به گزارش خبرگزاری ایمنا، سرگئی لاوروف روز گذشته _دوشنبه بیستوهفتم مهر_ وارد تهران شد و با عباس عراقچی دیدار کرد و قرار بود با پزشکیان هم دیدار کند. رسانههای روسی و ایرانی در گزارشهایی که درباره این سفر منتشر شد، دستور کار رسمی را پیگیری توافقهای دوجانبه و رایزنی درباره تحولات منطقهای معرفی کردند. در نشست خبری مشترک هم لاوروف از آمادگی مسکو برای کمک به پایان مناقشه ایران و آمریکا گفت. بیشتر از این را کسی نمیداند. جزئیات مذاکرات پشت درهای بسته مانده و هر روایتی از آن درحال حاضر در حد حدس و گمان است.
با این حال، این گمانهزنیها هم بیپشتوانه نیستند. در سیاست خارجی، قدرتها زمانی وارد میانجیگری میشوند که منافعی در آن داشته باشند؛ نه از سر دلسوزی برای صلح! از همینرو، در بررسی سفر پیشرو باید این پرسش را مطرح کرد که مسکو از این میانجیگری چه چیزی به دست میآورد؟
گره اوکراین در تهران باز میشود؟
روسیه در ماههای اخیر از رفتار ترامپ در پرونده اوکراین راضی بوده است. واشنگتن حمایت از کییف را کم کرده و اختلافهایش با اتحادیه اروپا هم بالا گرفته است. اروپا هم در عمل از شریکی که دههها امنیتش را تأمین میکرد، ناامید شده است.
برای مسکو، ماندن ترامپ در قدرت و دستبالا داشتنش در سیاست داخلی آمریکا یک دارایی است. برای تهران حساب برعکس است. ایران اگر بتواند ترامپ را ضعیف کند، شاید بتواند دوره او را بدون تحمیل شرایط سخت پشت سر بگذارد. پس دو متحد ظاهری در یک نقطه منافعشان با هم تضاد دارد: مسکو میخواهد ترامپ قوی بماند و تهران نه.
اینجا یک نکته ظریف وجود دارد. اگر روسیه بتواند در پرونده ایران «خدمتی» به ترامپ بکند، از او در پرونده اوکراین امتیاز میگیرد. مهدی خورسند، کارشناس اوراسیا نیز همین را هشدار میدهد: ممکن است مسکو از ابزار ایران برای چانهزنی با آمریکا در موضوع اوکراین استفاده کند. بخشی از رسانهها هم به توافق پوتین و ترامپ درباره انتقال گازوئیل روسیه به آمریکا اشاره کردهاند. این نشان میدهد کانالهای مسکو و واشنگتن باز است. بعید نیست ایران یکی از آیتمهای روی همین میز باشد، بدون اینکه خودش در آن اتاق نشسته باشد.

چرا روسیه، نه پاکستان؟
تهران همچنان پاکستان را میانجی اصلی میداند و کانال قطر نیز برای ردوبدل کردن پیامها و پیگیری طرح هفتروزه فعال است. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که روسیه با چه هدفی وارد این میدان شده و چه منافعی را در این میان دنبال میکند؟
دلیل اول جایگاه است. پاکستان و قطر میانجیهای «کمهزینه»اند و ادعای نظم جهانی ندارند، اما روسیه میخواهد در یکی از حساسترین پروندههای دنیا حضور داشته باشد تا در هر ترتیبات امنیتی آینده خلیج فارس نادیده گرفته نشود. نکته جالب این است که لاوروف پیش از تهران در منامه با شورای همکاری خلیج فارس نشست داشت و بر مشارکت خود کشورهای منطقه در حل بحران تأکید کرد. یعنی مسکو همزمان با هر دو طرف خلیج فارس حرف میزند، که برای یک «واسطه» موقعیت کمنظیری است.
دلیل دوم تاریخچه است. روسیه از اواخر دهه ۱۹۹۰ طرح امنیت جمعی خلیج فارس را مطرح میکند و نسخههای رسمی آن را در ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ به سازمان ملل داده است. اکنون بحران فعلی فرصتی است تا همان طرح قدیمی را از کشو بیرون بیاورد. هر قدر آمریکا در منطقه گرفتارتر باشد، چنین طرحی جذابتر به نظر میرسد.
دلیل سوم پروژههای مشترک است. راهآهن رشت-آستارا، سرمایهگذاری در انرژی ایران و تجارت با پولهای ملی همه مسیرهاییاند که اگر تنش آرام نشود، روی زمین نمیماند. روسیه برای حفظ سرمایهگذاریهای خودش هم که شده، دنبال آرام کردن اوضاع است.
اورانیوم؛ خط قرمزی که میانجی نمیتواند عبور کند
پرونده اورانیوم غنیشده شاید حساسترین بخش ماجرا باشد. گمانهزنی این است که مسکو بخواهد ذخیره حدود ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم ۶۰ درصد ایران را به خاک خود منتقل کند. اگر این یکی از آیتمهای مذاکره باشد، به نظر نمیرسد تهران به آن تن بدهد.
منطق این رویکرد روشن است؛ کشوری که جنگی موجودیتی را پشت سر گذاشته، نمیتواند بهآسانی از معدود اهرمهای بازدارنده خود چشمپوشی کند. به گفته خورسند، اگر این ابزار از دسترس ایران خارج شود، دشمن دیگر مانعی برای حمله پیش روی خود نخواهد دید. از سوی دیگر، صرف ارائه تضمین هم برای رفع این نگرانی کافی نیست؛ بهویژه آنکه روسیه خود در حال مذاکره و معامله با واشنگتن است و همین موضوع، اعتماد به تضمینهای مسکو را با تردید روبهرو میکند. در دیپلماسی، منافع مستقل تضمینکننده اهمیت دارد؛ کشوری که همزمان در معاملهای دیگر با طرف مقابل ذینفع است، نمیتواند بدون بررسی دقیق منافع و تعهداتش، تضمینکنندهای قابل اتکا به شمار آید.

خورسند: اگر اورانیوم از دسترس ایران خارج شود، جنگ قطعی است | میانجیگری مسکو درحال حاضر به صلاح تهران نیست
مهدی خورسند، کارشناس مسائل بینالملل و منطقه اوراسیا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره سفر وزیر خارجه روسیه به تهران اظهار کرد: وزیر خارجه روسیه برای میانجیگری میان ایران و آمریکا به تهران میآید و به ظاهر دستور کار ویژهای هم دارد؛ تعیینتکلیف اورانیوم غنیشده ایران.
ابهام هستهای پس از جنگ
وی افزود: ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد دارد و پس از جنگ، وارد نوعی ابهام هستهای شده است. کسی از محل این ذخایر اطلاع دقیقی ندارد و اکنون قرار است درباره سرنوشت آن تصمیمگیری شود.
۲ دلیل برای تردید در میانجیگری مسکو
کارشناس مسائل بینالملل و منطقه اوراسیا گفت: معتقدم روسیه در شرایط فعلی شاید توانایی این میانجیگری را نداشته باشد و میانجیگری مسکو در این مقطع، به خیر و صلاح جمهوری اسلامی ایران نیست. برای این نظر دو دلیل عمده دارم.
فشار مسکو بر ترامپ و خطر معامله بر سر ایران
وی ادامه داد: دلیل نخست این است که روسها اکنون ترامپ را تحت فشار گذاشتهاند تا شروط روسیه را زلنسکی بپذیرد. اگر این اتفاق رخ دهد، روسیه وارد بازار انرژی جهان خواهد شد. در چنین شرایطی منطقی نیست که ما وارد فاز میانجیگری روسیه شویم، زیرا ممکن است مسکو از ایران بهعنوان ابزار در چانهزنی با آمریکا بر سر اوکراین استفاده کند و ایران را در معاملهای قرار دهد.
ضرورت تضمین؛ مسکو درحال حاضر قابل اتکا نیست
این کارشناس بینالملل تصریح کرد: نکته دوم بحث تضمین است. اگر قرار باشد اورانیوم معامله شود یا از ایران خارج شود، باید از میانجیمان تضمین بگیریم. با توجه به آنچه درباره نکته اول گفتم، درحال حاضر نمیشود چنین تضمینی را از روسیه گرفت.
خروج اورانیوم یعنی جنگ
خورسند با تأکید گفت: بهصورت قطعی میگویم که اگر اورانیوم غنیشده ایران، چه با مشخص شدن مکانش و چه به هر شیوه دیگری، از دسترس ایران خارج شود، وقوع جنگ قطعی است. تجربه دو جنگ گذشته نشان داده ایران آماده مذاکره و مصالحه بوده، اما جنگ بر او تحمیل شده است.
وی تأکید کرد: این ذخایر تنها ابزار قدرتساز فعلی است که جبهه تخاصم علیه ایران را دچار سردرگمی کرده است. اگر این ابزار از ایران خارج شود، دشمن دیگر مانعی برای جنگ ندارد و به احتمال خیلی زیاد جنگ را بر ایران تحمیل خواهد کرد.
به گزارش ایمنا، به نظر میرسد لاوروف همزمان چند هدف را دنبال میکند: جایگاه مسکو را در معادلات منطقهای تقویت میکند، پیشبرد طرحهای اقتصادی را در دستور کار دارد، طرح دیرینه روسیه برای امنیت منطقه را دوباره مطرح میکند و به واشنگتن نشان میدهد که مسکو نیز در گفتوگو با تهران نقش دارد.
برای ایران، استقبال از نقشآفرینی روسیه میتواند منطقی باشد؛ چراکه گشوده ماندن کانالهای بیشتر، امکان مانور دیپلماتیک را افزایش میدهد و خطر وابستگی به یک مسیر را کاهش میدهد. با این حال، یک مرز اساسی وجود دارد: میانجیگری تا جایی به سود ایران است که به واگذاری اهرمهای راهبردی کشور گره نخورد.
مهمتر از همه، این برداشتها بر پایه رفتار بازیگران و شواهد منتشرشده شکل گرفتهاند و نباید آنها را افشای محتوای مذاکرات دانست. تا زمانی که جزئیات رسمی گفتوگوها منتشر نشده است، این ارزیابیها را باید در حد سناریوهای احتمالی در نظر گرفت، نه واقعیتهای قطعی.
نظر شما