به گزارش خبرگزاری ایمنا، تصور کنید در یکی از شبهای پرالتهاب ماههای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، گروهی از نیروهای انقلابی بدون در اختیار داشتن سلاح گرم، مقابل مأموران مسلح آمریکایی قرار گرفتهاند. یکی از آنها عبایی بر دوش دارد و تکه چوبی نیممتری را زیر آن پنهان کرده است؛ چوبی که قرار است نقش اسلحه را بازی کند. مأمور آمریکایی کلت به کمر دارد، اما سرانجام همین ترفند ساده به خلعسلاح او منجر میشود.
این ماجرا نه در تهران و نه در جریان تسخیر سفارت آمریکا، بلکه ماهها پیش از سیزدهم آبان ۱۳۵۸ و در اصفهان اتفاق افتاده است؛ جایی که نیروهای سپاه موفق شدند فعالیتهای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکاییها را در شاهینشهر اصفهان شناسایی کنند. پروندهای که بخش دیگری از آن با چهار هواپیمای آمریکایی، ۱۴ تریلی حامل تجهیزات، حضور سفیر آمریکا و نامهای از وزیر کشور دولت موقت گره خورده است.
۱۳ آبان در حافظه تاریخی ملت ایران با سه رویداد مهم شناخته میشود؛ تبعید امام خمینی (ره) به ترکیه در سال ۱۳۴۳، کشتار دانشآموزان و دانشجویان در سال ۱۳۵۷ و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال ۱۳۵۸. با این حال، آنچه در اصفهان و پیش از تسخیر سفارت آمریکا رخ داد، از فصلهای کمتر روایتشده مقابله نیروهای انقلابی با شبکه جاسوسی این کشور است.
حجتالاسلام احمد سالک، از مبارزان سیاسی دوران انقلاب و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، که در آن مقطع فرماندهی سپاه اصفهان را بر عهده داشت، جزئیات این ماجرا را روایت کرده است.
شاهینشهر؛ جایی که رد پای سیا و وزارت خارجه آمریکا پیدا شد
ماجرا از شناسایی یک مقر آمریکایی در شاهینشهر آغاز شد؛ مجموعهای که در محل کنونی صنایع هواپیماسازی قرار داشت و آمریکاییها از آن بهعنوان مرکز مونتاژ بالگرد در خاورمیانه استفاده میکردند.
سالک با اشاره به فعالیت این مجموعه اظهار کرد: پیش از تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان، زمانی که فرمانده سپاه اصفهان بودم، فعالیت عناصر سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا را در شاهینشهر بررسی کردیم و در نهایت توانستیم آنها را شناسایی و دستگیر کنیم.

وی درباره ساختار این مقر توضیح داد: در آن مجموعه سه اتاق مهم وجود داشت. یکی از اتاقها به وزارت خارجه آمریکا اختصاص داشت و فرد مستقر در آن، بدون ارتباط با دیگر آمریکاییها، مستقیم با وزارت خارجه این کشور تماس میگرفت. اتاق دیگری نیز متعلق به سازمان سیا بود و ارتباط مستقیم با این سازمان داشت.
به گفته سالک، آمریکاییها در این مرکز علاوهبر فعالیتهای مرتبط با مونتاژ بالگرد، در پی تقویت حکومت پهلوی بودند و ارتباطات سازمانی و اطلاعاتی آنها زیر ذرهبین نیروهای انقلابی قرار داشت.
مأمور مسلح تصور کرد با اسلحه روبهرو شده است
شناسایی مقر آمریکاییها سرانجام به یک عملیات شبانه رسید؛ عملیاتی که نیروهای سپاه در آن حتی سلاح گرم هم در اختیار نداشتند، اما توانستند مأموران مستقر در مجموعه را غافلگیر کنند.
سالک در روایت این بخش از ماجرا تصریح کرد: یک شب عملیات انجام دادیم. با وجود اینکه اسلحه نداشتیم، توانستیم آنها را خلعسلاح کنیم. یکی از دوستان عبایی روی دوشش انداخت و یک تکه چوب نیممتری را زیر عبا به شکلی پنهان کرد که شبیه اسلحه به نظر میرسید. وارد شد و در مقابل فردی قرار گرفت که کلت به کمر داشت؛ اما همان تکه چوب برای خلعسلاح او کافی بود.
این عملیات تنها آغاز ماجرایی بود که ابعاد بزرگتری پیدا کرد. در ادامه، موضوع خروج آمریکاییها و تجهیزاتشان از اصفهان به پروندهای تازه تبدیل شد؛ پروندهای که با یک تماس تلفنی از برج مراقبت فرودگاه آغاز شد.
تماس اضطراری از برج مراقبت؛ چهار هواپیما و ۱۴ تریلی در فرودگاه
سالک درباره اتفاقی که در ادامه رخ داد، گفت: در سپاه و محل کارم بودم که موحدیان از برج مراقبت فرودگاه با من تماس گرفت، او خبر داد چهار فروند هواپیمای c-130 آمریکایی در فرودگاه نشستهاند، اما خلبانان پاسخ نمیدهند و این وضعیت مشکوک است.
ماجرا به هواپیماها ختم نمیشد. حدود ۱۴ تریلی حامل صندوق نیز در فرودگاه حضور داشتند و یکی از تریلیها حتی زنجیر ورودی فرودگاه را پاره کرده بود تا وارد محوطه شود و محموله خود را به هواپیماها برساند.
سالک ادامه داد: یک اتوبوس با حدود ۳۸ نفر سرنشین و سفیر آمریکا نیز در محل حضور داشتند و همه آمریکاییهایی که در اصفهان بودند، برای خروج آماده شده بودند. بلافاصله پس از دریافت تماس به فرودگاه نیروی هوایی رفتیم و خودم به برج مراقبت رفتم. به خلبانان هشدار دادم که حق هیچگونه حرکتی ندارند.
در آن لحظات، چهار هواپیما روی زمین بودند و محمولههای تریلیها نیز در انتظار انتقال قرار داشتند. نیروهای سپاه باید پیش از هر اقدامی برای خروج، کنترل فرودگاه و تجهیزات را در دست میگرفتند.
.jpg)
محموله تریلیها چه بود؟ تلاش برای خارج کردن تجهیزات بالگرد
سالک با اشاره به بررسی محمولهها افزود: دو نیروی مسلح را کنار تریلیها مستقر کردم و از شهید نجارزاده که از خلبانان اصفهان بود، کمک خواستیم. صندوقهای داخل تریلیها پر از قطعات یدکی بالگرد بود و آمریکاییها هر وسیلهای را که در اختیار داشتند، بار کرده بودند تا از کشور خارج کنند.
در همین شرایط، سفیر آمریکا تصمیم گرفت، خودش وارد ماجرا شود و برای متقاعد کردن نیروهای ایرانی به برج مراقبت رفت. اما آنچه در دست داشت، نه مجوز پرواز بود و نه تضمینی برای عبور از محاصره؛ بلکه نامهای بود که به گفته او، از وزیر کشور دولت موقت دریافت کرده بود.
سفیر آمریکا با نامه وزیر کشور آمد، اما هواپیماها اجازه پرواز نگرفتند
سالک درباره رویارویی با سفیر آمریکا اظهار کرد: در اتاق مراقبت نشسته بودم که سفیر آمریکا بالا آمد و کنار در ایستاد. شروع کرد به معرفی خودش، اما به او توجهی نکردیم. وقتی دید واکنشی نشان نمیدهیم، گفت نامهای از صباغیان، وزیر کشور دولت موقت، دارد که بر اساس آن اجازه یافتهاند تمام ابزار و امکانات خود را با چهار فروند هواپیما به کشور ثالث منتقل کنند.
وی افزود: نامه را از او گرفتیم و تمام نیروهای آمریکایی را به ساختمانی در خیابان کمال اسماعیل منتقل کردیم. این افراد حدود دو تا سه ماه در اصفهان بودند و برادر خودم را که بعدها به شهادت رسید، برای مراقبت از آنها گذاشتم.
سالک با تأکید بر اهمیت این عملیات گفت: در حقیقت نخستین گروهی که در کشور لانه جاسوسی آمریکا را کشف کرد، سپاه اصفهان بود.
دستور شهید بهشتی برای انتقال آمریکاییها به تهران
پرونده حضور آمریکاییها در اصفهان با انتقال آنها به ساختمانی در خیابان کمال اسماعیل پایان پیدا نکرد. پس از مدتی، دستور انتقال این افراد به تهران صادر شد.
سالک در این باره گفت: شهید بهشتی با من تماس گرفتند و دستور دادند آمریکاییها را با اسکورت به تهران بفرستیم. پس از آن نیز دانشجویان پیرو خط امام وارد سفارت آمریکا شدند و اسناد موجود در لانه جاسوسی را به دست آوردند.
به این ترتیب، ماجرایی که از شناسایی یک مقر اطلاعاتی در شاهینشهر آغاز شده بود، به انتقال نیروهای آمریکایی به تهران و سپس تسخیر سفارت این کشور پیوند خورد.

آمریکاییها اسناد را خرد کردند؛ دانشجویان از تکههای کاغذ کتاب ساختند
یکی از مهمترین بخشهای تسخیر لانه جاسوسی، کشف اسنادی بود که آمریکاییها برای جلوگیری از دستیابی نیروهای انقلابی به آنها تلاش کرده بودند نابودشان کنند.
سالک با اشاره به این موضوع عنوان کرد: آمریکاییها هنگام تسخیر سفارت، مجموعهای از مدارک و اسناد را در دستگاه خردکن انداخته بودند، اما دانشجویان تکههای کاغذ را جمعآوری کردند و با کنار هم قرار دادن آنها، اسناد را بازسازی کردند. حاصل این کار به دهها کتاب تبدیل شد و اطلاعات مهمی از شبکه جاسوسی آمریکا در داخل ایران به دست آمد.
وی افزود: برای ما اهمیت داشت بدانیم چه کسانی در سفارت آمریکا پرونده و سند دارند و شبکه جاسوسی این کشور در داخل ایران چگونه فعالیت میکرده است.
سالک با یادآوری موضع امام خمینی (ره) درباره تسخیر لانه جاسوسی خاطرنشان کرد: امام راحل (ره) این حرکت را انقلاب دوم نامیدند، البته برخی از دانشجویان آن دوران بعدها از این اقدام انتقاد کردند و آن را بهدلیل قطع ارتباط با آمریکا اشتباه دانستند، اما ما معتقدیم این اقدام نهتنها اشتباه نبود، بلکه انقلاب دوم بود، چراکه آمریکا دشمن سرسخت ملت ایران است و جنایات بسیاری علیه کشورمان مرتکب شده است.
عملیات طبس؛ تلاش نافرجام کارتر برای نجات جاسوسان آمریکایی
تسخیر سفارت آمریکا در تهران، واکنش دولت جیمی کارتر را بهدنبال داشت. آمریکا برای آزادسازی نیروهای خود عملیاتی نظامی طراحی کرد که در نهایت در صحرای طبس با شکست روبهرو شد.
سالک با اشاره به فضای سیاسی آن دوران گفت: تسخیر لانه جاسوسی در شرایطی انجام شد که انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده بود و مردم پشت سر رهبر انقلاب قرار داشتند. بهجز نیروهای وابسته به رژیم گذشته، دیگر نیروهای کشور با این حرکت همراه بودند و اعتقاد داشتند آمریکا باید ضربه سنگینی دریافت کند.
وی افزود: کارتر عملیاتی را برای آزادسازی جاسوسان طراحی کرد که به ماجرای طبس انجامید و شکست آن، رسوایی دیگری برای آمریکاییها رقم زد.
سالک درباره وضعیت افراد بازداشتشده در ایران گفت: در مدتی که این افراد در اختیار نیروهای ایرانی بودند، با آنها رفتار مناسبی صورت گرفت و تعدادی از زنان نیز آزاد شدند.
نقش بنیصدر در ماجرای طبس از نگاه فرمانده وقت سپاه اصفهان
سالک در بخش دیگری از روایت خود به عملکرد بنیصدر در جریان عملیات طبس اشاره کرد و گفت: با آغاز عملیات طبس، بنیصدر بلافاصله هواپیماهایی فرستاد تا بقایای تجهیزات و آنچه از عملیات باقی مانده بود، بمباران شود و مدارک آمریکاییها از بین برود.
به گفته او، خیانت بنیصدر به شهادت شهید منتظری منجر شد.
روایت احمد سالک از حوادث اصفهان، تصویری از روزهایی ارائه میدهد که شبکههای اطلاعاتی آمریکا در ایران فعال بودند و نیروهای انقلابی در تلاش برای شناسایی و مقابله با آنها قرار داشتند.
از مأموری که با یک تکه چوب خلع سلاح شد تا چهار هواپیمایی که در فرودگاه اصفهان زمینگیر ماندند و تریلیهایی که محمولههایشان قرار بود از کشور خارج شود، هر کدام بخشی از پروندهای است که پیش از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ آغاز شد؛ پروندهای که نشان میدهد تقابل با فعالیتهای جاسوسی آمریکا، پیش از تسخیر سفارت این کشور در تهران در اصفهان نیز جریان داشته است.


نظر شما