طومار شیخ بهایی براي  زاینده رود يك ميراث ناملموس است

خبرگزاري ايمنا: این روزها با وجود قهر چند ساله طبیعت و برداشت بی رویه آب در بالادست نگاه همه به طومار شیخ بهایی است و همه مردم و مقامات از این تقسیم بندی به شگفت می آیند. که چگونه در پانصد سال قبل با محاسبه دقیق هفت بلوک، چند منطقه ، هزاران روستا و ده ها هزار باغ و مزرعه در تقسیم بندی استفاده از زاینده رود جا گرفته اند و عدالت چنان در تقسیم آب رعایت شده که هیچ اختلافی بین مردم این منطقه نبوده است. این آب بر اساس ۳۳ سهم کلی و ۳۷۵ سهم کلی تقسیم شده است.

تقسیم بندی این حوضه از سرچشمه شروع می شده و به تالاب گاوخونی ختم می شده است؛ این مهم جدای از مسائل منطقه گرایی امروزاست استفاده از آب بر اساس نیاز انسان ها و کارآمدی زمین ها بر اساس جغرافیای کشاورزی چندین هزار ساله بوده است و تعریف هر منطقه بر اساس سردی، گرمی ، رطوبت و ... منطقه بوده است و حتی تقسیمات کشوری که در ابتدای قرن در دوره پهلوی انجام شد در سال ۱۳۱۶ استان دهم متشکل از اصفهان، چهارمحال و يزد شکل گرفت و این تقسیم بندی تا سال ۱۳۴۱ پایدار بود و مدیریت واحد آب زاینده رود به هر سه استان کنونی بهترین بهره وری در حوضه آب را باعث می شد. متاسفانه در سال ۱۳۸۱ امور آب زاینده رود جدا شده و هر استان به طور مستقل بر آب مدیریت کردند و نتیجه خشکی امروز زاینده رود است.
اصفهان، با صد و هفت هزار کیلومتر مربع از این آب منتفع می شد وایجاد باغ و باغات باعث زیبایی این منطقه کویری می شد و جلوی پیشرفت کویر را هم می گرفت.
این طومار یک سند حقوقی محکم است که چندین جز دارد:
۱ـ رودخانه ۲ـ حکومت ۳ـ مردم ۴ـ بلوکات کشاورزی ۵ـ عوامل اجرایی شامل میراث، مستوفیان، کدخدا، قاصدین و سرکشیک ها، نوکرین میراب
۱ـ حقوق رودخانه
از نظر شیخ بهایی رودخانه حقوقی دارد که با توجه به نقش دهنده رودخانه، رعایت برداشت آب در فصول کم آب جلوگیری نکردن از جریان آب از سرچشمه تا تالاب گاوخونی، حقوق رودخانه است. در ضمن رودخانه زاینده رود چون بستر شنی داشته است کلیه برداشت های از چشمه و قنات که باعث آبیاری مزارع و باغ ها می شده به رودخانه بر می گشته و تمامی این مسیر زاینده بوده و آب را پس از مصرف به رودخانه بازمی گردانده است. در این طومار دو سهم برای جذب آب توسط بستر رودخانه و تبخیر لحاظ شده است .
۲ـ حقوق حکومت 
قرا النجان و لنجان هر یک در قبال هر ۳۳ جریب کشت برنج هزار من شلتوک به دیوان وی می دادند و اگر این بلوکات اضافه کشت می کردند بلوکات دیگر هم اجازه کشت داشتند. منطقه جی جزو بلوکات خالصه بوده و برای همین مادی نیاسر که به این املاک آبرسانی می کرده از تقسیم ها مستثنی بوده است.
زمان بندی تقسیم آب یکی از عوامل مهم و حقوقی زمان بندی تقسیم آب بوده است. در روزهایی که عدم مصرف آب برای زمین های کشاورزی است دستوری وجود ندارد. حتی هنگام وفور آب و سیلاب نیز تقسیم ندارد اما برای تامین کشت بهاره و پاییزه تقسیم بندی در ۱۹۵ روز سال انجام می شده است که ۷۵ روز از اول سال تا نیمه خرداد و ۱۲۰ روز از آبان ماه تا آخر زمستان می باشد.
۳ـ حقوق مردم
مهمترین رکن این سند حقوقی مردم هستند که باید در برداشت آب عدالت مابینشان اجرا شود و این کار با تخصیص حق آبه به بلوکات کشاورزی انجام شده است . یعنی آب با حضور و نظارت مردم به مزارع و باغات هدایت می شده و بر مادیها و جویها مامورین ناظر حکومتی و مردم برای اجرای عدالت استفاده از حق آبه نظارت می کرده اند. تقلب و سودجویی در این تقسیم جایی نداشته است بخشی نگری در این تقسیم آب جایی ندارد یعنی مردم لنجان نگفته اند چون ما در مسیر نزدیکتری از رودخانه زاینده رود قرار داریم تمامی آب این رودخانه از آن ماست و ما به هر طریق باید آن را مصرف کنیم.منطقه لنجان و النجان از ۳۳ سهم ، ۱۰ سهم دارند آن هم به دلیل جمعیت زیادتر بوده است. حال مقایسه کنید با امروز که در کشوری که باید زمینهای مستعدش در شرق اصفهان ، گندم، حبوبات، خوراک دام و ... کشت کنند به دلیل نداشتن آب از کشت و کار دست کشیده اند و در بالادست موتور پمپ ها، آب را از رودخانه به ارتفاعات می کشند تا باغات هلو ، آبیاری شوند و یک میوه تزئینی و کمتر استراتژیک حاصل شود که به دلیل نبود برنامه کشت هزاران تن از آن فاسد شود و دلالان این میوه را به قیمت ارزان از کشاورز چهارمحالی خریداری کنند و سودی برای مملکت نداشته باشیم.
از نکات جالب راجع به حقوق مردم،نبودن مادی فدن در تقسیم بندی ها است و در طومار ذکر شده که چون مادی فدن آب شرب مردم شهر را تامین می کرده از تقسیم بندی معاف بوده است. در این طومار اگر مادی بوده که آب آن شور بوده با ذکر محل و شوری آب اختصاصی بودن آن به یک محل و قریه ذکر شده است یا اگر محلی قناتش خراب شده بود(تهران چی ـ ولاشان) مردم این منطقه از آب محروم نشده اند و برایشان تا درست شدن قنات سهم تعیین کرده بودند . اگر در محلی تنبوشه داشته و سرعت جریان آب در آن زیادتر از مادیهای گلی بوده سهم آن بر اساس تخمین معتمدین و مردم ذکر شده است . در محل هایی سهم آب را بر اساس تخمین معتمدین،معمرین و ریش سفیدان تعیین کرده اند. در این نظام تقسیم مردم رکن اصلی استفاده از آب هستند و عدالت رکن دوم آن میشود. مثل امروز نیست که هر کس هر چه قدر توانست آب بر میدارد ولو به قیمت گرسنگی عده ای دیگر. به نظر می رسد امروز هم مسئولین باید همچون ۵۰۰ سال قبل دو استان اصفهان و چهارمحال و حتی یزد را هم به صورت یک منطقه نگاه کنند و منطقه بر اساس میزان مصرف آب تعریف شود.
۵ـ نقش و حقوق عوامل اجرایی
الف ـ تنظیم سند، قراری که به عنوان فرمان همایون نوشته شده، امنا دولت،معتمدین و معمرین محلی به عنوان شاهد حضور داشتند و به امضا عالیجاهان، مستوفیان عظام و تصدیق نظرات کدخدایان و ریش سفیدان بلوکات مشترکه رسیده است و سهم و هصه هر یک از قرا و مزارع را جزو هر بلوکی موافق گنجایش و قابلیت محل تضمین نموده اند. فقط بلوک جی چون در وسط بلوکات مشروحه هست مستثنی شد.
ب ـ عوامل اجرایی؛ عالیجاهان، عمار و ظابطین و کدخدایان و ریش سفیدان بلوکات مفصله و میراب و مباشرین و مادی سالاران و عمله رودخانه و سرکشیک های مادی ها هر یک را موافق سهم قرارداد معمول داشته که تخلف جایز ندارد و سیاست امنا دولت قاهر محترق بوده و در عهده شناسند.
عوامل اجرایی که زیر مجموعه حکومت (مستوفیان و عالیجاهان) مردم بوده اند که بعنوان عمله رودخانه، سرکشیک، نوکر میراب ... زیر نظر کدخدایان و ریش سفیدان فعالیت می کردند و شرح وظایفشان پاسواری و حفاظت از آب در طول مسیر رودخانه و مادی ها بوده است. این عوامل اجرایی ازنظر تنبیهات تحت نظر حکومت بودند. میراب توسط شاه منسوب می شده است.

تحویل آب
یکی از اجزا مهم این سند حقوقی تحویل آب است که توسط میراب و عوامل زیر دستش یعنی نوکر میراب و مباشرین و مادی سالاران که منصوب حکومت بوده اند با کمک عوامل مردم چون مرد قاصد ، کدخدایان و نفرات انجام میشده است. جالب آنکه محل نشستن این افراد در هر بلوکی معین شده و حتی نفرات به دقت تعیین شده ند مثلاً لنجان برای تغییر و تحول آب ۲۴ مرد داشته و النجان ۳۱ نفر، که این ۳۱ نفر تعداد ۱۵ نفرشان از مادی فرنخون و ۱۶ نفر از مادی اشترجان آب را هدایت و حفاظت می کردند و منطقه فرنخون ۹ مادی و منطقه اشترجان به ۸ مادی تقسیم می شد و اینان از پل کله تا منطقه خوی آب را هدایت و حفاظت می کردند . در مناطق کم آب تر به غیر از افراد و مباشرین میراب کدخدا و مردان قاصد هم اضافه می شدند که گاهاً در یک مادی ۱۲۰ مرد قاصد حفاظت می کردند.
۴ـ حقوق بلوکات کشاورزی
۱۰۷ هزار کیلومتر مربع استان اصفهان و ۱۶ هزار کیلومترمربع مساحت استان چهارمحال بختیاری زمینهای کشاورزیشان توسط رودخانه زاینده رود سیراب می شده است و صدها هزار هکتار زمین در استان اصفهان و یک دهم از این مساحت در استان چهارمحال به خوبی از محل آب زاینده رود سیراب می شده و کشت و کار در آن انجام می شده است. طومار شیخ بهایی اصفهان را به ۸ بلوک تقسیم کرده و بر اساس ۳۳ سهم برای این بلوکات قرار داده است.
از اجزا دیگر این سند حقوقی تعداد سهام رودخانه است که ۳۳ سهم بوده . لنجان ۶ سهم، النجان ۴ سهم، ماربین ۴ سهم، جی ۷ سهم، براان ۴ سهم، رودشتین ۶ سهم و کراج ۳ سهم بوده است. جالب آنکه این مناطق از نظر وسعت به یک اندازه نیست. رودشتین و براآن چندین برابر النجان و لنجان زمین داشتند اما جمعیت مسکون النجان و لنجان بیشتر بوده است. این ۳۳ سهم خود مشتمل بر ۲۷۵ سهم مادی است. النجان ۵/۴۷ سهم مادی و لنجان و آیدغمش ۵/۱۱۳ سهم ، ماربین و جی ۶۶ سهم، جی ۳۷ سهم، براآن و رودشتین ۳۶ سهم و کراج ۱۲ سهم بوده است و این ۲۷۵ سهم بعدا به ۳۰۹۸ سهم قرا جز تقسیم می شده است.
در این تقسیم بندی چند مادی از جمله مادی شمران حمزه و مادی صالح آباد مختص همان محل بوده است. ۲ مادی سرشیر و ممد انتقالی با ذکر محل با مادی اجتگرد مشترک است حتی در این سند مادی چم دوساله که ممر آن را آب برده و معدوم شده ذکر شده تا حقی از کسی ضایع نشود.
در این سند حقوقی قنوات تهرانچی و بلاشان که خراب است تا زمانی که قنوات تنقیه نشده آب مصرف کند.
ضمناً اگر جایی وسیله ای داشته اند که آب را سریعتر انتقال می داده ذکر شده یعنی دهنه طنبوشه ها تا قرا ثلاثه یک چارک شاه ذکر شده و ذکر شده که دهنه آن مدور است و می توانند از مادی آب ببرند فقط مادی فدا چون آب مردم شهر را تامین می کند در نوشته اصلی مجزا شده و این آب سوای تقسیم است که بر روی نهر فرشادی می ریزند. به مادی سلیمی سهم معنی تخصیص داده شده و مادی ناجوان ماربین هم سهم معین ندارد و نبا شد طبق تخمین به آن آب داده شود
قریه اصفهانک بند سنگی دارد و تحت مادی ها یک چهارم سهم مقرر شد. قریه دشتی سربند سنگی محازی هم دو سهم مقرر شد.
مادی مولانا صوفی در سربند طاهونه بیشه بوده و حالا خراب است سهم معین ندارد . یک چهارم سهم به صورت تخمین دارد.
قریه خدانودان در سربند طاهونه مشترک با کبود آب براان است که شورابه است و مختص محل مزبور است.
قریه سروشفادران و فیروزآبا قهاب و مزارع آب راشنان ۴ سهم دارد.
مادی کبوتر آباد در سربند طاهونه مشترک می باشد و مادی سروش وادران مختص محل مزبور است؛ همچنين این سهام بخشي  از ۲۷۵ سهم می باشد.
پيشنهاد مي شود طومار شيخ بهايي در مورد زاينده رود  و موارد اجرايي آن به عنوان يك ميراث معنوي ناملموس ثبت جهاني شود.
نويسنده: دكتر اصغر معمار زاده
کد خبر 164268

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • متین ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۳
    طومار منسوب به شیخ بهایی (منسوب)

    پاسخ سایت: 0

  • فرنيا ۰۰:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۴
    1
    بسيار مطلب عالي وجامع بود

    پاسخ سایت: 0