به گزارش خبرگزاری ایمنا، بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرماندهان نیروهای مسلح درباره تعمیق دفاع بومی در دو حوزه دکترین و تاکتیک، بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه با تهدیدهای نظامی و تقویت ظرفیتهای دفاعی کشور تأکید دارد؛ موضوعی که در شرایط تداوم تنشهای نظامی، اهمیت توان تولید، پشتیبانی و استمرار عملیات را بیش از پیش برجسته میکند. نتیجه جنگ تنها با شمار حملات و تجهیزات بهکارگرفتهشده سنجیده نمیشود، بلکه توان حفظ آمادگی عملیاتی، تأمین مهمات، انتقال نیرو و تجهیزات و تحمل هزینههای اقتصادی و لجستیکی نیز در معادلات آن نقش دارد.
یکی از تفاوتهای مهم ایران و آمریکا به جغرافیای جنگ و الگوی پشتیبانی نظامی دو طرف بازمیگردد. آمریکا و بخش قابل توجهی از ارتشهای غربی برای جنگهای کوتاهمدت و پرشدت طراحی شدهاند؛ الگویی که بر برتری هوایی، استفاده گسترده از تجهیزات پیشرفته و وارد کردن ضربات سنگین در بازه زمانی محدود تکیه دارد، اما اگر درگیری از چارچوب زمانی مورد انتظار خارج شود، تأمین مستمر تجهیزات و حفظ توان عملیاتی به مسئلهای پرهزینه تبدیل خواهد شد.
جنگ طولانی؛ فشار بر زنجیره پشتیبانی آمریکا
ادامه عملیات نظامی در فاصله ۱۰ تا ۱۲ هزار کیلومتری از خاک آمریکا، به شبکهای گسترده و پیوسته از پشتیبانی نیاز دارد. جنگندهها برای ادامه پروازهای عملیاتی به سوخت و تجهیزات فنی نیاز دارند؛ هواپیماهای آواکس باید امکان رصد و پشتیبانی اطلاعاتی را حفظ کنند و هواپیماهای سوخترسان نیز باید در چرخهای مداوم، امکان حضور و فعالیت جنگندهها را فراهم کنند. در کنار این تجهیزات، تأمین مهمات، قطعات، نیروی انسانی و امکانات پشتیبانی نیز باید بدون وقفه ادامه پیدا کند.
این زنجیره تنها با اعزام تجهیزات به منطقه شکل نمیگیرد؛ حفظ آمادگی عملیاتی آن به انتقال مستمر سوخت، مهمات و قطعات و جایگزینی تجهیزات مصرفشده یا آسیبدیده وابسته است. هرچه مدت درگیری بیشتر شود، نیاز به تکرار این چرخه افزایش مییابد و هزینه نگهداری نیروها و تجهیزات در فاصلهای دور از خاک آمریکا سنگینتر میشود.
در چنین شرایطی، فاصله جغرافیایی از یک ویژگی مکانی فراتر میرود و به عاملی اثرگذار در محاسبات نظامی تبدیل میشود. آمریکا برای حفظ حضور نظامی خود در منطقه باید شبکهای از مسیرهای انتقال، امکانات پشتیبانی و ظرفیتهای لجستیکی را فعال نگه دارد؛ در حالی که اختلال در هر بخش از این چرخه میتواند بر استمرار عملیات اثر بگذارد.
تفاوت جغرافیای جنگ ایران و آمریکا
یکی از نکات مورد تأکید در تحلیل این موضوع، تفاوت موقعیت جغرافیایی دو طرف است. ایران در خاک خود با تهدید مواجه است و بخش مهمی از ظرفیت دفاعی و پشتیبانی آن در داخل کشور قرار دارد؛ اما آمریکا برای اجرای عملیات در منطقه، ناگزیر به انتقال و نگهداری نیرو و تجهیزات در فاصلهای طولانی از سرزمین اصلی خود است.
این تفاوت به معنای بیهزینه بودن جنگ برای ایران نیست، بلکه نشان میدهد نوع و مسیر تحمیل هزینه بر دو طرف یکسان نیست. در یک سوی این معادله، آمریکا باید هزینه حضور مستمر نیروهای خود، انتقال تجهیزات، تأمین سوخت و مهمات و حفظ چرخه پشتیبانی در منطقه را بپردازد و در سوی دیگر، ایران با اتکا به ظرفیتهای داخلی و جغرافیای عملیاتی خود، امکان سازماندهی بخشی از نیازهای دفاعی را در داخل کشور دارد.
از این منظر، طولانی شدن جنگ میتواند محاسبات طرفی را که برای دستیابی سریع به اهداف وارد درگیری شده است، با چالش روبهرو کند. برتری در آغاز عملیات، بهتنهایی تضمینکننده توان ادامه آن نیست و حفظ برتری نظامی در یک نبرد فرسایشی، به منابع و پشتیبانی مستمر نیاز دارد.
تعمیق دفاع بومی؛ فراتر از تولید سلاح و تجهیزات
تأکید رهبر انقلاب بر تعمیق دفاع بومی در دو حوزه دکترین و تاکتیک، نشان میدهد موضوع دفاع تنها به ساخت تجهیزات و افزایش موجودی تسلیحاتی محدود نیست. دکترین به چارچوب و منطق کلی مواجهه نظامی مربوط میشود و تاکتیک، شیوه اجرای عملیات و بهکارگیری ظرفیتها در میدان را در بر میگیرد. بنابراین، تعمیق دفاع بومی به معنای تقویت همزمان توان تولید، شیوه طراحی عملیات، انتخاب راهبرد و چگونگی استفاده از ظرفیتهای داخلی است.
خودکفایی تسلیحاتی زمانی میتواند به افزایش توان دفاعی منجر شود که با بازنگری در شیوه جنگیدن همراه باشد. تولید تجهیزات، تأمین قطعات و حفظ امکان جایگزینی مهمات، یک بخش از این معادله است؛ بخش دیگر، شناخت تجربههای عملیاتی، ارزیابی عملکرد تجهیزات و اصلاح روشهایی است که در میدان نبرد به کار گرفته میشوند.
با توجه به تجربه رویارویی مستقیم نیروهای مسلح ایران با توان نظامی آمریکا، این تجربه فرصتی کمنظیر برای ارزیابی روشهای عملیاتی دو طرف است. تجربه جنگ نباید تنها به ثبت خسارتها و شمار حملات محدود بماند، بلکه باید به بازنگری در راهبردها، شناسایی نقاط ضعف و قوت و اصلاح دکترین و تاکتیکهای دفاعی منجر شود.
تولید و پشتیبانی مستمر؛ شرط استمرار توان دفاعی
در جنگی که احتمال طولانی شدن آن وجود دارد، موجودی اولیه تجهیزات بهتنهایی تعیینکننده نیست. هرچه عملیات ادامه پیدا کند، نیاز به تأمین مهمات، قطعات و تجهیزات جایگزین افزایش مییابد. به همین دلیل، ظرفیت تولید داخلی و توان حفظ چرخه تأمین، در کنار کیفیت تجهیزات و شیوه استفاده از آنها اهمیت پیدا میکند.
موضوع افزایش چندبرابری تولید تجهیزات و استفاده از ظرفیتهای داخلی نیز اهمیت دارد. این مسئله در پیوند با تعمیق دفاع بومی معنا پیدا میکند؛ زیرا کشوری که بتواند بخشی از نیازهای دفاعی خود را در داخل تأمین کند، برای استمرار فعالیت نظامی به همان اندازه به مسیرهای تأمین خارجی وابسته نخواهد بود.
البته تولید تجهیزات بهتنهایی پاسخگوی همه نیازهای یک جنگ طولانی نیست. هماهنگی میان تولید، تعمیر و نگهداری، تأمین قطعات، پشتیبانی اطلاعاتی و شیوه بهکارگیری تجهیزات، مجموعهای بههمپیوسته را تشکیل میدهد که استمرار توان دفاعی به عملکرد آن وابسته است. به همین دلیل، تأکید بر دکترین و تاکتیک در کنار توان بومی، اهمیت ویژهای دارد.
چرا برتری در آغاز جنگ، پایان آن را تعیین نمیکند؟
یکی از محورهای مهم، تفاوت میان توان آغاز جنگ و توان ادامه دادن آن است. ممکن است یک طرف با اتکا به برتری هوایی و حجم بالای تجهیزات، تصور کند میتواند در زمانی کوتاه به اهداف خود برسد؛ اما اگر درگیری مطابق محاسبات اولیه پیش نرود، هزینه حفظ عملیات و پشتیبانی از نیروها افزایش پیدا میکند.
با توجه به تجربه جنگ ۴۰روزه و ظرفیت دفاعی ایران، نمیتوان زمان پایان درگیری را تنها بر اساس خواست آمریکا تعیین کرد. در این نگاه، طولانی شدن نبرد میتواند فاصله میان اهداف اولیه و هزینه واقعی دستیابی به آنها را افزایش دهد؛ بهویژه زمانی که طرف مقابل از ظرفیت دفاعی، توان تولید و امکان استمرار عملیات برخوردار باشد.
از همین رو، پیام رهبر معظم انقلاب درباره تعمیق دفاع بومی را باید در چارچوب تقویت توان ادامه دفاع و بازنگری در شیوه مواجهه نظامی بررسی کرد. این رویکرد، دکترین، تاکتیک، ظرفیت تولید و پشتیبانی را به اجزای یک راهبرد واحد پیوند میدهد؛ راهبردی که هدف آن تنها افزایش تجهیزات نیست، بلکه حفظ توان دفاعی در شرایطی است که طولانی شدن درگیری میتواند هزینههای طرف مقابل را افزایش دهد.


نظر شما