به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، طراحی فضاهای انسانی در مناطق گرم و خشک، همواره با چالشهایی همچون تابش شدید خورشید، کمبود آب، حفظ پوشش گیاهی و تامین آسایش حرارتی همراه بوده است. در چنین شرایطی، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهگیری از ویژگیهای طبیعی زمین میتواند راهکارهایی تازه برای ایجاد فضاهای قابل استفاده و سازگار با محیط زیست ارائه دهد. تأسیسات هنری «زیر همان خورشید» (Under the Same Sun) در العلا، عربستان سعودی، نمونهای از رویکردی است که این ملاحظات را در قالب یک تجربه هنری و فضایی به نمایش میگذارد.
این اثر چندرسانهای به بررسی ارتباط پیچیده میان خورشید، ویژگیهای مادی آن و انرژی، تصاویر و فرمهایی میپردازد که از آن پدید میآیند. ایده اصلی پروژه بر این اساس شکل گرفته است که خورشید تنها منبع نور و گرما نیست، بلکه نقشی اساسی در شکلگیری حیات، تولید انرژی و ادراک انسان از محیط پیرامون دارد.
در این پروژه گلخانهای حاوی گیاهان بومی در فضایی زیرزمینی و غارمانند قرار گرفته است؛ فضایی که در تضاد با چشمانداز باز و آفتابخورده بیابان، محیطی متفاوت برای رشد گیاهان و حضور بازدیدکنندگان ایجاد میکند. این ساختار بهجای آنکه صرفا به شکل یک گلخانه متعارف روی سطح زمین ساخته شود، در دل زمین جای گرفته است و از همین طریق، رابطه میان سطح خشک و محیط محافظتشده زیر آن را به بخشی از تجربه اثر تبدیل میکند.

انرژی خورشیدی؛ بخشی از معماری و نه عنصری افزوده بر آن
یکی از ویژگیهای متمایز این سازه، استفاده از فناوری تصویر برای تامین نور مورد نیاز گیاهان است. تصاویر زنده از چشمانداز بالای زمین به داخل گلخانه زیرزمینی منتقل و روی سطوح آن تابانده میشوند. این تصاویر تنها نقش تزئینی ندارند؛ نور حاصل از پروژکشن برای فتوسنتز گیاهان و کمک به رشد آنها به کار گرفته میشود.
به این ترتیب، چشمانداز واقعی بیابان در سطحی دیگر بازآفرینی میشود و پیوند میان محیط بیرونی و فضای زیرزمینی، از طریق نور و فناوری برقرار میماند. آنچه در سطح زمین به شکل منظرهای طبیعی دیده میشود، در زیر زمین به بخشی از فرایند رشد گیاهان تبدیل میشود؛ فرایندی که مرز میان بازنمایی تصویری طبیعت و عملکرد واقعی آن را به چالش میکشد.
سامانه تصویری و مجموعه تأسیسات این پروژه با انرژی خورشیدی کار میکنند. پنلهای خورشیدی در عین حال که انرژی مورد نیاز سازه را تامین میکنند، نقش پوشش سقف فضای فرورفته را نیز بر عهده دارند. این پنلها به شکلی همسطح با زمین نصب شدهاند و فرم کلی آنها به گودالی بزرگ از آب شباهت دارد؛ تصویری که در چشمانداز خشک بیابان، حالتی شبیه سراب ایجاد میکند.
این انتخاب، انرژی خورشیدی را از یک سامانه فنی پنهان در پشت پروژه به بخشی از زبان معماری آن تبدیل میکند. پنلها هم وظیفهای کاربردی دارند و هم در شکلگیری برداشت بصری مخاطب از سازه نقشآفرین هستند. ظاهر آنها در سطح زمین، نشانهای از فضای پناهگرفته در زیر سطح است؛ فضایی که وجودش از بیرون بهطور کامل آشکار نیست.
این ترکیب نشان میدهد که زیرساختهای انرژی پاک میتوانند فراتر از تجهیزات تأمین برق عمل کنند و در طراحی فرم، سازماندهی فضا و شکلگیری تجربه انسانی نیز نقش داشته باشند. در اینجا، تولید انرژی، بازنمایی منظره و ایجاد محیطی مناسب برای حیات گیاهی در قالب یک طرح واحد گرد آمدهاند.

در ساخت این تاسیسات از مصالحی با ظاهری ساده و سازگار با ماهیت اجرایی پروژه استفاده شده است. دیوارهای گابیونی که با سنگهای محلی پر شدهاند، کنار نیمکت خشتی و تیرهای فولادی، ساختاری کمپیرایه ایجاد میکنند. در این طرح، مصالح و اجزای سازهای تا حد زیادی آشکار باقی ماندهاند و بهجای پوشاندن عناصر فنی، عملکرد و شیوه ساخت آنها در معرض دید قرار گرفته است.
دیوارهای گابیونی علاوه بر نقش سازهای و تعریف محدوده فضا، با استفاده از سنگهای محلی، ارتباط بصری پروژه با بستر طبیعی اطراف را حفظ میکنند. نیمکت خشتی نیز فضایی برای مکث و استراحت فراهم میآورد و تیرهای فولادی در شکلگیری ساختار کلی تاسیسات نقش دارند. واحد تامین انرژی نیز در فضای داخلی قابل مشاهده است؛ انتخابی که بر اهمیت سامانه خورشیدی در عملکرد کل مجموعه تأکید میکند.
این شفافیت در نمایش اجزای فنی، به مخاطب امکان میدهد سازوکار پروژه را بهتر درک کند. انرژی در اینجا مفهومی انتزاعی و دور از دسترس نیست، بلکه از طریق تجهیزات قابل مشاهده و ارتباط آنها با فضای گلخانه، به بخشی از تجربه حضور در سازه تبدیل میشود.
درسهای یک سازه هنری برای طراحی پایدار در شهرهای گرم
اهمیت «زیر همان خورشید» برای حوزه شهرسازی و مدیریت شهری را میتوان در شیوه ترکیب چند راهبرد طراحی مشاهده کرد: بهرهگیری از انرژی تجدیدپذیر، استفاده از مصالح محلی، ایجاد فضای محافظتشده در بستر زمین، توجه به نیازهای گیاهان و فراهم کردن امکان استراحت برای بازدیدکنندگان.
در شهرهای واقع در اقلیمهای گرم و خشک، افزایش کیفیت فضاهای عمومی مستلزم توجه همزمان به سایه، آسایش حرارتی، مصرف انرژی و حفظ پوشش گیاهی است. این پروژه نشان میدهد که حتی یک سازه موقت و محدود نیز میتواند به بستری برای آزمودن ارتباط میان این عوامل تبدیل شود. استفاده از سطوح فرورفته، ایجاد فضاهای نیمهمحصور و تلفیق سامانههای انرژی پاک با طراحی معماری، از جمله رویکردهایی هستند که میتوانند در مطالعات مربوط به طراحی فضاهای عمومی در اقلیمهای گرم مورد توجه قرار گیرند.
راهکارهای بهکاررفته در این اثر را نمیتوان بدون بررسی شرایط اقلیمی، نیازهای آبی گیاهان، هزینههای اجرایی و الزامات نگهداری بهطور مستقیم به مقیاس شهر تعمیم داد. با این حال، پروژه یادشده نمونهای از ظرفیت طراحی خلاقانه برای پیوند دادن فناوری، محیط طبیعی و تجربه انسانی است.

«زیر همان خورشید» در نهایت، تصویری متفاوت از رابطه انسان با بیابان ارائه میدهد؛ رابطهای که در آن، طبیعت تنها پسزمینهای برای ساختوساز نیست و فناوری نیز تنها به تأمین نیازهای فنی محدود نمیشود. خورشید، زمین، تصویر، انرژی و حیات گیاهی در این سازه به اجزای یک تجربه واحد تبدیل شدهاند؛ تجربهای که نشان میدهد طراحی پایدار میتواند علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی، شیوه نگاه انسان به محیط و امکانات نهفته در آن را نیز تغییر دهد.
نظر شما