به گزارش خبرگزاری ایمنا، وقتی طوفانالاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، جهان با یک عملیات نظامی معمولی مواجه نبود؛ آنچه از غزه برخاست، حاصل انباشت سالها محاصره، سرکوب، اشغال و فراموشی مسئله فلسطین بود. عملیاتی که در نخستین ساعات، معادلات امنیتی رژیم صهیونیستی را در هم شکست و همزمان موجی از روایتهای متناقض را به راه انداخت؛ برخی آن را سناریویی طراحیشده از سوی موساد برای فراهمکردن بهانه حمله به غزه دانستند و برخی دیگر، اقدام حماس را یک «خودکشی» سیاسی و نظامی توصیف کردند، اما برای فهم آنچه در ۷ اکتبر رخ داد، نمیتوان تاریخ را از همان صبح آغاز کرد؛ باید به سالهایی بازگشت که غزه در محاصره بود و مسئله فلسطین، در میان پروژههای سیاسی و اقتصادی منطقه، به تدریج به حاشیه رانده میشد.
طوفانالاقصی؛ انفجار سالها محاصره و فراموشی فلسطین
غزه پیش از طوفانالاقصی نیز با بحران زندگی میکرد؛ محاصره، محدودیت رفتوآمد، دشواری دسترسی به آب و برق، بیکاری گسترده، فقر و حملات مکرر نظامی، بخشی از واقعیت روزمره مردم این منطقه بود. در چنین شرایطی، طوفانالاقصی را نمیتوان تنها یک تصمیم ناگهانی از سوی فرماندهان مقاومت دانست؛ این عملیات در بستری شکل گرفت که در آن، زندگی عادی برای میلیونها فلسطینی به مفهومی شکننده تبدیل شده بود و افق سیاسی روشنی برای پایان اشغال و محاصره وجود نداشت.
شهید یحیی سنوار، شهید محمد ضیف و دیگر فرماندهان مقاومت میدانستند با ارتشی روبهرو هستند که از برتری هوایی، تسلیحات پیشرفته و ساختارهای پیچیده اطلاعاتی برخوردار است. آنان از هزینه احتمالی چنین اقدامی بیخبر نبودند، اما در محاسبه مقاومت، مسئله تنها آغاز یک جنگ نبود؛ مسئله شکستن معادلهای بود که سالها بر غزه تحمیل شده بود. وقتی یک سرزمین در محاصره قرار دارد و همزمان روندهای سیاسی منطقه در حال عبور از مسئله فلسطین هستند، ادامه وضع موجود نیز خود یک انتخاب است؛ انتخابی که میتوانست فلسطین را بیش از پیش به حاشیه ببرد.
وقتی غزه دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت
طوفانالاقصی در شرایطی رخ داد که پروژههای عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی، بدون حل مسئله فلسطین، در حال گسترش بود. توافقهای ابراهیم و چشمانداز عادیسازی با کشورهای دیگر، این نگرانی را ایجاد کرده بود که مسئله فلسطین از اولویت معادلات منطقهای خارج شود و منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک، جای حق تعیین سرنوشت فلسطینیان را بگیرد.
از این منظر، یکی از پرسشهای اساسی این است که اگر طوفانالاقصی رخ نمیداد، روند فراموشی مسئله فلسطین تا کجا ادامه پیدا میکرد؟ آیا غزه همچنان در محاصره باقی میماند و جهان به زندگی میلیونها فلسطینی در پشت دیوارها و گذرگاههای بسته عادت میکرد؟ مقاومت در محاسبه خود، با چنین چشماندازی مواجه بود؛ چشماندازی که در آن، حتی بدون وقوع یک جنگ بزرگ، وضعیت موجود میتوانست برای سالها ادامه پیدا کند.

وقتی هزینه سکوت از هزینه مقاومت سنگینتر شد
منطق ایستادگی در روایت مقاومت، با منطق عاشورا پیوند میخورد؛ منطقی که در آن، آگاهی از هزینه، ضرورت ایستادن در برابر ظلم و انحراف را از بین نمیبرد. امام حسین (ع) میدانست مسیر پیشرو با شهادت خود و یارانش و اسارت خانوادهاش همراه خواهد شد، اما مسئله تنها حفظ جان نبود؛ مسئله، حفظ حقیقت در برابر انحراف بود.
امروز نیز مردم غزه هزینهای سنگین پرداختهاند؛ دهها هزار انسان جان خود را از دست دادهاند، میلیونها نفر آواره شدهاند و بخش بزرگی از زیرساختهای این منطقه در حملات رژیم صهیونیستی نابود شده است. کودکان، زنان و غیرنظامیان در شمار اصلی قربانیان این جنگ قرار گرفتهاند و زندگی در بسیاری از نقاط غزه به ویرانه، چادر و صفهای طولانی برای دسترسی به ابتداییترین نیازها تقلیل یافته است. این هزینه را نمیتوان کوچک شمرد یا از کنار آن گذشت؛ اما در روایت مقاومت، همین حجم از رنج نشان میدهد که مسئله فلسطین پیش از ۷ اکتبر نیز با یک وضعیت عادی مواجه نبود.
غزه زیر آوار؛ فلسطین دوباره در متن جهان
پاسخ رژیم صهیونیستی به طوفانالاقصی، جنگی گسترده و ویرانگر بود؛ جنگی که در آن بیمارستانها، مدارس، خانهها و زیرساختهای حیاتی غزه هدف حملات قرار گرفت و بحران انسانی در این منطقه به یکی از مهمترین مسائل جهان تبدیل شد. حمایت تسلیحاتی و سیاسی آمریکا و برخی دولتهای اروپایی نیز به یکی از محورهای اصلی مناقشه تبدیل شد و شکاف میان روایت رسمی حامیان رژیم و تصاویر منتشرشده از غزه را عمیقتر کرد.
با این حال، یکی از تناقضهای بزرگ این جنگ آن است که هرچه ویرانی غزه گستردهتر شد، مسئله فلسطین نیز بیش از گذشته در افکار عمومی جهان دیده شد. اعتراضات گسترده در کشورهای مختلف، شکلگیری جنبشهای دانشگاهی و افزایش فشار افکار عمومی بر دولتهای غربی، نشان داد که روایت فلسطین دیگر به سادگی قابل حذف از فضای سیاسی و رسانهای جهان نیست.
طوفانالاقصی و شکستن تصویر «شکستناپذیری» رژیم
در سوی دیگر میدان، ۷ اکتبر ضربهای کمسابقه به تصویر امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی وارد کرد. نفوذ نیروهای مقاومت به مناطق تحت کنترل رژیم، غافلگیری دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و ناتوانی ارتش در جلوگیری از عملیات، تصویری را که سالها از برتری مطلق امنیتی رژیم ساخته شده بود، با پرسشهای جدی مواجه کرد.
از این منظر، طوفانالاقصی تنها در میدان غزه معنا پیدا نمیکند؛ پیامد آن به ساختار بازدارندگی، محاسبات امنیتی، پروژه عادیسازی و جایگاه مسئله فلسطین در معادلات منطقهای کشیده شد. رژیمی که خود را برخوردار از برتری مطلق اطلاعاتی و نظامی معرفی میکرد، ناگهان با شکافی عمیق میان تصویری که از قدرت خود ساخته بود و واقعیتی که در ۷ اکتبر آشکار شد، روبهرو شد.
از محاصره غزه تا بازگشت مسئله فلسطین به صدر جهان
از همینجا پرسش اصلی این گزارش شکل میگیرد: آیا طوفانالاقصی را باید تنها با شمار قربانیان و حجم ویرانیهای پس از آن سنجید، یا باید آثار آن بر معادلاتی را نیز دید که پیش از ۷ اکتبر در حال شکلگیری بود؟ عملیاتی که با هزینهای سنگین برای مردم فلسطین همراه شد، در عین حال مسئلهای را که در مسیر فراموشی قرار گرفته بود، دوباره به مرکز توجه جهان بازگرداند.
اگر طوفانالاقصی رخ نمیداد، چه سرنوشتی در انتظار مسئله فلسطین بود؟ آیا عادیسازی روابط، گسترش شهرکسازی و تداوم محاصره میتوانست این پرونده را برای همیشه به حاشیه براند؟ و از سوی دیگر، آیا هزینهای که مردم غزه طی دو سال جنگ پرداختهاند، تنها یک تراژدی انسانی است یا باید آن را در چارچوب نبردی بزرگتر بر سر آینده فلسطین و معادلات منطقه تحلیل کرد؟
سید احمد سادات، کارشناس مسائل خاورمیانه، با نگاهی به ریشههای شکلگیری طوفانالاقصی، به این پرسشها پاسخ میدهد و توضیح میدهد که چرا این عملیات را نمیتوان صرفا واکنشی به پروژه عادیسازی روابط دانست. او از زمینههایی سخن میگوید که طی سالها، فلسطینیان را در برابر یک انتخاب دشوار قرار داد؛ انتخاب میان ادامه وضعیتی که در آن محاصره و اشغال به امری روزمره تبدیل شده بود و اقدامی که میتوانست معادلات منطقه را تغییر دهد، هرچند هزینه آن برای مردم فلسطین سنگین باشد.

سادات: طوفانالاقصی برای جلوگیری از حذف مسئله فلسطین از معادلات منطقه شکل گرفت
سید احمد سادات، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: شبهاتی که پیرامون عملیات طوفانالاقصی مطرح میشود، متعدد و متکثر است و در داخل کشور نیز خطوط تحلیلی متفاوتی درباره این عملیات وجود دارد. اگر بخواهیم تحقیقی واقعبینانه درباره اوضاع و زمینههای شکلگیری طوفانالاقصی داشته باشیم، باید توجه کنیم که دلایلی که حماس اعلام کرده و مسئولان این جنبش در مقاطع مختلف، چه در بیانیهها، چه در سخنرانیها و چه در مصاحبههای خود مطرح کردهاند، متعدد و متکثر است.
وی افزود: موضوع پیمان ابراهیم و مسئله عادیسازی روابط، تنها دلیل شکلگیری این عملیات نبوده، بلکه سلسلهای از دلایل وجود داشته که در کنار یکدیگر باعث شد این اتفاق بیفتد و عملیات طوفانالاقصی شکل بگیرد.
عادیسازی روابط و حذف مسئله فلسطین
این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به یکی از دلایل مطرحشده از سوی حماس تصریح کرد: یکی از موضوعات، بحث عادیسازی روابط بود. در واقع، روندی شکل گرفته بود که بر اساس آن، قرار بود روابط با جهان عرب عادیسازی شود و عربستان سعودی نیز وارد این روند شود؛ موضوعی که از نگاه حماس میتوانست به معنای پایان پرونده فلسطین باشد.
سادات ادامه داد: پیش از عربستان، کشورهای دیگری نیز روند عادیسازی را آغاز کرده بودند. ترامپ نیز زمانی که روی کار آمد، پیمان ابراهیم را بهشدت برجسته کرد و همواره در زمینه تبلیغات و پروپاگاندا فعال بوده است. او تیم بسیار قدرتمندی دارد که از حدود سال ۲۰۰۸ تاکنون با او در حوزههای مختلف، از جمله شبکههای اجتماعی، همکاری میکنند و پیمان ابراهیم نیز در همین چارچوب بسیار برجسته و پررنگ شد.
وی گفت: بنابراین، اتفاقی که در هفتم اکتبر و در قالب عملیات طوفانالاقصی رخ داد، در واقع با هدف مقابله با این روند و ایجاد یک شوک در برابر آن شکل گرفت؛ چراکه از نگاه حماس، این روند میتوانست به معنای پایان پرونده فلسطین باشد.
فشار بر مردم فلسطین
این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به تحولات سالهای منتهی به عملیات طوفانالاقصی اظهار کرد: موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، حمایت گستردهای بود که در دوره بایدن و پس از آن از رژیم صهیونیستی صورت گرفت؛ در حالی که مردم فلسطین با فشارهای گستردهای مواجه بودند.
سادات افزود: در این شرایط، با محاصرهای که صورت گرفته بود و اتفاقاتی که در غزه رخ میداد، نوعی گرسنگی و مرگ تدریجی در میان مردم شکل گرفته بود. شواهد در این زمینه بسیار زیاد است و اگر بخواهیم به همه آنها اشاره کنیم، بحث بسیار طولانی خواهد شد، اما نمونههای آن را میتوان در مشکلات پزشکی و درمانی مردم مشاهده کرد.
وی تصریح کرد: مردم فلسطین و بهخصوص مردم غزه امکان درمان مناسب، استفاده از دارو، دسترسی به ارزاق، مصالح ساختمانی و حتی بسیاری از مواد مورد نیاز خود را نداشتند و از این جهت تحت فشار شدیدی قرار گرفته بودند. در واقع، یک مرگ تدریجی در آنجا در حال رخ دادن بود.
سادات ادامه داد: این شرایط در حالی شکل میگرفت که افرادی مانند بنگویر و اسموتریچ نیز مواضعی را مطرح میکردند که نشان میداد به دنبال تغییر وضعیت در اماکن مقدس فلسطین و قدس هستند و در این نگاه، حضور افراد غیر یهودی و فلسطینی در این مناطق باید از میان برود.
وی گفت: بنابراین، اگرچه امروز در عملیات طوفانالاقصی تعداد تلفات بسیار بالاست، اما باید توجه داشت که بخشی از این وضعیت در طول چند سال و به شکل خاموش و تدریجی در حال رقم خوردن بود.

طراحی برای مقابله با محور مقاومت
این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به اطلاعاتی که به حماس و محور مقاومت رسیده بود، اظهار کرد: موضوع بعدی، اطلاعات و معلوماتی بود که حماس و مقاومت در اختیار داشتند. آنها متوجه شده بودند که با توجه به پیمان ابراهیم و فشارهای اقتصادی موجود، قرار است فشارهای بیشتری وارد شود و در کنار آن، امتیازاتی نیز به حکومت خودگردان و دیگر طرفها داده شود تا آنها را با خود همراه کنند.
سادات افزود: به دنبال این روند، طراحی یک عملیات بزرگ علیه کل محور مقاومت در حال شکلگیری بود. در واقع، پس از موفقیت پیمان ابراهیم، موضوع خاورمیانه جدید و تغییر شرایط منطقه مطرح بود و قرار بود اسرائیل به هژمون منطقه تبدیل شود و بتواند اقدامات مختلفی را در کشورهای منطقه انجام دهد.
وی ادامه داد: با توجه به اطلاعاتی که در اختیار محور مقاومت قرار گرفته بود، آنها به این نتیجه رسیده بودند که قرار است با کل محور مقاومت برخورد شود؛ اما حلقه ضعیفتر این محور، غزه و حماس بود و قرار بود عملیات از آنجا آغاز شود.
سادات تصریح کرد: بنابراین، برای جلوگیری از اجرایی شدن اهداف و عملیاتی که در حال طراحی بود، حماس دست به پیشدستی زد و عملیات را آغاز کرد.
پیشدستی در برابر عملیات احتمالی
این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به مشابهت این مسئله با تحولات لبنان اظهار کرد: اگر بخواهیم مشابه این موضوع را در لبنان بررسی کنیم، در آنجا نیز شرایط مشابهی وجود داشت. در همان زمان، قطریها، سعودیها و برخی دیگر مطرح کردند که حزبالله ناگهان دست به ماجراجویی زده است؛ در حالی که بحث، از نگاه حزبالله، ماجراجویی نبود.
سادات افزود: حزبالله اطلاعاتی به دست آورده بود که نشان میداد اسرائیل در حال برنامهریزی برای یک عملیات بزرگ علیه این جنبش است و به همین دلیل، بلافاصله اقدام به پیشدستی کرد.
وی تصریح کرد: در جنگها، اگر یک طرف بتواند پیشدستی کند، بخش مهمی از جنگ را در اختیار خواهد داشت و میتواند ضربات کاری به طرف مقابل وارد کند که در آنجا نیز چنین اتفاقی رخ داد.
شبهات درباره واکنش پس از عملیات
این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به برخی شبهات مطرحشده درباره عملیات طوفانالاقصی گفت: ممکن است برخی شبهات نیز پیرامون این موضوع مطرح شود که آیا حماس اطلاع داشت که پس از عملیات، چنین اتفاقاتی رخ خواهد داد و جنایات فجیعی صورت خواهد گرفت، بهگونهای که اسرائیل در سازمانهای بینالمللی، دیوان لاهه، دیوان کیفری و دیگر نهادها محکوم شود، اما در عمل کسی اقدامی انجام ندهد و کشورهای عربی و مسلمانان سکوت کنند و این نسلکشی به این شکل ادامه پیدا کند.
سادات ادامه داد: شاید این شبهه از این جهت قابل طرح باشد که هیچکس انتظار چنین شرایطی را نداشت. حتی اکنون نیز شاهد هستیم که اسرائیل روزانه مردم غزه را هدف قرار میدهد و با وجود توافقی که شکل گرفته و آتشبسی که میان طرفین وجود دارد و همچنین توافق صلحی که با ورود ترامپ و میانجیگری قطر، ترکیه، مصر و دیگر طرفها شکل گرفت، در عمل واکنش مؤثری مشاهده نمیشود.
وی افزود: اکنون میبینیم که نه قطر و نه دیگر طرفها اقدام مؤثری انجام نمیدهند. ممکن است ترکیه گاهی چند اعتراض مطرح کند یا قطر نیز مواضعی بگیرد، اما در عمل اقدامات آنها در حد اظهارنظر، بیانیه و اعتراض باقی مانده است.
سادات تصریح کرد: در چنین شرایطی، اسرائیلیها به روند کشتار و نسلکشی در غزه ادامه میدهند و آمریکا، انگلیس و دیگر کشورها نیز از آنها حمایت میکنند.
دلایل شکلگیری طوفانالاقصی
این کارشناس مسائل خاورمیانه در اظهار کرد: اگر بخواهیم موضوع را در مجموع بررسی کنیم، اینها مواردی است که خود حماس، فرماندهان این جنبش و مسئولان سیاسی آن در مقاطع مختلف، در بیانیهها و مصاحبههای خود بهعنوان دلایل ورود به عملیات مطرح کردهاند و مجموعه این عوامل در نهایت زمینه شکلگیری عملیات طوفانالاقصی را فراهم کرد.
به گزارش ایمنا، طوفانالاقصی نه یک ماجراجویی بود و نه سناریویی از پیش نوشتهشده؛ انفجار سالها محاصره، مرگ تدریجی و تلاش برای حذف مسئله فلسطین از معادلات منطقه بود.
طوفانالاقصی واکنشی بود به عادیسازی روابط و پیمان ابراهیم که میخواست پرونده فلسطین را برای همیشه ببندد. به همین دلیل، این عملیات را باید فریادی در برابر فراموشی و ایستادنی در برابر حذف دانست؛ ایستادنی که اگر رخ نمیداد، نامی از فلسطین در معادلات منطقه باقی نمیماند.

نظر شما