به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در نقاط مختلف جهان موزههایی وجود دارد که در طراحی، ساخت و بهرهبرداری آنها به اصول زیستمحیطی توجه شده است. این اصول میتواند شامل استفاده از مصالح بازیافتی، حفظ و تغییر کاربری ساختمانهای قدیمی، کاهش مصرف انرژی، مدیریت آب، ایجاد بام سبز و تقویت ارتباط بازدیدکنندگان با طبیعت باشد. طراحی زیستمحیطی موزه تلاش میکند اثر ساختمان را بر منابع طبیعی و محیط پیرامون کاهش دهد و در عین حال، فضای سالم و مناسبی برای بازدیدکنندگان فراهم کند. در موزهها این هدف باید با الزامات حفاظت از آثار نیز هماهنگ باشد، زیرا بسیاری از آثار به دما، رطوبت و نور کنترلشده نیاز دارند.
یکی از رویکردهای مرتبط در طراحی موزههای جدید، طراحی بیوفیلیک است. این رویکرد ارتباط بازدیدکننده با طبیعت را از طریق عناصری همچون پوشش گیاهی، نور طبیعی کنترلشده، چشمانداز، آب و فضاهای باز تقویت میکند. این ارتباط میتواند در مسیرهای پیاده، حیاطها، باغها یا حتی نوع قرارگیری پنجرهها و ورودیها دیده شود. بازآفرینی و تبدیل یک بنای صنعتی قدیمی به موزه نیز میتواند نمونهای از استفاده دوباره سازگارانه در توسعه موزهها باشد.

موزه فردا؛ طراحی اقلیمی در ساحل ریودوژانیرو
موزه فردا در محدوده بندری شهر ریودوژانیرو و در مجاورت خلیج گوانابارا قرار دارد. موقعیت جغرافیایی بنا و قرارگیری در منطقهای گرم، مرطوب و برخوردار از تابش شدید خورشید، نقش مهمی در شکلگیری طراحی آن داشته است. ساختمان با فرمی کشیده و افقی طراحی شده است تا هم با خط ساحلی ارتباط برقرار کند و هم امکان ایجاد سایه در اطراف بنا را افزایش دهد. فرم معماری موزه از یکسو بهعنوان یک نشانه شهری عمل میکند و از سوی دیگر، با استفاده از عناصر اقلیمی تلاش میکند میزان دریافت مستقیم گرما و نور را کنترل کند.

یکی از شناختهشدهترین ویژگیهای موزه، پنلهای خورشیدی متحرک آن است. این پنلها در امتداد بخش بالایی ساختمان قرار گرفتهاند و با تغییر موقعیت خورشید، امکان تنظیم جهت دارند. چنین سامانهای میتواند سطح دریافت انرژی خورشیدی را افزایش دهد و بخشی از برق مورد نیاز مجموعه را تامین کند. حرکتپذیر بودن پنلها به ساختمان اجازه میدهد تا در طول روز نسبت به شرایط تابش واکنش نشان دهد و از تبدیلشدن سطوح گسترده نما به منابع جذب بیش از حد گرما جلوگیری کند.
موزه از آب خلیج گوانابارا در سامانه سرمایشی خود استفاده میکند. در این روش آب از محیط پیرامون دریافت میشود و با انتقال حرارت به کاهش بار سرمایشی ساختمان کمک میکند. پس از استفاده، آب باید مطابق الزامات زیستمحیطی و ضوابط مربوط به کیفیت و دمای خروجی به محیط بازگردانده شود. اهمیت این سامانه در آن است که از ظرفیت طبیعی موقعیت ساحلی بنا بهره میگیرد.

سایهاندازهای گسترده و صفحات متحرک ساختمان علاوه بر تولید انرژی، به کنترل نور و گرمای ورودی کمک میکنند. این موضوع در موزهها اهمیت ویژهای دارد، زیرا نور مستقیم خورشید میتواند به آثار، تجهیزات نمایشگاهی و آسایش بازدیدکنندگان آسیب برساند. طراحی موزه تلاش کرده است میان استفاده از نور طبیعی و ضرورت کنترل محیط داخلی تعادل ایجاد کند. در بخشهایی از بنا، مسیر حرکت بازدیدکنندگان با چشمانداز آب و فضای باز پیوند میخورد و همین کار موجب میشود تجربه بازدید تنها به سالنهای بسته محدود نباشد.
موزه فردا بخشی از پروژه بازآفرینی بندر ریودوژانیرو محسوب میشود. فضای عمومی اطراف بنا، مسیرهای پیاده و ارتباط مستقیم با ساحل، آن را به عنصری فعال در زندگی شهری تبدیل کردهاند. پایداری در این پروژه فقط به مصرف انرژی یا فناوریهای ساختمانی محدود نیست، بلکه با احیای یک محدوده شهری، ایجاد فضای عمومی و افزایش توجه عمومی به موضوعات اقلیمی نیز ارتباط دارد.

موزه گلنستون؛ تجربه هنر در میان چشمانداز طبیعی مریلند
موزه گلنستون در پوتوماک مریلند نه در مرکز شهر و در میان ساختمانهای متراکم، بلکه در محیطی گسترده و سرسبز قرار دارد. این مجموعه از گالریها، فضاهای نمایشگاهی و چشماندازهای طبیعی تشکیل شده است و بازدیدکننده برای حرکت میان بخشهای مختلف، بخشی از مسیر را در فضای باز طی میکند. تجربه بازدید در گلنستون تنها به تماشای آثار در فضای داخلی محدود نیست، بلکه راه رفتن، مشاهده تغییرات نور، شنیدن صداهای محیط و توجه به فصلهای مختلف سال نیز بخشی از آن محسوب میشود.
ساختمانهای نمایشگاهی با ارتفاع کم طراحی شدهاند تا بر چشمانداز طبیعی غالب نشوند. حجمهای معماری در میان درختان، چمنزارها و مسیرهای پیاده قرار گرفتهاند و ارتباط میان فضای داخلی و بیرونی از طریق پنجرهها، حیاطها و قابهای دید کنترلشده برقرار میشود. این نوع طراحی به بازدیدکننده اجازه میدهد در فاصله میان دو فضای نمایشگاهی، از محیط طبیعی استفاده کند و تجربهای آرامتر و تدریجیتر نسبت به موزههای متراکم شهری داشته باشد.

یکی از عناصر مهم مجموعه گلنستون، حیاط آبی مرکزی است که در ارتباط با فضاهای گالری قرار گرفته است. سطح آب انعکاس نور و تغییرات آبوهوایی را به فضای معماری وارد میکند و بهعنوان یک عنصر بصری، مرز میان ساختمان و طبیعت را کاهش میدهد.
حضور نور طبیعی در طراحی گالریها اهمیت ویژهای دارد. نور از طریق شکافها، پنجرهها و بازشوهای کنترلشده وارد فضا میشود و در بعضی قسمتها با استفاده از فیلترها و سایهاندازها شدت آن کاهش پیدا میکند. این روش همزمان کیفیت فضایی گالریها را افزایش میدهد و امکان ارتباط بازدیدکننده با زمان، فصل و شرایط بیرون را فراهم میکند.
گلنستون را میتوان نمونهای از طراحی بیوفیلیک دانست، زیرا عناصر طبیعی از جمله پوشش گیاهی، آب، نور، چشمانداز و حرکت در فضای باز در شکلگیری تجربه موزه نقش اساسی دارند. هدف این رویکرد تنها افزودن چند گیاه به فضای معماری نیست، بلکه ایجاد رابطهای پیوسته میان انسان، اثر هنری و محیط طبیعی است.

موزه هنر معاصر آفریقا زایتس؛ زندگی دوباره یک سیلوی غله
موزه زایتس در کیپتاون نمونهای برجسته از تبدیل یک ساختمان صنعتی متروک به یک مرکز فرهنگی معاصر است. این موزه در سیلوی تاریخی غله در محدوده بندری شهر شکل گرفته است که در گذشته برای ذخیره و انتقال غلات استفاده میشد و پس از پایان فعالیت صنعتی، امکان داشت تخریب یا به سازهای بیاستفاده تبدیل شود. تصمیم برای حفظ و تغییر کاربری آن موجب شد بخش قابلتوجهی از سازه موجود، مصالح و انرژی نهفته در ساختمان اولیه حفظ شود.
در پروژه بازطراحی، معماری داخلی سیلوها بهطور گسترده تغییر کرد. مجموعهای از استوانههای بتنی بلند که در گذشته برای نگهداری غلات به کار میرفتند، به فضاهای نمایشگاهی و ارتباطی تبدیل شدند. برای ایجاد گالریهای مناسب، بعضی از جدارههای داخلی برش داده و اصلاح شدند و فضاهای استوانهای به حجمهایی روشنتر و پیچیدهتر تبدیل شدند. فضای مرکزی بزرگ موزه از طریق حذف و گشودن بخشهایی از سیلو ایجاد شده است. نتیجه این فرایند ساختمانی است که در آن آثار معماری صنعتی گذشته همچنان قابل مشاهدهاند، اما عملکرد آن با نیازهای یک موزه معاصر هماهنگ شده است.

اهمیت این پروژه در آن است که مفهوم پایداری را از ساخت یک بنای جدید به استفاده دوباره از یک دارایی موجود منتقل میکند. تخریب کامل یک ساختمان و ساخت بنای جدید به مصرف قابلتوجه مصالح، انرژی، حملونقل و تولید پسماند منجر میشود، در مقابل استفاده دوباره سازگارانه میتواند بخشی از این هزینههای زیستمحیطی را کاهش و عمر مفید ساختمان را افزایش دهد. ساختمان قدیمی حامل بخشی از خاطره تاریخی و هویت صنعتی شهر است و حفظ آن، همزمان ارزش فرهنگی و زیستمحیطی دارد.
در موزه زایتس ویژگیهای صنعتی ساختمان بهعنوان مانع پنهان نشدهاند، بلکه به بخشی از روایت معماری تبدیل شدهاند. بازدیدکنندگان میتوانند شکل سیلوها، ارتفاع زیاد فضاها و منطق سازهای بنا را کنار نمایش آثار هنری مشاهده کنند. این موضوع موجب شده است ساختمان خود به نوعی سند تاریخی درباره بندر کیپتاون و اقتصاد صنعتی گذشته آن تبدیل شود.

آکادمی علوم کالیفرنیا؛ پیوند معماری، آموزش و طبیعت
آکادمی علوم کالیفرنیا در پارک گلدن گیت شهر سانفرانسیسکو قرار دارد. این مجموعه چند کارکرد آموزشی و نمایشگاهی از جمله موزه تاریخ طبیعی، آکواریوم و افلاکنما را در یک ساختمان گرد آورده است. شاخصترین عنصر زیستمحیطی ساختمان آکادمی بام زنده و تپهمانند آن است. این بام با مساحتی حدود ۲.۵ هکتار طراحی شده و سطح آن با گونههای گیاهی بومی منطقه پوشانده شده است. فرم موجدار بام بهگونهای است که از دور، ادامهای از تپهها و پوشش گیاهی پارک گلدن گیت به نظر میرسد. ساختمان برخلاف بسیاری از موزههای بزرگ که بهصورت حجمی مستقل در محیط دیده میشوند، تلاش میکند با منظر طبیعی اطراف خود همنوا شود و مرز میان معماری و پارک را کاهش دهد.
این پوشش گیاهی تنها جنبه زیباییشناختی ندارد، بلکه بخشی از عملکرد زیستمحیطی ساختمان را بر عهده گرفته است. گیاهان بومی با جذب بخشی از آب باران، سرعت رواناب سطحی را کاهش میدهند و از واردشدن ناگهانی حجم زیادی از آب به شبکه فاضلاب شهری جلوگیری میکنند. ریشههای گیاهان و لایههای خاک به حفظ رطوبت و کاهش نوسان دمایی سطح بام کمک میکنند. در فصلهای گرم پوشش گیاهی از گرمشدن مستقیم سقف جلوگیری میکند و در فصلهای سرد نیز همچون یک لایه عایق، انتقال حرارت میان فضای داخلی و محیط بیرون را کاهش میدهد.

ساختار بام با چند برآمدگی بزرگ طراحی شده است که در بخشهایی از آنها پنجرههای سقفی قرار گرفتهاند. این پنجرهها نور طبیعی را به فضاهای داخلی هدایت و امکان تهویه طبیعی را نیز فراهم میکنند. فرم بام به گردش هوا در اطراف ساختمان کمک میکند و بعضی از فضاهای داخلی میتوانند در شرایط مناسب آبوهوایی از هوای بیرون استفاده کنند.
یکی از ویژگیهای مهم این بام آن است که عملکرد زیستمحیطی ساختمان را از دید بازدیدکننده پنهان نمیکند. بازدیدکنندگان میتوانند از مسیرهای مشخصی به بخشهایی از بام نزدیک شوند و پوشش گیاهی، حشرات و تغییرات فصلی آن را مشاهده کنند، در نتیجه بام از یک فناوری ساختمانی صرف به بخشی از محتوای آموزشی موزه تبدیل شده است. ساختمان به مخاطب نشان میدهد که سقف یک بنا میتواند علاوه بر محافظت از فضای داخلی، زیستگاه، فضای آموزشی و بخشی از زیرساخت مدیریت آب شهری نیز باشد.
استفاده از پنلهای خورشیدی، مصالح بازیافتی و عایقهای تولیدشده از مواد بازیافتی، از دیگر اقدامات زیستمحیطی مجموعه است. این عناصر کنار یکدیگر موجب شدهاند ساختمان آکادمی بهعنوان نمونهای شناختهشده از تلفیق معماری، آموزش علمی و طراحی پایدار مطرح شود.



نظر شما