر ایرانی باشد، متعهد شده‌ایم بر آن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوه بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارند.
ثالثاً: ملبوس مردانه جدید که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهما امکن، هر چه بدلی در ایران یافت می‌شود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوخ غیر ایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیر ایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.
رابعاً: مهمانی‌ها بعد ذلک ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، باید مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره. اگر زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش مهمانی می‌نماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.
خامساً: وافوری و اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم زیرا که آیات باهره: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مسری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری، به نظر توهین و خفت می‌نگریم.
اصفهان، مرکز ثقل حرکت‌های تاریخ معاصر
اصفهان به‌عنوان یکی از مراکز ثقل تمامی حرکت‌های تاریخ معاصر کشور نقشی بی‌بدیل در انقلاب مذکور بازی کرده است. یکی از دلایل به ثمر نشستن مشروطه خواهي مهاجرت علمای اصفهان همراه با علمای سراسر کشور به قم بود که مظفرالدین شاه را ناگزیر به امضای فرمان مشروطه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ کرد. مرحوم آقا نجفی به‌عنوان رهبر قیام در اصفهان منشأ خدمات بی‌شماری برای این شهر گردید. از آن جمله می‌توان به پایان دادن سلطه بی‌چون‌وچرای ظل‌السلطان در اصفهان، تشکیل انجمن مقدس ملی اصفهان، هیئت علمیه اصفهان، تأسیس شرکت اسلامیه اصفهان و انجمن صفاخانه اصفهان تنها نمونه‌هایی از موارد مذکور است. هر یک از اقدامات گفته شده را می‌توان از اسناد افتخارآمیز شهر اصفهان و اثرات انقلاب مشروطه در این شهر عنوان کرد. برای مثال انجمن مقدس ملی اصفهان که در این دوران تأسیس گردید، حکم شورای شهر در آن روزگار را داشت. ازجمله ویژگی‌های انجمن اصفهان و اقدامات مهم روحانیون مؤسس آن، می‌توان به بسیج گسترده و بی‌نظیر مردم در جهت حمایت از اهداف نهضت مشروطيت، تأسیس و استقرار ده‌ها انجمن سیاسی و انجمن‌های متعدد ایالتی و ولایتی، تلاش در زمینه پاسخگو بودن مسئولان و متصدیان امور در قبال مردم و تعمیم روحیه پرسشگری منطقی در مردم، انجام اقداماتی مثمرثمر در اصلاح امور نظامی، مالی، تجاری منطقه، ارائه خدمات رفاهی و اقتصادی و تلاش در جهت استقرار مؤسسات اجتماعی جدید چون بانک و مدارس جدید اشاره نمود.
ايران ، موسس نخستين مجلس قانونگذاري در آسيا
نکته جالب توجه این‌که این انجمن نشریه‌ای را نیز چاپ و اصول مشروطیت و وقایع شهری در آن بیان می‌گردید که می‌توان آن را به بولتن‌های خبری انجمن‌ها و مجالس در کشورهای دیگر تشبیه کرد. متأسفانه اهمیت انقلاب مشروطه و بالطبع آثار آن هنوز در جامعه ما آن‌طور که باید شناخته نشده است. از یاد نبریم ایران نخستین کشور آسیایی بود که در آن مجلس تشکیل گردید، در حالی که اکنون در خاورمیانه کشورهایی وجود دارند که از وجود مجلس بی‌بهره‌اند.
منابع:
رجایی، عبدالمهدی، تاریخ مشروطیت اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری تهران، چاپ اول، 1385.
 عقیلی، سید احمد، نگرشی بر مشروطیت اصفهان «مشاهیر عصر مشروطه مدفون در تخت فولاد»، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1385.
 
/گزارش از علي نجيمي/
 
کد خبر 200414

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.