... سالهای کودکی و اوایل نوجوانی را گذراندم، با نمره هایی که خوب بود و به اصطلاح شاگرد اول کلاس هم بودم. وقت انتخاب رشته شد. یعنی قدم گذاشتن در راهی که مسیر زندگی آینده (همین روزهایی که الان در آن هستیم) را رقم میزد. انتخاب رشته ریاضی و تجربی مثل الان کلاس دیگری داشت! هرچند هنرستان و رشتههای فنی و حرفهای هم کمی تا قسمتی در بورس بودند، اما عقل سلیم میگفت از چند نفر بزرگتر هم باید جویای احوال رشتههای مختلف و آینده آنها شد. از شانس خوب یا بد ما (که هنوز درست نمیدانم) «تربیت بدنی» هم جزو همان رشته هایی بود که نوپا بود و بازار کار آن را برای سالهای پیش رو مطلوب میدانستند. «آموزش و پرورش ... هزار معلم ورزش نیاز دارد، شما با فوق دیپلم تربیت بدنی استخدام میشوید...!!»، «چه رشتهای بهتر از ورزش...؟ هم با نشاط میشوید و هم...»
من و چند نفر از دوستانم با سبک و سنگین کردن صحبتها و اطلاعاتی که در مورد رشته جذاب و مفرح(!) تربیت بدنی کسب کرده بودیم وارد دبیرستان تخصصی این رشته شده و مهر فارغ التحصیلی از رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی بر دیپلم و دو سال بعد بر مدرک دوره کاردانی ما زده شد. ناگفته نماند ما قرار بود جزو همان چند هزار نفری باشیم که آموزش و پرورش در انتظار فارغ التحصیلی آنها از مقطع كارداني بود تا بخشی از کمبودهای خود در مدارس را جبران کند! به رسم معمول تحصیل تا پایان مقطع کارشناسی را هم ادامه دادیم و همچنان کمبود معلم ورزش معضلی بود که مسئولان آموزش و پرورش مدام از آن صحبت میکردند، اما ما هم نفهمیدیم و ندانستیم چرا با وجود این همه فارغ التحصیل تربیت بدنی هنوز حرف از کمبود معلم ورزش بود و چرا خیلی از مدارس از میان معلمان دیگر دروس و گاهی از دوست و آشنا برای جبران نیاز خود استفاده میکردند؟!
از استخدام در آموزش و پرورش خبری نبود، پس مدرک کارشناسی را در دست گرفته، کفشهای اسپورت را هم درآورده و آهنی پوشیدیم و کوچه به کوچه و خیابان به خیابان گشتیم تا شاید بخشی از بازار پرحرفه ورزش نصیب ما شود.
.... حالا من یک فارغ التحصیل «تربیت بدنی» هستم و یک «خبرنگار»، البته خبرنگار حوزه ورزش. از روزهایی که ماجرای آن مرور شد سالها گذشته و دنیای پرخبر هم دیگر اجازه نداده که فکر کنم به اینکه این سالها چطور گذشت و چرا من و بسیاری از همکلاسیهای دوران دبیرستان و دانشگاهم سهمی از اولین و آخرین استخدام گسترده معلمان ورزش در سالهای اخیر و یا پیوستن به بازار کار ورزش نداشتهایم؟ راستی کمبود هزاران معلم ورزش در مدارس کشور چطور جبران شد؟!
دغدغه آقای وزیر بهانه این گزارش
یکی دو روز از قبل نوروز، وزیر ورزش و جوانان در گفتگویی مفصل با رادیو ورزش از اهداف و برنامههای ورزش کشور در سالی که گذشت و سالی که پیش رو داریم صحبت کرد، برخی فرصتها را برشمرد و برخی چالشها را، اما بخشی از صحبتهای وزیر که بیشتر توجه من را به خود جلب کرد تلاش برای اشتغال زایی ورزشی بود. به این فکر کردم که فارغ التحصیلان تربیت بدنی چه سهمی در دغدغه وزیر دارند؟ اصلاً این تربیت بدنی خواندهها کجا هستند و چه میکنند؟
بخشی از این گزارش صحبتهای هم دورهایهای من در دوران دانشگاه است. آنهایی که روزی مثل من دغدغه کار داشتند و بهترین گزینه ممکن برای آنها معلمی یا مربیگری ورزش بود.
گلایه یک تحصیل کرده تربیت بدنی بیکار:
فارغ التحصیلان تربیت بدنی سهمی در پرورش دانش آموزان ندارند
خانم میرزائیان فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی از دانشگاه مشهد است. به رغم دارا بودن مدرک کارشناسی ارشد و کارت مربیگری در چند رشته ورزشی همچنان به دنبال شغل مرتبط با رشتهاش است. او به ایمنا میگوید: استخدام گسترده آموزش و پرورش در سال ۸۹ سودی به حال ما نداشت. میگفتند به جز کلانشهرها مشکل استخدام در شهرهای کوچکتر کمتر وجود دارد. با اینکه تمامی شرایط لازم برای موفقیت در این زمینه را داشتم و ساکن شهرکرد هستم که میدانم همچنان مدارسی دارد که با کمبود معلم ورزش روبرو هستند اما سهمی در این استخدام نداشتم. اگر قرار است فارغ التحصیلان تربیت بدنی جایی در پرورش دانش آموزان و یا ورزشکاران آینده نداشته باشند پس این وظیفه به عهده چه کسانی گذاشته شده است؟
وي ادامه میدهد: تلاش من برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد پیدا کردن شغل مناسب با رشتهام بود، دو سالی که برای تحصیل در این مقطع گذراندم باعث شد تا وقتی به شهرم برگردم همان چند سانس مربیگری ژیمناستیک که پیش از این در آن مشغول به فعالیت بودم را هم از دست داده باشم.
تصمیم جدید تصمیمسازان:
تنها مجرای جذب مربیان ورزشی دانشگاه فرهنگیان است
با خبرهایی که اخیر در رسانهها و از زبان وزیر ورزش و معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش مطرح شده فعلاً برنامه دیگری برای جذب معلم ورزش در مدارس وجود ندارد. مهرزاد حمیدی در سفری که سال گذشته به مازندران داشت در این مورد گفته است: تعداد مربیان ورزشی در مدارس کم است و با وجود ۳۵ هزار معلم در این بخش ساعت کمبود را از طریق حقالتدریس جبران میکنیم. با وجود این تعداد مربی ورزشی در کشور، کمتر مدرسهای هست که معلم ورزش نداشته باشیم.
معاون وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه تنها مجرای جذب مربیان ورزشی دانشگاه فرهنگیان است، گفت: به همین منظور این دانشگاه در رشته تربیت بدنی دانشجویان بیشتری جذب میکند و امکانات ورزشی در اختیار این دانشگاهها قرار داده شده و به مجرد فارغالتحصیل شدن دانشجویان جذب آموزش و پرورش میشوند.
این صحبت حمیدی که گفته است تنها مجرای جذب مربیان ورزش دانشگاه فرهنگیان است شاید به این معناست که دانش آموختههای رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی در دانشگاههای دولتی، آزاد و پیام نور هیچ شانسی برای جذب از سوی آموزش و پرورش ندارند و باید به دنبال راههای دیگری برای پیدا کردن شغل مرتبط با رشته تحصیلی خود باشند، چرا که کمبودها قرار است از طریق جذب فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان یا همان تربیت معلم سابق جبران شود.
ادامه تحصیل با چه هدفی؟
بازاریابی پوشاک با مدرک کارشناسی ارشد
خانم ابوطالبی هم از فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی ارشد تربیت بدنی است. او که چند سالی سابقه مربیگری داشته به ایمنا میگوید: زمانی که من از مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شدم همه جا صحبت از این بود که استخدام در دستگاهها و سازمانها با مدرک کارشناسی ارشد بیشتر است. در واقع ادامه تحصیل دادم تا هم سطح علمی خود را بالا ببرم و هم شانس بیشتری برای حضور در بازار کار رشتهام داشته باشم. اما کاری که الان به جز بزرگ کردن فرزندم انجام میدهم بازاریابی برای یک تولیدی پوشاک بچه گانه است.
او میگوید: سال ۸۹ در استخدام آموزش و پرورش نه من و نه دوستان و هم کلاسیهایم با وجود سطح علمی بالا پذیرفته نشدیم، پذیرفته شدگان در این آزمون یا هنوز دانشجو بودند و یا مدارک غیر مرتبط داشتند. حالا که ما درس و تحصیل را ادامه دادیم میگویند تنها راه استخدام در آموزش و پرورش دانشگاه فرهنگیان است. پس تکلیف این همه فارغ التحصیل از دانشگاههای معتبر و بزرگ کشور چه میشود؟ مگر دانشگاههای ما به چند نفر استاد نیاز دارند که همه دانشجویان این رشته تحصیلات خود را تا دکترا ادامه بدهند؟
معضل جدید ورزشي خواندهها
وقتی با پارتی بازي کارت مربیگری صادر میکنند!
کارشناسان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی به رغم پشت سر گذاشتن دوره تحصیلات دانشگاهی و فراگیری روش تدریس در رشته های ورزشی مختلف و رسیدن به توانایی جسمی و فنی مطلوب برای آموزش به فراگیران، میبایست دوره های جداگانه مربیگری را نیز پشت سر بگذارند. هرچند این جزو قوانین فدراسیونهای ورزشی است اما اخیراً به یک معضل تبدیل شده است.
ملکی فارغ التحصیل کارشناسی تربیت بدنی و علوم ورزشی که از نوع صدور کارتهای مربیگری در رشته های ورزشی و جذب مربیان در باشگاههای مختلف ابراز نارضایتی میکند در این مورد میگوید: ما با وجود در دست داشتن مدرک کارشناسی تربیت بدنی زحمت شرکت در دورههای مربیگری را به خود میخریم به رغم اینکه مباحث مطرح شده در همه این دورهها برای ما تکراری است، اما جالب است عدهای با داشتن آشنا و به اصطلاح پارتی در هیاتهای ورزشی به راحتی نامشان به عنوان شرکت کننده در کلاسها رد میشود و با صدور کارت مربیگری در باشگاهها و مراکز ورزشی جذب میشوند. این مشکل از سالها پیش بوده و ادامه دارد و هنوز مسئولان ورزش کشور راه چارهای برایش پیدا نکردهاند. در این بین حق فارغ التحصیلان این رشته که دانش و توانایی فنی مرتبط دارند پایمال میشود.
این ورزش خواندههای بیکار
پرورش مربی بدنساز به سادگی آب خوردن
خانم بنی مهدی و آقای رضایی هر دو کارشناس تربیت بدنی و علوم ورزشی هستند. آزمون استخدام سال ۸۹ برای آقا خوش یمن بود ولی همسر وی در این آزمون موفق نبود. اما هر دو برای استفاده بهتر از تحصیلات دانشگاهی خود اقدام به گذراندن دوره مربیگری بدنسازی و تأسیس یک باشگاه کوچک بدنسازی و ایروبیک کردند اما ادامه ندادند. آقای رضایی میگوید: سه سال پیش تمامی مراحل اخذ مجوز رسمی برای تأسیس یک سالن بدنسازی را پشت سر گذاشتیم و با صرفه جویی و قناعت زیاد و البته کمک خانوادههایمان این سالن را تأسیس کردیم. اما تمرکز سالنهای بدنسازی مشابه در منطقه غربی شهر اصفهان و هزینههای بالا و مراجعه کننده کم باعث شد تا هزینههای ما بیشتر از درآمد باشد و موفق نباشیم.
وی ادامه میدهد: متأسفانه روند صدور کارت مربیگری در رشته بدنسازی و آمادگی جسمانی به سادگی آب خوردن است. در دورهای کلاسهای مربیگری زیادی برگزار شد و هرکس که قبل از این چند ماهی برای گذراندن اوقات فراغت یا کاهش وزن کلاسهای بدنسازی یا ایروبیک را تجربه کرده بود به راحتی در این دوره های مربیگری شرکت و کارت دریافت میکرد و کمی شرایط مالی مناسب نیز باعث میشد خود اقدام به تأسیس سالن بدنسازی کند. این مساله نه تنها حرفهای نیست که سطح علمی آموزشهای بدنسازی را هم پایین آورده است.
آنچه در این گزارش آمد تنها بخشی از مشکلات دانش آموختههای تربیت بدنی و علوم ورزشی در کشور بود. مشکلاتی که سالها پیش وعده مرتفع شدن آنها داده شد و قرار بود با استخدام ۲۰ هزار معلم ورزش در کشور از بخشی از این انرژی بالقوه بهره برداری شود. طی هفتههای اخیر نیز بار دیگر وزیر آموزش و پرورش از استخدام ۵ هزار معلم که بخشی از آن را معلمان ورزش تشکیل میدهند خبر داد. اما این خبر و صحبتهای وزیر آب سردی بر پیکر تحصیل کردههای دانشگاههای دولتی، آزاد و پیام نور بود. چرا که از این پس تنها دانش آموختههای دانشگاه فرهنگیان جذب آموزش و پرورش خواهند شد. در این بین راههای ورود به بازار کار نیز چندان هموار نیست و این دغدغه هزاران فارغ التحصیل رشته تربیت بدنی است که برای آینده خود نقشهها در سر داشتند. با این شرایط دغدغه وزیر ورزش و جوانان برای اشتغال زایی البته طبیعی است. اما باید گفت دغدغه داشتن زمانی خوب است که برای یافتن راه حل تلاش شود وگرنه همیشه برای صحبت کردن از کمبودها زمان هست.
/ گزارش از مریم قمریان/
دغدغه آقای وزیر بهانه این گزارش
ناراحتي يعني.... رشتهات "تربيت بدني" باشه!!
داستان كمبود معلم ورزش و اين همه فارغ التحصيل بيكار
خبرگزاری ایمنا: مادر من معلم بود. حالا چند سالی است که بعد از سی سال سر و کله زدن با، به قول خودش «وروجکهای کلاس اولی» بازنشسته شده و کمی آرامش را در خانه تجربه میکند. از همان روزهایی که دست در دست مادر به مدرسه میرفتم احساسی به من میگفت روزی قرار است من هم معلم شوم. فرقی نمیکرد معلم کلاس چندم، معلم ریاضی، علوم یا ورزش. حالا که قسمت یا تقدیر که شدیدا به آن اعتقاد دارم (شما را نمیدانم) از کودکِ عشق معلمی آن روزها یک «خبرنگار» ساخته فهمیدم که شاید همیشه احساس حرف اول را نمیزند! گاهی امتحان کردن همه راههای ممکن دیگر سرنوشت ساز است.
کد خبر 185963
نظر شما