به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات نظامی در جنوب ایران، حوادث دریایی در تنگه هرمز و تحرکات آمریکا در منطقه، بار دیگر احتمال ورود تهران و واشنگتن به مرحله تازهای از تقابل را مطرح کرده است؛ همزمان با این تحولات، بحران سیاسی بنیامین نتانیاهو و مأموریت گادی آیزنکوت برای تشکیل کابینه جدید رژیم صهیونیستی، معادلات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کرده است.
تحرکات نظامی آمریکا در جنوب ایران و اهمیت تنگه هرمز
حوادث اخیر در جنوب ایران، از جمله انفجارها و تحولات امنیتی در جزیره قشم، در کنار تنشهای دریایی تنگه هرمز، توجهها را به احتمال تشدید درگیریها جلب کرده است.
در روزهای اخیر، گزارشهایی درباره فعالیت پهپادهای آمریکایی در محدوده خلیج فارس و تنگه هرمز و مقابله پدافند ایران با این پرندهها منتشر شده است. همزمان، توانمندی نیروی دریایی ارتش و سپاه در کنترل تنگه هرمز و مقابله با تردد شناورهای مرتبط با طرفهای متخاصم، یکی از محورهای اصلی تقابل نظامی در منطقه باقی مانده است.
در حوزه دریایی نیز گزارشهایی درباره برخورد نفتکشها با مین و توقف شناورها در محدوده تنگه هرمز منتشر شده است؛ تحولاتی که اهمیت این آبراه راهبردی را در معادلات امنیتی و اقتصادی جهان بار دیگر نشان میدهد. با توجه به این شرایط، احتمال افزایش تنشهای نظامی در جنوب ایران وجود دارد و هرگونه اقدام نظامی جدید آمریکا میتواند دامنه تقابل را به حوزههای دریایی و هوایی گسترش دهد.
مأموریت گادی آیزنکوت برای تشکیل کابینه؛ نتانیاهو در آستانه واگذاری قدرت؟
همزمان با تحولات نظامی، وضعیت سیاسی رژیم صهیونیستی نیز وارد مرحله تازهای شده است. پس از انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر، هیچیک از دو جریان اصلی نتوانستند به اکثریت ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت دست پیدا کنند.
بر اساس نتایج انتخابات، ائتلاف مخالفان نتانیاهو ۴۸ کرسی، جریان حامی او ۵۳ کرسی و احزاب عربی ۱۹ کرسی پارلمان را به دست آوردهاند.
در ادامه این تحولات، اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم صهیونیستی، هفتم نوامبر گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش این رژیم و رهبر حزب یاشار، را مأمور تشکیل کابینه کرد. آیزنکوت در جریان رایزنیهای سیاسی حمایت نمایندگان ۶۷ کرسی را برای دریافت مأموریت تشکیل دولت به دست آورده بود؛ در حالی که ۴۶ نماینده از نتانیاهو حمایت کرده بودند.
آیزنکوت برای تشکیل کابینه ۲۸ روز فرصت دارد و رئیس رژیم صهیونیستی میتواند این مهلت را تا ۱۴ روز دیگر تمدید کند. با این حال، مأموریت تشکیل کابینه به معنای نخستوزیری قطعی او نیست و وی همچنان باید حمایت لازم را برای کسب رأی اعتماد در کنست به دست آورد.
نقش احزاب عربی با ۱۹ کرسی نیز در این روند اهمیت دارد؛ هرچند حمایت این احزاب از مأموریت آیزنکوت به معنای مشارکت قطعی آنها در کابینه نیست و اختلافنظر میان احزاب مخالف نتانیاهو همچنان یکی از موانع تشکیل دولت به شمار میرود.
از سوی دیگر، کنار رفتن نتانیاهو از نخستوزیری میتواند موقعیت سیاسی او را تغییر دهد و پروندههای قضایی وی را بار دیگر در کانون توجه قرار دهد. در چنین شرایطی، ادامه تنشهای امنیتی و احتمال وقوع درگیری نظامی نیز میتواند به یکی از موضوعات اثرگذار بر فضای سیاسی رژیم صهیونیستی تبدیل شود.
آیا نتانیاهو برای جلوگیری از کنار رفتن از قدرت به جنگ متوسل میشود؟
آینده سیاسی نتانیاهو و احتمال تشکیل کابینه از سوی مخالفان او، این پرسش را مطرح کرده است که آیا نخستوزیر کنونی رژیم صهیونیستی ممکن است برای تغییر معادلات سیاسی به تشدید تنشهای نظامی با ایران روی بیاورد؟
با توجه به سابقه تقابل نظامی ایران و رژیم صهیونیستی و نقش نتانیاهو در ترغیب دولت آمریکا به مشارکت در جنگ گذشته، احتمال استفاده از ابزار نظامی برای تأثیرگذاری بر تحولات سیاسی داخلی این رژیم قابل طرح است؛ هرچند تاکنون شواهد مستقلی که نشان دهد تصمیم قطعی برای آغاز جنگ با هدف جلوگیری از تشکیل کابینه آیزنکوت اتخاذ شده، منتشر نشده است.
در این میان، ورود مستقیم آمریکا به هرگونه درگیری جدید نیز میتواند دامنه جنگ را تغییر دهد. تجربه جنگ گذشته نشان داد که مشارکت نظامی واشنگتن، تقابل ایران و رژیم صهیونیستی را به سطح گستردهتری منتقل میکند و هزینههای امنیتی و اقتصادی آن را افزایش میدهد.
احتمال گسترش جنگ به پایگاههای آمریکا در منطقه و فراتر از آن
یکی از موضوعات مهم در بررسی سناریوهای احتمالی جنگ جدید، دامنه پاسخ نظامی ایران به هرگونه حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
ایران پیش از این بارها اعلام کرده است که در صورت حمله نظامی، به تجاوز پاسخ خواهد داد و منافع و مراکز نظامی طرف مهاجم نیز میتوانند در معرض حملات متقابل قرار بگیرند.
در چنین شرایطی، پایگاههای آمریکا در منطقه از جمله اهدافی هستند که در محاسبات دفاعی ایران اهمیت دارند. همچنین در برخی ارزیابیهای نظامی، احتمال گسترش دامنه پاسخ به اهدافی در فواصل دورتر نیز مطرح شده است، نامهایی مانند پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند نیز در این میان مطرح است.
از سوی دیگر، ایران در صورت وقوع جنگ جدید، ممکن است با توجه به تجربه درگیری گذشته، دامنه و شیوه پاسخ نظامی خود را متناسب با نوع و گستره حملات طرف مقابل تعیین کند.
جزایر ایرانی و تنگه هرمز در کانون سناریوهای جنگ آینده
موقعیت راهبردی جزایر ایرانی در خلیج فارس و نزدیکی آنها به مسیرهای اصلی انتقال انرژی، اهمیت این مناطق را در هرگونه تقابل نظامی افزایش داده است.
جزایر سهگانه و دیگر جزایر راهبردی ایران از جمله مناطقی هستند که در محاسبات امنیتی خلیج فارس جایگاه ویژهای دارند. هرگونه اقدام نظامی علیه این مناطق میتواند پیامدهایی فراتر از یک درگیری محدود داشته باشد و امنیت کشتیرانی و انتقال انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
در این میان، توان دریایی ارتش و سپاه، ظرفیت موشکی ساحلی و موقعیت جغرافیایی ایران در تنگه هرمز از مؤلفههای مهم بازدارندگی کشور به شمار میروند.
توان موشکی و پدافندی ایران در جنگ احتمالی چه تغییری کرده است؟
یکی از موضوعات مهم در ارزیابی توان دفاعی ایران پس از جنگ گذشته، تجربیات بهدستآمده در حوزه موشکی، پهپادی و پدافند هوایی است.
در جریان درگیریهای گذشته، نقاط قوت و ضعف سامانههای دفاعی و تهاجمی طرفین آشکار شد و ضرورت تغییر برخی تاکتیکها و شیوههای عملیاتی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت.
در همین زمینه، گزارشهایی درباره دستاوردهای جدید نیروی هوافضای سپاه، توسعه توان موشکی و پهپادی و تغییر در شیوههای عملیاتی منتشر شده است.
ارتقای سامانههای پدافندی و استفاده از تجربیات مقابله با هواگردهای مهاجم نیز از موضوعاتی است که میتواند در معادلات جنگ احتمالی آینده تأثیرگذار باشد. تحولات جنوب ایران، اهمیت فزاینده تنگه هرمز، مأموریت گادی آیزنکوت برای تشکیل کابینه و آینده سیاسی نتانیاهو، مجموعهای از متغیرهای اثرگذار بر امنیت منطقه را شکل دادهاند؛ متغیرهایی که در صورت تشدید تنشها میتوانند زمینهساز تغییر در معادلات نظامی و سیاسی خاورمیانه شوند.


نظر شما