به گزارش ایمنا، شهر و شهروند موجوداتی با پیوندهای ارگانیک هستند که برای رشد و تعالی به همدیگر نیاز دارند و اگر این نیاز متقابل در ظرف زمانی خاص خود تامین شود میتوان امیدوار بود که شهروند خوب و شهر ایده آل شکل میگیرد؛ اما اگر این مهم محقق نشود هر دو سوی این سیر ارتباطی بازنده خواهند بود و علاوه بر اینکه شهر، منابع خود را هدر میدهد، شهروند هم عمر خویش را فدای مسائلی میکند که هیچ سودی برای او ندارد.
در این میان وظایف شهر و شهروند و ترسیم نحوه ارتباط بین این دو مقوله از مسائل کلیدی و اساسی مرتبط با فرهنگ شهروندی و شهرنشینی است که سرپرستان نواحی شهری یاسوج پیرامون آن بحث کردهاند.
شهروند و شهر مکمل یکدیگر ند و این دو مقوله با هم ارتباط ذاتی دارند و نمیتوان آنها را از هم جدا کرد.
فرد به عنوان یک عنصر سازنده برای جامعه و محیط باید تلاش و همکاری لازم را در راستای رشد محیط زندگی و اجتماعی خود داشته باشد و اگر تک تک این عناصر وظایف خود را حول محور ساختن یک شهر خوب به درستی انجام دهند بدون شک شهری سالم و زیبا در خور شان مردم شریف خود خواهیم داشت.
شهروند، پایهگذار شهر خوب است و سبب آبادی شهر میشود و شهر آباد هم شهروند خوب را پرورش میدهد. انسان به عنوان پیکره اصلی شهر محسوب میشود و یک شهروند خوب باید نگاه متفکر و عقلانی داشته باشد.
شهر خوب در گرو نگاه یک شهروند خوب است ، پرورش توانایی و صلاحیت دموکراتیک شهروندان، افزودن بر چارچوبهای اجتماعی و بسترهای مادی، بیشتر در گرو آموزش شهروندان است، بنابراین برای داشتن یک شهر خوب با شهروندان خوب باید تک تک عموم تحت آموزشهای لازم و فرهنگ شهرنشینی قرار گیرند و بهتر است که این آموزشها در مدارس از همان ابتدا تدریس شود تا نسل شهروندان فهیم و توانا با افکار و ایدههای جدید داشته باشیم.
شهر خوب را شهروند خوب میسازد
یک شهر خوب را شهروند خوب میسازد و این در ذات مردم نهفته است که یک شهروند باید خوب باشد تا یک شهر خوب ساخته شود، یعنی یک شهروند خوب وقتی روح پاکیزگی ذاتی در وجود خود داشته باشد می تواند شهر پاکیزه و خوبی بسازد.
شهر خوب ساختنی است نه یافتنی و این شهروندان هستند که باعث میشوند با رعایت قوانین شهروندی و تعهد به حقوق شهروندی خود شهر زیبندهای داشته باشند، زیرا شهر متعلق به همه مردم است و همین امر شهروندان را موظف به مشارکت و همکاری برای داشتن یک شهر خوب میکند.
شهروند خوب بودن به ۲ عامل اساسی بستگی دارد: عامل درونی که همان احساس تعلق خاطر داشتن است. شعار «شهر ما خانه ما» و یا «خانه ما شهر ما» که از لحاظ ظاهر تقریبا یک شکل دارند اما از لحاظ محتوایی متفاوت است. بدون شک در شعار «خانه ما شهر ما» احساس تعلق خاطر داشتن به شهر مشخصتر است.
فضیلتهای شهروندی مانند اطاعت از قانون، رعایت پاکیزگی و مراقبت از مکانهای تفریحی و حتی فداکاری برای دفاع از محیط در برابر تهدیدهای برونی و درونی و به عنوان مجموعه افرادی که در یک پیمان شهروندی، نه نژادی و... پیکره یک ملت واحد را تشکیل میدهند.
شهروند نیاز به آموزش دارد
البته طبیعی است که یک شهروند خوب، یک شهر خوب را میسازد. شهر خوب تاثیر بسیاری در روحیه شهروندان دارد و این احساس پیوستهای است متولیان ساخت شهر تمام شرایط را برای داشتن یک شهر خوب مهیا میکنند و شهروندان متقابلا با تلاش و همراهی و مشارکت برای نگه داشتن یک شهر خوب بکوشند تا حفظ و ساخته شود.
شهروندان باید آگاهی کافی از وظایف شهروندی خود داشته باشند تا بر اساس این آگاهی و کسب آموزشهای لازم تعریفی از مسئولیت خود به عنوان شهروند داشته باشند و وظیفه این آموزش و اطلاع رسانیها بر عهده شهرداریها، سازمانها و نهادهای مردمی همچون تشکلهای مردم نهاد و پایگاههای مساجد تشکیل شد باشد هست.
متولیان در بخشهای فرهنگی باید آگاهی مردم را بالا ببرند و در محیط شهری نقشها مشخص شود که این نقشها را قشرهای مختلف شهروندان بازی میکنند. همچنین مراجع صاحب نظر مورد قبول مردم که اداره یک بخش به عهده آنهاست وظیفه اطلاع رسانی در رابطه با چگونه یک شهروند خوب بودن و حق و حقوق یک شهروند را به عهده دارند.
تودههای برجستهای از مردم مثل اصناف، ورزشکاران، فرهنگیان و... با برقراری ارتباط بین مسئولان و مردم میتوانند به آنها آموزش داده و اطلاع رسانی دقیق و به هنگام را در سطوح مختلف برای مردم داشته باشند.
شهر، خانه دوم اگر شهروندان خوب شهر را خانه دوم خود بدانند و با شهرداریها مشارکت و همکاری مداوم داشته باشند و مسئولان با خدمات هدفمند و مطلوب با شهروندان ارتباط دو سویه برقرار کنند شرایط ایده آل پیش خواهد رفت.
از لحاظ فرهنگی و آموزشی، هم شهرداریها و هم سازمانها وظیفه اطلاع رسانی و انتقال دانش به عموم مردم را دارند و میبایست پیوسته گزارشی از فعالیتهای عمرانی، خدماتی، فرهنگی و... داشته باشند تا همه با آگاهی بیشتر برای حفظ و نگهداری شهر تلاش کنند.
زیبایی شهر بر زندگی شهروندان تاثیر فوق العاده دارد، بنابراین چه خوب است این زیباسازی با همکاری شهروندان و با توجه به فرهنگ شهرنشینی شکل گیرد تا پیوسته و ماندگار و همیشگی باشد.
با نگاه به شعار «شهر ما خانه ما» اگر همه افراد جامعه به این شعار احترام بگذارند وعمل کنند قطعا شهری زیبا با شهروندان فهیم خواهیم داشت.
این نکته مهم است که علاوه بر اطلاع رسانی مسئولان، شهروندان هم وظیفه دارند به بهترین شکل از امکانات شهری استفاده کنند و حتی با مشارکت و همکاری با مسئولان شهرداریها چهره شهر را هر چه زیباتر نشان دهند پس رابطه شهروندان با شهر یک ارتباط دوسویه است که نیاز به تعامل ویژه و نگاه صحیح شهروندی دارد.
شهروند کسی است که از حقوق اجتماعی برخوردار است و وظیفۀ اجتماعی خود را انجام می دهد. شهروندی راههای زندگی کردن شهروندان با یکدیگر است.
واژه شهروند مرکب از دو کلمه "شهر" به معنای جامعه انسانی فرهنگی و "وند" به معنای عضو وابسته است و در اینجا بیانگر جزء خارجی و لازم شهر است که از این واژه مرکب، معنای انتزاعی مناسبی به دست میآید که به نوعی در خود بار عقلانی را دارا است. درک هاتر در کتاب شهروندی خود تعریف زیر را به کار میگیرد: "یک شهروند فردی است که درباره مسائل عمومی آگاهی دارد".
نگرشهایی در مورد فضیلت مدنی به او القاء میشود و مجهز به مهارتهایی برای مشارکت در عرصه سیاسی و اجتماعی است." شهروندی به عنوان برآیندی از جامعه مدنی مطرح است.
شهروند کسی است که از حقوق اجتماعی برخوردار است و وظیفۀ اجتماعی خود را انجام می دهد. شهروندی راههای زندگی کردن شهروندان با یکدیگر است. شهروندی توانایی افراد را برای قضاوت در مورد زندگی خودشان تصدیق می کند، بنابراین زندگی شهروندی افراد از پیش به وسیلۀ نژاد، مذهب، طبقه، جنسیت یا هویتشان تعیین نمی شود.
بی گمان آموزش شهروندان خوب یکی از مهمترین دل مشغولیهای اکثر نظامهای تعلیم و تربیت در بسیاری از کشورهای دنیاست. مطالعات و پژوهشهای انجام شده در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نشان میدهد که مسئولان تعلیم و تربیت در این کشورها با عزمی راسخ و با تدوین برنامه های آموزشی متنوع، تربیت شهروند مناسب را در صدر اقدامات و فعالیتهای خود قرار داد ه اند.
بنابراین می توان گفت در عصر جهانی شدن که "شهروندی" از یک طرف به معنای داشتن حس مسئولیت برای جامعه بومی خود و از طرف دیگر درک زمینه اجتماعی- فرهنگی وسیعتر دهکده جهانی است، "ارتباط"، "اطلاع" و "آموزش" سه ابزار اصلی است که به کمک آنها میتوان طرز فکر و طرز رفتاری را کسب نمود که برای زندگی و کار در جهانی که به صورتی فزاینده متنوع و چندفرهنگی است ولی به نظر می رسد تکثر و همبستگی گروهی در آن کمتر تحمل میشود، ضروری است./۴۱۰
خبرگزاری ایمنا: شهر پر از نامکشوفات پر رمز و رازی است که با اراده هوشمند و خلاقانه شهروندان و مدیران آن شهر به تعالی میرسد.
کد خبر 180396
نظر شما