اندیشمندی که فرهنگ ایرانی را به فلسفه اسلامی پیوند زد

خبرگزاری ایمنا: شیخ شهاب الدین سهروردی از جمله اندیشمندان و فلاسفه بزرگ ایران زمین است که در طول تاریخ تفکر این مرز و بوم آنچنان که شایسته و بایسته اوست به بررسی و شناخت وی پرداخته نشده است.

بزرگ متفکری که در سایه آموخته‌ها و آموزه‌هایش از فرهنگ و تمدن ایران باستان، در اتصال میان فرهنگ اسلامی و ایرانی گامی بلند برداشت و با رها نمودن خود از زیر سایه فلسفه یونان و اندیشمندان یونانی مسلک، در ابداع و ایجاد فلسفه ای برگرفته از آموزه‌های ایرانی اسلامی همت گماشت.
سهروردي پس از سپري کردن ايام کودکي در سهرورد( جنوب شهر زنجان )، براي فراگيري دانش راهي مراغه شد. در مراغه نزد مجدالدين جيلي به فراگيري حکمت پرداخت. فخرالدين رازي هم شاگرد اين استاد بود و در هم آن جا با سهروردي آشنا شد، اين دو با هم مباحثاتي نيز داشتند. سهروردي پس از چندي، براي ادامه ي تحصيل راهي اصفهان شد. اصفهان در آن روزگار مهم ترين شهر فرهنگی ايران زمين بود. در آن شهر نزد ظهيرالدين قاري به خوبي با مباني فلسفه ي مشا آشنا شد. از آن پس زندگی پر فراز و نشيب و هميشه در سفر وي آغاز گشت. به ديدار مشايخ بسياري رفت و مجذوب انديشه ي عرفاني شد. چندي در ديار بکر اقامت کرد، در آن جا با دل گرم ترين پذيرايي دربار سلجوقيان روم روبه رو شد.
این فیلسوف جوان اما سری پرشور و زبانی صریح داشت. تا جایی که برخی از دوستان نزدیک او همواره نسبت به تند زبانی او در بیان حقیقت و آنچه در نظرش نادرست می آمد نگران بودند و عاقبت خوشی را در دستگاه پادشاهان آن زمان برای وی پیش بینی نمی کردند.
فخرالدين مارديني، از جمله اندیشمندان بزرگ آن زمان و یکی از دوستان سهروردی درباره ي او به دوستان خود مي گويد: " نمي دانيد که اين جوان به چه آتشي مي سوزد و با چه شعله اي مي درخشد. در عمر خود کسي را که همانند او باشد نديده ام. اما از افراط شور او و از بي احتياطي او در حفظ زبان خود، نسبت به او بيم ناکم. از آن مي ترسم که اين افراط و بي احتياطي به بهاي جان اش تمام شود."
تفکر سهروردی اما بسیار متاثر از آثار اندیشمندان بزرگ ایرانی همچون شاهنامه فردوسی بوده است. به گفته برخی از مفسرین به راحتی می توان رد پای شاهنامه را در اندیشه وی جستجو کرد و به این نتیجه رسید که وی بارها و بارها شاهنامه را خوانده بوده؛ هر چند که به دلایل اجتماعی و سیاسی و یا به دلیل اینکه مرموزیت از جمله خصایص بارز آثار سهروردی است، از ذکر نام فردوسی در آثار خود خودداری کرده است.
از جمله نکاتی که در فلسفه اشراق، ثمره ارزشمند عمر ۳۸ ساله این فیلسوف و سالک راه حقیقت می توان یافت این است که او بر این باور بود که انسان باید در رویارویی با حقیقت زندگی جسارت و جرأت داشته باشد. اسير گذشته نباشد و همه چيز را در گذشته دنبال نكند. خود را دريابد و به سوي آينده اي مستحكم تر گام بردارد.
سهروردی بر این باور است که همه حقيقت آن چيزي نيست كه گذشتگان ما گفته‌اند. آراي گذشتگان گزارشي از فهم آنها از حقيقت است نه حقيقت ناب. چنانچه كسي موجوديت گذشته اش را حقيقت ناب بپندارد، در گذشته در جا مي زند. ما بايد گزارش گذشتگانمان را نقد و بررسي كنيم.
وی که مکتب اشراق را بر مبنای نظریه " نور " پایه گذاری نمود، بسیاری از نظریات مهم فلسفی خود را به صورت سمبلیک و داستان‌های تمثیلی بیان کرده و گاه با استفاده از اسطوره سازی در آثارش از مایه‌های اصیل ایران باستان بهره گرفته است. چنانکه در " عقل سرخ "، یکی از مهم ترین آثارش، با داستاني سوررئاليستي و مدرن آشنا مي شويم. آن پير سرخ موي و راوي كه به صورت شاهيني در دست صيادان قضا و قدر است آفرينش هاي نويني هستند كه مي توانند در بخش داستان پردازي معاصر نقش بسزايي داشته باشند. در واقع با خواندن اين داستانها درمي يابيم كه تا چه اندازه از نظر پردازش خيال و رمز دارای تمدنی غني هستيم.
سهروردی با تمسک به قرآن کریم و آیه " الله نور السماوات و الارض "، شاکله اصلی فلسفه خودش را بر اساس نظریه " نور " بنا می کند.
به واقع تقابل میان روشنایی و ظلمت مبنا و اساس اندیشه شیخ اشراق را شکل می دهد. در اندیشه او نور مظهر پاکی و رهایی و در نهایت مظهر واجب الوجودی است که جمله کائنات و زمین و زمینی یان را هر یک به اندازه ای از نور خود بهره مند کرده است.
وی در آثار تمثیلی و روایات داستانی خود نیز از نور به گونه‌ای اسطوره‌ای سخن می گوید و برای نور و ظلمت نمایندگانی معرفی کرده و هر یک را در جهت بستری که در آن قرارشان داده به پیش می برد.
اما از دیگر ویژگی‌های بارز اندیشه سهروردی مسئله رویارویی انسان با نورالانوار یا همان خداوند حکیم است.
شاید سهروردی از نخستین متفکرانی است که به مسئله راز و نیاز و مناجات آدمی با خداوند به شکلی جدی می پردازد و این رویارویی را به گونه‌ای حکیمانه و سرشار از شور و شوقی ناتمام وصف می کند.
وی که تمامی عالم هستی را برگرفته از نور خداوند می داند، انسان را به دور شدن از ظلمت و پیش رفتن به سوی نور تقرب به درگاه نورالانوار توصیه می نماید.
اما سهروردي را " شیخ شهید " نیز می نامند. چرا که در ایام جوانی و در زمانی که اندیشه‌های بلند او به بار نشسته بود سر سبز وی را بر دار زبان سرخش آویختند.
سهروردی سوداي برانداختن نظام درم و دينار را در سر مي پروراند. شمس الدين تبريزي در اين باره به صراحت مي گويد: " اين شهاب الدين مي خواست که اين درم و دينار بر گيرد که سبب فتنه است و بريدن دست ها و سرها." هم چنين نبايد از ياد برد که در آن زمان صلاح الدين ايوبي تازه توانسته بود خاندان فاطمي مصر را، که از مهم ترين اميدهاي اسلام باطني اسماعيليه بود در هم بکوبد. و از آن جا که واژه گان سهروردي گاهي بسيار نزديک به ادبيات اسماعيليه و فاطميان بود؛ قضات به راحتي مي توانستند براي وي پرونده‌ای محکمه پسند، بسازند. و چنين بود که علماي جليل القدرت سهروردي را به جرم الحاد، فساد در دين، دعوي نبوت، مرتد و کافرو مهدورالدم اعلام کردند، و به دستور صلاح الدين ايوبي و به رغم مخالفت هاي ملک ظاهر شاه، سرانجام در پنجم رجب ۵۸۷ هجري برابر با ۲۹ژوييه ۱۱۹۱ ميلادي، وي را در سن سي و هشت ساله گي در زندان حلب به قتل رساندند.

کد مطلب 154776

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.