وقتی جاده به میدان انتخاب بدل می‌شود

همه‌چیز با تعقیب‌وگریز شروع می‌شود؛ خودروهایی که جاده را می‌شکافند، دوربینی که هم‌پای حرکت پیش می‌رود و تدوینی که فرصت نفس کشیدن را از مخاطب می‌گیرد. اما «اسکورت» به هیجان جاده بسنده نمی‌کند؛ پشت این سرعت، داستان سربازی قرار دارد که باید میان قانون و نجات جان انسان‌ها دست به انتخاب بزند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، جاده در سینما اغلب بیش از آنکه یک مسیر جغرافیایی باشد، استعاره‌ای از موقعیت‌های دشوار زندگی است؛ راهی که شخصیت‌ها در آن از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌روند، اما آنچه در نهایت اهمیت پیدا می‌کند، انتخاب‌هایی است که در طول مسیر انجام می‌دهند. در «اسکورت»، دومین فیلم بلند یوسف حاتمی‌کیا، جاده به صحنه تعقیب‌وگریز، تقابل و تصمیم‌گیری بدل می‌شود؛ جایی که هیجان اکشن با پرسشی درباره قانون، مسئولیت و نجات جان انسان‌ها پیوند می‌خورد.

فیلم از همان ابتدا با تعقیب‌وگریزی پرتحرک، مخاطب را به دل ماجرا می‌کشاند. دوربین از حرکت بازنمی‌ماند، تدوین ضرباهنگ صحنه‌ها را حفظ می‌کند و جاده به فضایی برای نمایش توانایی‌های اجرایی فیلم‌ساز تبدیل می‌شود. «اسکورت» تلاش می‌کند پیش از آنکه از مخاطب بخواهد به مسئله‌ای اجتماعی یا اخلاقی فکر کند، او را با زبان تصویر و حرکت درگیر کند؛ رویکردی که در سینمای ایران، با توجه به محدودیت تجربه‌های شاخص در ژانر اکشن جاده‌ای، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

محدثه کارخانه، منتقد سینما، نویسنده و فیلم‌ساز در ارزیابی این اثر، جسارت یوسف حاتمی‌کیا در انتخاب ژانر را یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیلم می‌داند و به خبرنگار ایمنا می‌گوید: حاتمی‌کیا در این تجربه از فضای فیلم بلند نخست خود فاصله گرفته است؛ اگر در اثر قبلی او بحرانی خانوادگی و اخلاقی در مرکز روایت قرار داشت، این بار با فیلمی روبه‌رو هستیم که بر اکشن جاده‌ای و ظرفیت‌های بصری آن استوار است.

وقتی جاده به میدان انتخاب بدل می‌شود

وی با اشاره به کیفیت اجرایی فیلم می‌افزاید: کارگردانی «اسکورت» در بخش‌هایی حتی از قدرت روایت آن پیشی می‌گیرد. از نگاه این منتقد، تعقیب‌وگریز آغازین، حرکت دوربین و تدوین، مجموعه‌ای از عناصرند که مخاطب را از همان لحظات نخست جذب می‌کنند و او را برای دنبال کردن ادامه داستان آماده نگه می‌دارند.

این نقطه قوت، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چراکه اکشن در چنین فیلمی تنها مجموعه‌ای از صحنه‌های پرسرعت نیست، بلکه باید بتواند مخاطب را در دل موقعیت داستانی نگه دارد. دوربین و تدوین زمانی کارکرد مؤثر خود را پیدا می‌کنند که هیجان صحنه‌ها به تجربه‌ای ملموس تبدیل شود و مخاطب، همراه شخصیت‌ها، خطر و اضطراب موقعیت را احساس کند.

بااین‌حال، «اسکورت» تنها در پی نمایش مهارت‌های فنی نیست. مسئله‌ای که پیرامون فیلم شکل گرفته، به نحوه رویارویی آن با پدیده شوتی‌ها و جایگاه این افراد در روایت بازمی‌گردد؛ موضوعی که در زمان نمایش فیلم در جشنواره نیز محل بحث میان سینماگران و منتقدان بود. آیا فیلم با نمایش این افراد، آنان را به قهرمانان داستان تبدیل می‌کند یا تصویری پیچیده‌تر از موقعیتشان پیش روی مخاطب می‌گذارد؟

کارخانه در پاسخ به این پرسش، معتقد است فیلم را نباید به قهرمان‌سازی از شوتی‌ها تقلیل داد. به باور وی، «اسکورت» از لبه زندگی این افراد عبور می‌کند؛ وارد تمام لایه‌های زندگی آنان نمی‌شود، اما حضورشان را نیز نادیده نمی‌گیرد. فیلم در این رویارویی، بیش از آنکه حکم نهایی صادر کند، بخشی از قضاوت را به مخاطب می‌سپارد.

از این منظر، نقطه ثقل داستان را باید در شخصیت سرباز جست‌وجو کرد؛ شخصیتی که امیر جدیدی نقش او را بازی می‌کند و در موقعیتی دشوار میان وظیفه سازمانی و نجات جان انسان‌ها قرار می‌گیرد. عنوان فیلم نیز در نسبت با همین موقعیت قابل تأمل است: اسکورت‌کردن، همراهی و حفاظت از مسیری که در آن، مقصد تنها مسئله موجود نیست، چگونگی رسیدن به آن و مسئولیتی که در طول مسیر بر دوش شخصیت‌ها قرار می‌گیرد نیز اهمیت دارد.

وقتی جاده به میدان انتخاب بدل می‌شود

در این میان، موضوع انتقال دارو و مسئله تحریم دارویی، بستر اجتماعی و اخلاقی روایت را شکل می‌دهد. فیلم از این طریق، موقعیتی می‌سازد که در آن تقابل میان قانون و نجات جان انسان‌ها به پرسشی پیچیده‌تر تبدیل می‌شود. مسئله تنها عبور از یک مسیر یا گرفتار شدن در تعقیب‌وگریز نیست؛ پای شرایطی در میان است که تصمیم شخصیت‌ها را از یک انتخاب ساده فراتر می‌برد.

این ظرفیت مضمونی به‌طور عمومی به معنای شکل‌گیری درامی بی‌نقص نیست. به گفته کارخانه، فیلم در بخش‌هایی که از هیجان اکشن فاصله می‌گیرد، با افت ریتم روبه‌رو می‌شود و درام آن نیز به اندازه ظرفیت موقعیت داستانی، گسترش پیدا نمی‌کند. در چنین لحظاتی، روایت نمی‌تواند همیشه همان کشش صحنه‌های پرتحرک را حفظ کند؛ با این‌حال، تازگی تجربه و کیفیت اجرا تا اندازه‌ای این کاستی را جبران می‌کند.

در کنار کارگردانی، بازی‌های امیر جدیدی و زین‌العابدین نیز از دیگر نقاط قابل توجه فیلم هستند. کارخانه، ترکیب این دو بازیگر را موفق ارزیابی می‌کند و معتقد است بازی‌های آنان اندازه و تناسب لازم را با فضای اثر دارند؛ اجرایی که به باورپذیری موقعیت‌ها کمک می‌کند و اجازه می‌دهد مخاطب با شخصیت‌ها همراه شود.

در نهایت، اهمیت «اسکورت» را باید در دو سطح بررسی کرد، اینکه نخست، تلاش برای تجربه ژانری که در سینمای ایران کمتر مجال بروز یافته و دوم، قرار دادن شخصیت اصلی در موقعیتی که هیجان اکشن را به مسئله‌ای اخلاقی پیوند می‌زند. فیلم ممکن است در پرداخت درام و حفظ ریتم در تمام لحظات به یک اندازه موفق نباشد، اما انتخاب مسیر متفاوت، تکیه بر ظرفیت‌های بصری و ورود به قلمرو اکشن جاده‌ای، آن را به تجربه‌ای قابل بحث در سینمای ایران تبدیل می‌کند.

به گزارش ایمنا، «اسکورت» در جاده خود به‌دنبال پاسخی ساده برای پرسش‌های دشوار نیست. ارزش موقعیت مرکزی آن نیز در همین تعارض نهفته است، جایی که انجام وظیفه و نجات جان انسان‌ها در یک مسیر قرار نمی‌گیرند و قهرمان داستان باید در میان این دو، راه خود را پیدا کند.

کد مطلب 1012429

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.