به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ علیه ایران قرار بود قدرت نظامی آمریکا را به رخ بکشد، موازنه قدرت در منطقه را به سود واشنگتن تغییر دهد و تهران را به پذیرش خواستههای کاخ سفید وادار کند؛ اما اکنون پیامدهای این جنگ از میدان نبرد فراتر رفته و به پمپبنزینهای اروپا و آمریکا رسیده است. سخنان امانوئل مکرون درباره افزایش بهای سوخت در پی رویدادهای خلیج فارس، بار دیگر اهمیت راهبردی تنگه هرمز را آشکار کرده و ادعاهای پیشین درباره بیاثر بودن وضعیت این آبراه بر بازار انرژی را زیر سؤال برده است.
مکرون در سخنرانی شامگاه یکشنبه ۲۶ مهر، با اشاره به نارضایتی مردم فرانسه از گرانی سوخت گفت: «کسانی هستند که بهحق احساس میکنند قیمت سوخت بیش از حد بالا رفته است؛ قیمتی که بهدلیل آنچه در خلیج فارس رخ داده، افزایش یافته است؛ جنگی که فرانسه در آن مشارکت نداشت.»
رئیسجمهور فرانسه همچنین از نارضایتی مردم در دیگر پایتختهای اروپا سخن گفت و خبر داد که برای گفتوگو به نمایندگی از فرانسه راهی کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد شد. او از تصمیمهای دولت خود برای مهار افزایش بهای سوخت نیز خبر داد.
این سخنان را باید در کنار ادعاهایی گذاشت که پیش از این درباره تنگه هرمز مطرح میشد. در حالی که مقامها و رسانههای غربی میکوشیدند اهمیت این آبراه و توان ایران برای اثرگذاری بر رفتوآمد کشتیها را کمرنگ جلوه دهند، اکنون رئیسجمهور فرانسه از افزایش بهای سوخت در پی رویدادهای خلیج فارس میگوید و برای رایزنی با کشورهای منطقه به تکاپو افتاده است. اگر وضعیت هرمز بر بازار انرژی بیاثر بود، این همه نگرانی برای چیست؟
تنگه هرمز بیاثر بود؛ پس چرا اروپا نگران شد؟
دونالد ترامپ بارها مدعی شده است که آمریکا بر تنگه هرمز تسلط دارد و جریان انتقال نفت از این آبراه ادامه پیدا میکند. او میکوشد چنین تصویری بسازد که جنگ علیه ایران نتوانسته است معادلات انرژی را تغییر دهد و بازار جهانی نیز بهزودی به وضعیت پیشین بازمیگردد. با این حال، سخنان مکرون درباره گرانی سوخت و تلاش دولتهای غربی برای مهار پیامدهای بحران، پرسشهای جدی درباره این ادعاها پیش میکشد.
اگر تنگه هرمز به روال عادی فعالیت میکند و رفتوآمد کشتیها با دشواری روبهرو نیست، چرا دولتهای اروپایی برای مهار بهای سوخت به تکاپو افتادهاند؟ چرا مکرون باید برای رایزنی درباره پیامدهای بحران به کشورهای حوزه خلیج فارس سفر کند؟ و چرا واشنگتن از متحدان خود میخواهد برای پایین آوردن بهای انرژی، ذخایر اضطراری سوخت را آزاد کنند؟
این پرسشها با تکرار گفتههای کاخ سفید از میان نمیروند. بازار انرژی به میزان عرضه، امنیت مسیرهای انتقال و چشمانداز ادامه صادرات واکنش نشان میدهد؛ نه به سخنرانیهای تبلیغاتی. حتی اگر بخشی از نفت از تنگه هرمز عبور کند، این به معنای بازگشت رفتوآمد به سطح عادی و از میان رفتن خطرهای موجود نیست.
گزارشهای منتشرشده در دوره بحران نیز از افزایش بهای نفت برنت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه و جهش بهای گاز در اروپا خبر دادهاند. این ارقام نشان میدهد که هرگونه اختلال در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد.
مکرون نگران خشم مردم فرانسه است
بخش مهم سخنان مکرون، اشاره او به نارضایتی مردم از گرانی سوخت و تأکید بر این نکته است که فرانسه در جنگ مورد اشاره مشارکت نداشته است. این گفته نشان میدهد که دولت فرانسه میان آغاز جنگ و پرداخت هزینههای اقتصادی آن تفاوت میگذارد؛ با این حال، مردم این کشور از پیامدهای بحرانی آسیب میبینند که دولتشان میگوید در آن نقشی نداشته است.
این همان هزینهای است که جنگافروزی آمریکا میتواند بر دوش دیگر کشورها بگذارد. دولتی که با شعار تأمین امنیت وارد جنگ میشود، ممکن است امنیت انرژی، حملونقل و معیشت میلیونها نفر را با خطر روبهرو کند. افزایش بهای سوخت نیز در همان جایگاه سوختگیری متوقف نمیماند؛ هزینه جابهجایی کالا، تولید صنعتی، خدمات و مواد غذایی هم از بالا رفتن بهای انرژی اثر میپذیرد.
فرانسه پیش از این نیز با بدهی عمومی سنگین و اختلاف بر سر بودجه روبهرو بوده است. در چنین وضعی، گرانی انرژی فشار بیشتری بر دولت و خانوارها وارد میکند. دولت باید هم با نارضایتی مردم روبهرو شود و هم برای مهار پیامدهای اقتصادی بحران راهی بیابد.
هرمز؛ گذرگاهی که نمیتوان اهمیتش را انکار کرد
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان به شمار میرود. از همین رو، امنیت آن برای کشورهای صادرکننده انرژی، خریداران بزرگ و اقتصادهای وابسته به واردات سوخت اهمیت فراوانی دارد. هرگونه اختلال در رفتوآمد کشتیها میتواند بازارها را با نگرانی درباره کمبود عرضه و افزایش هزینهها روبهرو کند.
در همین چارچوب، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بر کنترل و نظارت ایران بر تنگه هرمز تأکید کردهاند. امیر سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش، اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمان رعایت حقوق ملت ایران از سوی دشمن بسته خواهد ماند. همچنین بر نقش نیروی دریایی ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایش و مدیریت این منطقه تأکید شده است.
این موضع نشان میدهد که تهران تنگه هرمز را بخشی از معادله امنیت ملی و حقوق ملت ایران میداند؛ معادلهای که نمیتوان آن را با تهدید نظامی یا عملیات رسانهای نادیده گرفت. واشنگتن میتواند از تسلط بر این آبراه سخنهای واهی بگوید، اما گفتههای سیاسی بهتنهایی نگرانی شرکتهای کشتیرانی و پیامدهای اختلال در عرضه انرژی را از میان نمیبرد.
البته بهای سوخت تنها از یک عامل اثر نمیپذیرد و میزان تولید، ذخایر راهبردی، تقاضای جهانی و رویدادهای دیگر مناطق نیز در آن نقش دارند. با این همه، سخنان مکرون نشان میدهد که رویدادهای خلیج فارس و جنگ جاری به یکی از عوامل فشار بر بازار انرژی بدل شدهاند.
هزینه جنگ را نمیتوان پشت ادعاهای سیاسی پنهان کرد
تلاش آمریکا برای مهار بهای سوخت از راه فشار بر متحدان اروپایی و درخواست آزادسازی ذخایر اضطراری، نشان میدهد که مدیریت پیامدهای بحران انرژی تا چه اندازه دشوار شده است. آزادسازی ذخایر شاید در کوتاهمدت بخشی از فشار بر بازار را کاهش دهد، اما جای امنیت پایدار و رفتوآمد بیخطر در مسیرهای انتقال انرژی را نمیگیرد.
بازار برای ثبات به عرضه مطمئن و چشمانداز روشن نیاز دارد. تا زمانی که جنگ ادامه دارد و خطر اختلال در مسیرهای راهبردی انرژی از میان نرفته است، نمیتوان از بازگشت سریع بهای سوخت به سطح پیش از بحران سخن گفت.
تنگه هرمز امروز در نقطه پیوند امنیت انرژی، اقتصاد جهانی و موازنه قدرت منطقهای قرار دارد. پرسش روشن است: اگر این آبراه آنگونه که کاخ سفید میگوید زیر کنترل کامل آمریکا قرار دارد و رفتوآمد انرژی به وضعیت عادی بازگشته است، چرا مکرون از گرانی سوخت میگوید و برای رایزنی با کشورهای حوزه خلیج فارس راهی منطقه میشود؟
شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای تکرار ادعاهای سیاسی درباره بیاهمیت بودن تنگه هرمز، به واقعیت بازار انرژی نگاه کنند؛ همان واقعیتی که اکنون خود را در بهای سوخت و نگرانی دولتهای غربی نشان میدهد.
نظر شما