به گزارش خبرگزاری ایمنا، ایران را باید فراتر از سرزمین بناهای تاریخی و آثار باشکوه گذشته دید؛ سرزمینی که در غارها، تپهها و شهرهای مدفون آن، نشانههایی از زندگی انسان در دورههای مختلف تاریخ باقی مانده است. محوطههای باستانشناسی ایران از حضور انسانهای نخستین در زاگرس تا شکلگیری جوامع پیچیده در عصر مفرغ را روایت میکنند و به همین دلیل در مطالعات جهانی درباره تحول زندگی و تمدن بشر جایگاه ویژهای دارند.
دره خرمآباد در لرستان، یکی از مهمترین نمونههای این میراث است. مجموعهای متشکل از پنج غار و یک پناهگاه صخرهای که شواهد سکونت انسان در آن به حدود ۶۳ هزار سال پیش بازمیگردد. این محوطه در سال ۲۰۲۵ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد و یافتههای آن از جمله ابزارهای سنگی به شناخت زندگی انسان در دوران پارینهسنگی و مسیرهای پراکنش جمعیتهای انسانی کمک میکند.
در دورههای بعد، تپه سیلک کاشان تصویری از شکلگیری سکونتگاههای پایدار و تحول زندگی اجتماعی ارائه میکند؛ در حالی که شوش در خوزستان با لایههای متعدد سکونت از اواخر هزاره پنجم پیش از میلاد تا سده سیزدهم میلادی، یکی از نمونههای برجسته تداوم و تحول شهرنشینی در منطقه است. شوش در سال ۲۰۱۵ به ثبت جهانی رسید.
در شرق کشور نیز شهر سوخته، واقع در سیستان و بلوچستان از مهمترین محوطههای عصر مفرغ به شمار میرود. این شهر حدود ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد شکل گرفت و بخشهای مسکونی، صنعتی و تدفین آن از جامعهای سازمانیافته و برخوردار از ارتباطات تجاری گسترده حکایت دارد. شهر سوخته در سال ۲۰۱۴ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
چغازنبیل، دیگر محوطه شاخص ایران، روایتگر معماری و باورهای مذهبی تمدن ایلام است. زیگورات عظیم این مجموعه که حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شد، از برجستهترین نمونههای معماری مذهبی جهان باستان به شمار میرود و در سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

اهمیت محوطههای ایران فراتر از قدمت آنهاست
میلاد شکرآمیز، باستانشناس با بیان اینکه محوطههای باستانشناسی ایران تنها بهدلیل قدمتشان اهمیت ندارند، به خبرنگار ایمنا میگوید: ارزش اصلی آنها در اطلاعاتی است که درباره زندگی انسان، شکلگیری جوامع و ارتباط تمدنها در اختیار پژوهشگران قرار میدهند. دره خرمآباد امکان مطالعه دورههای کهن زندگی انسان را فراهم میکند، شوش از تداوم شهرنشینی و تحولات سیاسی و فرهنگی میگوید و شهر سوخته شواهدی از شکلگیری یک جامعه پیچیده و ارتباط آن با مناطق پیرامونی ارائه میدهد.
وی میافزاید: از این منظر، نمیتوان اهمیت یک محوطه را تنها با تعداد آثار کشفشده یا شهرت تاریخی آن سنجید. نوع یافتهها، کیفیت شواهد باستانشناختی، لایههای تاریخی و امکان پاسخگویی به پرسشهای علمی در تعیین جایگاه هر محوطه نقش دارند. گاهی یک ابزار ساده یا بقایای یک فضای مسکونی میتواند اطلاعاتی ارزشمند درباره فناوری، معیشت یا روابط اجتماعی انسانهای گذشته آشکار کند.
شکرآمیز ادامه میدهد: جایگاه ایران در باستانشناسی جهان به موقعیت جغرافیایی آن بازمیگردد. این سرزمین در مسیر ارتباطی میان بینالنهرین، آسیای مرکزی، حوزه سند و سواحل خلیج فارس قرار داشته است؛ موضوعی که آثار کشفشده در شهر سوخته و شوش نیز بخشی از آن را نشان میدهند.
این باستانشناس تصریح میکند: در کنار پژوهشهای علمی، حفاظت از محوطهها و معرفی درست آنها اهمیت فراوانی دارد. تخریب لایههای باستانی میتواند اطلاعاتی را از بین ببرد که امکان بازیابی دوباره آنها وجود ندارد. ازاینرو، مستندسازی، کاوشهای اصولی و توجه به ظرفیتهای آموزشی و گردشگری فرهنگی از ضرورتهای صیانت از این میراث به شمار میروند.

به گزارش ایمنا، از غارهای زاگرس تا شهرهای باستانی خوزستان و سیستان، محوطههای ایران روایتهای گوناگونی از تاریخ بشر را کنار یکدیگر قرار میدهند. اهمیت جهانی این آثار در آن است که شناخت گذشته را به یک دوره یا تمدن خاص محدود نمیکنند، بلکه مسیر طولانی تحول زندگی انسان، شکلگیری شهرها و ارتباط میان جوامع را پیش چشم میگذارند. حفاظت از این گنجینهها و تداوم پژوهش درباره آنها، راهی برای شناساندن سهم ایران در تاریخ مشترک بشریت است.
نظر شما