مروری بر تاریخچه سینمای کودک و نوجوان در ایران (۲)

خبرگزاری ایمنا: نخستين نگاه خاص و ‍‍ژرف انديشانه در قبال سینما توسط رهبر کبیر انقلاب و پیش از بازگشت ایشان به ایران در سالهای دهه 60 بر سینمای کودک اثر گذاشت.

امام خمینی(ره): با فحشا مخالفیم 
رهبر انقلاب در ۸ آبان ۱۳۵۷ و در مصاحبه‌ای با گاردین اظهار داشت: ما با سینماهایی که برنامه آنها فاسد کننده اخلاق جوانان و مخرب فرهنگ اسلامی باشد مخالفیم؛ اما با برنامه‌هایی که تربیت‌کننده و به نفع رشد سالم اخلاقی و علمی جامعه باشد، موافق هستیم.
چنین موضع گیری‌هایی بعدها به دفعات تکرار شد و راهبرد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با سینما را مشخص کرد. حتی رهبر کبیر انقلاب در نطق تاریخی‌اش در روز بازگشت از تبعید چندین ساله‌، دیگر بار به سینما اشاره کرد و گفت: ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم. این جمله اخیر، تلویحاً حاوی این معنا بود که سینمایی که پیش از این در ایران وجود داشته، عموما اشاعه دهنده بی‌بند و باری و مفاسد اخلاقی بوده است و باید نوسازی و بازسازی شود. 
راه‌اندازی کانون پرورش فکری و ساخت نخستین فیلم برای آن توسط مهرجویی
در چنین شرایطی، یکی از نخستین سازمان‌هایی که فعالیت خود را در فاصله ای کوتاه از سر گرفت، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و نخستین فیلم‌های سینمای کودک ایران در شرایطی نوین ساخته شدند. داریوش مهرجویی فیلمساز باسابقه و یکی از پایه‌گذاران موج نوی سینمای ایران، احتمالا به دلیل ستایشی که رهبر انقلاب از فیلم "گاو" کرده بود و آن را فیلمی آموزنده دانسته بود، نخستین فیلم بلند سینمای کودک را برای کانون می‌سازد: حیاط پشتی مدرسه عدل آفاق.
اما به فیلم تا سال ۱۳۶۷ اجازه نمایش داده نمی‌شود و پس از آن، نسخه جرح و تعدیل شده ای از آن با نام "مدرسه ای که می رفتیم" اکران می‌شود.  
تا پایان ۱۳۷۱، مرکز سینمایی کانون در حدود ۲۵ عنوان فیلم تولید کرد که اکثریت آنها فیلم‌های کوتاه آموزشی بود. 
دهه 60 و تاثیر حال وهوای جنگ بر سینمای کودک
در خارج از مجموعه کانون، "رسول پسر ابوالقاسم" (داریوش فرهنگ) از نخستین فیلم‌هایی است که درباره نوجوانان در شرایط سخت کاری ساخته می‌شود.
از ۱۳۶۱ و با تحولاتی که سینمای ایران را دگرگون کرد، سینمای کودک ایران حقیقتا شکل گرفت و تعداد فیلم‌های کودک و موفقیت‌های آنها به حدی رسید که کلیت سینمای ایران را تحت تاثیر خود قرار داد.
پس از وضع قوانین جدید برای سینمای ایران و تاسیس بنیاد سینمایی فارابی برای ساماندهی وضع تولید و پخش محصولات سینمای ایران، سینمای ایران مسیری جدید را در پیش گرفت. ایران قریب به سه سال بود که درگیر جنگ با عراق شده بود و این حادثه مهم به مرور جای خود را در دل سینمای ایران باز می کرد. به این ترتیب نخستین فیلم از سینمای کودک که در این سال نمایش داده می شود، ارتباط مستقیمی با مساله جنگ دارد. "حصار "(حسن محمدزاده) حکایت نوجوانی ده ساله است که در غیاب پدرش که به جبهه رفته است، برای نجات مادر بیمارش تلاش می‌کند (منبع ۱۱- ص ۴۹)
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که انیمیشن‌های موفق" درخت سیب" (پرویز نادری) و "چشم تنگ دنیادار" (نورالدین زرین کلک) را تولید کرده بود و به همراه این فیلم‌ها در جشنواره‌های معتبری چون چهاردهمین دوره آنی و سیزدهمین دوره جیفونی ایتالیا شرکت داشت؛ (منبع ۱۲-ص ۵۵) هنوز تعاریف دقیقی از تولید در شرایط جدید ندارد و حتی فیلمی چون همشهری (عباس کیارستمی ) را تولید می کند که اساسا به سینمای کودک مربوط نیست.
"نگاه" ساخته ابراهیم فروزش مهم‌ترین اتفاق سینمای کودک ایران در این سال است. فیلمی که با فضایی شاد و مفرح، مراحل تولید انیمیشن عروسکی را می آموزد. 
"دونده" امیر نادری و تحول سینمای کودک   
یکم تا یازدهم فوریه ۱۳۶۱، نخستین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار می‌شود. البته در حد فاصل پیروزی انقلاب و این جشنواره چند جشنواره دیگر هم برگزار شده بود، اما هیچ یک نتوانسته بود، جدی و جریان ساز باشد. جشنواره فیلم فجر بدل به رویدادی شد که جریان سینمای ایران را تحت تاثیر خود قرار داد. در این دوره از جشنواره، به سینمای کودکان و نوجوانان بخش ویژه ای اختصاص داده می شود و تنها "ابراهیم در گلستان" (ایرج امامی) در این بخش به نمایش در می آید.
این انیمیشن نیمه بلند، از معدود تلاش ها و تجربه ها برای ساخته شدن یک انیمیشن بلند است. "ابراهیم در گلستان" که داستان عبور حضرت ابراهیم (ع) از آتش را روایت می کرد، به دلیل ضعف پرداخت، قصه دشوار و فضای سنگین، مورد توجه کودکان قرار نمی‌گیرد. ابراهیم در گلستان در آغاز سال نوی ایران روی پرده می رود. اما تنها یک روز روی پرده دوام می آورد و کمتر از ۱۰۰۰۰ ریال می فروشد!
در پی وضع قوانین جدید و در غیاب فیلمسازان قدیمی ایران، فرصتی فراهم می شود تا فیلمسازان نوپایی دست به آزمون و خطا بزنند. یکی از این فیلمسازان نوپا ابوالفضل جلیلی است که در این سال نخستین فیلم خود را با نام "میلاد" می سازد.
پدر میلاد به خاطر مبارزه سیاسی علیه شاه دستگیر و زندانی می شود. او همراه مادر و خواهرش برای ملاقات پدر به تهران می آید. آنها به هر جا سر می زنند اثری از پدر نمی یابند. میلاد ناچار است کار کند. پدر بزرگ در جریان وقایع ۱۵ خرداد کشته می‌شود. میلاد برای ادامه راه پدر و پدربزرگ مصمم می شود و با بچه‌های محل به تظاهرات علیه شاه می‌پردازد.
اگرچه "میلاد" شباهت چندانی به آثار درخشان بعدی جلیلی ندارد ولی نوید ظهور یک فیلمساز خوب را می‌دهد.
در همین سال "مترسک" (حسن محمد زاده) اکران می شود و به فروش سی میلیون ریالی دست می یابد. این فیلم که داستان پسربچه ای است که بی جهت از نامادری اش می‌ترسد و در پایان متوجه اشتباهاتش می‌شود، از خلاقیت و ذوق هنری بالایی بهره نبرده است، اما اصول اولیه فیلمسازی را به درستی رعایت می‌کند و به همین دلیل در جشنواره فجر سال بعد (۱۳۶۴) مورد توجه هیات داوران قرار گرفته و جایزه بهترین فیلم را تصاحب می کند. 
انیمیشن های تلویزیونی در این سال تا حدودی متحول می شود و از تصویرسازی برای سرودهای انقلابی و جنگی به سوی آثاری با جنبه های داستانی سوق پیدا می کند.
اما این "دونده" (امیر نادری) است که سینمای ایران و سینمای کودک را متحول می کند. این فیلم با بی‌مهری منتقدان و صاحب‌نظران سینمایی کشور مواجه می‌شود و حتی برخی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را برای تولید این فیلم، زیر سوال می‌برند. فارغ از ارزش های هنری و ساختار سینمایی حیرت انگیز؛ مخاطبان کودک این فیلم به دلیل سادگی و بی پیرایگی با فیلم همذاد پنداری می‌کنند و دونده بدل به تجربه ای یگانه در تاریخ سینمای کودک می‌شود. 
بسیاری از کودکان آن سالها بدون آنکه داستان فیلم را به درستی بفهمند، با تصاویر بی بدلیل دونده ارتباط حسی و عاطفی برقرار می کنند و دونده بدل به بخشی از خاطره کودکی نسل امروز سینما دوستان ایران می شود. ارزش های دونده تا زمانی که این فیلم در سی و دومین جشنواره و نیز تحسین نشده بود، درک نمی شود و مهجور می ماند. 
سینمای کودک و بیشترین حضور بین‌المللی سینمای ایران در جشنواره های خارجی 
عباس کیارستمی در این سال، مستند بلند "اولی ها" را می سازد که در چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۶۵) جایزه ویژه هیات داوران را به دست می آورد.
"سرباز کوچک" (سعید بخشعلیان) که تلاش های کودکی را در یاری رساندن به رزمندگان به تصویر می کشد، آخرین فیلم کودکی است که در این سال تولید شده و به نمایش در می آید.
در بازار داغ سینمای کودک در سال ۱۳۶۴/" شهر موشها"، "باشو غریبه کوچک" و "علی کوچولو" متولد می شوند.
در سومین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر جوایز بسیاری به سینمای کودک تعلق می گیرد:
جایزه بهترین بازیگر خردسال، بهترین بازیگر نقش دوم زن و بهترین فیلم به مترسک، دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه به "با من حرف بزن" (مسعود جعفری جوزانی)، بهترین فیلم آموزشی به نگاه بهترین کارگردانی فیلم کوتاه و بهترین فیلم کوتاه جنگی به "قاصد" (محمد ترکالکی)، بهترین فیلم کوتاه داستانی به "تلاش" (قدرت ا... کاویانی) و بهترین انیمیشن به "باغ کاغذی" (حسن خراسانی).
بیشترین حضور بین المللی سینمای ایران در جشنواره های خارجی هم از آن سینمای کودک است که حاصل این حضورها دو جایزه مهم است: جایزه بهترین فیلم آموزشی مستند چهاردهمین جشنواره مسکو شوروی به "نگاه" و جایزه بزرگ هفتمین جشنواره سه قاره نانت فرانسه به "دونده". 
فروش و استقبال بی سابقه از "شهر موشها"
اما تنها این جوایز و جشنواره‌ها نیست که بر اهمیت سینمای کودک تاکید می‌ورزد. فیلم عروسکی "شهر موشها" (محمد علی طالبی، مرضیه برومند) در آخرین ماه تابستان اکران می‌شود و فروش آن تنها در سینماهای تهران به رقم بی سابقه ۹۷۰، ۸۱۷، ۲۶۶ ریال می رسد. این فیلم که دومین محصول بنیاد سینمایی فارابی است و به قصد الگو سازی در تولید فیلم های کودک و نوجوان تولید شده بود بر مبنای شخصیت های عروسکی شناخته شده ای که در یک مجموعه تلویزیونی به نام "مدرسه موشها" به مدت یک سال بچه های ایرانی را سرگرم کرده بود، شکل می گیرد.
مجموعه "مدرسه موشها" و فیلم "شهر موشها" علاوه بر سرگرم کننده بودن و شناخت درستشان از مخاطبین کودک، در زمینه فیلمسازی با امکانات محدود آن زمان سینمای ایران هم واجد ارزش‌های بسیاری بود و حتی قسمت هایی از مجموعه مدرسه موشها در جشنواره تلویزیونی پری ژون مونیخ در آلمان غربی به نمایش در آمده بود. 
افزایش تعداد فیلم‌های کوتاه سینمای کودک  
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در همین سال اقدام به تولید "باشو، غریبه کوچک"(بهرام بیضایی ) می کند که نمایش آن تا پایان جنگ به تعویق می افتد.
تعداد آثار کوتاه سینمای کودک هم در این سال قابل توجه است. علاوه بر تولیدات کانون پرورش فکری، فیلم های کوتاهی در دیگر ارگان ها از جمله مراکز نوپای سینمای جوانان و اداره کل های وزارت ارشاد در شهرستان ها تولید می شود که از آن جمله می توان به "صیاد کوچولو" (کار گروهی ) و "گریز" (محمدرضا سرکانیان) اشاره کرد.
در میان آثار انیمیشن متعدد این سال مجموعه تلویزیونی "علی کوچولو" (کار گروهی ) مهم ترین و پرمخاطب ترین اثر است. این مجموعه که با استفاده از عکاسی از قهرمانان (بازیگران ) واقعی ساخته شده بود به طرح مضامینی اخلاقی و اجتماعی می پرداخت و با استفاده از عناصر جذابی چون ترانه کودکانه تیتراژش، بدل به یکی از محبوب ترین مجموعه های کودک و نوجوان شد.
و آخر اینکه جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوان یکبار دیگر متولد می شود.
ادامه دارد...
(برگرفته از مقاله تاریخچه سینمای کودک و نوجوان نوشته علی دادرس)
کد خبر 164133

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.