به گزارش خبرگزاری ایمنا، ترافیک در بسیاری از شهرها یکی از مسائل روزمره شهروندان است و بخش قابل توجهی از برنامههای مدیریت شهری را به خود اختصاص میدهد، در چنین شرایطی نخستین راهکاری که به ذهن میرسد، افزایش ظرفیت معابر، تعریض خیابانها، احداث تقاطعهای غیرهمسطح و ایجاد مسیرهای جدید است؛ اما تجربه شهرهای مختلف نشان میدهد که توسعه فیزیکی شبکه معابر بهتنهایی نمیتواند کاهش پایدار ترافیک را تضمین کند.
مسئله ترافیک تنها به تعداد خودروها یا ظرفیت خیابانها مربوط نمیشود و عواملی مانند محل استقرار فعالیتهای شهری، فاصله میان محل سکونت و کار، کیفیت حملونقل عمومی، دسترسی به خدمات، وضعیت پارکینگ و حتی زمان انجام سفرها بر میزان تردد خودروها تأثیر میگذارد.
مریم عرفان، معمار و شهرساز درباره رابطه میان توسعه معابر و ترافیک شهری به خبرنگار ایمنا میگوید: خیابان مانند یک لوله آب عمل نمیکند که با افزایش قطر آن، جریان موجود بدون تغییر باقی بماند. رفتار شهروندان در برابر تغییرات شبکه معابر تغییر میکند و افزایش ظرفیت یک مسیر میتواند تقاضای جدیدی برای استفاده از همان مسیر ایجاد کند.

وی میافزاید: وقتی یک خیابان تعریض میشود یا مسیر جدیدی در شبکه شهری شکل میگیرد، بخشی از شهروندانی که پیش از این به دلیل شلوغی مسیر، زمان سفر یا دشواری دسترسی از آن استفاده نمیکردند، ممکن است به استفاده از خودروی شخصی روی بیاورند. همچنین بخشی از سفرها از مسیرهای دیگر به مسیر جدید منتقل میشود یا زمان انجام سفر تغییر میکند.
این فرایند که در ادبیات حملونقل شهری با عنوان «تقاضای القایی» شناخته میشود، نشان میدهد که افزایش ظرفیت معابر میتواند خود به افزایش استفاده از ظرفیت ایجادشده منجر شود. به همین دلیل، حل مسئله ترافیک تنها با ساخت خیابانهای بیشتر دنبال نمیشود و مدیریت تقاضای سفر نیز در کنار توسعه زیرساخت اهمیت پیدا میکند.
البته این موضوع به معنای بیفایده بودن توسعه معابر نیست. در برخی نقاط، وجود گلوگاههای واقعی، طراحی نامناسب تقاطعها، کمبود ظرفیت در یک بخش مشخص از شبکه یا مشکلات هندسی مسیر، ضرورت اصلاح و توسعه زیرساخت را ایجاد میکند.
مسئله زمانی شکل میگیرد که تعریض خیابان به راهکار اصلی و تکرارشونده برای تمام مسائل ترافیکی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، بدون بررسی علت شکلگیری سفرها و الگوی جابهجایی شهروندان، ظرفیت جدیدی به شبکه اضافه میشود، اما پس از مدتی همان ظرفیت نیز با افزایش تقاضا روبهرو میشود.
عرفان تأکید میکند: پیش از اجرای پروژههای توسعه معابر باید مشخص شود این پروژه دقیقاً چه مسئلهای را حل میکند، چه تعداد سفر را جابهجا میکند و آیا راهکارهایی با هزینه کمتر و پیامدهای شهری پایینتر وجود دارد یا خیر.
ترافیک فقط مسئله خودرو نیست
ترافیک زمانی تشدید میشود که بخش زیادی از سفرهای روزانه شهروندان به خودروی شخصی وابسته باشد. اگر محل سکونت از محل کار، آموزش، خرید و دریافت خدمات فاصله زیادی داشته باشد و حملونقل عمومی نیز کیفیت، سرعت و قابلیت اطمینان کافی نداشته باشد، استفاده از خودرو به گزینهای طبیعی برای شهروندان تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، توسعه شبکه معابر بدون اصلاح الگوی سفر، بیشتر به افزایش ظرفیت حرکت خودروها توجه میکند تا کاهش نیاز به سفر با خودرو. در مقابل، برنامهریزی شهری میتواند با نزدیکتر کردن کاربریهای مورد نیاز روزانه، تقویت مراکز محلهای و ایجاد دسترسی مناسب به خدمات، بخشی از سفرهای غیرضروری را کاهش دهد.
یکی از مهمترین ابزارهای کاهش وابستگی به خودروی شخصی، ایجاد حملونقل عمومی کارآمد است. این موضوع الزاماً به معنای اجرای پروژههای سنگین و پرهزینه مانند مترو در همه شهرها نیست و متناسب با اندازه و ساختار شهر میتواند از طریق اتوبوس، مینیبوس، سامانههای حملونقل محلی و سایر شیوههای جابهجایی عمومی دنبال شود.
حملونقل عمومی زمانی میتواند در کاهش ترافیک نقش مؤثری داشته باشد که برای شهروندان قابل اعتماد، در دسترس، ایمن و از نظر زمانی رقابتی باشد. اگر شهروند برای رسیدن به مقصد با حملونقل عمومی زمان بسیار بیشتری نسبت به خودروی شخصی صرف کند، صرف توسعه این شبکه لزوماً تغییر محسوسی در رفتار سفر ایجاد نمیکند.
پیادهروی و دوچرخهسواری بخشی از راهحل شهری است
مدیریت ترافیک تنها به خودرو و حملونقل عمومی محدود نمیشود. ایجاد پیادهراههای ایمن، مسیرهای مناسب دوچرخه، دسترسی راحت به ایستگاههای حملونقل عمومی و طراحی خیابانهای انسانمحور نیز میتواند بخشی از سفرهای کوتاه را از خودرو جدا کند.
وقتی خدمات روزمره در فاصله مناسب از محل سکونت قرار میگیرد و محیط شهری برای پیادهروی و دوچرخهسواری مناسب میشود، شهروندان برای انجام هر سفر کوتاه الزاماً به خودروی شخصی نیاز پیدا نمیکنند. در این رویکرد، هدف اصلی فقط افزایش سرعت خودروها نیست، بلکه افزایش کیفیت و تنوع گزینههای جابهجایی است.
مدیریت پارکینگ نیز در شکلگیری تقاضای سفر با خودرو نقش دارد. زمانی که پارک خودرو در مقصد بهسادگی و با هزینه پایین امکانپذیر است، استفاده از خودروی شخصی جذابتر میشود؛ در مقابل، سیاستهای مناسب مدیریت پارکینگ میتواند بخشی از تقاضای غیرضروری برای سفر با خودرو را کنترل کند.
به همین دلیل، سیاستگذاری پارکینگ باید در کنار توسعه حملونقل عمومی، پیادهمداری و مدیریت کاربری زمین دیده شود و تنها به ساخت ظرفیت بیشتر برای توقف خودرو محدود نشود.

موفقیت پروژههای ترافیکی باید بعد از اجرا سنجیده شود
یکی از نکات مهم در مدیریت ترافیک، ارزیابی پروژهها پس از بهرهبرداری است. صرف افتتاح یک خیابان، تقاطع یا مسیر جدید نمیتواند بهتنهایی نشانه موفقیت پروژه باشد. باید مشخص شود که پروژه چه تغییری در زمان سفر، حجم تردد، ایمنی، مصرف سوخت، کیفیت محیط شهری و سهم شیوههای مختلف حملونقل ایجاد میکند.
اگر هدف یک پروژه کاهش ترافیک است، این هدف باید با شاخصهای مشخص سنجیده شود و عملکرد واقعی پروژه پس از بهرهبرداری مورد ارزیابی قرار گیرد. چنین رویکردی به مدیریت شهری کمک میکند تا میان پروژههایی که صرفاً ظرفیت خودرو را افزایش میدهند و پروژههایی که واقعاً کیفیت جابهجایی شهروندان را بهبود میبخشند، تفاوت قائل شود.
ترافیک شهری در نهایت مسئلهای چندبعدی است و پاسخ آن نیز در یک پروژه منفرد خلاصه نمیشود. توسعه معابر در نقاط ضروری، تقویت حملونقل عمومی، مدیریت پارکینگ، بهبود زیرساختهای پیاده و دوچرخه، اصلاح توزیع کاربریها و مدیریت زمان سفرها میتوانند در کنار یکدیگر، مجموعهای از راهکارهای مؤثر را شکل دهند.
عرفان معتقد است که مدیریت شهری پیش از تصمیمگیری برای افزایش ظرفیت یک معبر باید مشخص کند چه جمعیتی از این پروژه منتفع میشوند، چه میزان سفر از طریق آن جابهجا میشود و آیا گزینههای کمهزینهتر و پایدارتر برای پاسخ به مسئله وجود دارد یا خیر.
بر این اساس، کاهش ترافیک بیش از آنکه به معنای ایجاد فضای بیشتر برای حرکت خودروها باشد، به معنای ایجاد امکان انتخابهای بیشتر برای شهروندان است؛ شهری که حملونقل عمومی قابل اعتماد، دسترسی مناسب، کاربریهای متنوع و فضاهای امن برای پیادهروی و دوچرخهسواری دارد، وابستگی کمتری به خودروی شخصی پیدا میکند.
در چنین نگاهی، موفقیت یک شهر تنها با این معیار سنجیده نمیشود که خودروها با چه سرعتی در خیابان حرکت میکنند، بلکه این موضوع اهمیت دارد که شهروندان برای انجام فعالیتهای روزمره تا چه اندازه به خودرو نیاز پیدا میکنند. مدیریت ترافیک، در این چارچوب، از «افزایش ظرفیت عبور خودرو» به سمت «مدیریت جابهجایی مردم» حرکت میکند.
نظر شما