ازدواج یکی از نیازهای اصلی هر فرد است، اما آنجه در این باره مهم می باشد، این است که این نیاز در شرایط خوب و به درستی انجام شود، تا همسران بتوانند، طبق مصاديق آیات قرآن موجب آرامش و تسکین یکدیگر باشند.
یکی از معیارهای مهم در این رابطه سن ازدواج است که اگر افراد نسبت به آن بی تفاوت باشند، نمی توانند وظایف همسرداری خود را به خوبی انجام دهند، چرا که افراد در سن بالا بسیاری از شرایط برای برآورده کردن نیازهای یک همسر مناسب را شاید نتوانند به خوبی قبل انجام دهند و اگر هم در سنین پایین ازدواج کنند، به دلیل نا پختگی و عدم بلوغ کافی با رفتارهایی مانند انتظارات نادرست و غیره شرایط را برای ایجاد یک زندگی پر از آشفتگی فراهم می کنند.
هر چند در سال های اخیر به دلائلی مانند گرانی و تورم، بیکاری جوانها و فراهم نبودن مسکن مناسب سن ازدواج هر ساله در حال بالا رفتن است و بالا رفتن سن ازدواج یکی از دغدغه های مردم و مسوولان است، اما به نظر می رسد، پایین بودن سن ازدواج در برخی از نقاط کشور مانند روستاها و شهر های کوچک هنوز یکی از دلائل آشفتگی و طلاق عاطفی در خانواده ها است.
زینب زنی 36 ساله و مادر دو دختر دانشجو است؛ او می گوید: پدر و مادرم که فکر می کردند، اگر کمی بزرگتر از سن سیزده سال شوم، مصداق ضرب المثل های قدیم که می گفتند این دختر بزرگ شده و ترشی افتاده است، با ورود خواستگار دوم من را شوهر دادند.
زینب در خصوص مشکلات بعد از ازدواج خود نیز می گوید: عدم پختگی من و همسرم که او هم سن كمي داشت، موجب شد که با برخوردهای احساسی که ناشی از عدم بلوغ فکری من و همسرم بود، زندگی ما روز به روز سردتر شود، به گونه ای که در این رابطه اولین نیازهای ما مانند نیازهای عاطفی و جنسی نتواند به خوبی بر آورده شود و اکنون در این سن با مشکلاتی مانند افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم می کنم.
بهترین سن برای ازدواج زمانی است که افراد به ثبات شخصیتی رسيده اند
دکتر محسنی فر استاد دانشگاه و آسیب شناس اجتماعی در این باره گفت: خوشبختانه در سالهای اخیر شرایط در جامعه به گونه ای فراهم شده که قدرت انتخاب همسر برای زنان بسیار بیش از گذشته است و همین امر باعث شده که ازدواج های منفعلانه و اجباری در جامعه کمتر مشاهده شود.
این آسیب شناس اجتماعی گفت: به نظر می رسد بهترین سن برای ازدواج زمانی باشد که افراد به ثبات شخصیتی و مرحله ای که در آن احساس می کنند، به آرزوهایشان دست یافته باشند، چرا که در این شرایط بهترین انتخاب را می توانند انجام دهند.
وی گفت: در سالهای اخیر به دلیل اینکه خانواده ها از آسیب های اجتماعی ترس دارند و نگران این هستند که دختران آنها به این آسیب ها مبتلا شود، دختران خود را در سنین دبیرستان به ازدواج ترغیب می کنند، ازدواجهایی که متاسقانه به نظر می رسد، در این سن نادرست بوده و درآینده می تواند زمینه ساز نارضایتی و به شکست رسیدن آن باشد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: البته هر ازدواجی در سنین پایین انجام شود، لزوما به شکست نمی انجامد.
تسلط باورهای سنتی و عرف جامعه از جمله موارد مهم گرایش به ازدواج زود هنگام است
زهره حبیب الاهی پژوهشگر اجتماعی نيز گفت: ازدواج یکی از موهبتهای الهی است و در صورتی که در سن مناسب و شرایط مطلوب اتفاق بیافتد، آرامش بخش فرد خواهد بود و سلامت جامعه را در پی خواهد داشت.
وی گفت: به اعتقاد روانشناسان بهترین سن ازدواج برای افراد دهه سوم زندگی که مرحله سازندگی و صمیمیت است می باشد.
این پژوهشگر اجتماعی خاطرنشان کرد: ازدواج در سن پایین به دلایلي مسئله ساز خواهد شد؛ اولا رشد نایافتگی و بلوغ شخصیتی، نداشتن استقلال رای کودک یا نوجوان به دلیل وابستگی به خانواده و اطرافیان چرا که نوجوان در این سن از استقلال رای کمی برخوردار است، خودشناسی ضعیف؛ نوجوان به دلیل اینکه در مرحله هویت یابی است و درک درستی از خود نداشته و اعتقادات و ارزشهایش نیز ثبات نیافته است، رشد نیافتگی شخصی؛ ناآگاهی از ضعفها و نقاط منفی شخصیتی و در نتیجه عدم تلاش برای برطرف ساختن آنها، ضعف در مسئولیت پذیری و پختگی؛ نداشتن درک درست از مسئولیتهای همسری و والدینی، ضعف اعتماد به نفس، خیالبافی و توهم در مورد ازدواج، آگاهی نداشتن نسبت به مهارتهای زندگی و مهارتهای ارتباطی، ناآگاهی نسبت به نیازهای عاطفی و جسمی خود و فرد مقابل، داشتن حس مقایسه گری و توجه به ظواهر زندگی، تکانشی عمل کردن و غالب بودن هیجانات و احساسات در او به جای واقعیات و منطق، انعطاف ناپذیری، نداشتن برنامه ریزی و مدیریت زندگی، داشتن انتظارات و توقعات غیر منطقی از زندگی و همسر و نگریستن به ازدواج به عنوان پناهگاه برای فرار از تنهایی و پذیرش اجتماعی است.
وي افزود: دوما، نداشتن بلوغ اقتصادی؛ وابستگی اقتصادی فرد به خانواده و در نتیجه دخالت والدین و اطرافیان در زندگی فرد و به دنبال آن تفاوت دیدگاهها و سلایق و ایجاد اختلاف در زندگی همسران جوان به دنبال این دخالت خانواده ها. سوما، نداشتن آمادگی جسمی، چراکه رسیدن فرد به بلوغ جنسی برای ازدواج کافی نیست و در بسیاری از موارد ازدواج زودهنگام مشکلات جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت که از آن جمله می توان به باروری زود رس، زایمان زود هنگام و نارس بودن فرزند اشاره کرد.
وی خاطر نشان کرد: تسلط بر باورهای سنتی و عرف جامعه و همچنین وجود مشکلات اقتصادی از جمله موارد مهم گرایش به ازدواج زود هنگام است که در اغلب این موارد ازدواج به اجبار از سوی خانواده به فرد که عمدتا دختران هستند تحمیل می گردد، به طوری که متاسفانه در برخی موارد نیز تفاوت سنی فاحشی بین دختر و پسر دیده می شود و در نهایت بسیاری از این ازدواجها به خیانت یا طلاق می انجامد.
/53
یکی از معیارهای مهم در این رابطه سن ازدواج است که اگر افراد نسبت به آن بی تفاوت باشند، نمی توانند وظایف همسرداری خود را به خوبی انجام دهند، چرا که افراد در سن بالا بسیاری از شرایط برای برآورده کردن نیازهای یک همسر مناسب را شاید نتوانند به خوبی قبل انجام دهند و اگر هم در سنین پایین ازدواج کنند، به دلیل نا پختگی و عدم بلوغ کافی با رفتارهایی مانند انتظارات نادرست و غیره شرایط را برای ایجاد یک زندگی پر از آشفتگی فراهم می کنند.
هر چند در سال های اخیر به دلائلی مانند گرانی و تورم، بیکاری جوانها و فراهم نبودن مسکن مناسب سن ازدواج هر ساله در حال بالا رفتن است و بالا رفتن سن ازدواج یکی از دغدغه های مردم و مسوولان است، اما به نظر می رسد، پایین بودن سن ازدواج در برخی از نقاط کشور مانند روستاها و شهر های کوچک هنوز یکی از دلائل آشفتگی و طلاق عاطفی در خانواده ها است.
زینب زنی 36 ساله و مادر دو دختر دانشجو است؛ او می گوید: پدر و مادرم که فکر می کردند، اگر کمی بزرگتر از سن سیزده سال شوم، مصداق ضرب المثل های قدیم که می گفتند این دختر بزرگ شده و ترشی افتاده است، با ورود خواستگار دوم من را شوهر دادند.
زینب در خصوص مشکلات بعد از ازدواج خود نیز می گوید: عدم پختگی من و همسرم که او هم سن كمي داشت، موجب شد که با برخوردهای احساسی که ناشی از عدم بلوغ فکری من و همسرم بود، زندگی ما روز به روز سردتر شود، به گونه ای که در این رابطه اولین نیازهای ما مانند نیازهای عاطفی و جنسی نتواند به خوبی بر آورده شود و اکنون در این سن با مشکلاتی مانند افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم می کنم.
بهترین سن برای ازدواج زمانی است که افراد به ثبات شخصیتی رسيده اند
دکتر محسنی فر استاد دانشگاه و آسیب شناس اجتماعی در این باره گفت: خوشبختانه در سالهای اخیر شرایط در جامعه به گونه ای فراهم شده که قدرت انتخاب همسر برای زنان بسیار بیش از گذشته است و همین امر باعث شده که ازدواج های منفعلانه و اجباری در جامعه کمتر مشاهده شود.
این آسیب شناس اجتماعی گفت: به نظر می رسد بهترین سن برای ازدواج زمانی باشد که افراد به ثبات شخصیتی و مرحله ای که در آن احساس می کنند، به آرزوهایشان دست یافته باشند، چرا که در این شرایط بهترین انتخاب را می توانند انجام دهند.
وی گفت: در سالهای اخیر به دلیل اینکه خانواده ها از آسیب های اجتماعی ترس دارند و نگران این هستند که دختران آنها به این آسیب ها مبتلا شود، دختران خود را در سنین دبیرستان به ازدواج ترغیب می کنند، ازدواجهایی که متاسقانه به نظر می رسد، در این سن نادرست بوده و درآینده می تواند زمینه ساز نارضایتی و به شکست رسیدن آن باشد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: البته هر ازدواجی در سنین پایین انجام شود، لزوما به شکست نمی انجامد.
تسلط باورهای سنتی و عرف جامعه از جمله موارد مهم گرایش به ازدواج زود هنگام است
زهره حبیب الاهی پژوهشگر اجتماعی نيز گفت: ازدواج یکی از موهبتهای الهی است و در صورتی که در سن مناسب و شرایط مطلوب اتفاق بیافتد، آرامش بخش فرد خواهد بود و سلامت جامعه را در پی خواهد داشت.
وی گفت: به اعتقاد روانشناسان بهترین سن ازدواج برای افراد دهه سوم زندگی که مرحله سازندگی و صمیمیت است می باشد.
این پژوهشگر اجتماعی خاطرنشان کرد: ازدواج در سن پایین به دلایلي مسئله ساز خواهد شد؛ اولا رشد نایافتگی و بلوغ شخصیتی، نداشتن استقلال رای کودک یا نوجوان به دلیل وابستگی به خانواده و اطرافیان چرا که نوجوان در این سن از استقلال رای کمی برخوردار است، خودشناسی ضعیف؛ نوجوان به دلیل اینکه در مرحله هویت یابی است و درک درستی از خود نداشته و اعتقادات و ارزشهایش نیز ثبات نیافته است، رشد نیافتگی شخصی؛ ناآگاهی از ضعفها و نقاط منفی شخصیتی و در نتیجه عدم تلاش برای برطرف ساختن آنها، ضعف در مسئولیت پذیری و پختگی؛ نداشتن درک درست از مسئولیتهای همسری و والدینی، ضعف اعتماد به نفس، خیالبافی و توهم در مورد ازدواج، آگاهی نداشتن نسبت به مهارتهای زندگی و مهارتهای ارتباطی، ناآگاهی نسبت به نیازهای عاطفی و جسمی خود و فرد مقابل، داشتن حس مقایسه گری و توجه به ظواهر زندگی، تکانشی عمل کردن و غالب بودن هیجانات و احساسات در او به جای واقعیات و منطق، انعطاف ناپذیری، نداشتن برنامه ریزی و مدیریت زندگی، داشتن انتظارات و توقعات غیر منطقی از زندگی و همسر و نگریستن به ازدواج به عنوان پناهگاه برای فرار از تنهایی و پذیرش اجتماعی است.
وي افزود: دوما، نداشتن بلوغ اقتصادی؛ وابستگی اقتصادی فرد به خانواده و در نتیجه دخالت والدین و اطرافیان در زندگی فرد و به دنبال آن تفاوت دیدگاهها و سلایق و ایجاد اختلاف در زندگی همسران جوان به دنبال این دخالت خانواده ها. سوما، نداشتن آمادگی جسمی، چراکه رسیدن فرد به بلوغ جنسی برای ازدواج کافی نیست و در بسیاری از موارد ازدواج زودهنگام مشکلات جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت که از آن جمله می توان به باروری زود رس، زایمان زود هنگام و نارس بودن فرزند اشاره کرد.
وی خاطر نشان کرد: تسلط بر باورهای سنتی و عرف جامعه و همچنین وجود مشکلات اقتصادی از جمله موارد مهم گرایش به ازدواج زود هنگام است که در اغلب این موارد ازدواج به اجبار از سوی خانواده به فرد که عمدتا دختران هستند تحمیل می گردد، به طوری که متاسفانه در برخی موارد نیز تفاوت سنی فاحشی بین دختر و پسر دیده می شود و در نهایت بسیاری از این ازدواجها به خیانت یا طلاق می انجامد.
/53
نظر شما