به گزارش خبرگزاری ایمنا، آرامش خانواده یکی از عوامل مهم در شکلگیری احساس امنیت روانی کودکان و فراهم شدن زمینه مناسب برای یادگیری آنها است. دانشآموزان علاوه بر برخورداری از امکانات آموزشی و دسترسی به منابع درسی، به محیطی امن و حمایتگر نیاز دارند تا بتوانند با تمرکز کافی به فعالیتهای تحصیلی خود بپردازند. خانه بهعنوان نخستین محیط رشد و تربیت کودک، نقش مهمی در شکلگیری نگرش او نسبت به یادگیری، مدرسه و تواناییهای فردیاش دارد.
فضای عاطفی خانواده و کیفیت ارتباط میان والدین و فرزندان میتواند بر انگیزه تحصیلی، اعتمادبهنفس و توانایی تمرکز دانشآموزان تأثیر بگذارد. تنشهای خانوادگی، نگرانیهای اقتصادی، اختلافنظرهای والدین و انتظارات بیش از اندازه درباره نمره و موفقیت تحصیلی ممکن است ذهن کودک را درگیر کند و فرصت تمرکز بر درس را کاهش دهد. در مقابل، گفتوگوی صمیمانه، توجه به نیازهای عاطفی فرزندان و برخورداری از حمایت والدین میتواند به تقویت احساس امنیت و آرامش آنها کمک کند.
در سالهای ابتدایی تحصیل، کودکان علاوه بر یادگیری مهارتهای درسی، در حال شناخت تواناییهای خود، تجربه استقلال و شکل دادن به روابط اجتماعی هستند. در این مسیر، نحوه برخورد والدین با اشتباهات، دشواریهای درسی و پرسشهای کودک اهمیت ویژهای دارد. سرزنش، مقایسه با دیگران و تأکید بیش از اندازه بر نمرهها ممکن است ترس از اشتباه کردن را در دانشآموز افزایش دهد، در حالی که فراهم کردن فرصت تجربه، تمرین و پرسیدن سؤال، زمینه یادگیری عمیقتر و رشد اعتمادبهنفس را فراهم میکند.
از سوی دیگر، حمایت از یادگیری به معنای بر عهده گرفتن نقش معلم از سوی والدین یا فراهم کردن امکانات گرانقیمت آموزشی نیست. ایجاد محیطی مناسب برای مطالعه، مدیریت عوامل حواسپرتی، تنظیم انتظارات متناسب با سن و توانایی کودک و تعامل سازنده با مدرسه، از جمله اقداماتی است که میتواند به بهبود شرایط تحصیلی دانشآموزان کمک کند. توجه به تفاوتهای فردی کودکان و ایجاد تعادل میان درس، استراحت، بازی و مسئولیتهای روزمره نیز در این زمینه اهمیت دارد.
در همین راستا، درباره نقش آرامش خانواده در تمرکز و یادگیری دانشآموزان، تأثیر رفتار و انتظارات والدین بر انگیزه تحصیلی کودکان، شیوه صحیح همراهی با فرزندان در انجام تکالیف، چگونگی برخورد با مشکلات رفتاری و عاطفی دانشآموزان و اهمیت تعامل میان خانواده و مدرسه، با احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده، گفتوگویی داشتیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.

ایمنا: خانه و خانواده چه نقشی در تمرکز و یادگیری دانشآموزان دارند؟
پدرام: خانواده یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر وضعیت تحصیلی و یادگیری کودک است. دانشآموز برای اینکه بتواند با تمرکز کافی درس بخواند، به محیطی امن، آرام و حمایتگر نیاز دارد. خانه باید برای کودک پناهگاهی امن باشد؛ جایی که بتواند پس از گذراندن یک روز در مدرسه، درباره اتفاقات روزانه، دوستان، مسائل درسی و نگرانیهای خود صحبت کند.
گاهی والدین آنقدر درگیر اخبار، مسائل اجتماعی و مشکلات روزمره میشوند که از دنیای کودک و اتفاقاتی که در مدرسه برای او رخ داده است، غافل میمانند. در حالی که لازم است پدر و مادر از فرزند خود بپرسند روزش را چگونه گذرانده، با چه کسانی ارتباط داشته، کدام بخش از درسها را متوجه نشده و چه موضوعی ذهنش را مشغول کرده است.
نقش والدین این نیست که در خانه به معلم دیگری برای فرزندشان تبدیل شوند، بلکه باید شرایطی فراهم کنند که کودک احساس امنیت و حمایت داشته باشد. وقتی دانشآموز مطمئن باشد که میتواند مشکلاتش را بدون ترس از سرزنش با خانواده در میان بگذارد، راحتتر درباره دشواریهای یادگیری صحبت میکند و برای حل آنها کمک میگیرد.
ایمنا: تنشهای خانوادگی چگونه بر تمرکز دانشآموزان تأثیر میگذارد و والدین چگونه میتوانند فضای آرامتری در خانه ایجاد کنند؟
پدرام: نگرانیهای والدین، اختلافهای خانوادگی، مشکلات اقتصادی و تنشهای میان اعضای خانواده میتواند ذهن کودک را درگیر کند. دانشآموزی که نگران وضعیت خانه است، ممکن است هنگام درس خواندن نتواند بهخوبی بر مطالب درسی تمرکز کند. به همین دلیل، آرامش محیط خانواده یکی از عوامل مهم در فراهم شدن شرایط مناسب برای یادگیری است.
برای ایجاد آرامش، به امکانات مادی فراوان یا شرایط زندگی بینقص نیاز نیست. رفتارهای ساده روزمره، مانند خوشامدگویی گرم، گفتوگو با یکدیگر، شوخیهای سالم و توجه به احساسات اعضای خانواده، میتواند فضای خانه را صمیمیتر کند. کیفیت رابطه میان پدر و مادر نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا احساس امنیت کودک تا حدی از آرامش و ثبات روابط والدین تأثیر میپذیرد.
والدین همچنین باید مراقب باشند اختلافهای خود را به شکلی پیش نبرند که کودک درگیر آنها شود یا احساس کند باید طرف یکی از والدین را بگیرد. بهتر است پدر و مادر درباره مسائل تربیتی با یکدیگر گفتوگو و تا حد امکان هماهنگ عمل کنند. کودک برای رشد و یادگیری به محیطی نیاز دارد که در آن احساس کند بزرگترها مسئولیت مسائل خود را بر عهده دارند و او مجبور نیست بار نگرانیهای آنان را به دوش بکشد.
ایمنا: رفتار والدین و انتظارات تحصیلی آنها چه تأثیری بر انگیزه و اعتمادبهنفس دانشآموز دارد؟
پدرام: رفتار والدین با کودک میتواند بر نگرش او نسبت به درس خواندن و تواناییهای خودش اثر بگذارد. سرزنش کردن، تحقیر، مقایسه با دیگر دانشآموزان و حساسیت بیش از اندازه نسبت به نمرهها ممکن است باعث شود کودک بهجای تمرکز بر یادگیری، از اشتباه کردن بترسد. در چنین شرایطی، درس خواندن بهجای آنکه فرصتی برای رشد باشد، به منبعی از اضطراب تبدیل میشود.
کودکان برای یادگیری به تمرین، تجربه، آزمونوخطا و فرصت اشتباه کردن نیاز دارند. اگر هر اشتباه با واکنش منفی والدین روبهرو شود، ممکن است کودک از امتحان کردن راههای تازه یا پرسیدن سؤال خودداری کند، بنابراین والدین باید به تلاش و پیشرفت فرزندشان توجه کنند و ارزشمندی او را به نمره و رتبه تحصیلی گره نزنند.
گاهی حتی تعریف و تمجید نیز میتواند به فشار تبدیل شود؛ برای مثال، وقتی به دانشآموز گفته میشود که همیشه باید بهترین باشد یا انتظار میرود در همه درسها نفر اول شود، ممکن است احساس کند برای حفظ رضایت خانواده باید به طور دائم موفقیتهای بالایی به دست آورد، همچنین مطرح کردن ضعفهای کودک در جمع اقوام یا مقایسه او با دیگران میتواند اعتمادبهنفسش را تحت تأثیر قرار دهد. بهتر است والدین انتظارات واقعبینانه داشته باشند و به فرزندشان نشان دهند که محبت آنها وابسته به نمرهها و عملکرد تحصیلی او نیست.

ایمنا: آیا آموزش زودهنگام همه مطالب درسی به کودک میتواند به یادگیری او آسیب بزند؟
پدرام: گاهی والدین با این تصور که اگر فرزندشان مطالب سال تحصیلی آینده را از قبل یاد بگیرد، دانشآموز موفقتری خواهد شد، آموزشهای درسی را زودتر از زمان معمول آغاز میکنند. ممکن است هدف آنها کمک به کودک باشد، اما آموزش زودهنگام و بیش از اندازه میتواند فرصت یادگیری طبیعی، کشف کردن و سؤال پرسیدن را از او بگیرد.
کودک باید متناسب با سن و مرحله رشد خود با مفاهیم آشنا شود و فرصت داشته باشد مطالب را در زمان مناسب یاد بگیرد. وقتی همه چیز پیشاپیش به او آموزش داده میشود، ممکن است هنگام تدریس همان مطالب در کلاس احساس خستگی یا بیحوصلگی کند، زیرا با موضوعی روبهرو میشود که پیشتر بارها آن را تکرار کرده است.
از سوی دیگر، تمرکز بیش از اندازه بر جلو افتادن از برنامه درسی میتواند فشار و اضطراب ایجاد کند و علاقه طبیعی کودک به یادگیری را کاهش دهد. هدف آموزش نباید تنها این باشد که دانشآموز از دیگران جلوتر باشد؛ مهمتر آن است که فرصت فهمیدن، تجربه کردن، پرسیدن و یادگیری عمیق را داشته باشد. والدین میتوانند با حمایت متناسب با نیازهای فرزندشان، به رشد تحصیلی او کمک کنند، بدون اینکه روند طبیعی یادگیری را به رقابتی دائمی تبدیل کنند.
ایمنا: محیط فیزیکی خانه و شیوه استفاده والدین از تلویزیون و تلفن همراه چه نقشی در تمرکز دانشآموز دارد؟
پدرام: برای درس خواندن، لازم نیست میز گرانقیمت یا اتاقی با امکانات ویژه در اختیار کودک باشد. آنچه اهمیت دارد، فراهم کردن فضایی متناسب با نیازهای اوست؛ فضایی با نور کافی، سروصدای کمتر و حداقل عوامل حواسپرتی. والدین میتوانند با توجه به امکانات خانه، محیطی را انتخاب کنند که کودک در آن راحتتر تکالیف خود را انجام دهد.
تلویزیون، تلفن همراه و رفتوآمدهای مداوم ممکن است تمرکز دانشآموز را مختل کنند. بهتر است هنگام انجام تکالیف، عوامل مزاحم تا حد امکان کاهش پیدا کند و زمان مشخصی برای درس خواندن در نظر گرفته شود، البته این موضوع زمانی تأثیر بیشتری دارد که والدین نیز الگوی مناسبی باشند؛ اگر از کودک انتظار داشته باشیم هنگام درس خواندن تلفن همراهش را کنار بگذارد، اما خودمان مشغول تلفن یا تماشای تلویزیون باشیم، هماهنگی میان حرف و رفتارمان از بین میرود.
محتوایی که در خانه پخش میشود نیز اهمیت دارد. اخبار نگرانکننده یا تصاویر خشونتآمیز ممکن است ذهن کودک را درگیر کند و هنگام مطالعه به یادش بیاید، بنابراین والدین باید به سن کودک و تأثیر محتوای رسانهای بر احساسات او توجه داشته باشند. فراهم کردن محیط مناسب برای مطالعه، تنها به میز و صندلی محدود نمیشود؛ آرامش روانی و کاهش محرکهای نگرانکننده نیز بخشی از این محیط است.
ایمنا: امنیت عاطفی از چه زمانی بر رشد و یادگیری کودک اثر میگذارد و والدین چگونه میتوانند این احساس را تقویت کنند؟
پدرام: امنیت عاطفی از سالهای نخست زندگی شکل میگیرد و به نوع رابطه کودک با والدین، میزان توجه آنها و شیوه پاسخگویی به نیازهای او وابسته است. وقتی کودک در محیطی گرم و باثبات رشد میکند و میداند در صورت بروز مشکل میتواند به والدینش مراجعه کند، بهتدریج احساس اعتماد و امنیت در او تقویت میشود. این احساس در سالهای مدرسه نیز اهمیت دارد و میتواند بر شیوه روبهرو شدن کودک با دشواریهای درسی تأثیر بگذارد.
با ورود کودک به مدرسه، بهتر است گفتوگوی والدین با او فقط به بررسی دفترها، تکالیف و نمرهها محدود نشود. پدر و مادر میتوانند درباره اتفاقات روزانه مدرسه، روابط کودک با دوستانش، موضوعاتی که برایش جالب بوده و بخشهایی که برایش دشوار بوده است، سوال کنند. چنین گفتوگوهایی به کودک نشان میدهد که خانواده فقط به نتیجه تحصیلی او توجه ندارد، بلکه تجربهها و احساساتش نیز مهم است.
والدین باید فضایی ایجاد کنند که کودک بتواند بدون ترس از تمسخر یا سرزنش درباره نگرانیهایش حرف بزند. اگر دانشآموز در انجام تکالیف دچار مشکل شده یا مطلبی را متوجه نشده است، بهتر است ابتدا به حرفهای او گوش داده شود و سپس برای یافتن راهحل اقدام کنند. امنیت عاطفی به این معناست که کودک بداند حتی هنگام اشتباه کردن، خسته شدن یا کمک خواستن نیز همچنان مورد محبت و حمایت خانواده قرار دارد.
نظر شما