از صاحب‌بن‌عباد تا دیگ‌های غذای روزهای جنگ؛ طوقچی را این طور ندیده‌اید

نام طوقچی که می‌آید، باید سراغ قصه‌اش رفت؛ قصه‌ای که از «تخم‌چین» آغاز می‌شود و قدم‌ها را از راس‌الرضا و آرامگاه صغیر اصفهانی و مقبره صاحب بن عباد، تا ارسی‌های خانه لباف و سرانجام ضیافت‌خانه ننه حبیبه می‌برد؛ جایی که تاریخ محله با خاطره روزهای جنگ گره خورده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، «طوقچی»؛ نامی که امروز بیشتر با میدان قدس شناخته می‌شود، اما برای رسیدن به معنای آن باید خیلی عقب‌تر رفت؛ به روزهایی که شمال اصفهان با دروازه‌ای شناخته می‌شد و نام این محدوده هنوز در میان «دربه» و «دریه» رفت‌وآمد داشت.

برای وجه تسمیه طوقچی روایت‌های مختلفی نقل شده است. یکی از مشهورترین روایت‌ها، داستانی عجیب درباره تخم‌مرغ‌هاست؛ روایتی که می‌گوید: حاکمی برای از میان بردن شهرت مردم اصفهان به استجابت دعا، از آنها خواست تخم‌مرغ‌هایشان را در نزدیکی دروازه‌ای روی هم بگذارند. بعد هر کس تخم‌مرغی برداشت و چون دیگر مشخص نبود هر تخم‌مرغ متعلق به چه کسی است، این محل «تخم‌چین» خوانده شد و در گذر زمان «تخچی» و سپس «طوقچی» نام گرفت.

روایت دیگری اما ریشه نام را در باغ‌های سرسبز شمال شهر می‌جوید؛ باغ‌هایی که همچون طوقی سبز، بخش شمالی اصفهان را دربر گرفته بودند، حالا قرن‌ها از آن روزها گذشته است. دروازه‌ها شکل دیگری پیدا کرده‌اند، باغ‌ها جای خود را به خیابان و ساختمان داده‌اند و زندگی در میدان قدس با همان شتاب همیشگی جریان دارد، اما نام «طوقچی» هنوز باقی است و قرار است این بار، این نام را نه از روی نقشه، بلکه با قدم زدن در خود محله دنبال کنیم، تور نیم‌روزی از همین‌جا آغاز می‌شود.

جایی که تاریخ، ناگهان از دل شهر امروز بیرون می‌آید

قدم‌های نخست در میان رفت‌وآمد عادی مردم برداشته می‌شود. طوقچی در نگاه نخست، محله‌ای کاملاً زنده و امروزی است؛ مغازه‌ها بازند، خریدوفروش جریان دارد و آدم‌ها بی‌آنکه چند قرن تاریخ زیر پایشان باشد، از کنار بناهایی عبور می‌کنند که هر کدام داستانی برای گفتن دارند، اما نخستین توقف، حال‌وهوای مسیر را تغییر می‌دهد.

«راس‌الرضا»، اینجا نخستین ایستگاه جدی تور است؛ مکانی که در روایت‌های مذهبی با حضرت شاهرضا(ع) پیوند دارد و در همین محدوده تاریخی طوقچی قرار گرفته است، در کنار آن، نامی دیگر توجه گروه را به خود جلب می‌کند.

صغیر اصفهانی، شاعر، مداح و چهره‌ای شناخته‌شده در شعر آیینی اصفهان که آرامگاهش در همین محدوده قرار دارد.

محمد فاتحی، کارشناس گردشگری و راهنمای تور در اینجا برای گروه از صغیر اصفهانی می‌گوید: «صغیر اصفهانی یکی از چهره‌های مهم شعر آیینی اصفهان است و بخش قابل توجهی از شهرت او به اشعاری برمی‌گردد که در مدح و سوگ اهل‌بیت(ع) سروده است. نام او با فضای فرهنگی و مذهبی اصفهان پیوند خورده و قرار گرفتن آرامگاهش در این محدوده، به اهمیت فرهنگی طوقچی اضافه کرده است.»

گروه چند دقیقه‌ای در اینجا می‌ماند، بعد دوباره راه می‌افتد، این بار مقصد، نامی است که قرن‌ها از زمان زندگی‌اش گذشته، اما هنوز در طوقچی نشانی از حضورش باقی است.

از صاحب‌بن‌عباد تا دیگ‌های غذای روزهای جنگ؛ طوقچی را این طور ندیده‌اید

صاحب بن عباد؛ مردی از قرن چهارم در قلب طوقچی

چند قدم جلوتر، به مقبره صاحب بن‌عباد می‌رسیم، نام صاحب با یکی از مهم‌ترین دوره‌های فرهنگی و سیاسی تاریخ ایران گره خورده است؛ وزیر نامدار آل‌بویه، ادیب و دانشمندی که در قرن چهارم هجری زندگی می‌کرد و از چهره‌های اثرگذار آن روزگار بود.

فاتحی این بار روایت را از شخصیت صاحب بن عباد آغاز می‌کند: «صاحب بن‌عباد فقط یک شخصیت سیاسی و وزیر نبود؛ او در حوزه علم و ادب هم جایگاه مهمی داشت و از چهره‌های فرهنگی دوره آل‌بویه محسوب می‌شد. ارتباط او با اصفهان هم ارتباطی عمیق است و اینکه آرامگاهش در این محدوده قرار دارد، بخشی از جایگاه تاریخی اصفهان را در آن دوره نشان می‌دهد. روایت تاریخی می‌گوید که صاحب بن‌عباد پس از مرگ به اصفهان منتقل شد و در خانه خودش به خاک سپرده شد؛ خانه‌ای که بعدها آرامگاه او شد.»

اینجا برای لحظاتی، زمان روی هم می‌افتد؛ قرن چهارم هجری، اصفهان آل‌بویه،صاحب بن‌عباد و امروز؛ گروهی که در یک تور شهری ایستاده‌اند و درباره مردی حرف می‌زنند که بیش از هزار سال از روزگارش گذشته است.

از صاحب‌بن‌عباد تا دیگ‌های غذای روزهای جنگ؛ طوقچی را این طور ندیده‌اید

خانه لباف؛ جایی که معماری هنوز زبان دارد

مسیر دوباره ادامه پیدا می‌کند، حالا نوبت خانه‌ای است که تاریخش نه در مقبره، بلکه در آجر و چوب و شیشه روایت می‌شود، خانه مشیر فاطمی، معروف به خانه لباف. با عبور از ورودی، شلوغی بیرون کم‌کم عقب می‌رود. حیاط مرکزی در برابر چشم باز می‌شود؛ اتاق‌ها پیرامون حیاط قرار گرفته‌اند و ایوان‌ها و ارسی‌ها، ترکیبی آشنا از معماری خانه‌های تاریخی اصفهان را شکل داده‌اند.

گچ‌بری‌ها، آجرکاری‌ها و تناسب فضاها، نشان می‌دهد این خانه تنها برای زیبا بودن ساخته نشده است، این خانه برای زندگی ساخته شده بود. نور، هوا، حیاط، ایوان و اتاق‌ها در یک نظم حساب‌شده کنار هم قرار گرفته‌اند.

خانه لباف از نمونه‌های ارزشمند معماری سنتی اصفهان در دوره قاجار به شمار می‌رود و سازمان فضایی آن بر محور حیاط مرکزی شکل گرفته است، چند دقیقه مکث می‌کنیم و بعد از گشت‌وگذار در اتاق‌های این خانه دوباره به کوچه برمی‌گردیم، اما پایان تور هنوز نرسیده است.

از میان ترشی‌فروشی‌ها تا ضیافت‌خانه ننه حبیبه

اینجا دیگر خبری از قاب‌های رسمی بناهای تاریخی نیست، مغازه‌ها هستند و زندگی روزمره. کنار یکی از ترشی‌فروشی‌ها، بن‌بستی کوتاه دیده می‌شو، درِ آهنی ساده‌ای در ابتدای بن‌بست قرار دارد. در نگاه نخست هیچ نشانه‌ای از مقصد مهم تور دیده نمی‌شود، اما پشت همین در، ضیافت‌خانه ننه حبیبه قرار دارد.

خانه‌ای با حال‌وهوای قدیمی، شیشه‌های رنگی، ارسی‌ها و فضایی که هنوز نشانه‌های خانه‌های تاریخی اصفهان را حفظ کرده است، این خانه اما یک تفاوت مهم با دیگر ایستگاه‌های تور دارد. تاریخ آن فقط به معماری و قدمت بنا محدود نمی‌شود، اینجا، تاریخ معاصر مردم هم روایت می‌شود.

در روزهای جنگ چهل‌روزه، خانه ننه حبیبه کارکردی متفاوت پیدا کرد، این خانه به ستاد پشتیبانی جنگ تبدیل شد. آشپزخانه‌ای که در روزهای عادی کارکردی محدود داشت، به محلی برای تهیه حجم بزرگی از غذا تبدیل شد، هر روز مواد غذایی آماده می‌شد، دیگ‌ها بار می‌گرفتند و چندین هزار پرس غذا آماده می‌شد تا به دست جنگ‌زدگان، نیروهای امدادی و دیگر نیروها برسد.

از صاحب‌بن‌عباد تا دیگ‌های غذای روزهای جنگ؛ طوقچی را این طور ندیده‌اید

تور اینجا تمام می‌شود، از بن‌بست بیرون می‌آییم، دوباره همان میدان قدس است، همان مغازه‌ها، همان رفت‌وآمد و همان شهر، اما حالا «طوقچی» دیگر فقط یک نام روی نقشه نیست، پشت این نام، یک روایت قدیمی از تخم‌چین و طوق سبز باغ‌هاست؛ راس‌الرضاست و صغیر اصفهانی، صاحب بن‌عباد است و خانه‌ای که روزگاری محل زندگی او بود، خانه لباف است با ارسی‌ها و حیاط مرکزی‌اش و در پایان،ضیافت‌خانه ننه حبیبه است که خاطره روزهای جنگ اخیر را در خود نگه داشته است.

کد مطلب 1010324

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.