قهوه قجري، پايان كار واعظي كه جرمش "روياي صادقه" اش بود

خبرگزاري ايمنا: ۲۹ آبان ماه سالروز به شهادت رسيدن سيد جما الدين واعظ اصفهاني است. مردي كه وعظ و خطابه اش آنچنان لرزه بر اندام استبداد قاجار انداخت و سرانجام با قهوه قجري و تسمه اي بر گردن صدايش و نه راهش خاموش شد.

۲۹آبان سالروز شهادت یکی از روحانیون تاثیرگذار کشور و اصفهان در جریان انقلاب مشروطه است. سید جمال الدین واعظ اصفهانی، ملقب به صدرالواعظین و صدرالمحققین در سال ۱۲۷۹ هجری قمری ، در شهر همدان به دنیا آمد . او برادر زاده آیت‌ آلله سید اسماعیل صدر عاملی اصفهانی است. وی در کودکی پدرش را از دست داد و مادرش با او به تهران آمد و سیّد را از سن پنج سالگی به مكتب فرستاد و همین كه مختصر سوادی پیدا نمود او را نزد شوهر خواهر خود كه زنجیر باف بود به شاگردی گذاشت. از آنجا که سیّد علاقه زیادی به تحصیل داشت چهارده ساله بود كه مجدداً به مدرسه بازگشت و در ۲۱ سالگی به اصفهان رفت و تحصیلات خویش را در این شهر دنبال كرد.
کم کم در زمره اهل منبر داخل شد و در اين کار پيشرفت کرد و به زودی جزو وعاظ درجه يک اصفهان شد. چون جسته گريخته حرف های تازه ای می زد از ترس ظل السلطان كه در نهایت استبداد در اصفهان حكومت می كرد، مجبور بود در ماههای محرّم و صفر كه ماه وعظ منبر است همراه با دوست صمیمیش ميرزا نصرالله بهشتی ملقب به ملک المتکلمين به ولایات دور از اصفهان برود. در ۱۲۸۲ وی از تبریز به تهران آمد و در تهران ماندنی شد و عیال و اطفال خود را به تهران آورد. در تهران پس از يکسال اقامت به حاج سيد ابوالقاسم امام جمعه نزديک شد و منبر مسجد شاه در اختيار او درآمد و جای سيد عبدالحسين عرب را گرفت و واعظ مسجد شاه گردید. در آن اوقات نطق های سیّد را به وسیله ی تند نویسی ثبت می كردند و به صورت روزنامه ای به اسم " الجمال " در كوچه و بازار می فروختند كه خریدار بسیار داشت . در اواخر سلطنت مظفرالدين شاه قاجار (سال ۱۳۲۳ هجري قمري و ۱۲۸۴ شمسی) پس از اينكه احمدخان علاءالدوله حاكم تهران جمعي از تجار قند را به علل گراني و كميابي و انبار كردن آن به چوب بست ،ساير تجار به واسطه اين اهانت بازار را بسته و تعطيل عمومي اعلام كردند. سپس در مسجد شاه اجتماع كرده، جمعي از علما از قبيل سيد عبدالله بهبهاني و سيد محمد طباطبايي را هم به مسجد آوردند و سيد جمال الدين اصفهاني هم براي صحبت به منبر رفت و در ضمن صحبت، گفت وگو از عدالت و مظالم حكومت به ميان آمد و از آن زمان نام او بعنوان طرفدار مشروطیت بر سر زبان ها افتاد.
پس از وفات مظفرالدین شاه ، با روی کار آمدن فرزندش محمدعلیشاه عرصه بر عدالت خواهان و طرفداران مشروطه تنگ گردید.در فردای به توپ بستن مجلس شورای ملّی سید جمال الدین با لباس مبدّل به قصد عتبات از راه قم و همدان از تهران حركت كرد که در همدان به دست " رضا " نام نایب حاكم گرفتار آمد و سرانجام به امر محمّد علیشاه پاهایش را زیر شكم قاطری بستند و او را به بروجرد بردند و به زندان انداختند، نخست قهوه ای به او داده و سپس با تسمه او را خفه كردند . .سرانجام این صدای حق طلبان در۲۹ آبان ۱۲۸۷ در ۴۵ سالگي در زندان بروجرد کشته و در قبرستان یخچال این شهر به خاک سپرده شد که البته بعدها این قبرستان به جمالیه معروف گردید. از آثار وی مشارکت در نگارش کتابچه ضد استبدادی رویای صادقه و نگارش کتاب لباس التقوی است.
از اين روحاني برجسته فرزندي به يادگار ماند كه تاثيرش در فرهنگ و زبان فارسي بي شك غيرقابل انكار است. محمدعلي جمالزاده نويسنده شهير معاصر با تقديم آثار برجسته ادبي به زبان فارسي بي شك تا هميشه در تاريخ ماندگار خواهد شد. او را پدر داستان کوتاه زبان فارسی و آغازگر سبک واقع‌گرایی در ادبیات فارسی می‌دانند.
او نخستین مجموعه داستان‌های کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود، یکی نبود در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در برلین منتشر ساخت. داستان‌های وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز، و آکنده از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات عامیانه‌است.
/علي نجيمي/
کد خبر 169704

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.