به گزارش ایمنا در سال 1280 هجری شمشی، اولین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان کشف شد و به دنبال آن، ویلیام ناکس دارسی، سرمایهگذار انگلیسی حقوق انحصاری 60 ساله اکتشاف، استخراج، بهرهبرداری، فروش و صادرات تمامی فرآوردههای نفتی کشور را در قبال مبلغ ناچیز 50 هزار لیره از شاه ایران خریداری کرد تا شروعی برای چپاول منابع نفتی ملت ایران باشد.
تصویب لایحه منع امضای قرارداد نفتی با کشورهای خارجی
مجلس چهاردهم با تصویب لایحهای تمام مقامات دولتی را از انجام مذاکره برای عقد قرارداد نفتی با کشورهای خارجی منع میکند و برگزاری انتخابات مجلس آینده را به خروج تمام نیروهای خارجی از کشور منوط میکند.
قوام در سال 1325 با رأی نمایندگان به نخستوزیری میرسد و در مذاکره با روسها اعلام میکند، به استناد قانون مصوب مجلس نمیتواند هیچ نوع موافقتنامه نفتی را امضاء کند اما این قول را به دولت روس میدهد که با تشکیل مجلس آینده، طرح پیشنهادی مبنی بر تشکیل شرکت نفت ایران و شوروی را به مجلس ببرد.
قوام پس از ماهها مذاکره، با سران شوروی به توافق میرسد و شوروی نیز متعهد میشود ظرف 40 روز نیروهای خود را از ایران خارج کند و قوام نیز در مقابل قول میدهد در 6 ماه آینده طرح تشکیل شرکت نفت ایران و شوروی را به مجلس ببرد.
مخالفت نمایندگان مجلس با تشکیل شرکت نفت ایران و شوروی
پس از یک سال از خروج نیروهای نظامی شوروی از ایران، قوام پیشنهاد نفتی را به مجلس میبرد اما نمایندگان پس از جلسات مختلف با اکثریت قاطع با این پیشنهاد مخالفت میکنند و در ادامه نیز استیفای حقوق ملت نسبت به نفت جنوب را از دولت خواستار میشوند.
با درخواست نمایندگان مجلس، مذاکرات برای بازبینی موافقتنامه 1933 با شرکت نفت انگلیس آغاز میشود و در نهایت پس از سه سال، موافقتنامه بحث برانگیز الحاقی از سوی دولت ساعد و شرکت نفت انگلیس به امضاء میرسد اما این قرارداد برای اجرایی شدن نیار به تصویب مجلس داشت.
تشکیل مجلس شانزدهم و مخالفت با قرارداد الحاقی
همزمان با تشکیل مجلس شانزدهم موج مخالفتها با قرارداد الحاقی بالا میگیرد تا جایی که نمایندگان طرفدار بریتانیا در مجلس شورای ملی جرأت دفاع از این قرارداد را ندارند و روزنامههای درباری نیز آن را محکوم میکنند.
جبهه ملی با حمایت آیتالله کاشانی، کمیسیون 12 نفره نفت را برای بررسی این قرارداد تشکیل میدهد و همزمان نوعی انسداد سیاسی در کشور به وجود میآورد زیرا قبل از تصویب موافقتنامه در مجلس، کمیسیون نفت باید به مفاد آن رأی مثبت میداد.
کمیسیون نفت با این موافقتنامه مخالفت میکند و در نهایت دولت ساعد و منصور نیز مجبور به استعفاء میشوند و فضای داخل کشور به سمت ملی شدن نفت پیش میرود و وزارت خارجه بریتانیا، طرفداران ملی شدن نفت را جمعی آشوبگر میخواند که همین موضوع خشم ملت را درپی دارد.
شاه ضعیف که نتوانسته بود فردی قدرتمند برای حمایت و امضاء موافقتنامه الحاقی پیدا کند، رزمآرا، نظامی تحت فرمان انگلیس را پس از تردید و ترس فراوان به نخستوزیری میپذیرد؛ رزمآرا در برانگیختن انزجار عمومی مهارت داشت.
محمدرضا پهلوی در دیدار با سفیر بریتانیا، رزمآرا را یک افعی توصیف میکند که باید از بین برود.
رزمآرا با توجیه این که ایران فاقد توان کارشناسی است به طور علنی با ملی شدن نفت مخالفت میکند.
در شانزدهم اسفندماه 1329 قبل از ارائه طرح جدید بریتانیا، رزمآرا توسط فدائیان اسلام ترور میشود که همین موضوع در ادامه زمینه را برای ملی شدن نفت فراهم میکند.
یکی روز پس از ترور رزمآرا، مصدق رأی تمامی اعضای کمیسیون نفت مبنی بر رد موافقتنامه الحاقی را دریافت میکند و همزمان ماده واحده ملی شدن صنعت نفت را به مجلس ارائه میدهد.
دکتر مصدق طی بیانیه ای اعلام می دارد:
" به نام سعادت مردم ایران و به منظور تامین صلح جهان، امضاء کنندگان ذیل پیشنهاد مینمایند که صنایع نفتی ایران در تمام مناطق کشور، بدون استثنا ملی شود؛ یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در دست دولت قرار میگیرد."
مجلس شورای ملی نیز پس از یک هفته در 24 اسفندماه 1329، با اکثریت آرا پیشنهاد کمیسیون نفت را به تصویب میرساند و در 29 اسفند نیز مجلس سنا به ملی شدن صنعت نفت رأی مثبت میدهد.
اجرای طرح 9 ماده ای ملی شدن نفت
اما این پایان ماجرا نبود و دکتر مصدق در هفتم اردیبهشت ماه 1330، یعنی 2 روز بعد از اعتصاب کارگران جنوب، طرح 9 مادهای اجرای ملی شدن نفت را تقدیم مجلس میکند.
این طرح خواهان تشکیل هیئت 12 نفره برای کمک به اجرای قانون ملی شدن نفت بود و تاکید داشت، شرکت ملی نفت ایران جای شرکت نفت انگلیس را میگیرد.
با استعفای علاء در 9 اردیبهشت ماه همان سال، رئیس مجلس به مصدق پیشنهاد نخستوزیری میهد و مصدق نیز پذیرش نخستوزیری را با شرط تبدیل شدن طرح 9 مادهای به قانون مبنا قرار میدهد که در نهایت، مجلس با اکثریت آرا به نخستوزیری مصدق و طرح وی رأی مثبت میدهد.
در 29 خردادماه 1330، هیئت تعیین شده از سوی مجلس، برای در اختیار قرار گرفتن تاسیسات نفتی با نام جدید شرکت ملی نفت ایران عازم خرمشهر میشوند و پس از نطق یکی از اعضای هیئت در جمع هزاران نفر از مردم، هیئت عملا مالکیت دفاتر مرکزی را دراختیار گرفت و پرچم ملی ایران برفراز شرکت بالا رفت اما باید به این نکته اشاره کنیم هزاران نفر از چتربازان بریتانیا در عراق تجمع کردند و همزمان 9 کشتی جنگی این کشور در مرزهای آبی ایران مستقر شدند ولی با این وجود ملی شدن صنعت نفت با اراده ملت به پیش رفت.
ملی شدن نفت از دیدگاه مردم ایران به معنای کنترل، نظارت بر اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری از نفت است اما پس از 63 سال، غرب در اقدامی فریبکارانه از تلاش بریتانیا و آمریکا برای رسیدن به مصالحه بر سر موضوع نفت ایران صحبت به میان میآورد و استدلال میکند که این دو کشور اصل ملی شدن نفت را پذیرفتند.
اما سوال اساسی این است که در واقع چه کسی کنترل صنعت نفت را در دست میگرفت؟
آیا کنترل در اختیار ایران میبود یا شرکت نفت انگلیس؟
در بخش دوم این گزارش با بررسی اسناد فاش شده از سوی آرشیو ملی بریتانیا، اسناد شرکت پریتیش پترولیوم، اسناد از طبقهبندی خارج شده وزارت امور خارجه و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، مسئله کنترل بر صنعت نفت را بررسی میکنیم.
گزارش ویژه ایمنا از ملی شدن صنعت نفت ایران / 1
ملی شدن نفت به معنای حاکمیت کامل ایران بود
کنترل؛ واژه ای که غرب از آن هراس دارد
خبرگزاری ایمنا: ملی شدن نفت از دیدگاه مردم ایران به معنای کنترل، نظارت بر اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری از نفت است.
کد خبر 140095
نظر شما