به گزارش خبرگزاری ایمنا، صنعت مطبوعات و رسانههای مکتوب در سالهای اخیر در کنار چالشهایی همچون کاهش مخاطبان و تغییر الگوی مصرف رسانهای با بحران فزاینده تأمین و گرانی کاغذ نیز دستوپنجه نرم میکند؛ بحرانی که پیامدهای آن فراتر از افزایش هزینههای چاپ است و میتواند به تضعیف بنیه اقتصادی رسانهها، کاهش توان حفظ و جذب نیروی انسانی متخصص و در نهایت افت کیفیت محتوای تولیدی منجر شود.
تداوم این وضعیت، ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی و شیوههای تأمین مواد اولیه صنعت چاپ و نشر را بیش از گذشته آشکار کرده است؛ در چنین شرایطی، حل مسئله کاغذ را نمیتوان تنها در تخصیص یارانه یا تسهیل واردات خلاصه کرد، بلکه تدوین برنامهای جامع برای تقویت تولید داخلی، تأمین پایدار مواد اولیه، اصلاح مقررات ناکارآمد و مشارکت بخشهای صنعتی در این حوزه، ضرورتی انکارناپذیر است.
از سوی دیگر، پایداری رسانههای مکتوب بهعنوان یکی از ارکان اطلاعرسانی و انتقال مطالبات عمومی، مستلزم حمایتهایی فراتر از راهکارهای مقطعی و کوتاهمدت است؛ در همین راستا مدیرمسئول روزنامه یاقوت وطن در گفتوگو با ایمنا ضمن تشریح ریشهها و پیامدهای بحران کاغذ، بر ضرورت تغییر نگاه مدیریتی، برنامهریزی بلندمدت و اصلاح سیاستهای حمایتی برای تضمین آینده صنعت چاپ و رسانههای مکتوب تأکید کرده است.

حل بحران کاغذ به برنامهریزی بلندمدت و اصلاح سیاستهای حمایتی نیاز دارد
رضا صالحیپژوه، روزنامهنگار، پژوهشگر علوم ارتباطات و مدرس دانشگاه با اشاره به ضرورت بازنگری در سیاستهای حوزه کاغذ به خبرنگار ایمنا میگوید: نخستین گام، حرکت به سمت خودکفایی در تولید کاغذ و اقلام مورد نیاز صنایع چاپ است، زیرا در غیر این صورت، دانش و فناوری این حوزه همچنان به کشورهای صاحب تکنولوژی وابسته میماند.
وی با بیان اینکه توسعه تولید داخلی کاغذ، در صورت مدیریت صحیح منابع میتواند به کاهش فشار بر جنگلها و حفاظت از محیط زیست نیز کمک کند، میافزاید: این تصور که تولید کاغذ به معنای تخریب جنگلهاست، با برنامهریزی درست قابل اصلاح است؛ بهگونهای که به ازای هر درخت قطعشده، چندین درخت جدید کاشته شود و چرخه تأمین مواد اولیه به شکل پایدار ادامه پیدا کند.
مدیرمسئول روزنامه یاقوت وطن با انتقاد از کوتاهمدتبودن برنامهریزیها در این حوزه عنوان میکند: سیاستهای فعلی حتی برای تأمین نیاز امروز کشور نیز کفایت نمیکند و یکی از دلایل این وضعیت آن است که به طور معمول افق برنامهریزیها به یکی دو سال آینده محدود میشود؛ درحالیکه به مدیرانی نیاز داریم که با اتکا به نظر کارشناسان، دستکم صد سال آینده را مدنظر قرار داشته باشند.
صالحیپژوه ادامه میدهد: اگر نگاه بلندمدت داشته باشیم، میتوانیم برای طرحهای زیربنایی همچون توسعه پوشش گیاهی و تبدیل بخشهایی از مناطق کویری به جنگل برنامهریزی کنیم؛ چنین طرحهایی علاوه بر کمک به محیط زیست، دانش و تجربه کشور را در حوزه تولید مواد اولیه کاغذ افزایش میدهد و زمینه سیاستگذاری دقیقتر را فراهم میکند.
وی با انتقاد از تمایل برخی مدیران به ثبت نتیجه اقدامات در دوره مسئولیت خود خاطرنشان میکند: یکی از مشکلات مدیریتی این است که برخی مدیران میخواهند تمام مسائل در دوره مسئولیت خودشان حل شود، درحالیکه حل مسائل زیربنایی به برنامههای چندمرحلهای نیاز دارد و ممکن است بخشی از آن را مدیران قبلی، بخشی را مدیران فعلی و بخش دیگر را مدیران آینده پیش ببرند. مهم این است که یک طرح بلندمدت تدوین شود، نه اینکه برای دستیابی به نتیجهای کوتاهمدت، مسائل اساسی نادیده گرفته شوند.
نمیتوان از مردم خواست رسانهها را کنار نگذارند، اما همزمان شرایطی ایجاد کرد که رسانه امکان تولید محتوای باکیفیت نداشته باشد
امروز باید برای حل مشکل سالهای آینده برنامهریزی کنیم
این پژوهشگر علوم ارتباطات با اشاره به ضرورت حمایت از رسانههای چاپی بیان میکند: حمایتها را میتوان در سه سطح کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت دنبال کرد؛ در کوتاهمدت، یارانه کاغذ و هزینههای چاپ میتواند به رسانهها کمک کند تا از فشار فوری هزینهها عبور کنند.
وی میافزاید: در سطح میانمدت نیز اقداماتی همچون حمایتهای بیمهای و استفاده از ظرفیت صندوق حمایت از هنرمندان و فعالان فرهنگی قابل پیگیری است، اما مهمتر از این دو سطح، طراحی سیاستهای بلندمدت برای تأمین پایدار مواد اولیه و اصلاح ساختارهای قانونی است.
صالحیپژوه با اشاره به ظرفیت صنایع بزرگ کشور برای مشارکت در تأمین مواد اولیه کاغذ اضافه میکند: میتوان از ظرفیت مسئولیت اجتماعی شرکتهای بزرگ صنعتی برای ایجاد مزارع چوب و کاغذ استفاده کرد؛ برای مثال، یک مجموعه صنعتی میتواند بخشی از ظرفیت خود را به تولید مواد اولیه مورد نیاز صنعت کاغذ اختصاص دهد و حتی اگر نتیجه این سرمایهگذاری ۱۵ سال بعد حاصل شود؛ مسئله این است که امروز برای حل مشکل سالهای آینده برنامهریزی کنیم.
قوانین حمایتی باید متناسب با شرایط رسانهها اصلاح شود
مدیرمسئول روزنامه یاقوت وطن با اشاره به بعضی مقررات مربوط به فعالیت نمایندگی روزنامههای سراسری در استانها میگوید: در برخی آییننامهها، برای اثبات فعالیت نمایندگی یک روزنامه در هر استان، ارسال ۵۰ نسخه از آن بهعنوان ملاک در نظر گرفته شده است و در عمل، ممکن است پس از تأیید ناظر مربوطه، این نسخهها بدون استفاده باقی بمانند و به ضایعات یا چرخه فروش کاغذ باطله وارد شوند.
وی ادامه میدهد: میتوان این آییننامه را اصلاح کرد و به جای الزام به ارسال نسخههای فیزیکی، معرفی نماینده از سوی مدیرمسئول، ثبت اطلاعات در سامانه جامع رسانههای کشور و تأیید کارشناس مطبوعات اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان را ملاک قرار داد، همچنین امکان بازدید از دفتر نمایندگی و بررسی فعالیت واقعی آن وجود دارد.
صالحیپژوه با بیان اینکه ظرفیت فضای مجازی در این زمینه نادیده گرفته شده است، خاطرنشان میکند: هنگامی که نسخههای چاپی تنها برای دریافت تأییدیه ارسال میشود، میتوان دستکم نسخه الکترونیکی روزنامه را در اختیار مخاطبان بیشتری قرار داد؛ چنین اصلاحاتی نشان میدهد سیاستگذاری در حوزه رسانه باید متناسب با تحولات فناوری و شرایط اقتصادی روز بازنگری شود.

افزایش هزینه کاغذ، کیفیت محتوای رسانهها را تحت تأثیر قرار میدهد
این روزنامهنگار با تأکید بر اینکه حمایت از رسانهها باید با نگاه به نقش عمومی آنها انجام شود، اظهار میکند: رسانه ابزار ارتباطی مردم و یکی از مسیرهای انتقال مطالبات و اطلاعات در جامعه است و در نظامی که مسئولان خود را خادمان مردم میدانند، وظیفه اصلی بر عهده مدیران و نهادهای مسئول است تا شرایط فعالیت رسانهها را فراهم کنند.
صالحیپژوه میافزاید: نمیتوان از رسانه انتظار داشت محتوای باکیفیت تولید کند، اما همزمان هزینه مواد اولیه آن را تا جایی افزایش داد که امکان حفظ نیروی انسانی متخصص را نداشته باشد؛ وقتی قیمت کاغذ و سایر اقلام چاپی بالا میرود، رسانه ناچار میشود از هزینههای دیگر بهویژه نیروی انسانی بکاهد.
وی ادامه میدهد: برای نمونه، ممکن است روزنامهای پیشتر در هر سرویس خبری مانند جامعه، فرهنگ و اقتصاد چند خبرنگار داشته باشد، اما به دلیل افزایش هزینهها، چند سرویس را به یک خبرنگار بسپارد و در چنین شرایطی چگونه میتوان انتظار داشت کیفیت و عمق محتوای تولیدشده حفظ شود؟
مدیرمسئول روزنامه یاقوت وطن با تشریح چرخه اثرگذاری هزینهها بر کیفیت رسانه عنوان میکند: مخاطب برای خرید روزنامه هزینه میکند و انتظار دارد محصولی متناسب با پولی که میپردازد دریافت کند و اگر محتوای روزنامه کیفیت لازم را نداشته باشد، ممکن است تمایل او به خرید کاهش پیدا کند، اما باید دید چرا کیفیت محتوا افت کرده است که یکی از دلایل، کاهش نیروی انسانی متخصص است و این مسئله نیز میتواند ناشی از افزایش هزینههای تولید و اختصاص منابع مالی به تأمین کاغذ باشد؛ به این ترتیب، چرخهای شکل میگیرد که در آن گرانی مواد اولیه، کاهش نیروی انسانی، افت کیفیت محتوا و کاهش استقبال مخاطب بر یکدیگر اثر میگذارند.
دولت باید پشتیبان رسانههای مستقل باشد، نه رقیب آنها
صالحیپژوه با انتقاد از رویکرد برخی نهادهای دولتی در مواجهه با رسانهها میگوید: گاهی وقتی رسانهها از ضرورت انتقال مطالبات و دیدگاههای عمومی سخن میگویند، این پاسخ مطرح میشود که نهادهای دولتی نیز میتوانند رسانه خود را راهاندازی کنند درحالیکه وظیفه اصلی دولت، رسانهداری و رقابت با رسانههای مستقل نیست.
وی خاطرنشان میکند: رسانهای که از بودجه مصوب دولتی برخوردار است، شرایطی متفاوت با رسانهای دارد که باید هزینههای خود را از محل فعالیت و منابع مستقل تأمین کند و نمیتوان از رسانه مستقل انتظار داشت پیام نهادهای دولتی را به مردم منتقل کند، اما در مقابل، حداقل شرایط لازم برای ادامه فعالیت آن را فراهم نکرد.
این پژوهشگر علوم ارتباطات با تأکید بر تفاوت حمایت با اعانهدادن میگوید: مسئولان نباید خود را اعانهدهنده به مردم بدانند، بلکه در جایگاه خدمتگزار مردم قرار دارند و مردم با پرداخت مالیات و عوارض، هزینه اداره کشور را تأمین میکنند و در مقابل انتظار دارند مسئولان وظایف خود را انجام دهند؛ حمایت از رسانهها نیز باید در همین چارچوب و بهعنوان بخشی از مسئولیت نهادهای عمومی دیده شود.
وی تأکید میکند: نمیتوان از مردم خواست رسانهها را کنار نگذارند، اما همزمان شرایطی ایجاد کرد که رسانه امکان تولید محتوای باکیفیت نداشته باشد. رسانهها نیز باید مسئولیت خود را در ارتقای کیفیت محتوا و جلب اعتماد مخاطبان جدی بگیرند؛ با این حال، فراهمکردن زیرساختها و شرایط اقتصادی فعالیت آنها، وظیفه مدیران و مسئولان است.

به گزارش ایمنا، آنچه که مبرهن است، بحران کاغذ تنها یک مسئله اقتصادی یا صنعتی نیست، بلکه ابعاد گستردهای از جمله آینده رسانههای مکتوب، کیفیت اطلاعرسانی، اشتغال خبرنگاران و حتی ملاحظات زیستمحیطی را تحت تأثیر قرار میدهد و عبور از این وضعیت، نیازمند فاصلهگرفتن از تصمیمهای مقطعی و حرکت به سمت سیاستگذاری منسجم، پایدار و مبتنی بر مطالعات کارشناسی است؛ سیاستی که در کنار حمایت فوری از رسانهها، مسیر خودکفایی در تولید کاغذ، تأمین پایدار مواد اولیه و اصلاح مقررات را نیز دنبال کند.
در این میان، دولت و نهادهای مسئول باید به جای ورود به رقابت با رسانههای مستقل، زمینه فعالیت و تقویت آنها را فراهم کنند، چراکه حفظ رسانههای توانمند و برخوردار از نیروی انسانی متخصص، نه تنها حمایت از یک صنعت، بلکه سرمایهگذاری برای ارتقای آگاهی عمومی و تقویت جریان آزاد اطلاعات در جامعه است.


نظر شما