از قاب رهبر شهید تا مشت‌های گره‌کرده کودکان؛ خرم‌آباد در میدان ۱۳ آبان

تصاویر رهبران انقلاب، به‌ویژه رهبر شهید، در دست راهپیمایان و فریادهای پرشور کودکان و نوجوانان، جلوه‌ای برجسته از راهپیمایی ۱۳ آبان امسال در خرم‌آباد بود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از لرستان، صبح خرم‌آباد با صدای «حیدر حیدر» آغاز شد؛ با مشت‌هایی که در هوا گره می‌شدند، پرچم‌هایی که بر فراز جمعیت به اهتزاز درمی‌آمدند و کودکانی که هنوز به ۱۰ سالگی نرسیده بودند، اما با تمام توان فریاد می‌زدند و شعار می‌دادند، ۱۳ آبان امسال در خیابان‌های خرم‌آباد فقط صدای شعارهای آشنا نبود؛ صدای نسلی بود که از کودکی در متن یک مناسبت تاریخی ایستاده بود و می‌خواست حضورش دیده و شنیده شود.

از قاب رهبر شهید تا مشت‌های گره‌کرده کودکان؛ خرم‌آباد در میدان ۱۳ آبان

در میان جمعیت، پرچم سه‌رنگ ایران بیش از هر نماد دیگری خودنمایی می‌کرد؛ از دستان کوچک کودکان هشت و ۹ ساله تا دست‌های پینه‌بسته مردان و دستان لرزان مادران سالخورده، همه‌جا رد پرچم ایران دیده می‌شد، دخترانی با چفیه بر دوش، پسرانی با مشت‌های گره‌کرده و نوجوانانی که تصویر رهبر شهید را در دست داشتند، خیابان را به صحنه‌ای از هم‌نشینی شور جوانی و خاطره تاریخی تبدیل کرده بودند.

کودکان هم سهم خود را از این میدان داشتند؛ بعضی با صدایی بلندتر از جثه کوچکشان شعار می‌دادند و خشم خود را در فریادهایشان نشان می‌دادند، برخی دیگر با ماکت موشک و تصویرسازی‌های طنزآمیز از دونالد ترامپ در راهپیمایی حاضر شده بودند؛ نشانه‌هایی کودکانه اما معنادار از اینکه مفاهیم جنگ، مقاومت و دفاع از کشور چگونه به زبان و نمادهای قابل فهم برای آنان راه پیدا کرده است، ماکت‌های موشک در دست این کودکان، در کنار پرچم‌های کوچک ایران، بخشی از قاب متفاوت راهپیمایی امسال بود.

از قاب رهبر شهید تا مشت‌های گره‌کرده کودکان؛ خرم‌آباد در میدان ۱۳ آبان

اما در میان همه رنگ‌ها و نمادها، یک تصویر بیش از هر چیز تکرار می‌شد: تصویر رهبر شهید. عکس‌هایی که در دست نوجوانان، جوانان و دیگر راهپیمایان دیده می‌شد و گاه در کنار پرچم ایران بالا می‌رفت، یادآور چهره‌ای بود که حاضران با در دست داشتن تصاویرش، می‌خواستند یاد و جایگاه او را در حافظه جمعی خود زنده نگه دارند، در برخی دست‌ها نیز قاب‌هایی از تصاویر رهبران انقلاب اسلامی از سال‌های آغازین انقلاب تا امروز دیده می‌شد؛ روایتی تصویری از گذر سال‌ها و استمرار یک مسیر تاریخی که در این روز، تصویر رهبر شهید در آن بیش از دیگر چهره‌ها به چشم می‌آمد.

در میان این قاب‌ها، رجزخوانی یک دختر لر نیز توجه‌ها را به خود جلب می‌کرد؛ صدایی که در فضای شعارهای حماسی جمعیت طنین انداخته بود و شور بومی راهپیمایی را به نمایش می‌گذاشت، کمی آن‌سوتر، مادری حدوداً ۷۰ ساله بی‌وقفه پرچم ایران را تکان می‌داد؛ دستی که خستگی نمی‌شناخت و پرچمی که لحظه‌ای از حرکت نمی‌ایستاد، تصویری از پیوند نسلی که سال‌های طولانی این سرزمین را زیسته با کودکانی که تازه در ابتدای مسیر زندگی‌اند.

از قاب رهبر شهید تا مشت‌های گره‌کرده کودکان؛ خرم‌آباد در میدان ۱۳ آبان

حضور عشایر با پوشش رزم، تفنگ و قطار فشنگ بر دوش و پرچم در دست، جلوه دیگری از راهپیمایی بود؛ آنان با نمادهای آشنای هویت عشایری در میان جمعیت حاضر شده بودند و تصویری از پیوند فرهنگ بومی با مفهوم دفاع از سرزمین را پیش چشم می‌گذاشتند، خانواده‌های شهدا نیز در میان راهپیمایان دیده می‌شدند؛ خانواده‌هایی که حضورشان، یادآور بهای سنگین حفظ امنیت و استقلال کشور و خاطره عزیزانی بود که نامشان با دفاع از میهن گره خورده است.

با این همه، آنچه بیش از هر چیز در راهپیمایی امسال جلب توجه می‌کرد، حضور پررنگ نوجوانان و جوانان بود؛ نسلی که در سال‌های اخیر درباره نگرش، هویت و نسبتش با مسائل کشور روایت‌های گوناگونی شکل گرفته و گاه در تحلیل‌های رسانه‌ای غربی، تصویری از فاصله‌گرفتن او از هویت ملی و تاریخی ایران ارائه شده است، اما امروز در خیابان‌های خرم‌آباد، دختران و پسرانی از همین نسل در کنار خانواده‌هایشان قدم می‌زدند، شعار می‌دادند، پرچم در دست داشتند و تصاویر رهبر شهید را بالا می‌بردند.

از قاب رهبر شهید تا مشت‌های گره‌کرده کودکان؛ خرم‌آباد در میدان ۱۳ آبان

این حضور البته به‌تنهایی نمی‌تواند نماینده تمام دیدگاه‌ها و دغدغه‌های نسل نوجوان و جوان باشد، اما نمی‌توان آن را نادیده گرفت؛ نوجوانانی که امروز در میدان حاضر شدند، با زبان و نمادهای خود از تعلق به ایران سخن گفتند، از کودکی که ماکت موشک در دست داشت و با هیجان شعار می‌داد تا جوانی که تصویر رهبر شهید را بالای سر برده بود، هرکدام به شکلی در حال بیان نسبت خود با این مناسبت و مفاهیم آن بودند.

راهپیمایی ۱۳ آبان، در حافظه تاریخی ایران با سه واقعه مهم گره خورده است؛ تبعید امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۳، شهادت دانش‌آموزان در سال ۱۳۵۷ و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال ۱۳۵۸، اما خیابان‌های خرم‌آباد امروز تنها محل بازخوانی این رویدادها نبود؛ صحنه‌ای بود که در آن، روایت نسل‌های مختلف از انقلاب، استقلال، مقاومت و هویت ملی در کنار یکدیگر قرار گرفت.

شعارهایی که با «حیدر حیدر» آغاز می‌شد و در وصف رهبر شهید ادامه می‌یافت، در کنار شعارهای ضدآمریکایی، ریتم راهپیمایی را شکل می‌داد، جمعیت کم نبود؛ دختران و پسرانی که در کنار تحصیل، امروز درس دیگری را در میدان مشق می‌کردند؛ درس حضور، مسئولیت و تعلق به سرزمینی که نامش در پرچم‌های برافراشته خیابان دیده می‌شد.

از قاب رهبر شهید تا مشت‌های گره‌کرده کودکان؛ خرم‌آباد در میدان ۱۳ آبان

شاید مهم‌ترین قاب راهپیمایی امسال خرم‌آباد، کنار هم قرار گرفتن همین تصویرهای به‌ظاهر دور از هم بود؛ کودکی هشت‌ساله با ماکت موشک، نوجوانی با عکس رهبر شهید، دختر جوانی با چفیه بر دوش، عشایری با لباس رزم و مادری هفتادساله که هنوز پرچمش را پایین نیاورده بود. تفاوت سن، تجربه و شیوه ابراز احساسات، در آن صبح پاییزی از میان رفته بود و هرکدام به زبان خود در این اجتماع حضور داشتند.

از یاد رهبران انقلاب در قاب عکس‌ها تا فریادهای کودکانی که هنوز سال‌های زیادی تا بزرگسالی فاصله دارند، از رجزخوانی دختر لر تا پرچمی که در دست مادر سالخورده می‌چرخید، خرم‌آباد امروز تصویری از پیوند خاطره و نسل تازه را به نمایش گذاشت؛ تصویری که نشان می‌داد ۱۳ آبان برای حاضران، فقط یادآوری یک روز در تقویم نیست، بلکه فرصتی برای بازگویی روایت خود از ایران، گذشته و آینده آن است.

کد مطلب 1017612

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.