به گزارش خبرگزاری ایمنا، فصل دوم سریال«یزدان» با عنوان «خرداد» فرصتی است برای نگاهی دوباره به چگونگی بازتاب جنگهای اخیر در تولیدات تلویزیونی از جنگ دوازدهروزه تا جنگ رمضان و تلاش برای ثبت تجربهای که از میدان نبرد فراتر میرود و به زندگی روزمره مردم، خانوادهها، اضطراب شهرها و معنای ایستادگی در روزهای بحران میرسد.
تلویزیون در رویارویی با جنگ، تنها با بازسازی صحنههای درگیری و نمایش لحظههای پرالتهاب روبهرو نیست، مسئله اصلی، پیدا کردن روایتی است که بتواند تجربه جمعی یک جامعه را به قصهای باورپذیر تبدیل کند. در چنین مسیری، سریالهایی که جنگ را در بستر زندگی شخصیتهای عادی روایت میکنند، میتوانند تصویری نزدیکتر از تاثیر جنگ بر جامعه ارائه دهند، تصویری که در آن، پشت هر خبر و هر حادثه، زندگی انسانی جریان دارد.
«خرداد» نیز با همین زاویه دید، دست کم در ساختار روایی خود، ظرفیت ورود به چنین مسیری را دارد. این مجموعه ۱۴ قسمتی که فصل دوم «یزدان» به شمار میرود با تغییر کارگردان فاصله گرفتن از ساختار اپیزدویک فصل نخست، داستانی پیوسته را دنبال میکند و حوادث آن در نقطه اوج به جنگ دوازدهروزه میرسد، این تغییر تنها یک تصمیم در شیوه قصهگویی نیست، بلکه میتواند فرصتی برای پیوند دادن یک داستان تلویزیونی با تجربهای تاریخی و اجتماعی باشد.

جنگ دوازدهروزه از ثبت خاطرهها تا ساخت درام
ورود جنگ دوازدهروزه به داستان«خرداد» در شرایطی اتفاق میافتد که تلویزیون از همان روزهای پس از این جنگ به دنبال پیدا کردن قالبهایی برای روایت ابعاد مختلف آن بوده است، از مستندهای مرتبط با شهدای جنگ تا مجموعههای داستانی با محوریت زندگی مردم، مسیر تولیدات تلویزیونی نشان میدهد که این رویداد تنها بهعنوان یک موضوع خبری مورد توجه قرار نگرفته و ظرفیت تبدیل شدن به قصههای نمایشی را نیز پیدا کرده است.
یکی از پروژههای مهم در این زمینه، مجموعهای با عنوان موقت «جنگ، هویت و زندگی» بود که طبق اعلام مدیرخانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ در بهمن ۱۴۰۴، طراحی آن در دو بخش دنبال میشد، بخشی با اقتباس روایت زندگی شهدا و بخشی با تمرکز بر همدلی و همراهی مردم در روزهای جنگ تولید مجموعهای از آثار کوتاه داستانی درباره معلم شهید حسین بابری، کودک شهید ملینا و پرستار شهیده رشت در دستور کار این مرکز قرار گرفته بود.
در کنار این طرحها، مجموعه فک و فامیل به کارگردانی حسین دارابی نیز سراغ تجربه زندگی مردم در روزهای جنگ دوازده روزه رفت. این سریال با روایت همسایگانی که در جریان جنگ با موقعیتهای متفاوت و گاه طنزآمیز روبهرو میشوند، به جای تمرکز صرف بر صحنههای درگیری، امکان تماشای جنگ از زوایه روابط اجتماعی و زندگی روزمره را فراهم میکند. حضور بازیگرانی همچون مهدی هاشمی و مریم سعادت نیز از ویژگیهای این پروژه عنوان شده است.
این رویکرد، اهمیت ویژهای در روایت تلویزیونی جنگ دارد، زیرا جنگ تنها در خطوط مقدم یا لحظههای انفجار و حمله اتفاق نمیافتد. خانهها، خیابانها ، روابط خانوادگی، نگرانی برای عزیزان و تصمیمهایی که آدمها در موقعیتهای پیشبینی نشده میگیرند، نیز بخشی از واقعیت جنگ هستند. درام تلویزیونی زمانی میتواند به تجربهای ماندگار تبدیل شود که این لایههای انسانی را به قصه پیوند بزند.

جنگ رمضان ، روایت یک واقعه در قالبهای متنوع
تفاوت مهم«سرو، سپید، سرخ» با خرداد در شیوه روایت آنهاست، «سرو، سپید، سرخ» ساختاری اپیزدویک دارد و هر قسمت، داستانی مستقل را با شخصیتها و موقعیتهای متفاوت روایت میکند، در حالی که فصل دوم یزدان به سمت یک روایت خطی حرکت کرده است که حوادث آن به تدریج مخاطب را به نقطه اوج داستان، یعنی جنگ دوازدهروزه میرساند.
در «سرو، سپید، سرخ» کارگردانانی همچون بابک خواجه پاشا، لیلی عاج، محمود کریمیف دانش اقباشاوی، مهدی شامحمدی و امیرعباس ربیعی حضور داشتند. تعدد کارگردانان در این مجموعه ، امکان پرداختن به موقعیتها و تجربههای گوناگون را فراهم میکند، تجربههایی که در کنار یکدیگر، تصویر چندوجهی از جنگ و تاثیرات آن بر زندگی مردم میسازند.
در کنار این سریال، مستندسازی نیز سهم مهمی در ثبت جنگ رمضان داشته است. برنامه «نردبان» شبکه مستند با یک ویژه برنامه ۱۳ قسمتی به سراغ مستندسازان و عکاسانی رفت که در روزهای جنگ، دوربینهای خود را به ابزار ثبت وقایع تبدیل کردند . این برنامه علاوهبر گفتوگو درباره تجربههای میدانی فیلمسازان، تصاویری از رویدادهای آن روزها را نیز به نمایش گذاشت.
شبکه افق با مجموعههایی همچون کارزار و مقاوم شهر به روایت میدانی و بررسی ابعاد مختلف جنگ رمضان پرداخت. این تولیدات در کنار آثار مستند دیگر نشان میدهند که روایت جنگ در تلویزیون تنها به سریالسازی محدود نیست و قالبهای مستند، گفتوگو محور و میدانی نیز در ثبت تجربههای این دوره نقش دارند.
نظر شما