به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات پرشتاب دنیای ارتباطات، میدان اثرگذاری بر افکار عمومی را گستردهتر از گذشته کرده است. امروز دیگر رقابتها و تقابلها فقط در عرصههای نظامی و اقتصادی جریان ندارند، بلکه ذهن، باور و شیوه برداشت جوامع از رویدادها نیز به یکی از عرصههای مهم این رقابت تبدیل شده است. در چنین فضایی، انتشار هدفمند اطلاعات، بازنمایی گزینشی واقعیتها و گسترش روایتهای نادرست میتواند بر نگرش عمومی اثر بگذارد و حتی مسیر تصمیمگیری و رفتار اجتماعی را تغییر دهد.
در این میان، جنگ شناختی بهعنوان یکی از پیچیدهترین شیوههای اثرگذاری بر جوامع، اهمیت ویژهای پیدا کرده است؛ رویکردی که با بهرهگیری از ظرفیت رسانهها و ابزارهای ارتباطی، در پی تأثیرگذاری بر نحوه درک و تفسیر مخاطبان از واقعیت است. گسترش شبکههای اجتماعی، سرعت گردش اخبار و دشواری تشخیص اطلاعات معتبر از محتوای جعلی نیز موجب شده است رویارویی با این پدیده، به یکی از دغدغههای جدی فعالان رسانهای و فرهنگی تبدیل شود.
مقابله با چنین شرایطی، تنها با واکنش به شایعات یا محدودکردن انتشار اخبار محقق نمیشود، بلکه نیازمند تقویت سواد رسانهای، افزایش قدرت تحلیل مخاطبان، حفظ اعتماد عمومی و تقویت انسجام اجتماعی است. در این مسیر، رسانههای حرفهای، نهادهای مسئول، خانوادهها، مراکز آموزشی و حتی کاربران عادی فضای مجازی، هرکدام سهمی در شکلگیری فضای ارتباطی سالم و مسئولانه دارند.
در همین راستا، در گفتوگو با مجید صلاحی، پژوهشگر رسانه، استاد دانشگاه، عضو اتاق خبر استان اصفهان و رئیس سازمان بسیج رسانه استان اصفهان، ابعاد مختلف جنگ شناختی، شیوههای اثرگذاری آن بر افکار عمومی و راهکارهای مقابله با این پدیده را بررسی کردهایم که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.

ایمنا: با تغییر ماهیت جنگها در دنیای امروز، چگونه ذهن و ادراک جامعه به یکی از اصلیترین میدانهای تقابل تبدیل شده است؟
صلاحی: در گذشته، وقتی از جنگ صحبت میکردیم، بیشتر ذهن ما به سمت تقابل نظامی، تجهیزات، سلاح و میدانهای نبرد فیزیکی میرفت، اما امروز ماهیت جنگها تغییر کرده است. در کنار جنگ نظامی، عرصههای دیگری نیز شکل گرفتهاند که یکی از مهمترین آنها عرصه ذهن، ادراک و باورهای مردم است.
در چنین شرایطی، هدف فقط تخریب زیرساختها یا شکست نظامی یک کشور نیست، بلکه تلاش میشود برداشت مردم از واقعیت تغییر کند، اعتماد عمومی تحت تأثیر قرار بگیرد و در نهایت رفتار جامعه در مسیر موردنظر طراحان عملیات قرار گیرد. به همین دلیل، رسانه و فضای ارتباطی جامعه به یکی از میدانهای اصلی تقابل تبدیل شده است.
امروز ممکن است یک خبر، یک شایعه یا یک روایت نادرست، تأثیری فراتر از یک اتفاق معمولی داشته باشد و بر نگرش و رفتار بخش قابلتوجهی از جامعه اثر بگذارد، بنابراین شناخت ماهیت این نوع تقابل و توجه به نقش رسانهها در آن، ضرورتی جدی است.
ایمنا: جنگ شناختی چه تفاوتی با جنگ روانی و جنگ رسانهای دارد و چه هدفی را دنبال میکند؟
صلاحی: برای شناخت دقیق جنگ شناختی، باید میان جنگ روانی، جنگ رسانهای و جنگ شناختی تفاوت قائل شویم. جنگ روانی بیشتر بر تأثیرگذاری بر روحیه، احساسات و وضعیت روانی افراد تمرکز دارد. جنگ رسانهای نیز بیشتر از ابزارها و ظرفیتهای رسانهای برای انتشار پیام، شکلدهی روایت و اثرگذاری بر افکار عمومی استفاده میکند.
جنگ شناختی سطح عمیقتری دارد و ادراک، باور و در نهایت رفتار انسان را هدف قرار میدهد. در واقع، در جنگ شناختی تلاش میشود مخاطب به شکلی خاص واقعیت را ببیند و تفسیر کند تا در نهایت به نتیجه و رفتاری مشخص برسد، بنابراین مسئله فقط انتشار یک خبر یا ایجاد یک فضای روانی نیست، بلکه هدف، اثرگذاری بر فرآیند فهم و تصمیمگیری افراد است.
در این نوع تقابل، ممکن است یک موضوع عادی با روایتی خاص بازنمایی شود تا مخاطب بر اساس اطلاعات ناقص یا جهتدار، به برداشتی نادرست برسد. به همین دلیل، جنگ شناختی را باید فراتر از انتشار پیام یا تأثیرگذاری مقطعی بر احساسات دانست، چراکه این نوع جنگ به دنبال تغییر چارچوب ذهنی افراد برای درک و تفسیر واقعیت است.
ایمنا: عملیات شناختی از چه مسیری بر جامعه اثر میگذارد و چه مؤلفههایی را در فرایند اثرگذاری هدف قرار میدهد؟
صلاحی: در تحلیل جنگ شناختی، سه مؤلفه اصلی ادراک، باور و رفتار اهمیت دارد. ابتدا تلاش میشود ادراک فرد از یک موضوع یا رویداد تغییر کند؛ یعنی مخاطب واقعیت را به شکل متفاوتی ببیند یا آن را با چارچوبی خاص تفسیر کند. در مرحله بعد، این ادراک میتواند بر باورهای او اثر بگذارد و بهتدریج نوعی نگرش یا قضاوت در ذهنش شکل بگیرد و در نهایت، این باورها ممکن است به رفتار اجتماعی یا فردی منجر شوند.
برای مثال، ممکن است شایعهای درباره کمبود یک کالای اساسی در یک گروه خانوادگی منتشر شود. اگر این پیام بدون بررسی و از سوی افراد مختلف بازنشر شود، میتواند نگرانی ایجاد کند و حتی بر رفتار مردم در خرید و مصرف اثر بگذارد. در این مثال، یک پیام ساده از مسیر تغییر ادراک و ایجاد باور، به تغییر رفتار منتهی میشود، بنابراین باید توجه داشت که جنگ شناختی فقط با یک خبر یا پیام سروکار ندارد، بلکه فرایندی را دنبال میکند که میتواند از ذهن افراد آغاز شود و به رفتار جمعی برسد. شناخت این فرایند به ما کمک میکند اهمیت بررسی اخبار و مسئولیتپذیری در انتشار اطلاعات را بهتر درک کنیم.
ایمنا: برای مقابله با جنگ شناختی، جامعه به چه نوع سپر مقاومتی نیاز دارد و پایههای اصلی این مقاومت چیست؟
صلاحی: برای مقابله با جنگ شناختی، جامعه به نوعی سپر مقاومتی نیاز دارد؛ سپری که فقط به ابزارهای فنی یا اقدامات مقطعی محدود نمیشود، بلکه باید در لایههای مختلف اجتماعی شکل بگیرد. یکی از پایههای اصلی این سپر، سواد رسانهای و قدرت تشخیص مخاطبان است؛ یعنی مردم بتوانند اخبار، اطلاعات و روایتهایی را که دریافت میکنند، ارزیابی کنند و هر پیام منتشرشدهای را بدون بررسی نپذیرند.
پایه دوم، اعتماد عمومی است. اگر اعتماد میان مردم، رسانهها و نهادهای مسئول تضعیف شود، زمینه برای اثرگذاری روایتهای نادرست و عملیات فریب فراهمتر خواهد شد، بنابراین حفظ و تقویت اعتماد عمومی از الزامات مهم مقابله با جنگ شناختی است.
پایه سوم نیز انسجام اجتماعی است و جامعهای که از همبستگی و پیوندهای اجتماعی برخوردار باشد، در برابر تلاشهایی که با هدف ایجاد اختلاف، دوقطبیسازی و بیاعتمادی صورت میگیرد، مقاومتر عمل میکند. در مجموع، سپر مقاومتی زمانی شکل میگیرد که قدرت تشخیص، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی کنار یکدیگر تقویت شوند.

ایمنا: سرعت انتشار اطلاعات، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و اقتصاد توجه چه تأثیری بر گسترش شایعات و روایتهای نادرست دارند؟
صلاحی: یکی از ویژگیهای فضای رسانهای امروز، سرعت بسیار بالای انتشار اطلاعات است. در چنین فضایی، یک خبر یا شایعه میتواند در مدتزمان کوتاهی میان تعداد زیادی از کاربران منتشر شود؛ درحالیکه بررسی صحت آن ممکن است زمان بیشتری نیاز داشته باشد. همین فاصله میان سرعت انتشار و زمان لازم برای راستیآزمایی، میتواند زمینه گسترش اطلاعات نادرست را فراهم کند.
از طرف دیگر، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و سازوکارهای حاکم بر این پلتفرمها نیز در دیدهشدن و بازنشر محتوا نقش دارند. مسئله دیگر، اقتصاد توجه است؛ یعنی در فضای رقابتی رسانهای، محتوایی که بتواند توجه بیشتری جلب کند، فرصت بیشتری برای دیدهشدن پیدا میکند. در چنین شرایطی، گاهی محتوای هیجانی، جنجالی یا نگرانکننده بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و همین مسئله میتواند به گسترش روایتهای نادرست کمک کند، بنابراین مخاطب باید بداند که فقط پربازدیدبودن یک خبر یا بازنشر گسترده آن، به معنای صحت و اعتبارش نیست. سرعت انتشار نباید جایگزین دقت در دریافت و انتقال اطلاعات شود و کاربران باید پیش از پذیرش یا بازنشر یک محتوا، اعتبار آن را بررسی کنند.
ایمنا: سواد رسانهای چه مهارتهایی را در مخاطب تقویت میکند و افراد برای تشخیص اخبار معتبر باید چه پرسشهایی از خود بپرسند؟
صلاحی: سواد رسانهای فقط به معنای آشنایی با ابزارها و توانایی استفاده از شبکههای اجتماعی نیست، بلکه به معنای برخورداری از قدرت تحلیل و ارزیابی پیامهایی است که از رسانههای مختلف دریافت میکنیم. مخاطب باسواد رسانهای کسی است که در مواجهه با یک خبر، پیش از پذیرش یا بازنشر آن، درباره اعتبار منبع، صحت محتوا و انگیزه انتشار پیام تأمل میکند.
برای این منظور، باید پرسید این خبر از کجا منتشر شده است؟ آیا منبع آن معتبر است؟ آیا شواهد و اطلاعات کافی برای تأیید آن وجود دارد؟ آیا محتوای منتشرشده با واقعیت تطابق دارد یا بخشی از ماجرا را برجسته کرده و بخشهای دیگر را نادیده گرفته است؟ همچنین باید به این موضوع توجه کرد که چه هدفی ممکن است پشت انتشار یک پیام وجود داشته باشد.
اگر مخاطب پیش از بازنشر هر مطلبی این پرسشها را از خود مطرح کند، احتمال گرفتارشدن در دام شایعات، اخبار جعلی و عملیات فریب کاهش پیدا میکند. در واقع، سواد رسانهای به ما کمک میکند بهجای واکنش سریع و احساسی، با نگاه نقادانه و مسئولانه با اطلاعات مواجه شویم.
ایمنا: خانواده، مدارس و دانشگاهها چگونه میتوانند در ارتقای سواد رسانهای و افزایش قدرت تشخیص نسل جدید نقشآفرینی کنند؟
صلاحی: مقابله با جنگ شناختی تنها وظیفه رسانهها یا نهادهای رسمی نیست و خانواده و نظام آموزشی نیز در این زمینه نقش مهمی دارند. خانواده نخستین محیطی است که افراد در آن با شیوه دریافت و ارزیابی اطلاعات آشنا میشوند. والدین میتوانند با گفتوگو درباره اخبار و اتفاقات روز، فرزندان خود را به پرسشگری و بررسی منابع تشویق کنند و به آنها بیاموزند که هر مطلبی را فقط بهدلیل انتشار در فضای مجازی نپذیرند.
در کنار خانواده، مدارس و دانشگاهها نیز باید به آموزش مهارتهای تحلیل پیام، تشخیص منابع معتبر و رویارویی انتقادی با اطلاعات توجه داشته باشند. سواد رسانهای نباید تنها در حد یک عنوان آموزشی باقی بماند، بلکه لازم است به مهارتی کاربردی در زندگی روزمره تبدیل شود.
هرچه افراد از سنین پایینتر با این مهارتها آشنا شوند، در بزرگسالی نیز توانایی بیشتری برای تشخیص روایتهای نادرست و برخورد آگاهانه با فضای رسانهای خواهند داشت. به همین دلیل، آموزش سواد رسانهای باید بهعنوان بخشی از فرایند تربیت و آموزش مورد توجه خانوادهها و نهادهای آموزشی قرار گیرد.

ایمنا: رسانههای حرفهای در شرایط انتشار گسترده اخبار و روایتهای مختلف، چه مسئولیتی در حفظ اعتماد عمومی و مقابله با اطلاعات نادرست بر عهده دارند؟
صلاحی: رسانههای حرفهای در چنین شرایطی مسئولیتی جدی بر عهده دارند، زیرا بخش مهمی از اعتماد عمومی از مسیر عملکرد رسانهها شکل میگیرد. رسانه نباید تنها بهدنبال سرعت در انتشار خبر یا جلب توجه مخاطب باشد، بلکه باید صحت، دقت و مسئولیتپذیری را در اولویت قرار دهد. بررسی منابع، تفکیک خبر از تحلیل و پرهیز از انتشار اطلاعات تأییدنشده، از جمله وظایف اساسی رسانههاست.
نکته مهم دیگر، پذیرش مسئولیت در برابر خطاهای رسانهای است. اگر رسانهای خبری را نادرست منتشر کرد یا اطلاعاتی را به اشتباه در اختیار مخاطبان قرار داد، باید برای اصلاح آن اقدام کند و نسبت به خطای خود پاسخگو باشد. پنهانکردن خطا یا بیتوجهی به اصلاح آن میتواند اعتماد مخاطب را بیش از پیش تضعیف کند.
رسانه حرفهای باید بتواند در شرایط حساس نیز ضمن حفظ دقت و اعتبار، اطلاعات درست و قابل اتکا را بهموقع در اختیار مردم قرار دهد. در واقع، عملکرد مسئولانه رسانهها میتواند در تقویت اعتماد عمومی و کاهش زمینه اثرگذاری اخبار و روایتهای نادرست نقش مؤثری داشته باشد.
ایمنا: نهادهای مسئول در مدیریت بحرانهای رسانهای و مقابله با شایعات چه نقشی دارند و تجربه اتاق خبر استان اصفهان در این زمینه چه نکاتی را نشان میدهد؟
صلاحی: نهادهای مسئول در کنار رسانهها وظیفه دارند اطلاعات دقیق، روشن و بهموقع را در اختیار جامعه قرار دهند. هنگامی که در یک موضوع مهم اطلاعرسانی کافی صورت نگیرد یا پاسخگویی با تأخیر انجام شود، فضای خالی اطلاعاتی ایجاد میشود و این فضا میتواند زمینه انتشار شایعات و شکلگیری روایتهای نادرست را فراهم کند، بنابراین شفافیت در اطلاعرسانی، پاسخگویی و ارائه اطلاعات معتبر از اهمیت زیادی برخوردار است.
تجربه فعالیت اتاق خبر استان اصفهان در جریان جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه نیز نشان داد که هماهنگی، سرعت عمل و دسترسی به اطلاعات دقیق در شرایط حساس اهمیت ویژهای دارد. در چنین موقعیتهایی، رسانهها و نهادهای مرتبط باید بتوانند با هماهنگی و مسئولیتپذیری، اطلاعات مورد نیاز مردم را ارائه کنند.
در این شرایط، نباید اجازه داد اخبار تأییدنشده و روایتهای غیرمعتبر جایگزین اطلاعرسانی صحیح شوند. هرچه فرایند اطلاعرسانی دقیقتر، شفافتر و هماهنگتر باشد، امکان شکلگیری شایعات و گسترش روایتهای نادرست نیز کاهش پیدا میکند.
ایمنا: با گسترش فعالیت بلاگرها و کاربران اثرگذار در شبکههای اجتماعی، مسئولیت اجتماعی این گروهها چیست و چگونه میتوان مشارکت همه بخشهای جامعه را در مقابله با جنگ شناختی تقویت کرد؟
صلاحی: امروز تولید و انتشار محتوا تنها در اختیار رسانههای رسمی نیست و بلاگرها، فعالان فضای مجازی و کاربران شبکههای اجتماعی نیز در شکلدهی به افکار عمومی نقش دارند. به همین دلیل، این افراد نیز باید نسبت به پیامدهای محتوایی که تولید یا بازنشر میکنند، احساس مسئولیت داشته باشند. داشتن مخاطب زیاد یا برخورداری از جایگاه اثرگذار در فضای مجازی، مسئولیت اجتماعی بیشتری ایجاد میکند، زیرا یک پیام میتواند بر نگرش و رفتار تعداد زیادی از افراد اثر بگذارد.
پیشنهاد من این است که هر فرد پیش از انتشار یا بازنشر یک محتوا، سه پرسش اساسی را از خود مطرح کند: «آیا این مطلب درست است؟ آیا انتشار آن لازم است؟ آیا ممکن است به کسی یا به جامعه آسیب بزند؟» پاسخدادن به همین سه پرسش میتواند از بسیاری از بازنشرهای نادرست و رفتارهای هیجانی جلوگیری کند.
مقابله با جنگ شناختی مسئولیت یک نهاد یا گروه خاص نیست. خانواده، آموزشوپرورش، دانشگاهها، رسانههای رسمی، نهادهای مسئول، بلاگرها و کاربران فضای مجازی، همگی در این زمینه نقش دارند و هرچه این بخشها با آگاهی، هماهنگی و مسئولیتپذیری بیشتری عمل کنند، جامعه در برابر عملیات فریب و تلاش برای تضعیف اعتماد و انسجام عمومی مقاومتر خواهد بود.


نظر شما