به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، ترکیب جمعیتی یکی از شاخصهای مهم برای شناخت ساختار اجتماعی کشورها و شهرهاست. نسبت زنان و مردان در جمعیت، علاوه بر آنکه از شرایط بهداشتی، الگوهای مهاجرتی و تحولات تاریخی تأثیر میپذیرد، میتواند تصویری از تفاوتهای جمعیتی میان مناطق مختلف جهان ارائه دهد. بررسی این شاخص نشان میدهد که برخلاف تصور رایج مبنی بر برتری جمعیت زنان در نتیجه طول عمر بیشتر آنها، در همه کشورها زنان اکثریت جمعیت را تشکیل نمیدهند و در بعضی کشورها بهویژه در حاشیه جنوبی خلیجفارس، تعداد مردان بهمراتب بیشتر است.
بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵ پایگاه دادههای جمعیتی سازمان ملل متحد که در یک تصویرسازی آماری به بررسی نسبت جمعیت مردان به زنان در ۲۳۷ کشور و قلمرو پرداخته است، تفاوتهای منطقهای قابلتوجهی در این زمینه وجود دارد. در این شاخص، عدد بالاتر از ۱۰۰ به معنای بیشتر بودن تعداد مردان نسبت به زنان و عدد پایینتر از ۱۰۰ نشاندهنده بیشتر بودن جمعیت زنان است.
قطر در صدر کشورهای دارای جمعیت مردانه
قطر با نسبت ۲۴۵.۹ مرد به ازای هر ۱۰۰ زن، بیشترین نبود توازن جمعیتی به نفع مردان را در میان کشورهای بررسیشده دارد. پس از آن، امارات متحده عربی با نسبت ۱۷۶ مرد و عمان با ۱۶۶ مرد به ازای هر ۱۰۰ زن قرار میگیرند. این ارقام نشان میدهد که در بعضی کشورهای منطقه خلیجفارس، ساختار جمعیت بهشدت تحت تاثیر حضور نیروی کار مهاجر قرار گرفته است.
مهمترین عامل این وضعیت، مهاجرت گسترده نیروی کار خارجی، بهویژه مردان در سن اشتغال است. بخشهایی همچون ساختوساز، توسعه زیرساختها و فعالیتهای مرتبط با رشد اقتصادی این کشورها به نیروی کار مهاجر وابستگی قابلتوجهی دارند. بسیاری از این افراد از کشورهای جنوب آسیا، از جمله هند، بنگلادش، پاکستان و نپال به کشورهای حوزه خلیجفارس مهاجرت میکنند و در موارد زیادی بدون همراهی خانواده خود به کار مشغول میشوند.
ترکیب جمعیت این کشورها بهگونهای تغییر میکند که سهم مردان در سن اشتغال به شکل محسوسی افزایش مییابد، بنابراین، نسبت بالای مردان به زنان در این کشورها را نمیتوان با تفاوتهای طبیعی در نرخ تولد یا امید به زندگی توضیح داد؛ بلکه الگوی مهاجرت نیروی کار نقشی اساسی در شکلگیری این وضعیت دارد.
این تفاوت جمعیتی از منظر مدیریت شهری نیز اهمیت دارد؛ زیرا ترکیب سنی و جنسیتی جمعیت میتواند بر نیازهای مسکن، حملونقل عمومی، خدمات بهداشتی، امکانات رفاهی و الگوهای سکونت اثر بگذارد. در شهرهایی که شمار زیادی از مهاجران شاغل بهصورت فردی زندگی میکنند، توجه به شرایط سکونت، دسترسی به خدمات عمومی و تناسب زیرساختها با نیازهای جمعیت شاغل اهمیت بیشتری پیدا میکند.

هنگکنگ و مناطق دارای بیشترین سهم جمعیت زنان
در سوی دیگر این مقایسه، هنگکنگ با نسبت ۸۱.۸ مرد به ازای هر ۱۰۰ زن قرار دارد. به این ترتیب، در این منطقه به ازای هر ۱۰۰ زن، کمتر از ۸۲ مرد زندگی میکنند. گوادلوپ با نسبت ۸۲.۴ و مارتینیک با نسبت ۸۲.۹ مرد به ازای هر ۱۰۰ زن، دیگر مناطق دارای بیشترین برتری جمعیت زنان در این رتبهبندی هستند.
در میان کشورهای مستقل نیز مولداوی با نسبت ۸۵.۱ مرد به ازای هر ۱۰۰ زن و روسیه با نسبت ۸۶.۵ در شمار کشورهایی قرار دارند که جمعیت زنان در آنها بهمراتب بیشتر از جمعیت مردان است. لتونی و ارمنستان، هر دو با نسبت ۸۶.۶، اوکراین با ۸۷ و بلاروس با ۸۷.۲ مرد به ازای هر ۱۰۰ زن نیز در همین گروه قرار میگیرند.
گرجستان با نسبت ۸۷.۴، لیتوانی با ۸۹.۵، صربستان با ۹۰.۱ و جزایر و مناطق دیگری همچون پورتوریکو نیز از جمله نقاطی هستند که در آنها جمعیت زنان برتری دارد. این پراکندگی نشان میدهد که جمعیت زنانهتر محدود به یک کشور یا یک منطقه خاص نیست و در بخشهایی از اروپا، حوزه کارائیب و دیگر مناطق جهان مشاهده میشود.
البته نسبت جمعیت مردان به زنان بهتنهایی تمام ابعاد وضعیت جمعیتی یک کشور را توضیح نمیدهد. ساختار سنی، میزان مهاجرت، تفاوتهای منطقهای و تغییرات جمعیتی در طول زمان نیز در تفسیر دقیق این آمار اهمیت دارند.
چرا زنان در روسیه و اروپای شرقی بیشترند؟
روسیه و شماری از کشورهای اروپای شرقی و جمهوریهای سابق اتحاد جماهیر شوروی از جمله مناطقی هستند که در آنها جمعیت زنان بیشتر از مردان است. یکی از دلایل مهم این وضعیت، امید به زندگی بالاتر زنان در کنار مرگومیر بیشتر مردان است؛ عاملی که بهویژه در گروههای سنی بالاتر تاثیر چشمگیری بر ترکیب جمعیت میگذارد.
بیماریهای قلبیعروقی، مرگومیر مرتبط با مصرف الکل و تفاوتهای جنسیتی در احتمال بقا از جمله عواملی هستند که در بررسی وضعیت جمعیتی این مناطق مورد توجه قرار میگیرند. افزون بر این، تحولات تاریخی بهویژه پیامدهای جنگ جهانی دوم، در شکلگیری ساختار جمعیتی بعضی از کشورهای این منطقه نقش داشتهاند.
بررسیهای مرکز پژوهشی پیو نیز به پیامدهای جمعیتی جنگ جهانی دوم و تفاوت در نرخ بقا و امید به زندگی زنان و مردان در کشورهای سابق اتحاد جماهیر شوروی اشاره کرده است. تأثیر این عوامل در طول زمان انباشته شده و در بعضی کشورها بهویژه در میان سالمندان، اختلاف قابلتوجهی میان تعداد زنان و مردان ایجاد کرده است.
در کشورهایی همچون لتونی، لیتوانی و روسیه، پایینتر بودن امید به زندگی مردان در مقایسه با زنان از عوامل مهم برتری جمعیت زنان بهشمار میرود. با افزایش سن جمعیت، این تفاوتها معمولا آشکارتر میشوند، زیرا زنان بهطور متوسط مدت بیشتری زندگی میکنند و در نتیجه سهم بیشتری از جمعیت سالمند را تشکیل میدهند.
نظر شما