اما جای تعجب نیست که اصفهان با همه دلاور مردانش، دلاور زنی هم دارد که مرزهای عفاف و نجابت خود را حفظ کرد و به همه نشان داد میتوان زن بود، همسر بود، مادر بود ولی جهان را به تسخیر خود در آورد. میتوان با همه سختیها و دغدغههایی که یک زن در گوشه گوشه زندگی شخصی و برای همسر و فرزندانش دارد، راه سعادت و بندگی را در عالی ترین درجهها طی کرد و آسمانی شد. نام "حاجیه خانم امین" نامی نیست که کم شنیده شده باشد. بانوی دانشمندی که به جرات میتوان آن را بزرگ زن جهان اسلام نامید. سیدهای که یگانه مفسره قرآن کریم در عصر خود، مجتهد، عارف و فقیه لازم التعظیم با افکار و اندیشههای برجسته مذهبی بود.
«سال ۱۲۶۶ هجری شمسی بود که فرزند دختری در خانه امین تجار اصفهانی؛ نوه علامه زاهد به نام "نصرت بیگم" متولد میشود. پدر بزرگوارش، حاج سید محمدعلی ملقب به امین التجار اصفهانی فرزند حاج سید محمد حسن و مادر عزیزش نیز از زنان سید، صالح، مومن و از خاندان مجد و شرف و از سادات حسینی که به یکی از اوصاف جدهاش، فاطمه زهرا (س) یعنی زهرا نامیده شد و دختر حاج میرزا مهدی، ملقب به جناب است.
او توسط پدر و مادرش، از چهار سالگی برای تعلیم و تربیت وارد مکتبخانههای قدیمی میشود و با بیشتر شدن سنش ، معلمی برای او به نام "خدیجه بیگم" که از زنان عالم، مومن، عفیف و بی نظیری بوده است، انتخاب میگردد.
پس از اینکه این بانوی ایرانی، علوم فارسی را فراگرفت و از تحصیل علوم فرعی به روش تقلید فارغ شد و به حد رشد رسید، والدینش در سیزده سالگی برای ازدواج او اقدام کرده و سرانجام صاحب شوهر و اولاد میشود. از هفت فرزندی که در دامان این بانو رویش یافتد، تنها یک پسر برای او باقی میماند که به گفته وی، این امر یک امتحان الهی بوده است.
این بانوی سیده در سن بیست سالگی و با اشتیاق کامل به تحصیل علوم عربی از قبیل صرف و نحو و لغت و مقداری از هیئت و هندسه و غیر اینها پرداخت و در تحصیل آنها بسیار میکوشید به نحوی که در تمام حالات حتی در حال بیماری و آبستنی، بلکه پس از زایمان نیز درس میخواند و تا سه سال پیوسته این علوم را فرا میگرفت.
سپس به تحصیل علوم دینی پرداخت و علوم شرعی معقول و منقول و فروع و اصول و مقدمات اجتهادی و علوم فلسفی را فراگرفت و از خدا کمک خواست تا به مراتب عالی و علوم الهی و معارف حقانی راه یابد.
این سیده و بانوی بزرگوار اصفهانی با اتمام دروس سطح، به تحصیل دروس خارج پرداخت و در سن چهل سالگی با اجازه برخی علما همچون مرحوم آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی، آیت الله عبدالکریم حایری یزدی و آیت الله ابراهیم حسینی شیرازی اصطهبانانی به درجه اجتهاد نائل گردید.
همچنین ایشان دارای اجازه روایی از آیت الله محمدرضا نجفی اصفهانی، آیت الله العظمی مرعشی نجفی، مرحوم حجت الاسلام شیخ ابراهیم حسینی نجفی اصطهباناتی و شیخ محمدکاظم یزدی بودهاند.
بانو امین پس از کسب درجه اجتهاد به تالیف مشغول گردید و آثاری چون "اربعین الهاشمیه"، "مخزن اللئالی فی فضیله مولی الموالی" ، "سیر و سلوک در روش اولیا و طریق سیر السعدا" ، "معاد یا آخرین سیر بشر"، " اخلاق و راه سعادت"، "نفحات الرحمانیه"، "جامع الشتات"، "روش خوشبختی" و "مخزن العرفان" ( تفسیر تمام قرآن در پانزده جلد) را از خود برجای گذاشت.
در سال ۱۳۵۳ در حالی که بانو امین ۸۲ سالگی را پشت سر میگذارد، پس از ۲۰ سال تلاش و کوشش و مطالعه و تحقیق آخرین جلد تفسیر یعنی جلد پانزدهم آن را با دستان توانای خود نگاشته و آنگونه که او از خدای متعال درخواست کرده بود، نام ایشان در میان مفسران و متدبران قرآن ثبت میشود.
سال ۱۳۶۲ سالی میشود که بانوی ایرانی توان جسمی خود را از دست داده و بیمار میشود و در شب اول ماه مبارک رمضان ۱۴۰۳ قمری مطابق با ۲۳ خرداد ۶۲ در حالی که حاجیه خانم همایونی (یکی از شاگردان خاصش) بالای سر وی بودند، به دیار ابدی میشتابد.»
حال با همه این اوصاف که از نظرتان گذشت و خیلی از آنها نیز فاکتور گرفته شد، مطمئنا برای نوشتن در وصف این بانو، به راحتی نمیتوان قلم به دست گرفت و بسم الله ... را گفت. ولی چه کنیم که تعهد رسانهای مان ما را وارد این میدان میکند.
تلاش مضاعفم برای هم صحبت شدن با یکی از شاگردان این بانو که البته همهشان به دلیل بالارفتن سن دچار کسالت بوده و توانایی لازم را برای گفتوگو ندارند، بی نتیجه ماند( بماند که دلیل اصلی فراهم نشدن این دیدارها علاقه این افراد به گمنام ماندنشان بود) اما دست خدا مثل همیشه ما را یاری کرد و با خانم "اعظم رجالی؛ دکترای عرفان اسلامی" آشنایمان کرد. کسی که اگرچه محضر حاجیه خانم امین را درک نکرده و به قول خودش قابل این امر نبوده است ولی به دلیل پیروی از این بانو و الگو قراردادنش در زندگی، خود را شاگرد غیرمستقیم حاجیه خانم امین میداند. ناگفته نماند که رجالی در این مسیر آثاری را در وصف شخصیت این بانوی بزرگ ایرانی نیز به رشته تحریر درآورده است.
"چهارم اردیبهشت؛ ساعت چهار بعدازظهر .... دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان، ساختمان اندیشه، دفتر مطالعات بانوان" محل وعده ما برای گفتوگو ... این را در مکالمه تلفنیمان بعد از مطرح شدن خواسته من میگوید و روز موعود فرا میرسد. آن روز، باران؛ رحمت الهی در حال بارش بود و به گمانم خدا میخواست مرا با پاکی و لطافت روح مهیای این گفتوگو کند.
وارد اتاق میشوم و بعد از سلام و علیک مختصر و به جا آوردن رسم میزبانی، خودش شروع به صحبت میکند.
«اعظم رجالی هستم؛ متولد ۱۳۴۲؛ دکترای عرفان اسلامی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان و مسوول هسته پژوهشی بانوان دانشگاه؛ ۱۲ سال است که دروس فقه تخصصی و ادیان را در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تدریس میکنم. »
من هم مثل او خیلی زود سر اصل مطلب میروم و از او میپرسم؛ از کی و کجا و چگونه با بانو امین آشنا و جذب وی شدید؟
از دوران جوانی و به واسطه راهنماییها و تشویقهای پدرم که همیشه به من میگفتند دلم میخاهد دنباله رو ایشان باشی و الگویت زندگیت را خانم امین قرار دهی. پدرم دوران ایشان را درک کرده بود و با توجه به آشنایی با علما، می دانستند یک عالمه زن نیز در اصفهان وجود دارد. البته وقتی در مسیر مورد سفارش پدرم قرار گرفتم، با بانو همایونی (از شاگردان خانم امین) آشنا شدم و این آشنایی نیز انگیزه مرا چندبار کرد.
از آشناییتان با بانو همایونی برایمان بگویید و اینکه چگونه انگیزهتان را مضاعف کرد؟
من در مباحثی که برای شناخت بانو امین دنبال میکردم، شنیده بودم حاجیه خانم همایونی جز شاگردان خاص حاجیه خانم امین بودند لذا با مادرم به دیدارشان رفتم و خوشبختانه با استقبال خوبی از طرف ایشان مواجه شدم.
و ادامه مسیر ؟؟
از طرف خودم و اصرارهای حاجیه خانم همایونی.
چطور؟
زمانی که حاجیه خانم همایونی تالیفات و نوشتههای مرا به منظور معرفی این بانوی بزرگ دیدند به من گفتند که وظیفه شماست که حاجیه خانم امین را به مردم بشناسانید. چرا یک انسان با این همه فضیلت نباید گمنام باشد...! 
از نوشتههایتان برایمان بگویید. به گمانم توصیههای پدر و حاجیه خانم همایونی برای معرفی بانو امین در قلم شما متبلور شده است.
بله. من با نوشتههایم و انجام کارهای پژوهشی سعی در معرفی بانو امین کردهام. کتاب اول تحت عنوان "آثار و افکار حکمای مشهور اصفهان از قرن ۱۲ تا عصر حاضر" یکی از تالیفات من و البته رساله دکترایم بوده که فصلی از این کتاب بیست فصلی را به معرفی زندگی این بانوی بزرگ ایرانی اختصاص داده ام.
"سیری در منازل عشق با قرآن " که تفسیر موضوعی ۲۴ واژه اخلاقی، عرفانی قرآن براساس تفسیر مخزن الاعرفان بانو مجتهده امین دیگر کتاب است که به عنوان یک طرح پژوهشی و با همکاری ۱۵ نفر از اساتید و محققان سیر و سلوکی را بر طبق ترتیب قرآنی و با رهگیری از آثار ارزشمند حاجیه خانم امین به خصوص کتاب مخزن الاعرفان به منصه ظهور گذاشته است. این کتاب در سال ۸۸ تالیف و به دبیرخانه ستاد بزرگداشت یکصدمین سال تاسیس شهرداریها در اصفهان اهدا گردید. ناگفته نماند استاد مشاور و راهنمای چندین کار تحقیقاتی و پایان نامه دکترا با موضوع بانو امین نیز بودهام.
نوشتههایتان را تا چه حد به مردم معرفی کردهاید؟
علیرغم اینکه کتابهای من رفرنس مطالعاتی بسیاری از دانشجویان است ولی متاسفانه به اندازه کافی در بازار وجود نداشته و تنها چندین نسخه آن در کتابخانههای شهر وجود دارند. با توجه به اینکه انتشارات شهرداری اصفهان چاپ کتاب سیری در منازل عشق با قرآن را برعهده داشته است امیدوارم توجه لازم را برای انتشار سری جدید از این کتاب اختصاص داده و جوابگوی نیاز دانشجویان و دیگر اقشار جامعه که جویای زندگی این بانو هستند، باشد.
توصیف شما از بانو امین؟ به عبارت دیگر بانو امین را چگونه زنی شناختید؟
بانو امین تنها زن مجتهده و مفسره قرآن بعد از حضرت زهرا (س) هستند. ما بعد از مادر سادات در جامعه زنان، کسی که کل قرآن را تفسیر کرده باشد، نداریم. به عقیده من برای یک خانم قدم گذاشتن در این وادی بار مضاعفی بر دیگر کارهای محوله به اوست. چرا که مسوولیت سنگینی را در خانه و خانواده بر عهده دارد. به اضافه اینکه ایشان نیز مستثنی نبوده و همه دغدغههای یک زن حتی بیشترش را داشته است. به عنوان مثال بانو امین چندین بار مادر میشود ولی به قضا و قدر الهی تنها یک پسر برای ایشان از هفت فرزند زنده میماند. حرفم این است که ایشان با همه مشکلات در زندگی شخصیاش موفق به طی درجات عالیه میشود و در آن زمان یک مجتهده میشود و چندین اجازه اجتهاد را از علمای زمان خود را کسب میکند. البته من هرچه در وصف ایشان بگویم کم گفتهام وحالا حالاها باید رفت تا بتوان ایشان را شناخت.
غالبترین بُعد در زندگی بانو امین از نظر شما چیست؟
زندگی ایشان ابعاد مختلفی را در خود جای داده ولی آنچه که از همه شاخص تر است دو بُعد اخلاق و عرفان است. یعنی این دو بُعد بر دیگر ابعاد غلبه دارد.
به عقیده شما حق مطلب در معرفی ایشان به جا آورده شده است؟
به عقیده من خانم امین بسیار گمنام هستند. ودر حق ایشان کم کاری زیادی شده است؛ حتی از طرف برخی علما!! چرا که ایشان یک انسان معمولی نبوده و از نظرعرفانی به درجات عالیه ای رسیده بودند. زنی که در چهل سالگی حکم اجتهاد خود را از چندین مرجع زمان خودش گرفته و اجازه روایت داشته است. پس میطلبید که در معرفی ایشان تلاش مضاعفی میگردید.به نظر من زوایای زندگی ایشان بهتر از این میتوانست به زنان جامعه ما معرفی شود.
پیام بزرگ بانو امین؟
خانمها قدر خود را بداند و آن روح لطیفی که خداوند در آنها به ودیعه گذاشته است را در معرض آسیبهای اجتماعی قرار ندهند. چرا که زن بزرگ ترین مظهر الهی است. زن هم حالت فاعلی و هم حالت مفعولی دارد. اگر خداوند آیینهای بخواهد که خود را در آن نگاه کند، زن نقش آن آیینه را دارد. پایه خلقت خدا بر خلقت فاطمه استوار است و اصل آفرینش به عبارتی وجود مبارک ایشان است. خانم امین اصرار داشتند که زنان جامعه این مطلب را بفهمند و خودشان را به کم نفروشند. ایشان بر تحصیل زنان در کنار تمام امور زندگی روزمره شان تاکید داشتند و میگفتند انسان فقط یک جسم نیست و اصل و حقیقت او روحش است. ایشان اصرار زیادی بر عفاف بانوان داشته و البته میگفتند حجاب بروزی از عفت است. عفت تنها در حجاب ظاهری خلاصه نمیشود. عفت شامل حجاب باطنی در درجه اول و به دنبالش حجاب ظاهری می باشد.
و در خاتمه آرزوی بانو امین برای جامعه زنان؟
آرزوی ایشان این بوده که زنان به مطالعه و درس و بحث روی آورده و قدر گوهر وجودی خود را بدانند.
گفتوگو به انتهای فرصت در اختیار ما قرار داده شده، نزدیک میشود و ایشان با عنوان کردن این عبارت که "انشالله دعاهای خیر بانو امین مشمول حال همهمان بشود" سخنش را به پایان میرساند.
جای تاکید دارد آنچه که در این نوشته به محضر خوانندگان رسید قطرهای ناچیز از وجود مبارک این بانو و فرهیخته اصفهانی بود. امید است که این اندک تلاش مورد قبول رضای حقتعالی و ایشان قرار گیرد.
/گفتوگو از زینب تاجالدین/
خبرگزاری ایمنا: اصفهان بر خود میبالد وقتی رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) این شهر را مظهر خیر عظیم برای کشور میداند. وقتی این خطه از سرزمینمان ایران، بزرگانی را در خود جای داده است که بی شک نامشان فراتر از مرزهای داخلی نیز شنیده میشود.
کد خبر 144346
نظر شما