به گزارش خبرگزاری ایمنا، رقابت دموکراتها و جمهوریخواهان در انتخابات ریاستجمهوری و میاندورهای آمریکا همواره با وعدههایی درباره تغییر سیاستهای داخلی و خارجی این کشور همراه بوده است. در این میان، سیاست واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران نیز یکی از موضوعاتی است که در تبلیغات انتخاباتی نامزدهای دو حزب مورد توجه قرار میگیرد؛ با این حال، بررسی عملکرد دولتهای مختلف آمریکا نشان میدهد که تغییر حزب حاکم، به معنای کنار گذاشتن سیاستهای فشار علیه ایران نبوده است.
تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که دموکراتها و جمهوریخواهان با وجود تفاوت در شیوه مواجهه با ایران، در یک هدف راهبردی اشتراک دارند و آن محدودسازی قدرت و توانمندیهای جمهوری اسلامی است. دموکراتها بیشتر از مسیر دیپلماسی، ائتلافسازی و تحریمهای چندجانبه وارد میشوند و جمهوریخواهان به تهدید نظامی، فشار حداکثری و اقدامات یکجانبه تمایل بیشتری دارند؛ اما نتیجه هر دو رویکرد، استمرار فشار بر ایران بوده است.
این موضوع پیش از این نیز در بیانات شهید حاج قاسم سلیمانی و رهبر شهید انقلاب مورد توجه قرار گرفته بود. اکنون نیز آیتالله سیدمجتبی خامنهای با تأکید بر بیتأثیر بودن جابهجاییهای حزبی در تغییر ماهیت نظام سلطه، بر ضرورت پرهیز از هرگونه امیدواری به تغییر رفتار آمریکا از مسیر امتیازدهی تأکید کردهاند.
شهید سلیمانی؛ ساختار دوحزبی آمریکا تفاوتی با حزب بعث عراق ندارد
شهید حاج قاسم سلیمانی در تبیین ساختار سیاسی آمریکا، تفاوت میان دو حزب اصلی این کشور را در چارچوب رقابت واقعی بر سر قدرت ارزیابی نمیکردند و معتقد بودند که هر دو حزب تحت نفوذ جریانهای اقتصادی و ثروتمند قرار دارند.
ایشان در این زمینه اظهار کردند: «در نظامهای سیاسی دنیا، آمریکا چه تفاوتی با نظام حزب بعث عراق دارد؟ در عراق نام آن حزب بعث بود و در آمریکا نام آن حزب جمهوریخواه و حزب دموکرات است. در عراق هیچکس خارج از حزب بعث نمیتوانست رئیس شود و در آمریکا نیز قدرت میان دو حزب جمهوریخواه و دموکرات دستبهدست میشود.»
فرمانده شهید نیروی قدس سپاه در ادامه با اشاره به نقش صاحبان ثروت و قدرت در ساختار سیاسی آمریکا افزودند: «کارتلهای نفتی و ثروتمندان بر این احزاب حاکم هستند. آنجا دیکتاتوری به شکل حزب بعث بود و اینجا شکل دیگری از دیکتاتوری حاکم است. نظامهایی که امروز مرکز اصلی انحطاط انسانی شدهاند، نام حقوق انسان و حقوق بشر را بر خود گذاشتهاند و ما را به پیروی از خود فرامیخوانند.»
شهید سلیمانی تصریح کردند: «بر ما اصرار و فشار وارد میکنند که مانند آنها شویم.»
این نگاه نشان میدهد که از منظر شهید سلیمانی، رقابتهای حزبی در آمریکا نباید با تغییر بنیادین در ساختار قدرت و سیاستهای کلان این کشور اشتباه گرفته شود. در واقع، جابهجایی قدرت میان دو حزب، بهتنهایی نشانه تغییر در رویکرد واشنگتن نسبت به ملتهایی نیست که در برابر سیاستهای سلطهطلبانه آن ایستادگی میکنند.

رهبر شهید انقلاب: میان قدرت شیطانی کارتر و ریگان تفاوتی وجود ندارد
این نگاه در مواضع رهبر شهید انقلاب نیز سابقهای طولانی دارد. آیتالله سیدعلی خامنهای در خطبههای نماز جمعه ۱۷ آبان ۱۳۵۹ و پس از پیروزی رونالد ریگان در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، با اشاره به تفاوت نداشتن سیاستهای دو رئیسجمهور وقت آمریکا فرمودند: «از نظر ملت ایران، میان قدرت شیطانی کارتر و قدرت شیطانی ریگان تفاوتی وجود ندارد.»
ایشان در همان سخنان، آمریکا را دشمن اساسی ملت ایران معرفی کردند و فرمودند: «امروز دشمن اساسی، قدرتهای بزرگاند و در رأس آنها آمریکا است که با ملت ما، اسلام و جمهوری اسلامی مخالفت دارد. استکبار آمریکا از هیچ وسیلهای برای نابودی انقلاب اسلامی فروگذار نمیکند.»
رهبر شهید انقلاب در بخش دیگری از این بیانات، با تأکید بر استمرار مبارزه با سیاستهای سلطهطلبانه آمریکا تصریح کردند: «تا وقتی ظلم و استکبار هست و جهانخواری قدرتهای بزرگ وجود دارد، مبارزه با این قدرتها هم ادامه خواهد داشت.»
ایشان همچنین با اشاره به تفاوت ظاهری دو حزب آمریکا فرمودند: «این هر دو حزب بر اساس توسعه امپراطوری اقتصادی و سیاسی فعالیت میکنند. فرق این دو حزب، فرق میان منافق و کافر است؛ آن یکی منافق بود و این یکی کفر صریح. وضع هیچ فرقی نکرده است. ما باید با آمادگی کامل این دشمنان خدا را بترسانیم.»
رهبر شهید انقلاب در سالهای بعد نیز با اشاره به استمرار سیاست خارجی آمریکا در دولتهای مختلف، بر این نکته تأکید کردند که سیاست جمهوری اسلامی نباید تابع رفتوآمد اشخاص در کاخ سفید باشد.
ایشان در سخنرانی تلویزیونی ۱۳ آبان ۱۳۹۹ درباره وضعیت سیاسی و اجتماعی آمریکا فرمودند: «رژیم آمریکا بهشدت دچار انحطاط سیاسی و انحطاط مدنی و انحطاط اخلاقی است. این هم تحلیل نیست؛ این را خودشان میگویند؛ این حرف سخنگویان و نویسندگان خودشان و صاحبان فکر از داخل خود آمریکا است.»
رهبر شهید انقلاب همچنین درباره جایگاه آمریکا در تحولات جهانی و پیامدهای سیاستهای این کشور، افول قدرت واشنگتن را نتیجه عملکرد و ساختار نظام سیاسی آن دانستند؛ موضوعی که در تحلیل ایشان از رقابتهای حزبی آمریکا نیز جایگاه مهمی داشت.
کارنامه دموکراتها؛ تحریم اقتصادی در کنار وعده مذاکره
بررسی عملکرد دولتهای دموکرات نشان میدهد که رویکرد این حزب در قبال ایران، هیچگاه به معنای کنار گذاشتن ابزارهای فشار نبوده است.
در دوره ریاستجمهوری بیل کلینتون، سیاست موسوم به مهار دوگانه علیه ایران و عراق در دستور کار قرار گرفت. کلینتون در سال ۱۹۹۵ محدودیتهای گستردهای بر تجارت و سرمایهگذاری آمریکا در ایران اعمال کرد و یک سال بعد نیز قانون تحریمهای ایران و لیبی را امضا کرد که شرکتهای خارجی سرمایهگذار در بخش انرژی ایران را نیز در معرض تحریم قرار میداد.
در دوره باراک اوباما نیز تحریمهای اقتصادی علیه ایران گسترش یافت. دولت او با همکاری کنگره، قانون جامع تحریمهای ایران در سال ۲۰۱۰ را اجرا کرد و در سال ۲۰۱۲ با امضای فرمان اجرایی ۱۳۵۹۹، داراییهای دولت ایران و مؤسسات مالی ایرانی تحت صلاحیت آمریکا را مسدود کرد.
هرچند مذاکرات هستهای در نهایت به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ منجر شد، اما همه تحریمها لغو نشدند و محدودیتهای مرتبط با برنامه موشکی و موضوعات دیگر همچنان ادامه یافتند.
دولت جو بایدن نیز با وجود وعده بازگشت به برجام، بخش عمده تحریمهای دوره ترامپ را حفظ کرد و تحریمهای جدیدی علیه افراد و نهادهای ایرانی و خارجی اعمال کرد. مذاکرات احیای برجام نیز به توافق نهایی نرسید.
این عملکرد نشان داد که حتی در دولتی که با شعار دیپلماسی و بازگشت به توافق روی کار آمده بود، ساختار فشار اقتصادی علیه ایران همچنان پابرجا ماند.
جمهوریخواهان؛ فشار حداکثری و تهدید نظامی
در سوی دیگر، جمهوریخواهان نیز سیاست تقابلی خود با جمهوری اسلامی را در مقاطع مختلف آشکارتر دنبال کردهاند.
جورج بوش پسر در سال ۲۰۰۲ ایران را در کنار عراق و کره شمالی در فهرست موسوم به محور شرارت قرار داد. پس از آن نیز دونالد ترامپ در هشتم مه ۲۰۱۸ بهصورت یکجانبه از برجام خارج شد و تحریمهای تعلیقشده را دوباره برقرار کرد.
دولت ترامپ با اعلام سیاست فشار حداکثری، تلاش کرد صادرات نفت ایران را به حداقل برساند و دسترسی کشور به نظام بانکی بینالمللی را محدود کند. قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی آمریکا در سال ۲۰۱۹ و شهادت سردار قاسم سلیمانی در حمله پهپادی آمریکا در بغداد در ژانویه ۲۰۲۰ نیز از دیگر اقدامات این دولت بود.
مجموع این اقدامات نشان میدهد که تفاوت میان دو حزب آمریکا بیشتر در روش اجرای سیاستهای ضدایرانی است تا در اصل اهداف و جهتگیریهای آنها.
آیتالله سیدمجتبی خامنهای؛ امید به تغییر رفتار آمریکا با جابهجایی احزاب اشتباه است
در همین چارچوب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز، در پیام اخیر خود با اشاره به انتخابات میاندورهای آمریکا و تحولات منطقهای، نسبت به هرگونه امیدواری به تغییر رویکرد واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی هشدار دادند.
ایشان تصریح کردند: «اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابهجاییهای حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصور میکنند با امتیاز دادن به آمریکا میتوانند او را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباهاند.»
این موضعگیری بر یک واقعیت تاریخی تأکید دارد؛ اینکه دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی را نمیتوان تنها به عملکرد یک رئیسجمهور یا یک حزب نسبت داد و تغییر دولتها نیز بهتنهایی موجب تغییر این رویکرد نخواهد شد.
رهبر معظم انقلاب همچنین با اشاره به تحولات نظامی منطقه و نقش راهبردی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، درباره واکنش جمهوری اسلامی به اقدامات آمریکا اظهار داشتند: «اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز و از بین بردن پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه، اگرچه عکسالعملی به تجاوز و جنایت آمریکا در جنگ تحمیلی سوم بود، اما در عین حال جهادی ابتدایی علیه استکبار در ابعادی منطقهای هم محسوب شده که در صورت تکرار تعدیات، ابعاد بسیار وسیعتری به خود خواهد گرفت.»
ایشان همچنین با تأکید بر ضرورت تقویت دوستان و طرفداران جمهوری اسلامی در منطقه، حضور ایران را عاملی برای ایجاد ثبات دانستهاند. این رویکرد نشان میدهد که سیاست منطقهای ایران نیز مستقل از تغییر دولتها و جابهجاییهای سیاسی در آمریکا دنبال میشود.
دولتها تغییر میکنند، اما سیاست سلطهطلبانه آمریکا ادامه دارد
مرور مواضع شهید حاج قاسم سلیمانی، رهبر شهید انقلاب وحضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در کنار کارنامه دولتهای مختلف آمریکا، یک وجه مشترک را آشکار میکند، نباید رقابتهای انتخاباتی آمریکا را با تغییر ماهیت سیاست خارجی این کشور اشتباه گرفت.
از دولت کلینتون تا اوباما، بایدن و ترامپ، ابزارهای فشار علیه ایران در شکلهای مختلف ادامه یافته است. گاهی تحریم و مذاکره در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و گاهی تهدید نظامی و فشار حداکثری در اولویت بوده است؛ اما هدف محدودسازی قدرت جمهوری اسلامی در سیاستهای هر دو حزب حضور داشته است.
آنچه برای جمهوری اسلامی اهمیت دارد، نه پیروزی دموکراتها و نه شکست جمهوریخواهان، بلکه حفظ استقلال تصمیمگیری، تقویت توان دفاعی و اقتصادی و تکیه بر ظرفیتهای داخلی و بیاعتمادی به آمریکا است، تجربه نشان داده است که در آمریکا ممکن است نام رئیسجمهور و رنگ حزب حاکم تغییر کند، اما این تغییرات به معنای تغییر رفتار واشنگتن در برابر ایران نیست.


نظر شما