به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهدا را گاهی آنقدر دور از زندگی معمولی روایت کردهایم که فاصلهای بزرگ میان مخاطب امروز و قهرمانان دیروز شکل گرفته است؛ آدمهایی بیخطا، همیشه آرام و همیشه آماده. اما «من همین رضا سنجرانی را دوست دارم» تلاش میکند این فاصله را کم کند و محمدرضا سنجرانی را همانگونه که بوده، پیش چشم مخاطب بیاورد؛ با شوخیها، رفاقتها، تکیهکلامها، فراز و فرودها و در نهایت انتخابی که او را به شهادت رساند.
این کتاب نوشته محسن ذوالفقاری و روایتی مستند از زندگی شهید مدافع حرم محمدرضا سنجرانی است. نویسنده برای بازسازی زندگی او تنها به خاطرات اطرافیان اکتفا نکرده و از فیلمها، فایلهای صوتی و دستنوشتههای بهجامانده از شهید نیز استفاده کرده است؛ به همین دلیل بخشی از روایت، صدای خود رضا سنجرانی است و بخش دیگر از زبان خانواده، دوستان و همرزمان او شکل میگیرد.
شاید جذابترین بخش کتاب، همان چیزی باشد که در عنوان آن دیده میشود. جملهای که خود شهید درباره شخصیتش گفته و نویسنده آن را برای نام کتاب انتخاب کرده است، نشان میدهد سنجرانی خودش را انسانی کامل و بینقص نمیدانست. او با همه ویژگیهایش، خودش را دوست داشت و معتقد بود آدم میتواند با همان گذشته و ویژگیهای شخصیتیاش، مسیر تازهای را انتخاب کند.
در روایتهای مربوط به سنجرانی، تصویری از شخصیتی شوخطبع، پرشور و رفیقدوست در کنار شجاعت و مسئولیتپذیری او شکل میگیرد. همین کنار هم قرار گرفتن ویژگیهای به ظاهر متفاوت، شخصیت کتاب را برای مخاطب باورپذیرتر میکند؛ قهرمانی که پیش از آنکه در قاب یک تصویر رسمی قرار بگیرد، یک انسان با زندگی عادی، روابط انسانی و انتخابهای دشوار بوده است.
«من همین رضا سنجرانی را دوست دارم» از این منظر تنها یک زندگینامه درباره یک شهید مدافع حرم نیست؛ تلاشی است برای پاسخ به یک پرسش مهم، اینکه آیا برای قهرمان شدن باید از ابتدا قهرمان باشیم؟ روایت زندگی سنجرانی پاسخی متفاوت میدهد؛ اینکه آدمها میتوانند در مسیر زندگی تغییر کنند، رشد کنند و در بزنگاههای مهم، انتخابی بزرگ داشته باشند.
کتاب با بازخوانی زندگی سنجرانی از کودکی و خانواده و رفاقتها تا حضور او در سوریه و شهادتش در دیرالزور، تلاش میکند تصویری کاملتر از این شهید ارائه دهد؛ تصویری که به جای ساختن یک قهرمان دور از دسترس، انسانی را نشان میدهد که مخاطب میتواند او را بفهمد، با او ارتباط برقرار کند و حتی بخشی از مسیر زندگی خودش را در او ببیند.
شاید به همین دلیل باشد که عنوان کتاب، بیش از آنکه یک جمله تبلیغاتی باشد، کلید ورود به شخصیت رضا سنجرانی است؛ «من همین رضا سنجرانی را دوست دارم»؛ یعنی قهرمانی که قرار نیست از انسان بودن فاصله بگیرد تا دوستداشتنی شود.
نظر شما