عهد جان‌فدایی خرم‌آبادی‌ها در خیابان انقلاب/ همه با پرچم و برنو به دست آمدند

صبح هنوز به میانه نرسیده بود که خیابان انقلاب خرم‌آباد، رنگ دیگری به خود گرفت؛ پرچم‌های سه‌رنگ ایران در میان جمعیت به حرکت درآمده بودند، تصاویر شهدا در دست کودکان و نوجوانان دیده می‌شد و صدای شعارها، در کنار هیاهوی موتورسیکلت‌ها و خودروها، فضای خیابان را پر می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از لرستان، خیابان انقلاب، در این صبح پاییزی، میزبان چهره‌هایی از نسل‌ها و سنین مختلف بود؛ از کودکانی هفت‌هشت‌ساله که با لباس و کوله‌پشتی مدرسه در جمعیت حضور داشتند تا مردان و زنانی که سال‌های بسیاری از عمر خود را پشت سر گذاشته بودند، برخی از دانش‌آموزان لباس محلی پوشیده بودند و عکس شهدا را در دست داشتند؛ خانواده‌ها در کنار هم آمده بودند و حتی کالسکه کودکان نیز در میان جمعیت دیده می‌شد.

این تفاوت سن‌وسال و ظاهر، در قاب یک اجتماع، تصویری از انتقال یک باور از نسلی به نسل دیگر می‌ساخت؛ کودکانی که هنوز در آغاز مسیر زندگی‌اند، در کنار سالمندانی که تجربه سال‌ها فراز و فرود را با خود دارند، زیر پرچم ایران ایستاده بودند.

در این میان، جان‌فدایی بیش از آنکه مفهومی انتزاعی یا عبارتی نوشته‌شده روی بنرها باشد، در نشانه‌های کوچک و بزرگ اجتماع خود را نشان می‌داد؛ در دستی که پرچم را بالا نگه داشته بود، در صدایی که با دیگران هم‌نوا می‌شد و در قدم‌هایی که با وجود خستگی، راه خود را به میان جمعیت باز می‌کرد. شعار «علمدار ولایت، لرستان به فدایت» بارها در فضای خیابان طنین می‌انداخت؛ شعاری که برای حاضران، بیانگر وفاداری و آمادگی برای فداکاری در مسیر باورهایشان بود. در کنار آن، شعار «یا لثارات الحسین» نیز شنیده می‌شد و پرچم‌های سرخ و سبز، در میان پرچم‌های ایران، بر حال‌وهوای آیینی و اعتقادی مراسم می‌افزودند.

از عهد جان‌فدایی تا تمبر ماندگار؛ خیابان انقلاب خرم‌آباد روایتگر ایستادگی نسل‌ها شد

برنو به یک دست و پرچم به دستی دیگر

در این اجتماع، گاهی یک تصویر، بیش از چندین جمله حرف برای گفتن داشت، مردی روی ویلچر نشسته بود؛ برنو در دست داشت و پرچم ایران را بر آن برافراشته بود. تصویر او، در میان رفت‌وآمد جمعیت و موج پرچم‌ها، نگاه‌ها را به خود جلب می‌کرد؛ حضوری که نشان می‌داد محدودیت جسمی مانع مشارکت او در این اجتماع نشده است، کمی آن‌سوتر، مردی میانسال که خستگی در چهره‌اش پیدا بود، برای لحظاتی به دیوار تکیه می‌داد؛ اما پرچمش همچنان در دستش بود. گویی برای او نیز حضور در این میدان، تنها به ایستادن بی‌وقفه وابسته نبود؛ مهم آن بود که در جمع باشد و نشانه همراهی‌اش را کنار نگذارد.

پیرمردی با چفیه و عصا نیز در میان حاضران دیده می‌شد قدم‌های آهسته‌اش با شتاب جوانانی که در اطرافش حرکت می‌کردند، تفاوت داشت، اما مقصدشان یکی بود: حضور در رزمایشی که عنوان «جان‌فدا» را بر خود داشت.

جوانان با لباس‌های بسیجی، دانش‌آموزان با پوشش مدرسه و خانواده‌هایی که کودکانشان را همراه آورده بودند، در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند، در چنین قاب‌هایی، جان‌فدایی نه فقط به معنای آمادگی برای فداکاری، بلکه نشانه‌ای از تعلق، تعهد و خواست مشترک برای ایستادن پای یک باور جلوه می‌کرد؛ با این تفاوت که هر فرد، آن را به زبان و شیوه خود نشان می‌داد.

صدای موتورسیکلت‌ها و خودروها در خیابان با شعارهای جمعیت درهم می‌آمیخت، پرچم‌ها در حرکت بودند و صدای حاضران، گاه از یک سوی خیابان بلند می‌شد و در میان جمعیت می‌پیچید. جوانی در گفت‌وگو از مردم لرستان یاد می‌کرد و آنان را با تعبیری که به رهبر شهیدشان نسبت می‌داد، «جواهرند» می‌خواند؛ واژه‌ای که در بیان او، به منزلت و ویژگی‌هایی اشاره داشت که مردم این دیار برای خود قائل‌اند.

جوان دیگری با لباس اصیل عشایری، در حالی که از حضورش سخن می‌گفت، جمله‌ای کوتاه بر زبان آورد: «این مردم هیچ وقت کنار نمی‌روند و ایستاده‌ایم تا آخر.» کلماتش کوتاه بود، اما با مضمون اصلی رزمایش پیوند می‌خورد؛ اعلام پایبندی به یک عهد و تأکید بر ادامه مسیر، حتی در روزهای دشوار.

از عهد جان‌فدایی تا تمبر ماندگار؛ خیابان انقلاب خرم‌آباد روایتگر ایستادگی نسل‌ها شد

در میان حاضران، زنی هم از حمایت خود از مردم و ولایت سخن می‌گفت و باور داشت که روزهای سخت، زمان آشکارشدن میزان پایداری و وفاداری افراد است. حرف‌های او در کنار شعارهای جمعیت، بخشی از انگیزه کسانی را بازتاب می‌داد که صبح خود را به حضور در این اجتماع اختصاص داده بودند. در این نگاه، جان‌فدایی صرفاً یک واژه پرطنین نبود؛ مفهومی بود که با احساس مسئولیت، باورهای شخصی و خانوادگی و آمادگی برای ایستادگی در پیوند قرار می‌گرفت.

این حضور در خرم‌آباد، تنها به چهره‌ها، شعارها و پرچم‌ها محدود نمی‌شد. در همان روز، ششم آبان‌ماه، نخستین تمبر اختصاصی رزمایش و پویش «جان‌فدا» در میان استان‌های کشور، با حضور سردار علی فدوی، رئیس گروه مشاوران فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در خرم‌آباد رونمایی شد؛ اتفاقی که به این برنامه، وجهی ماندگار و فراتر از یک اجتماع خیابانی بخشید.

تمبرها معمولاً در ابعادی کوچک، نشانی از یک رویداد، شخصیت یا مناسبت را ثبت می‌کنند؛ اما ارزش یادبود آن‌ها در همین است که لحظه‌ای گذرا را از محدوده زمان بیرون می‌برند و به بخشی از حافظه مکتوب و تصویری یک جامعه تبدیل می‌کنند. در حالی که پرچم‌ها در خیابان انقلاب خرم‌آباد به حرکت درمی‌آمدند و شعار «علمدار ولایت، لرستان به فدایت» در فضای مراسم شنیده می‌شد، رونمایی از تمبر اختصاصی «جان‌فدا» نیز تلاشی برای ثبت نمادین این پویش در قالبی ماندگار بود؛ پیوندی میان حضور امروز و یادآوری فردا.

تمبر اختصاصی «جان‌فدا» پیش‌تر در نخستین دوره این پویش در تهران رونمایی شده بود، اما تا زمان برگزاری این مراسم، هیچ‌یک از استان‌های کشور تمبر یادبود اختصاصی خود را نداشتند از همین رو، رونمایی از تمبر اختصاصی در خرم‌آباد، برای لرستان نقطه‌ای متمایز در روند برگزاری این پویش به شمار می‌رفت؛ رویدادی که نام استان را با یک یادگار رسمی از رزمایش پیوند می‌داد و امکان ثبت این مقطع از فعالیت‌های «جان‌فدا» را در قالب تمبر فراهم می‌کرد.

از عهد جان‌فدایی تا تمبر ماندگار؛ خیابان انقلاب خرم‌آباد روایتگر ایستادگی نسل‌ها شد

در کنار این نماد یادبود، خود اجتماع نیز به صحنه‌ای از ثبت خاطره‌ها تبدیل شده بود؛ تصویری از مردی بر ویلچر با پرچمی برافراشته، پیرمردی تکیه‌داده بر عصا، کودکی با عکس شهید در دست، جوانی با پوشش عشایری و خانواده‌ای که با کالسکه فرزندشان در جمعیت حضور داشتند. هر کدام از این تصویرها، بخشی از روایت این صبح را شکل می‌دادند؛ روایتی که در آن، نسل‌ها با تفاوت‌های خود کنار هم قرار گرفته بودند و با حضورشان، برداشت خود از مفهوم جان‌فدایی را به نمایش می‌گذاشتند.

خیابان در روشنایی روز میزبان جان‌فدایان شب‌های ایران

بیش از ۲۵۰ شب حضور در تجمعات پیشین و برگزاری دومین دوره رزمایش «جان‌فدا»، به این اجتماع زمینه‌ای متفاوت داده بود. این بار، خیابان در روشنایی روز میزبان جمعیتی بود که از کودکان و دانش‌آموزان تا سالمندان را در بر می‌گرفت‌، استمرار حضور، در کنار ثبت یادبود اختصاصی لرستان، دو وجه از این رویداد را کنار هم قرار می‌داد: از یک سو، مردمی که با شعار و پرچم، وفاداری خود را ابراز می‌کردند و از سوی دیگر، تمبری که قرار بود نشانی از این مقطع در تاریخ پویش باقی بماند.

آنچه از خیابان انقلاب خرم‌آباد در ذهن می‌ماند، تنها شمار پرچم‌ها یا پژواک شعارها نیست؛ مجموعه‌ای از تصویرهاست که هر کدام معنایی جداگانه دارند و در کنار یکدیگر، مفهوم جان‌فدایی را در نگاه شرکت‌کنندگان روایت می‌کنند، از مردی که با وجود نشستن بر ویلچر، پرچم ایران را برافراشته بود تا کودکانی که عکس شهدا را در دست داشتند؛ از جوان عشایری که می‌گفت «ایستاده‌ایم تا آخر» تا تمبری که برای نخستین بار به‌طور اختصاصی در میان استان‌های کشور برای این پویش در لرستان رونمایی شد، همه اجزای یک روایت بودند؛ روایتِ عهدی که حاضران بر وفاداری به آن تأکید داشتند و یادگاری که قرار است نام این روز را در قالبی ماندگار ثبت کند.

از عهد جان‌فدایی تا تمبر ماندگار؛ خیابان انقلاب خرم‌آباد روایتگر ایستادگی نسل‌ها شد

جان‌فدایی در این صبح پاییزی، هم در صدای جمعیت شنیده می‌شد، هم در پرچم‌هایی که بالا می‌رفتند و هم در تمبری که برای ثبت یاد این رویداد رونمایی شد؛ یک مفهوم در دو قاب متفاوت که حضور زنده مردم در خیابان و نشانی کوچک اما ماندگار از آن در حافظه یک پویش بود.

کد مطلب 1015860

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.