ابوالفرج اصفهاني؛ پديدآورنده‌ي اثر جاودانه‌ي «الاغاني»

خبرگزاري ايمنا: مهم‌ترين و مشهورترين کتاب‌ها در نوع خود تا قرن چهارم ق، كتاب الاغاني است كه ابوالفرج تأليف آن را در روزگار جواني، در عصر آل بويه، آغاز كرد و نخستين نسخه‌ي آن را كه به دست خود نوشته بود به سيف الدوله حمداني تقديم كرد.

به گزارش ايمنا، ابوالفرج فرزند محمد بن الحسين که نام اصلي‌اش علي کاتب اصفهاني مي‌باشد، مورخ، محدث، اديب، شاعر و موسيقي‌دان، در سال 284 هجري قمري در زمان خلافت معتضد عباسي در اصفهان متولد شد، طبق شهادت اثرش مقاتل الطالبين وي شيعه‌ي زيدي مذهب بوده، در دوران کودکي به بغداد رفته و تحصيلاتش را در همان شهر شروع نموده است.
در فن شعر و ادب، سرآمد روزگار بوده و در تاريخ و نقل آثار، علم انساب و اغاني متبحر. در علم پزشکي و دام پزشکي و نجوم نيز داراي اطلاعات قابل ملاحظه‌اي بوده است.
از محضر اساتيد زيادي از جمله ابوضيب برتي، نفطويه، احمد بن عبيد الله بن عمار ثقفي، احمد بن جعفر بن موسي برمکي، احمد بن عيسي بن موسي عجلي و علي بن الحسين بن حمنزه العلوي، محمد بن جريري طبري و ابن الانباري کسب فيض و علم نموده است.
او نديم حسن بن محمد بن هارون مهلبي وزير معزالدوله ديلمي بود و روزي نبود که به ديدار وي نرود و چون ابوالفرج فرد خوش‌صحبت و خوش‌مجلسي بوده، وزير معزوالدوله احترام ويژه‌اي برايش قائل بود هرچند گاه‌گاهي به هجو وزير نيز مي‌پرداخته است.
ابوالفرج اصفهاني شاگرداني مانند ابراهيم بن مخلد، ابواسحاق طبري، ابن شبران نحوي، عبدالله بن الحسن فارسي، علي بن محمد دينار در عرصه‌ي علم و دانش تربيت نموده است.
علاوه بر تربيت چنين شاگرداني، تأليفات زيادي نيز از او برجاي مانده که کتاب‌هاي زير نمونه‌اي از آن‌هاست: اغاني (که جامع‌ترين کتاب در نوع خود مي‌باشد)، الحانات، ايام العرب، مقاتل الطالبين، اخبار القيان، مماليک الشعرا، اديارات، الاخبار و النوادر، التعديل و الانتصاف و دعوة الاطبا.
ابوالفرج ظاهراً در اواخر عمر به اختلال هواس دچار گشته تا اينکه به نقل خطيب بغدادي در چهاردهم ذي‌الحجه 356 هجري قمري در بغداد درگذشت و همان‌جا دفن شد؛ مهم‌ترين اثرش كه او را جاودانه ساخته كتاب «الاغاني» است.
مهم‌ترين و مشهورترين کتاب‌ها در نوع خود تا قرن چهارم ق، كتاب الاغاني است كه ابوالفرج تأليف آن را در روزگار جواني، در عصر آل بويه، آغاز كرد و پس از سال‌ها كوشش، سرانجام نخستين نسخه‌ي آن را كه به دست خود نوشته بود به سيف الدوله حمداني، امير شيعي مذهب حلب، تقديم كرد.
اين كتاب براساس صد ترانه‌ي منتخبي تأليف شده است كه به دستور هارون الرشيد و به كوشش موسيقي‌دانان بزرگ زمان، "ابراهيم موصلي" (125 – 188 ق)، "اسماعيل بن جامع" (متوفي 192 ق) و "فُليج بن العوراء" ، از مقربان او، فراهم آمده و سپس "اسحاق بن ابراهيم موصلي" (155 – 235 ق) به فرمان خليفه "الواثق بالله" (200 – 232 ق)، آن‌ها را بررسي و به‌گزيني كرده بود.
ابوالفرج، پس از نقل و شرح اين ترانه‌ها، به ذكر ديگر ترانه‌هاي مشهور، ساخته‌ي خلفا يا فرزندان آنان و شاعران ديگر، نيز پرداخته است. اما اين‌ها جزء ناچيزي از كل اثر ابوالفرج را دربردارد، زيرا او كوشيده است تا در آن‌ها اطلاعات عديده‌اي درباره‌ي مصنفان آهنگ‌ها و شعرايي كه اشعارشان به آواز خوانده شده بود بيافزايد و سپس آن‌ها را با شرح حال و ذكر اشعار آنان ارائه كند.
اين اقدام بديع شرح احوال شاعران قريب به سه قرن، از قرن ششم تا اواسط قرن نهم را شامل شده است. علاوه بر آن، مؤلف جزئيات بسياري درباره‌ي قبايل قديم عرب، زندگي اجتماعي، زندگي درباري در عهد امويان، خلفاي عباسي، به‌ويژه هارون الرّشيد، محافل موسيقي‌دانان و خنياگران ارائه كرده است.
اطلاعات مفصلي كه ابوالفرج از "آهنگسازان شاعر و خواننده" آورده براي تحقيق در تاريخ ادبيات عرب بسيار مفيد است، اما روايت بي‌شماري كه درباره‌ي "موسيقي از كتب پيشينيان نقل شده" چندان فايده‌اي براي تاريخ ادبيات ندارد.
در نيمه‌ي اول قرن سيزدهم ق، نخستين بحث‌هاي جالب توجه درباره‌ي موسيقي عرب‌ها، به‌ويژه تأثير موسيقي يوناني در موسيقي آن‌ها، صورت گرفت. اما اين بحث‌ها، كه با انتشار رساله‌ي كوچكي به قلم "يوهان گوتفريد لودويگ كوزگارتن" آغاز شده بود، سرانجامي نيافت.
سير تحول روش ارائه‌ي اطلاعات، از محدثان تا مورخان بعدي، به خوبي در كتاب ابوالفرج نمايان است. به گفته‌ي او ، اطلاعاني كه در اين كتاب آمده است همه مبتني بر روايات مستند است. اين روش از همان دقت محدثان، كه راويان از آن تقليد مي‌كردند برخوردار است.
درواقع، در اين اثر مانند مجموعه‌هاي حديث در اغلب موارد براي يك موضوع چند سلسله روايت نقل شده است. اما غالباً مؤلف اطلاعات خود را با توجه به اطلاعات مآخوذ از منابع مختلف و بررسي آن‌ها و حفظ بعضي و حذف بعضي ديگر، كامل‌تر كرده است.
از اين رو، مي‌توان گفت كه روش كار او با روش كار محدثان اختلاف دارد و بيشتر شبيه به روش كار مورخان دوران‌هاي بعد است كه مي‌كوشند تا اخبار تاريخي كهن را در يكديگر بياميزند و آن‌ها را تكميل كنند.
بررسي منابع كتاب، به‌ويژه بررسي آثاري كه صرفاً نام نويسندگان آن‌ها آورده شده، در نتيجه عنوان آن‌ها در ايهام مانده است، از كارهايي است كه نتايج خوبي به بار آورده است. اما مؤلف به منابع شفاهي بسياري هم متوسل شده و براي اين امر از روش روايت به اجازه، كه در مورد غالب روايات معتبر بوده است، استفاده كرده است – روشي كه در آثار "خطيب بغدادي" (الكفايه في معرفه اصول علم الروايه) و المقري (نفح الظيب) به خوبي توصيف شده است.
از اين نظر، اين كتاب گنجينه‌اي است حاوي آثار بسياري كه بايد آن‌ها را از دست رفته تلقي كرد و علاوه بر آن، خود كتاب را بايد مهم‌ترين اثر در نوع خود براي تحقيق در تاريخ شعر و نثر جاهلي دانست.
کد خبر 14326

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.