به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، پاندمیها فقط نظام سلامت را به چالش نمیکشند، بلکه شیوه استفاده از خانه، خیابان، حملونقل عمومی، محل کار، مدرسه و فضاهای عمومی را نیز دگرگون میکنند. معماری و شهرسازی نمیتواند بهتنهایی جلوی گسترش بیماری را بگیرد، اما میتواند خطر انتقال را کاهش دهد، دسترسی به خدمات را بهتر کند و شهر را برای وضعیتهای اضطراری آمادهتر سازد.
مهمترین درس همهگیری کووید-۱۹ این بود که تراکم شهری را نباید با ازدحام در فضاهای نامناسب یکی دانست. شهری پرتراکم میتواند با خانههای مناسب، حملونقل کارآمد، خدمات محلی و فضاهای باز قابلدسترس، تابآور باشد. کیفیت هوا، مدت حضور افراد در فضای بسته، ظرفیت خدمات درمانی، نابرابری اجتماعی و امکان ماندن در خانه هنگام بیماری از مواردی است که در طراحی شهری مناسب اهمیت دارد.
طراحی فضا میتواند با کاهش ازدحام در محیطهای بسته، صفها و مسیرهای پرتردد، تماسهای پرخطر را کمتر کند، همچنین با فراهمکردن امکان ورود هوای تازه و بهرهگیری از تهویه و فیلتراسیون مناسب، کیفیت هوای داخل ساختمان را بهبود میبخشد. اگر خدمات درمانی، آموزشی و روزمره در نزدیکی محل زندگی در دسترس باشند، شهروندان آسانتر به نیازهای خود رسیدگی میکنند. دسترسی امن به فضای باز، نور روز و امکان حرکت و تعامل اجتماعی نیز به حفظ سلامت جسم و روان کمک میکند.

افزون بر این، طراحی انعطافپذیر میتواند تغییر کاربری سریع ساختمانها و فضاهای عمومی را در شرایط اضطراری ممکن سازد. برای مثال، پارک یا میدانی که در شرایط عادی محل تفریح است، میتواند هنگام بحران برای واکسیناسیون، توزیع کمک یا ارائه خدمات سیار به کار گرفته شود. توجه به نیازهای کسانی که بهدلیل شغل، شرایط مسکن یا وضعیت جسمی نمیتوانند از فضاهای شلوغ دوری کنند، به کاهش نابرابری و حمایت بهتر از گروههای آسیبپذیر کمک میکند. معماری تابآور در برابر پاندمی معماری است که در شرایط عادی قابلدسترس و عادلانه باشد و هنگام بحران بتواند خود را با نیازهای تازه تطبیق دهد.
پارکها، میدانها، مسیرهای پیادهروی و فضاهای ساحلی در پاندمی اهمیت دوگانه دارند؛ از یکسو فعالیت در فضای باز نسبت به فضاهای بسته و متراکم کمخطرتر است، از سوی دیگر دسترسی به این فضاها به تحرک بدنی، کاهش فشار روانی و حفظ ارتباط اجتماعی کمک میکند. بستن کامل فضاهای باز بهویژه در محلههای پرتراکم و کمبرخوردار میتواند هزینه اجتماعی و روانی بالایی داشته باشد.

فضای عمومی تابآور باید بهگونهای طراحی شود که همه محلهها نهفقط مناطق برخوردار، به فضای باز باکیفیت دسترسی داشته باشند. وجود ورودیهای متعدد و مسیرهای پیوسته میتواند از شکلگیری گلوگاه و ازدحام جلوگیری کند. تنوع فضاها در مقیاسهای مختلف، از مسیرهای پیادهروی و فضاهای کوچک محلی گرفته تا چمنزارها، میدانها و نقاط آرام، پاسخگوی نیاز گروههای گوناگون خواهد بود.
از سوی دیگر، حملونقل عمومی برای دسترسی به کار، آموزش و درمان ضروری است، اما قطار، اتوبوس، ایستگاه و پایانه در زمانهای اوج میتوانند نقاط ازدحام باشند. راهحل پایدار، حذف حملونقل عمومی نیست، بلکه کاهش ازدحام و فراهمکردن گزینههای امنتر و متنوعتر است. افزایش دفعات سرویس در ساعات پرتردد و مدیریت بهتر جریان ورود و خروج به کنترل بیماریهای فراگیر کمک میکند.

درسهای تاریخی؛ بیماریها چگونه شهرها را تغییر دادهاند؟
پیوند میان سلامت عمومی و شکل شهرها سابقهای طولانی دارد. در قرن نوزدهم شیوع بیماریهایی از جمله وبا توجه سیاستگذاران را به آب سالم، دفع فاضلاب، نظافت خیابانها و کیفیت مسکن جلب کرد. بسیاری از زیرساختهایی که امروز بدیهی به نظر میرسند، از جمله شبکههای آبرسانی و فاضلاب، تا حدی در پاسخ به بحرانهای بهداشتی گسترش یافتند.
سل نیز بر معماری اثر گذاشت؛ تاکید بر نور طبیعی، تهویه، بالکن و فضاهای درمانی باز در بخشی از معماری و طراحی مراکز درمانی و مسکونی آن دوره دیده میشد. در دوران آنفلوانزای ۱۹۱۸ نیز در بعضی کشورها آموزش و فعالیتهای عمومی به فضای باز منتقل شد از جمله تجربه کلاسهای روباز. این نمونهها نشان میدهند که شهرها در برابر بیماریها فقط با ساخت بیمارستان واکنش نشان ندادهاند، بلکه رابطه ساختمان با هوا، نور، فضای باز و جمعیت را نیز بازنگری کردهاند.
سنگاپور؛ تبدیل زیرساخت نمایشگاهی به مرکز مراقبتی
سنگاپور در سال ۲۰۲۰ بخشی از مرکز نمایشگاهی سنگاپور اکسپو را به یک مرکز مراقبتی موقت برای بیماران مبتلا به کووید-۱۹ تبدیل کرد. این مرکز برای بیمارانی طراحی شده بود که به وضعیت پایدار رسیده بودند و به مراقبت تخصصی بیمارستانی نیاز نداشتند، اما باید از جامعه یا اعضای خانواده جدا میماندند.
سنگاپور پیش از همهگیری نیز با مسئله مدیریت جمعیتهای بزرگ و سکونت جمعی بهویژه در خوابگاههای کارگران مهاجر روبهرو بود، بنابراین ایجاد مراکز مراقبتی بزرگ به شهر اجازه میداد بیماران یا افراد در معرض خطر را از محیطهای متراکم خارج کند و فشار را از بیمارستانهای اصلی کاهش دهد.
ساختمان نمایشگاه از نظر فضایی برای این تغییر کاربری مناسب بود. سالنهای وسیع، کف هموار، دسترسی مناسب، تاسیسات برق و روشنایی، مسیرهای خدماتی و امکان ورود تجهیزات بزرگ، زمان آمادهسازی را کاهش میداد. فضای داخلی با ردیفهای تخت، پردهها یا جداکنندههای سبک، ایستگاههای پرستاری، فضاهای استراحت، سرویسهای بهداشتی و بخشهای پشتیبانی سازماندهی شد.

محدوده اقامت بیماران باید از فضاهای کاری کارکنان، انبارها، محل دریافت تجهیزات و مسیر انتقال پسماند جدا میشد. کارکنان نیز به فضای تعویض لباس، پوشیدن و خارجکردن تجهیزات حفاظت فردی و شستوشوی دست نیاز داشتند. مسیرهای رفتوآمد باید بهگونهای طراحی میشد که تماس غیرضروری میان بیماران، کارکنان خدماتی و مراجعهکنندگان به حداقل برسد.
این مرکز از نظر درمانی بیمارستان کامل نبود. بیماران نیازمند مراقبت ویژه، اکسیژندرمانی پیشرفته، پایش مداوم یا مداخله فوری باید به بیمارستان منتقل میشدند، در نتیجه سامانه تریاژ، پایش علائم حیاتی، تیم پزشکی مستقر و ارتباط مستقیم با بیمارستانهای مجهز به این مرکز اضافه شد، حتی فاصله و زمان انتقال با آمبولانس نیز در برنامهریزی مرکز لحاظ میشد.
تجربه سنگاپور نشان داد که بناهای نمایشگاهی میتوانند در بحران نقش زیرساخت درمانی موقت داشته باشند، اما این قابلیت بهطور خودکار وجود ندارد. ظرفیت برق، تهویه، فاضلاب، سرویسهای بهداشتی، دسترسی آمبولانس، اطفای حریق، مقاومت کف برای تجهیزات و امکان نظافت باید پیش از بهرهبرداری ارزیابی شود. مراکز نمایشگاهی در صورت آمادهسازی قبلی و برخورداری از برنامه عملیاتی، میتوانند بهسرعت به مراکز مراقبتی تبدیل شوند. این مدل بهویژه برای پاندمیهایی مناسب است که نیاز به جداسازی و مراقبت روزمره از بیماران دارد.

پس از پاندمی کووید، سنگاپور بر برنامهریزی چندمرکزی تاکید کرده است؛ به این معنا که کار، مسکن، خدمات و فضاهای عمومی در چند زیرمرکز شهری توزیع شود تا مردم برای نیازهای روزمره مجبور به سفرهای طولانی نباشند. توسعه مناطقی همچون جورونگ اینوویشن و پونگول دیجیتال در غرب و شمالشرق جزیره، همراه با شبکه کارآمد حملونقل عمومی بخشی از این راهبرد است.
این شهر هدف دارد ساکنان در فاصله ۱۰ دقیقه پیادهروی از خانه به پارک و فضای تفریحی دسترسی داشته باشند. گسترش شبکه دوچرخه، فضاهای آبیسبز، توسعههای کاربرد مختلط و فناوریهای هوشمند مدیریت محله، سنگاپور را به الگویی برای شهرهای متراکم آسیایی تبدیل کرده است.

ملبورن؛ از پارکینگ تا رستوران، بازطراحی خیابان پس از کووید
ملبورن در واکنش به محدودیتهای کووید-۱۹، یکی از گستردهترین برنامههای تبدیل فضای خودرو به فضای غذاخوری و پیادهمحور را در استرالیا اجرا کرد. برنامه «غذاخوری گسترده در فضای باز» در اکتبر ۲۰۲۰ آغاز شد تا به کافهها، رستورانها و بارها امکان دهد با رعایت فاصله فیزیکی، مشتریان را در پیادهرو، جای پارک کنار خیابان، کوچهها و بخشی از معبر بپذیرند. هدف این برنامه نجات کسبوکارها، حفظ اشتغال و بازگرداندن مردم به مرکز شهر بود.
ابزار اصلی این برنامه پارکلت بود؛ سکو یا سازه موقت و ماژولاری که روی یک یا چند جای پارک خودرو نصب میشد و به فضای نشستن، میز و صندلی، سایهبان، گلدان و محدوده ایمن تبدیل میشد. شهرداری ملبورن برای یکپارچهسازی ظاهر و ایمنی این فضاها، الگوی استانداردی شامل جدارههای کوتاه، گیاهدان و موانع حفاظتی تعریف کرد. تا پایان سال ۲۰۲۰ بیش از ۱۰۰۰ مجوز برای گسترش ظرفیت رستورانها صادر شد و پارکلتهای استاندارد در ۷۴ نقطه از مرکز شهر نصب شده بود.

برنامه غذاخوری گسترده در فضای باز بهسرعت گسترش پیدا کرد. تا فوریه ۲۰۲۱ شهرداری ملبورن نزدیک به ۱۵۰۰ مجوز غذاخوری در فضای باز صادر کرده و بیش از ۲۰۰ پارکلت در سطح شهر ایجاد کرده بود. هزینه تمدید برنامه برای شهرداری ۲.۲ میلیون دلار استرالیا برآورد شد و مجوزها تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۱ تمدید شدند تا کسبوکارها بتوانند با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری کنند.
پشتیبانی مالی نقش مهمی در گسترش این طرح داشت. دولت ایالت ویکتوریا ۲۹.۵ میلیون دلار به شوراهای محلی اختصاص داد تا فرایند صدور مجوز، نظارت و اجرای غذاخوری بیرونی را سریع و ساده کنند. بعدها نیز ۲۲ شورا برای ادامه و گسترش فضاهای غذاخوری و پارکهای کوچک، پنج میلیون دلار کمک دریافت کردند و شهرداری ملبورن هزینه مجوزهای غذاخوری را برای کسبوکارها لغو کرد.
نظرسنجی شهرداری از ۱۵۰ کسبوکار دارای پارکلت در ژانویه ۲۰۲۱ نشان داد این فضاها به ۸۱ درصد کسبوکارها در بازگشایی کمک کردهاند؛ ۷۶ درصد توانستهاند ظرفیت صندلی خود را در شرایط محدودیت تراکم حفظ کنند و ۷۲ درصد نیز از پارکلت خود رضایت کامل یا نسبی داشتهاند.
این برنامه پس از بحران نیز ادامه پیدا کرد. شهرداری در سال ۲۰۲۲ تصمیم گرفت پارکلتها و زیرساختهای مرتبط را به کسبوکارهای شرکتکننده منتقل کند و مسئولیت نگهداری آنها را نیز به دارندگان مجوز بسپارد. در آن زمان ۱۷۲ پارکلت همچنان فعال بودند و ۳۱۵ جای پارک خودرو را به فضای غذاخوری و فعالیت عمومی تبدیل کرده بودند.

افزون بر این، ملبورن «خیابانهای کوچک» را بازطراحی کرد. از سپتامبر ۲۰۲۰ سرعت مجاز در خیابانهای فلیندرز لین، لیتل کالینز، لیتل بورک و لیتل لانسدیل از ۴۰ به ۲۰ کیلومتر بر ساعت کاهش پیدا کرد. سرعتگیر، علائم حق تقدم با پیاده و گیاهدان در مسیرهای یکطرفه نصب شد و بخشهایی از این خیابانها به منطقه مشترک تبدیل شدند؛ یعنی فضایی که در آن پیاده اولویت دارد و خودرو باید با سرعت پایین و احتیاط حرکت کند.
این تغییرات ابتدا بهصورت آزمایشی و برای ۱۸ ماه اجرا شد تا اثر آنها بر ایمنی، تردد، دسترسی ساکنان و فعالیت اقتصادی سنجیده شود. هدف تبدیل کوچههای تنگ و پرتردد به کریدورهایی امن برای عابر پیاده، دوچرخه، نشستن و غذاخوری در فضای باز بود. شهرداری ملبورن پس از ارزیابی آزمایش، درخواست کرد محدودیت سرعت ۲۰ کیلومتر بر ساعت در خیابانهای کوچک دائمی شود و شورای شهر نیز مداخلههای پیشنهادی ارزیابی را تایید کرد.

تجربه ملبورن نشان میدهد که بحران میتواند به فرصت اصلاح دائمی شهر تبدیل شود. آنچه آغازش پاسخ اضطراری به کووید بود، به الگویی برای فعالسازی خیابان، حمایت از کسبوکارهای کوچک، کاهش وابستگی به خودرو و بازگرداندن مردم به فضای عمومی تبدیل شد. شهرداری ملبورن اعلام کرد برنامه غذاخوری بیرونی حدود ۱۸ هزار صندلی اضافه برای حدود ۱۵۰۰ کسبوکار ایجاد کرده و ۱۰۰ شغل جدید ساخته است.
این تجربه به یکی از نمونههای شاخص شهر تابآور پساکووید تبدیل شده است؛ شهری که نشان داد با تغییر قواعد موقت، سادهسازی مجوزها، تبدیل جای پارک به پارکلت و کاهش سرعت خودرو، میتوان هم اقتصاد محلی را نجات داد و هم کیفیت فضای عمومی را برای سالهای بعد بهبود بخشید.
نظر شما