دنیا محل زندگی ماست و محل اندوختن، حال این ماییم که انتخاب میکنیم چگونه زندگی کنیم و لحظههایمان را چگونه بگذرانیم، بگذارید با این مقدمه شروع کنیم:
زمان ارزش دارد، از طلا بیشتر، با ارزش تر و کمیاب تر، زمان گوهری است که گاه صدم ثانیهاش میلیاردها می ارزد، حال وقتی قرار است زمان برود، باید ارزشمند برود، یعنی در قِبل زمان، سود زیادی نصیبمان شود.
حال ما که توانایی سود زیاد را نداریم، پس با کسی معامله کنیم که کم را زیاد بخرد، آن کسی که کم را زیاد میخرد و مشتری سودآور است، کسی نیست جز خدای متعال!
در این فراز از دعای ماه رجب که میفرماید:
یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ
ای که می دهد (عطای ) بسیار در برابر (طاعت ) اندک
اشاره به همین موضوع دارد، اما کثیر چیست؟ قلیل چیست؟
کثیررضوان و قرب خداست و قلیل اعمال اندکی که آن هم اگر انجام میدهیم همه اش اخلاص نیست.
قرار است بخشیده شویم یا مجازات؟
از ظاهر عبارات و ادعیه این طور برمی آید که بُعد بخشندگی و مهربانی خدای متعال به مراتب بیشتر است، زیرا در ادعیه ای که خود آموزش داده اند، خداند متعال همه جا سخن از بخشش و جود و کرم میدهد.
در احادیث متعدد از ناامیدی نهی شده است و اصلا کار شیطان ناامیدی است، هرگز از کمی که خدمت خدای خود میبریم، ناامید نباشیم.
از چه کمهایی نترسیم؟
پیامبر فرموده اند که صدقه هفتاد نوع بلا را دفع میکند، حالا این صدقه چقدر باید باشد؟ بحث از همین جا آغازمیشود! برای خداوند فرقی نمیکند تو چقدر صدقه بدهی، اگر هم در وسع تو همان کم بود و کم را دادی از تو میخرد، دلیلش هم مشخص است، که در بند بعد عنوان می شود، اما هر اثری که قرار بود، صدقه داشته باشد این صدقه اندک هم همان فواید را دارد.
در عبادات هم همینطور! به عباداتی که انجام میدهیم امیدوار باشیم، زیرا خدواند قرار است همین کم ها را از ما قبول کند و دعای در امید به مراتب بهتر از دعای در ناامیدی است.
چرا خدای متعال اعمال اندک را هم قبول میکند؟
برای خداوند چیزی کثیر نیست، هیچ عملی نزد خدای متعال آنقدر زیاد نیست که زیاد تلقی شود، بنابراین وقتی خدای متعال به عملی میفرمایند کثیر یا زیاد، یعنی به آن اعتبار بخشیده اند، و این جا معنا همان اعتبار بخشی است، اعتبار بخشیدن به اعمالی که زیاد نیست ولی به واسطه ظرفی که به ما داده شده است زیاد تلقی میشود.
گاهی همین ظرف کم هم نعمت است، شاید برای همین است که میفرمایند ما نبوت را به کوهها و صخره ها دادیم نتوانستند زیر بار آن دوام بیاورند و شانه خالی کردند و گفتند ما توانایی این مسوولیت بزرگ را نداریم.
ماه رجب بهانه بندگی!
گاهی ما از پدرمان یا کسی که کفالت ما را کرده چیزی طلب میکنیم، گاهی خود او از ما میخواهد چیزی طلب کنیم! این دو جریان با هم فرق ندارند؟
تفاوت این دو در چیست؟ وقتی خود خداوند به واسطه ادعیه ای که اولیائش فرستاده اند اعلام میکند وقت طلب کردن است، آشکار است قرار است خیر فراوانی در این جا بر ما نازل آید.
به همین خاطر ماه رجب، بهانه بندگی جور است، بساط آماده است، فقط کافیست قدری توجهمان به برکاتی که قرار است بر ما نازل آید، باشد!
خبرگزاری ایمنا: در ادامه مباحث در رابطه با مضامین دعای ماه رجب، مبحث شیوه معامله با خدای متعال مطرح میشود، شیوه ای که ابعادش را باید بررسی کرد.
کد خبر 188006
نظر شما