بیابان لوت و جنگل‌های هیرکانی؛ افتخار ثبت جهانی و چالش‌های ماندگار حفاظت

ثبت جهانی بیابان لوت و جنگل‌های هیرکانی، جایگاه ارزشمند میراث طبیعی ایران را در عرصه بین‌المللی نشان می‌دهد، با این حال تداوم حفاظت از این زیست‌بوم‌های منحصربه‌فرد در برابر تغییرات اقلیمی، تخریب محیط‌زیست و فشارهای انسانی، همچنان از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی مدیریت این میراث جهانی است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، میراث طبیعی بخشی از سرمایه‌های محیط‌زیستی و هویتی کشورها به‌شمار می‌رود؛ سرمایه‌ای که ارزش آن تنها به زیبایی چشم‌اندازها محدود نیست و می‌تواند حاصل فرایندهای زمین‌شناختی کم‌نظیر، تنوع زیستی، تاریخ تکامل طبیعت و تداوم اکوسیستم‌های ارزشمند باشد. ثبت این آثار در فهرست میراث جهانی یونسکو، فرصتی برای معرفی اهمیت آن‌ها در مقیاس بین‌المللی و تقویت توجه به حفاظت از آن‌ها فراهم می‌کند.

ایران به‌دلیل تنوع اقلیمی و جغرافیایی، از جنگل‌های مرطوب شمال تا بیابان‌های مرکزی، کوهستان‌ها، تالاب‌ها و زیستگاه‌های متنوع، از ظرفیت‌های مهمی در این حوزه برخوردار است. با این حال، تبدیل این ظرفیت طبیعی به پرونده‌ای واجد شرایط برای ثبت جهانی، فرایندی تخصصی و چندمرحله‌ای است که در آن، صرف برخورداری از ویژگی‌های منحصربه‌فرد یا شهرت ملی یک منطقه کفایت نمی‌کند.

بر اساس فهرست رسمی میراث جهانی یونسکو، بیابان لوت و جنگل‌های هیرکانی دو اثر طبیعی ثبت‌شده ایران در فهرست میراث جهانی هستند. بیابان لوت در سال ۲۰۱۶ و جنگل‌های هیرکانی در سال ۲۰۱۹ به این فهرست راه یافتند. این دو اثر، نمونه‌هایی از ظرفیت‌های متفاوت طبیعی ایران به‌شمار می‌روند؛ یکی نمایانگر ویژگی‌های برجسته زمین‌شناختی و چشم‌اندازهای بیابانی و دیگری معرف ارزش‌های اکولوژیک جنگل‌های باستانی منطقه هیرکانی است.

با وجود این دستاوردها، ثبت جهانی آثار طبیعی را نباید پایان مسیر حفاظت دانست. قرارگرفتن یک اثر در فهرست یونسکو، مسئولیت‌های کشور میزبان را در زمینه نگهداری از ارزش‌های ثبت‌شده، مدیریت تهدیدها و پایش مستمر وضعیت حفاظتی آن افزایش می‌دهد.

ثبت جهانی آثار طبیعی چگونه انجام می‌شود؟

فرایند ثبت یک اثر طبیعی در فهرست میراث جهانی، بر اساس کنوانسیون میراث جهانی و دستورالعمل‌های اجرایی یونسکو انجام می‌شود. در این مسیر، نخست باید مشخص شود که اثر مورد نظر از ظرفیت لازم برای معرفی در سطح جهانی برخوردار است و ارزش‌های آن با معیارهای رسمی ثبت انطباق دارد.

نخستین مرحله، درج اثر در فهرست موقت کشور است. فهرست موقت، مجموعه‌ای از آثاری است که دولت عضو احتمال می‌دهد در آینده برای ثبت جهانی معرفی کند. قرارگرفتن یک منطقه در این فهرست به معنای ثبت جهانی یا تأیید نهایی ارزش‌های آن از سوی یونسکو نیست، بلکه پیش‌زمینه‌ای برای تدوین و ارائه پرونده نامزدی به‌شمار می‌رود.

پس از آن، کشور باید پرونده‌ای جامع تهیه کند که در آن، محدوده اثر، ویژگی‌های طبیعی، ارزش جهانی استثنایی، وضعیت حفاظتی، تهدیدهای موجود، ساختار مدیریتی و برنامه‌های حفاظت بلندمدت به‌روشنی تشریح شود. نقشه‌های دقیق، داده‌های علمی، مستندات میدانی و اطلاعات مربوط به نظام حقوقی و مدیریتی منطقه نیز از اجزای مهم این پرونده هستند.

در پرونده‌های میراث طبیعی، اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) به‌عنوان نهاد مشورتی یونسکو، ارزیابی تخصصی انجام می‌دهد. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی مستندات، مشاوره با کارشناسان، بازدید میدانی و بررسی وضعیت حفاظت و مدیریت اثر باشد.

در نهایت، کمیته میراث جهانی یونسکو بر اساس پرونده نامزدی، ارزیابی‌های کارشناسی و معیارهای کنوانسیون درباره ثبت اثر تصمیم می‌گیرد. بنابراین، معرفی یک منطقه از سوی دستگاه‌های داخلی، تهیه پرونده یا حتی عبور از برخی مراحل کارشناسی، به‌تنهایی به معنای تضمین ثبت جهانی آن نیست.

ارزش جهانی استثنایی؛ معیار اصلی ورود به فهرست یونسکو

یکی از مهم‌ترین شرایط ثبت جهانی، اثبات برخورداری اثر از «ارزش جهانی استثنایی» است؛ مفهومی که نشان می‌دهد اهمیت اثر از مرزهای ملی فراتر می‌رود و برای نسل‌های کنونی و آینده بشریت ارزش دارد.

در حوزه میراث طبیعی، این ارزش می‌تواند در نمونه‌های برجسته فرایندهای زمین‌شناختی، پدیده‌های طبیعی کم‌نظیر، زیبایی طبیعی استثنایی، تنوع زیستی و زیستگاه‌های مهم برای حفاظت از گونه‌ها و اکوسیستم‌ها نمود پیدا کند، از این‌رو، پرونده یک اثر طبیعی باید به این پرسش پاسخ دهد که چه ویژگی مشخصی، آن را در مقیاس جهانی متمایز می‌کند و شواهد علمی این تمایز چیست. توصیف عمومی یک منطقه به‌عنوان زیبا، بکر یا دارای گونه‌های ارزشمند، بدون مقایسه علمی و مستندات کافی، برای اثبات این موضوع کفایت نمی‌کند.

اثر پیشنهادی باید از یکپارچگی و وضعیت حفاظتی مناسبی برخوردار باشد و محدوده آن بتواند ارزش‌هایی را که برای ثبت معرفی شده‌اند، در بلندمدت حفظ کند. در نتیجه، تعیین مرزهای دقیق، شناسایی مناطق حائل در موارد لازم، کنترل فعالیت‌های مخرب و تدوین برنامه مدیریت مؤثر، از اجزای تعیین‌کننده پرونده به‌شمار می‌روند.

جنگل‌های هیرکانی و بیابان لوت؛ دو تجربه متفاوت از ثبت جهانی

جنگل‌های هیرکانی و بیابان لوت نشان می‌دهند که میراث طبیعی ایران از نظر ویژگی‌های اکولوژیک و زمین‌شناختی تنوع قابل توجهی دارد.

جنگل‌های هیرکانی که در امتداد بخش‌هایی از سواحل جنوبی دریای خزر و دامنه‌های شمالی البرز قرار گرفته‌اند، از ارزش‌های مهم جنگلی و زیست‌جغرافیایی برخوردارند. این جنگل‌ها به دلیل قدمت، ویژگی‌های اکولوژیک و اهمیت آن‌ها در شناخت تاریخ طبیعی منطقه، سال ۲۰۱۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدند.

ماهیت این اثر، ضرورت توجه به حفاظت از پوشش جنگلی، پیوستگی زیستگاه‌ها، تنوع زیستی و مدیریت فعالیت‌های انسانی را برجسته می‌کند. هرگونه ارزیابی از وضعیت حفاظتی آن نیز باید بر اطلاعات مستند درباره تهدیدها، کیفیت مدیریت و حفظ ارزش‌های مبنای ثبت متکی باشد.

در مقابل، بیابان لوت که در سال ۲۰۱۶ ثبت جهانی شد، نمونه‌ای شاخص از چشم‌اندازهای بیابانی و فرایندهای طبیعی شکل‌دهنده آن‌ها است. ارزش‌های این منطقه، از ویژگی‌های زمین‌شناختی و شکل‌های برجسته سطح زمین، اهمیت حفاظت از ساختار طبیعی و جلوگیری از آسیب به ویژگی‌های مبنای ثبت را نشان می‌دهد.

این دو تجربه تأکید می‌کند که راهبرد حفاظت برای همه آثار طبیعی یکسان نیست. مدیریت یک منطقه جنگلی با مدیریت یک چشم‌انداز بیابانی تفاوت دارد و برنامه‌های حفاظتی باید متناسب با ویژگی‌های اکولوژیک، زمین‌شناختی و فشارهای انسانی هر منطقه تنظیم شود.

چالش نخست؛ حفاظت واقعی پیش از ثبت جهانی

یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی پرونده‌های میراث طبیعی، فاصله احتمالی میان معرفی ارزش‌های یک منطقه و توانایی عملی برای حفاظت از آن است. ثبت جهانی زمانی از نظر حفاظتی معنا پیدا می‌کند که کشور بتواند نشان دهد ارزش‌های اثر در برابر تهدیدهای موجود و احتمالی حفظ می‌شوند.

تغییر کاربری اراضی، تخریب پوشش گیاهی، شکار غیرمجاز، برداشت بی‌رویه منابع، چرای نامتوازن دام، توسعه نامتناسب زیرساخت‌ها و فشار ناشی از گردشگری، بسته به ویژگی‌های هر منطقه، می‌توانند بر وضعیت آثار طبیعی تأثیر بگذارند.

در برخی مناطق نیز تغییرات اقلیمی، افزایش تنش آبی، آتش‌سوزی و تغییر شرایط زیستگاهی، ضرورت پایش مستمر را افزایش می‌دهد. با این حال، شدت و نوع این تهدیدها باید برای هر اثر بر اساس داده‌های معتبر و مطالعات تخصصی ارزیابی شود و نمی‌توان همه آن‌ها را بدون تفکیک به تمامی پرونده‌های طبیعی ایران نسبت داد.

برای رفع این چالش‌ها، برخورداری از عنوان حفاظتی به‌تنهایی کافی نیست. اثربخشی قوانین، تأمین نیروی انسانی متخصص، تخصیص اعتبارات پایدار، کنترل فعالیت‌های ناسازگار با حفاظت و اجرای برنامه مدیریت از جمله عواملی هستند که می‌توانند توان حفاظتی یک منطقه را تقویت کنند.

هماهنگی دستگاه‌ها؛ حلقه مهم در تکمیل پرونده‌ها

ثبت جهانی آثار طبیعی به‌طور معمول به همکاری چند نهاد وابسته است. سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، نهادهای پژوهشی، دانشگاه‌ها، دستگاه‌های مسئول مدیریت اراضی و در مواردی مدیریت‌های استانی و محلی، هر یک می‌توانند در بخش‌هایی از فرایند نقش داشته باشند.

اگر داده‌های علمی، نقشه‌های محدوده، اسناد حقوقی و برنامه‌های مدیریتی میان دستگاه‌ها هماهنگ نباشند، تدوین پرونده‌ای جامع و منسجم دشوار می‌شود. از سوی دیگر، حفاظت از بسیاری از مناطق طبیعی به تصمیم‌هایی فراتر از محدوده یک نهاد نیاز دارد؛ برای مثال، سیاست‌های توسعه زیرساخت، بهره‌برداری از منابع و مدیریت گردشگری باید با اهداف حفاظتی منطقه سازگار باشند.

در این میان، تقسیم روشن مسئولیت‌ها، ایجاد سازوکار هماهنگ بین دستگاه‌ها، به‌روزرسانی اطلاعات و تعیین منابع مالی مورد نیاز می‌تواند از تکرار مطالعات، تأخیر در تکمیل مستندات و ناهماهنگی در اجرای برنامه‌ها جلوگیری کند.

مشارکت جوامع محلی؛ شرط پایداری حفاظت

جوامع محلی در بسیاری از مناطق طبیعی، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم با منابع محیط‌زیستی ارتباط دارند، از این‌رو، برنامه حفاظت از یک اثر طبیعی زمانی می‌تواند پایدار باشد که نیازهای معیشتی ساکنان، حقوق قانونی آن‌ها و آثار اقتصادی تصمیم‌های حفاظتی نیز مورد توجه قرار گیرد.

محدودیت‌های دسترسی، تغییر شیوه‌های بهره‌برداری از منابع یا افزایش فشار گردشگری ممکن است بر زندگی ساکنان اثر بگذارد. اگر این پیامدها بدون گفت‌وگو و برنامه‌ریزی مناسب مدیریت شود، دستیابی به اهداف حفاظتی نیز دشوارتر خواهد شد.

در مقابل، مشارکت مردم در پایش محیط‌زیست، حفاظت از زیستگاه‌ها، ارائه خدمات گردشگری مسئولانه و بهره‌گیری از دانش بومی می‌تواند ظرفیت مدیریت محلی را افزایش دهد. در چنین رویکردی، ثبت جهانی نباید تنها پروژه‌ای اداری یا تبلیغاتی تلقی شود، بلکه باید بخشی از برنامه بلندمدت حفاظت و توسعه پایدار منطقه باشد.

ثبت جهانی؛ فرصت معرفی یا مسئولیتی بلندمدت؟

ثبت یک اثر طبیعی در فهرست یونسکو می‌تواند توجه بین‌المللی را به ظرفیت‌های طبیعی کشور افزایش دهد و زمینه توسعه پژوهش، آموزش و گردشگری مسئولانه را فراهم کند. با این حال، افزایش شهرت یک منطقه ممکن است فشار بازدیدکنندگان و تقاضا برای توسعه زیرساخت‌ها را نیز افزایش دهد.

برنامه‌ریزی برای معرفی جهانی آثار باید هم‌زمان با تعیین ظرفیت پذیرش گردشگر، سامان‌دهی مسیرهای بازدید، مدیریت پسماند، حفاظت از زیستگاه‌ها و آموزش بازدیدکنندگان پیش برود، در غیر این صورت، فرصتی که قرار است به حفاظت از میراث طبیعی کمک کند، می‌تواند به عاملی برای افزایش فشار بر آن تبدیل شود، همچنین ارزیابی موفقیت نباید به تعداد آثار ثبت‌شده محدود بماند. وضعیت اکوسیستم، حفظ ویژگی‌های مبنای ثبت، کیفیت مدیریت، کاهش تهدیدها و استمرار مشارکت جوامع محلی، معیارهای مهم‌تری برای سنجش نتیجه بلندمدت این فرایند هستند.

آینده پرونده‌های طبیعی ایران در گرو مدیریت علمی

ظرفیت‌های طبیعی ایران، امکان معرفی آثار بیشتری را در سطح جهانی فراهم می‌کند، اما انتخاب پرونده‌های اولویت‌دار باید بر اساس ارزیابی علمی، امکان اثبات ارزش جهانی استثنایی و توان حفاظت بلندمدت انجام شود. درج یک اثر در فهرست موقت نیز تنها یکی از مراحل این مسیر است و نباید با ثبت نهایی آن اشتباه گرفته شود.

در این مسیر، به‌روزرسانی فهرست موقت ایران، انتشار اطلاعات شفاف درباره وضعیت هر پرونده، تکمیل مطالعات علمی، تعیین محدوده‌های دقیق، تقویت مدیریت حفاظتی و تأمین منابع مالی پایدار می‌تواند روند آماده‌سازی پرونده‌ها را تقویت کند.

در نهایت، موفقیت ایران در ثبت جهانی میراث طبیعی زمانی معنا پیدا می‌کند که معرفی بین‌المللی آثار با حفاظت واقعی از آن‌ها همراه باشد. ارزش یک اثر طبیعی فقط به قرارگرفتن نام آن در فهرست جهانی وابسته نیست، بلکه به توان کشور در حفظ این سرمایه برای نسل‌های آینده بستگی دارد.

کد مطلب 1011514

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.