به گزارش خبرگزاری ایمنا، حمله به تأسیسات هستهای، ترور دانشمندان و ورود مستقیم آمریکا به جنگ، محاسبات دیرینه بازدارندگی ایران را بر هم زده است. آنچه سالها یک خط قرمز اعلامشده بود، امروز به موضوعی جدی در نماز جمعه، مجلس و رسانه ملی تبدیل شده و این پرسش را پیش میکشد: آیا ایران در آستانه بازنگری در دکترین هستهای است؟
سالها بود که سیاست هستهای جمهوری اسلامی ایران بر یک معادله روشن استوار بود: پیشرفت در چرخه سوخت تا آستانه توان فنی ساخت سلاح، اما توقف در همان یک قدم مانده به مرز؛ سیاستی که هم پشتوانه فتوای رهبر شهید انقلاب را داشت، هم چارچوب حقوقی خود را در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای پیدا میکرد و هم قرار بود همان چیزی باشد که دشمن را از حمله منصرف کند. منطق این سیاست ساده بود: بازدارندگی نیازمند برخورداری از سلاح نیست، رسیدن به آستانه آن کافی است، اما تجربه ماههای اخیر نشان داد این منطق وقتی پاسخ میدهد که طرف مقابل نیز به قواعد پایبند باشد؛ چیزی که از آمریکا و رژیم صهیونیستی برنیامد.
چرا صحبت از سلاح اتمی اینروزها داغ است؟
پرسشی که امروز کمتر کسی است که با آن روبهرو نشده باشد، این است که چرا موضوعی که سالها از تریبونهای رسمی فاصله داشت، یکباره به فضای عمومی سرریز کرده است. پاسخ در اتفاقاتی است که افتاده: بمباران تأسیسات هستهای در فردو و نطنز، ترور دانشمندان و فرماندهان، ورود مستقیم آمریکا به جنگ و - مهمتر از همه- پاسخ مثبت ایران در تمام دوربینها و بازرسیهای آژانس در تمام سالها، که نتیجهاش نه مصونیت، که هدف قرار گرفتن زیرساختهای هستهای کشور بود.
وقتی ملتی ببیند که پایبندی به قواعد، نتیجهای جز حمله نداشته است، طبیعی است که از سیاستگذاران بپرسد: ادامه همین مسیر برای چه؟ این پرسش دیگر در انحصار هیچ گروهی نیست؛ از تریبون نماز جمعه تهران تا طرحهای مجلس که شمار امضاکنندگانش به بیش از ۸۰ نماینده رسیده و تا برنامههای رسانه ملی، همه جا مطرح است و نظرسنجیهای انجامشده نیز از حمایت بیش از هفتاد درصدی جامعه از بازنگری در دکترین حکایت دارد. تابویی که دههها پابرجا بود، در عمل شکسته است.
بازدارندگی بدون هزینه؛ الگویی که دیگر کامل نیست
مستند تاریخی این رویکرد را میتوان در تجربه سایر کشورها جستوجو کرد: کره شمالی با رسیدن به سلاح هستهای حمله مستقیم آمریکا را از خود دور کرد، تنش هند و پاکستان در سایه بازدارندگی اتمی هرگز به جنگ تمامعیار نرسید و درباره لیبی، مسیر برعکس -واگذاری برنامه هستهای- به سقوط حکومت انجامید. طرف مقابل ایران نیز بهخوبی میداند که توانمندی علمی و صنعتی کشور در حوزه هستهای گزینهای روی میز است؛ دانش هستهای ایران -همانگونه که بارها تأکید شده- از بینبردنی نیست و تاسیسات زیرزمینی تازهای نیز جانشین ساختهای بمبارانشده شدهاند.
سیاست «یک قدم مانده به بمب» در دهههای گذشته به همین معنا عمل کرده بود: هزینه حمله به ایران را تا مرز غیرقابل قبول بالا بردن، بدون آنکه خود به آستانه عبور از خط برسد، اما حمله اخیر این پیام را در محاسبات داخلی ایران تغییر داد که نگهداشتن دشمن در پشت همین آستانه، بدون عبور از آن، ممکن است دیگر کافی نباشد.
سایه تهدید اتمی؛ ریسکی که بازنگری را اجتنابناپذیر میکند
در سوی دیگر این معادله، خطر جدی حمله هستهای به ایران قرار دارد. آمریکا و رژیم صهیونیستی بارها از گزینه «همه گزینهها روی میز» سخن گفتهاند و با هدفگیری مستقیم تأسیسات هستهای ایران نشان دادهاند که از عبور از خطوط قرمز ترسی ندارند. وقتی کشوری با تهدیدی وجودی روبهرو شود و سازوکارهای بینالمللی -از معاهده منع گسترش تا نظارت آژانس- نتوانند امنیتش را تضمین کنند، ملاک فقهی و راهبردی مشترکی به میان میآید: هر ابزاری که دشمن را از تجاوز بازدارد، واجب است فراهم شود. این همان نقطهای است که بحث دکترین از یک مناقشه کارشناسی به یک الزام امنیت ملی ارتقا پیدا میکند؛ چراکه اگر بازدارندگی کنونی نتواند جلوی حمله بعدی را بگیرد، پاسخ به آن نیز باید در سطح و دامنه تهدید بازتعریف شود.
چه شرایطی ایران را به تغییر دکترین سوق میدهد؟
سه عامل اگر با هم جمع شوند، معادله را در عمل تغییر خواهند داد: نخست، تکرار حملات نظامی یا تروریستی به خاک ایران و تأسیسات راهبردی؛ دوم، تداوم فشار حداکثری و بدعهدی در مسیر مذاکره، بهگونهای که دیپلماسی در عمل بیاعتبار شود و سوم، پایداری مطالبه عمومی که روزبهروز سازمانیافتهتر میشود و تصمیمگیران را با فشار افکار ملی روبهرو میکند. تصمیم نهایی در این حوزه مطابق توصیف مقامها، در چارچوب اختیارات ملی و بر دوش عالیترین سطوح تصمیمگیری کشور است و تا امروز تصمیم رسمی و اعلامشدهای در این باره گرفته نشده است، اما جهتگیریها -از قانون تعلیق همکاری با آژانس تا بحث خروج از انپیتی که به گفته دبیر شورای عالی امنیت ملی «روی میز» است- نشان میدهد ایران در وضعیتی قرار دارد که هر گام دشمن به سمت تشدید، پاسخ سنجیدهای به سمت عبور از خطوط قبلی خواهد داشت.
بازنگری در دکترین بازدارندگی برای حفظ امنیت و استقلال کشور یک الزام است
اشکان ممبینی، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: با توجه به شرایط کنونی منطقه و تهدیدات روزافزون و مستمری که از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح بوده، هست و خواهد بود، بازنگری در معادلات بازدارندگی به نوعی یک الزام است. حفظ استقلال و امنیت ملی کشور ایجاب میکند که در معادلات بازدارندگی بازنگری صورت بگیرد.
وی افزود: اگر بازنگری در دکترین بازدارندگی هستهای را که امروز به مطالبه عمومی مردم تبدیل شده است، در نظر بگیریم، این تغییر میتواند موجب شود که هیچ کشور یا قدرتی، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، دیگر جرئت و حتی تصور تهدید یا تجاوز علیه جمهوری اسلامی ایران را نداشته باشد.
بازدارندگی هستهای با امنیت ملی و آینده کشور گره خورده است
کارشناس مسائل سیاسی گفت: امروز مسئله بازدارندگی تنها یک موضوع نظامی یا تصمیمی در سطح نهادهای دفاعی نیست، بلکه با امنیت ملی، استقلال و آینده کشور گره خورده است.
ممبینی تصریح کرد: از سوی دیگر، این موضوع به کشورهای دیگر نیز ارتباطی ندارد و اگر سران کشور و سطوح تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه برسند که باید تغییری در دکترین بازدارندگی ایجاد شود، این تصمیم در چارچوب اختیارات و ملاحظات ملی کشور گرفته خواهد شد.
وی ادامه داد: به نظر من، در نظام بینالملل کنونی که مملو از تهدیدات مختلف است، برای افزایش امنیت و حفظ استقلال و امنیت ملی کشور، تغییر در معادلات بازدارندگی میتواند در دستور کار جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد.

به گزارش ایمنا، آنچه امروز دربارهی بازنگری در دکترین هستهای ایران گفته و شنیده میشود، یک شعار رسانهای نیست؛ حاصل آزمونی است که ملت ایران در برابر بدعهدی، حمله و ترور پس داده است.
سیاست «یک قدم مانده به بمب» سالها بازدارندگی را بدون هزینه عبور از خط ایجاد کرد، اما جنگ اخیر و خباثت دشمن آمریکایی-صهیونیستی نشان داد وقتی دشمن قواعد را به کلی کنار گذاشته، ماندن بر همان معادله میتواند به معنای پذیرش آسیبپذیری باشد. تصمیم نهایی با ایران است و بسته به رفتار طرف مقابل؛ اما پیام هر دو مسیر روشن است: ایران به دنبال جنگ نیست، اما امنیت خود را نیز دیگر به سازوکارهایی گره نخواهد زد که یکبار در برابر حمله به تأسیسات هستهایاش سکوت کردند.
اگر بازدارندگی معنا دارد، باید به اندازه تهدیدهای امروز قوی باشد، نه تهدیدهای دیروز.



نظر شما