به گزارش خبرگزاری ایمنا، نقش شهرداریها در جهان طی دهههای اخیر تغییر کرده است. اگر در گذشته مدیریت شهری بیشتر با وظایفی همچون نگهداری معابر، جمعآوری پسماند، توسعه فضای سبز و اجرای پروژههای عمرانی شناخته میشد، امروز بسیاری از شهرها در کنار این وظایف، سیاستهایی را برای ارتقای کیفیت زندگی، کاهش هزینههای زندگی شهری، حمایت از گروههای آسیبپذیر و افزایش دسترسی شهروندان به خدمات عمومی دنبال میکنند.
اجرای طرحهای ویژه برای شهروندان از حملونقل ارزان یا رایگان گرفته تا برنامههای حمایت از سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت، رویدادهای فرهنگی و سیاستهای مسکن مقرونبهصرفه، بخشی از این رویکرد جدید است؛ با این حال، تجربه شهرهای مختلف نشان میدهد موفقیت چنین سیاستهایی بیش از آنکه به گستردگی آنها وابسته باشد، به هدفگذاری، تأمین مالی و سنجش نتیجه آنها بستگی دارد.
حملونقل؛ جایی که حمایت اجتماعی با منافع شهری گره میخورد
یکی از رایجترین حوزههای مداخله شهرداریها، حملونقل عمومی است. بسیاری از شهرهای جهان برای افزایش استفاده از مترو، اتوبوس و سایر شیوههای حملونقل عمومی، تخفیف یا یارانههایی را برای گروههای مختلف شهروندی در نظر میگیرند.
این سیاست تنها با هدف کاهش هزینه سفر شهروندان اجرا نمیشود، بلکه میتواند بخشی از برنامه مدیریت ترافیک و کاهش آلودگی هوا نیز باشد. زمانی که حملونقل عمومی برای شهروندان قابل دسترستر و مقرونبهصرفهتر شود، امکان کاهش استفاده از خودروی شخصی و در نتیجه کاهش ترافیک، آلودگی هوا و مصرف انرژی افزایش مییابد.
البته تجربه جهانی نشان میدهد یارانه زمانی اثربخش است که با افزایش کیفیت و پوشش شبکه حملونقل عمومی همراه باشد؛ زیرا کاهش قیمت سفر به تنهایی نمیتواند شهروندی را که با کمبود ناوگان، تأخیر یا دسترسی نامناسب مواجه است، به استفاده از حملونقل عمومی ترغیب کند.
این تجربه برای شهرهای ایران اهمیت ویژهای دارد. تهران، اصفهان، مشهد، شیراز و دیگر کلانشهرها با مشکلاتی مانند آلودگی هوا، ترافیک و فرسودگی ناوگان مواجه هستند و حمایت هدفمند از حملونقل عمومی میتواند همزمان یک سیاست اجتماعی و یک سیاست شهری باشد.
مسکن؛ مسئولیت مشترک دولت و مدیریت شهری
مسکن یکی دیگر از حوزههایی است که در برخی شهرهای جهان، شهرداریها در آن نقش فعال دارند. شهرهایی مانند وین و پاریس از ابزارهای مختلفی برای افزایش عرضه مسکن مقرونبهصرفه یا حمایت از اقشار کمدرآمد استفاده کردهاند.
با این حال، تجربه این شهرها نشان نمیدهد که شهرداری به تنهایی مسئول حل بحران مسکن است. مدیریت شهری بیشتر از طریق ابزارهایی مانند زمین، ضوابط ساختوساز، مشوقهای شهرسازی، تأمین زیرساخت و سیاستهای توسعهای میتواند در این حوزه اثرگذار باشد.
در ایران نیز همین تفکیک اهمیت دارد. بحران مسکن موضوعی ملی است و عواملی مانند سیاست زمین، تسهیلات بانکی، درآمد خانوار، مالیات و سیاستهای اقتصادی در آن نقش دارند؛ بنابراین انتظار از شهرداری برای حل کامل این بحران، بدون فراهمکردن منابع و اختیارات لازم، میتواند به افزایش فشار بر بودجه شهری منجر شود.
شهر برای گروههای مختلف؛ از کودک تا سالمند
یکی دیگر از محورهای قابل توجه در تجربه شهرهای جهان، طراحی و ارائه خدمات شهری متناسب با نیاز گروههای مختلف است. ایجاد مسیرهای ایمن برای کودکان، مناسبسازی پیادهروها و ایستگاههای حملونقل عمومی برای سالمندان و افراد دارای معلولیت، افزایش فضاهای مکث و استراحت، توسعه پارکهای محلی و ایجاد فضاهای بازی، نمونههایی از اقداماتی است که میتواند کیفیت زندگی را بدون پرداخت مستقیم کمک مالی افزایش دهد.
این رویکرد برای شهرهای ایران نیز قابل اجراست و اتفاقاً در بسیاری از موارد، هزینه آن نسبت به طرحهای حمایتی مستقیم کمتر است. شهرداری میتواند با تغییر طراحی معابر و فضاهای عمومی، دسترسی گروههای مختلف به شهر را افزایش دهد و بخشی از نابرابری فضایی را کاهش دهد.
فرهنگ؛ فراتر از برگزاری رویداد
حوزه فرهنگ نیز در بسیاری از شهرها در زمره وظایف مدیریت شهری قرار گرفته است. حمایت از کتابخانهها، خانههای فرهنگ، برنامههای هنری، ورزش همگانی و رویدادهای شهری از جمله اقداماتی است که با هدف افزایش مشارکت اجتماعی و کیفیت زندگی انجام میشود.
با این حال، یک پرسش اساسی درباره هزینهکردهای فرهنگی شهرداریها وجود دارد: آیا منابع صرفشده به افزایش دسترسی عمومی و مشارکت شهروندان منجر میشود یا صرفاً به برگزاری رویدادهای مقطعی و پرهزینه محدود میماند؟
در شرایط محدودیت منابع، پاسخ به این پرسش اهمیت بیشتری پیدا میکند. بودجه فرهنگی شهری باید تا حد امکان به برنامههایی اختصاص پیدا کند که مخاطب گستردهتر، اثر اجتماعی ماندگارتر و امکان ارزیابی روشنتری داشته باشند.
هر تخفیف شهری یک هزینه پنهان دارد
تخفیف خدمات شهری یا رایگانکردن برخی خدمات نیز یکی از ابزارهای مورد استفاده مدیریت شهری است، اما این سیاست بدون هزینه نیست، اگر شهرداری خدمتی را با قیمت کمتر از هزینه واقعی ارائه کند، باید مشخص باشد مابهالتفاوت آن از چه منبعی تأمین خواهد شد. به همین دلیل، تخفیف هدفمند برای سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت یا خانوارهای کمدرآمد با تخفیف عمومی برای همه شهروندان تفاوت دارد.
در شرایطی که منابع مالی شهرداری محدود است، حمایت هدفمند میتواند نسبت به یارانه عمومی کارآمدتر باشد؛ زیرا منابع را به گروههایی میرساند که نیاز بیشتری به حمایت دارند.
شهرداری در ایران تا کجا مسئول است؟
پرسش مهم برای مدیریت شهری ایران این است که اجرای چنین طرحهایی تا چه اندازه در حیطه وظایف شهرداری قرار میگیرد. شهرداریها وظایف مشخصی در حوزههایی مانند مدیریت شهری، عمران و توسعه شهر، حملونقل عمومی، مدیریت پسماند، فضای سبز، ایمنی و برخی فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی دارند، اما همه مسائل اقتصادی و اجتماعی شهروندان در حوزه مسئولیت مستقیم شهرداری نیست.
مرز میان «وظیفه قانونی»، «مسئولیت اجتماعی» و «مطالبه عمومی» باید در تصمیمگیریهای شهری مشخص باشد. برای مثال، شهرداری میتواند با توسعه حملونقل عمومی، مناسبسازی معابر و ایجاد فضای عمومی مناسب، هزینه زندگی شهری را کاهش دهد؛ اما حل مسائل کلان معیشتی، اشتغال، درمان یا تأمین درآمد خانوار نیازمند سیاستگذاری ملی و مشارکت دستگاههای تخصصی است.
منابع محدود، طرحهای ماندگار
یکی از مهمترین چالشهای اجرای طرحهای ویژه در شهرهای ایران، محدودیت منابع مالی و ضرورت اولویتبندی هزینههاست؛ هر تصمیم جدید در بودجه شهرداری به معنای اختصاصندادن بخشی از منابع به یک گزینه دیگر است. بنابراین، اجرای یک طرح حمایتی کوتاهمدت ممکن است در ظاهر رضایت عمومی ایجاد کند، اما اگر باعث کاهش منابع پروژههای زیربنایی شود، در بلندمدت هزینه بیشتری به شهر تحمیل خواهد کرد.
به همین دلیل، پیش از اجرای هر طرح ویژه باید مشخص شود مسئله چیست، چه گروهی از آن منتفع میشود، هزینه اجرای آن چقدر است، آیا منابع ادامه آن در سالهای آینده وجود دارد و نتیجه طرح با چه شاخصی سنجیده خواهد شد.
شهرداری همهکاره؛ نه، شهرداری بیتفاوت؛ هرگز
تجربه شهرهای جهان نشان میدهد مدیریت شهری موفق مدیریت شهری نیست که بیشترین خدمات را ارائه میکند؛ بلکه مدیریتی است که منابع محدود را در نقاطی هزینه میکند که بیشترین اثر را بر کیفیت زندگی شهروندان و عملکرد شهر داشته باشد.
از سوی دیگر، محدودکردن شهرداری به فعالیتهایی مانند آسفالت معابر، جمعآوری پسماند و نگهداری فضای سبز نیز با نیازهای شهرهای امروز سازگار نیست. شهروندان از مدیریت شهری انتظار دارند در کاهش هزینه سفر، دسترسی به فضاهای عمومی، ایمنی، نشاط اجتماعی، عدالت فضایی و مناسبسازی شهر نیز نقش داشته باشد.
راهکار میتواند حرکت به سمت شهرداری مسئلهمحور و هدفمند باشد؛ شهرداری که برای هر مداخله ابتدا مسئله را تعریف و حدود مسئولیت خود را مشخص میکند، با دستگاههای دیگر تقسیم کار میکند و سپس منابع را به طرحی اختصاص میدهد که نتیجه آن قابل اندازهگیری باشد.
در چنین رویکردی، یک طرح ویژه شهری الزاماً به معنای توزیع بسته حمایتی یا ارائه تخفیف نیست. گاهی توسعه یک خط حملونقل عمومی، مناسبسازی یک مسیر پیاده، ایمنسازی مسیر مدارس، احداث یک پارک محلی یا ایجاد یک فضای عمومی باکیفیت میتواند اثر ماندگارتری بر زندگی شهروندان داشته باشد.
تجربه شهرهای جهان برای ایران بیش از آنکه نسخهای برای کپیکردن باشد، مجموعهای از درسهاست؛ مهمترین درس نیز این است که مدیریت شهری باید همزمان شهروندمدار و منابعمحور باشد.
شهرداری باید به کیفیت زندگی شهروندان توجه کند، اما این حمایت زمانی پایدار خواهد بود که در چارچوب وظایف، منابع و ظرفیت واقعی شهر تعریف شود.
نظر شما