به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ ایران و آمریکا از مدتها پیش از مرزهای نظامی عبور کرده و در تمام ابعاد حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دو طرف رسوخ کرده است. در چنین فضایی، انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا و انتخابات کنست رژیم صهیونیستی، تنها یک رقابت داخلی نیست، بلکه دو نقطه عطف تعیینکننده در معادلات جنگ هستند؛ رخدادهایی که میتوانند دست یک دیوانهٔ ماجراجو را ببندند یا آن را بازتر کنند.
پرسش بنیادین این است: آیا باخت هر دو طرف در انتخابات به معنای شکست آنها است؟ پاسخ چندلایه است. بهظاهر، شکست انتخاباتی دموکراتها در کنگره یا ترامپ در امر ریاستجمهوری و به همان اندازه شکست نتانیاهو در کنست، به معنای رد شدن پروژه جنگی این دو از آزمون افکار عمومی است و این در حقیقت، پیروزی محافل جنگطلب نیست، بلکه پیروزی جریانهایی است که حداقل با ادامه ماجراجویی نظامی مخالف هستند. از منظر ایران، این نتیجه نه یک پیروزی سیاسی صرف، بلکه حصول نخستین نتیجه ملموس راهبردی است که تهران در این جنگ تعریف کرده است.
اما واقعیت تلختر از این حرفها است. این جنگ، دیگر در چارچوب مسائل عادی سیاسی و ژئوپلیتیک نمیگنجد؛ این یک جنگ وجودی است؛ جنگی که به حذف یکدیگر گره خورده است و پایان آن، نه با توافق، که با نابودی و حذف یکی از دو طرف رقم میخورد. از این منظر، هیچیک از دو طرف کوتاه نخواهند آمد و پایان جنگ، دستکم در افق نزدیک، دور از ذهن است. شکست در انتخابات، برای طرفین تنها یک «شکست سیاسی» است، نه پایان ماجرا؛ چراکه هر دو رژیم نهادهای قدرت عمیقی دارند که از دل صندوق رأی بیرون نمیآیند.
نکته کلیدی آنجا است که دو طرف، دو راهبرد کامل متفاوت برای پیروزی تعریف کردهاند:
راهبرد آمریکا: فشار اقتصادی همهجانبه و محاصره دریایی، به امید فروپاشی اقتصادی ایران و در نتیجه، فروپاشی از درون.
راهبرد ایران: فشار بر تنگه هرمز و شریان انرژی دنیا، همراه با شکلگیری اعتراضات داخلی در آمریکا و سرزمینهای اشغالی؛ چنانکه نخستین نتیجه ملموس آن، شکست دو شخصیت مدنظر یعنی ترامپ و نتانیاهو در انتخابات و آسیب جدی به اقتصاد و جامعه طرف مقابل باشد.
بدیهی است که تحقق این تابآوری معکوس، لازمه وقوع دو رخداد است: آمریکا باید در جنگ دچار فرسودگی و شکست میدانی شود و نتانیاهو هم به همان اندازه در عرصه داخلی تضعیف شود. انتخابات پیشِ رو، در همین نقطه گره خورده است: اگر دموکراتها کنگره را به دست بگیرند، دست ترامپ برای ماجراجویی جدید بسته میشود و جنگ به فرسایش میرود؛ اگر نتانیاهو در انتخابات پنج آبان شکست بخورد، یکی از دو ستون ائتلاف جنگی فرو میریزد. به بیان دیگر، انتخابات، جبهه دوم جنگ است و هر رأی ضد جنگ در واشنگتن و تلآویو، به اندازه یک موشک در میدان، معادله را جابهجا میکند.

دموکراتها کنگره را بگیرند، دست ترامپ برای جنگ با ایران بسته میشود
حسن هانیزاده، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا برای ایران بسیار مهم است؛ به این اعتبار که اگر نمایندگان حزب دموکرات اکثریت را در دو مجلس نمایندگان و سنا — که شاکله کنگره را تشکیل میدهند — به دست بیاورند، دست ترامپ برای ماجراجویی جدید بسته میشود و شرایط برای دو سال باقیمانده از ریاستجمهوری دونالد ترامپ دشوارتر خواهد شد. دموکراتها بهشدت با جنگ آمریکا علیه ایران مخالفاند و اگر اکثریت کنگره را به دست بگیرند، در برابر ماجراجویی حزب جمهوریخواه و شخص دونالد ترامپ مانعتراشی میکنند. این میتواند به نفع ایران باشد و شرایط را به سمت کاهش تنش میان ایران و آمریکا سوق دهد.
وی افزود: با این حال، رئیسجمهور آمریکا نیز اختیاراتی دارد و با وجود آنکه ممکن است اکثریت کنگره در دست دموکراتها باشد، میتواند از اختیارات خود برای ماجراجویی و ادامهٔ جنگ علیه ایران استفاده کند.
همه احزاب اسرائیل نگاه منفی به ایران دارند، اما این نگاه شدت و ضعف دارد. به نظر میرسد شانس نتانیاهو، نخستوزیر و رهبر حزب افراطی لیکود، برای به دست آوردن اکثریت کرسیهای کنست کم است.
کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: اما در مورد انتخابات کنست رژیم صهیونیستی که پنج آبان برگزار میشود، وضعیت متفاوت است. همه احزاب موجود در اراضی اشغالی نگاه منفی به ایران دارند، اما این نگاه شدت و ضعف دارد. به همین دلیل به نظر میرسد شانس بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر و رهبر حزب افراطی لیکود، برای به دست آوردن اکثریت کرسیهای کنست کم است و او برای پیروزی به ماجراجویی نیاز دارد.
هانیزاده تصریح کرد: بر همین اساس، تلاش نتانیاهو این است که انتخابات را با ماجراجوییهای جدید و حمله احتمالی به ایران به تعویق بیندازد و بهگونهای رفتار کند که همه چیز تحت تأثیر یک حمله ناگهانی علیه ایران قرار گیرد، اما این نیز برای نتانیاهو ریسک بزرگی است؛ زیرا اگر ایران پاسخ کوبنده بدهد، وضعیت و معادلات میدانی تغییر خواهد کرد و نتانیاهو نیز با شکست مواجه خواهد شد.
وی تاکید کرد: اگرچه نتانیاهو بدون چراغ سبز آمریکا نمیتواند چنین عملیاتی را انجام دهد، اما اگر دست به عملیات جدید علیه ایران بزند، آمریکاییها نیز چه با میل و چه بدون میل وارد جنگ خواهند شد؛ چراکه نمیتوانند اسرائیل را در برابر ایران تنها بگذارند. اگر اسرائیل بهتنهایی حمله کند و آمریکا کمکی نکند، به رژیم صهیونیستی آسیب جدی وارد میشود و شکست خواهد خورد.

کارشناس مسائل خاورمیانه اضافه کرد: بنابراین موضوع بسیار پیچیده است و هر لحظه احتمال وقوع یک هجوم مشترک آمریکایی – صهیونیستی علیه ایران، مشابه آنچه در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان رخ داد، وجود دارد.
وی افزود: اکنون همه اشارهها به این سمتوسو است که آمریکا و رژیم صهیونیستی ممکن است تا انتخابات کنگره در دو هفته آینده، دست به عملیات جدیدی بزنند.
به گزارش ایمنا، انتخابات پیشِ رو در واشنگتن و اراضی اشغالی، آزمونی است که سرنوشت جنگ را بر کاغذ رأی مینویسد؛ اما برای آنکه کسی سراب را چشمه نپندارد باید صادق بود: شکست ترامپ و نتانیاهو در صندوق رأی، به معنای پایان جنگ نیست؛ چراکه این نبرد، نبردی وجودی است و نه طرف آمریکایی کوتاه میآید و نه طرف ایرانی.
ایران در تنگه هرمز و آمریکا در محاصره اقتصادی، هر یک کلید پیروزی خود را در مشت دارند و تنها زمانی یکی از دو طرف تاب میآورد که تابآوریاش به پایان برسد. با این حال، هر رأی ضدجنگ در کنگره و هر شکستی که بر سرِ راه نتانیاهو قرار گیرد، زنجیر ائتلاف جنگی علیه ایران را سست میکند و راهبرد تهران — که صبر و فشار را رمز پیروزی میداند — را یک قدم به هدف نزدیکتر میسازد.
ملت ایران میداند که پیروزی در این جنگ نه با توافق و امتیاز، که با ایستادگی و ایثار به دست میآید.

نظر شما