به گزارش خبرگزاری ایمنا، چراغهای سالن که خاموش میشود، جهان دیگری روی پرده شکل میگیرد؛ جهانی که در آن یک کودک میتواند خودش را میان قصهها پیدا کند، با قهرمان بخندد، از شکستش ناراحت شود و حتی بعد از پایان فیلم، بخشی از او را با خودش به خانه ببرد. سینمای کودک ایران در دورههایی توانسته چنین شخصیتهایی خلق کند؛ شخصیتهایی که فقط برای چند دقیقه سرگرمکننده نبودهاند و بعد از تیتراژ هم به زندگی مخاطب ادامه دادهاند.
مجید یکی از همین شخصیتهاست؛ نوجوانی معمولی با شیطنتها، رؤیاها، اشتباهها و دردسرهای خودش. در «قصههای مجید» قرار نبود با یک قهرمان شکستناپذیر روبهرو شویم. مجید شبیه همان کودکی بود که ممکن بود در کوچه، مدرسه یا خانه خودمان ببینیم؛ با همان کنجکاویها و آرزوهای کوچک و بزرگی که دنیای کودکی را میسازد. همین نزدیکی به زندگی، او را به یکی از ماندگارترین شخصیتهای تاریخ سینمای کودک و نوجوان ایران تبدیل کرد.
اما حافظه کودکی یک نسل فقط یک قهرمان نداشت. همان نسلی که با مجید خندید و برای دردسرهایش دل سوزاند، با «مدرسه موشها» هم خاطره ساخت و بعدها با کلاهقرمزی، پسرخاله و دیگر شخصیتهای دنیای عروسکی همراه شد. این شخصیتها رقیب یکدیگر نبودند؛ هرکدام بخشی از یک جهان بزرگتر را میساختند؛ جهان کودکی ایرانی.
«مدرسه موشها» از آن تجربههایی بود که شخصیتهایش را از یک قصه ساده فراتر برد. موشهایی با ظاهر، رفتار و ویژگیهای متفاوت که هرکدام هویت مشخصی داشتند، به راحتی در ذهن مخاطب میماندند. قصه، تنها درباره اتفاقی که برای آنها رخ میداد نبود؛ خود شخصیتها بخشی از جذابیت ماجرا بودند.
کلاهقرمزی نیز بعدها نشان داد که یک شخصیت کودک برای ماندگاری لزوماً نباید شبیه قهرمانان کلاسیک باشد. او با زبان، رفتار، روابط و دنیای منحصربهفرد خود توانست از قاب بیرون بیاید و به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شود. درست به همین دلیل است که نام کلاهقرمزی برای بسیاری از مخاطبان، تنها یادآور یک برنامه یا فیلم نیست؛ پشت این نام مجموعهای از خاطرات، شوخیها، شخصیتها و تجربههای مشترک یک نسل قرار دارد.

وقتی شخصیت از قصه ماندگارتر میشود
در سینمای کودک، شخصیت مهمتر از قصهای است که برای یکبار تعریف میشود. قصه ممکن است تمام شود، اما اگر شخصیت درست ساخته شده باشد، مخاطب همچنان میتواند برای او داستانهای تازهای تصور کند. این همان نقطهای است که یک کاراکتر سینمایی به قهرمان تبدیل میشود.
احمد نصیری، تحلیلگر رسانه و منتقد سینما در گفتوگو با خبرنگار ایمنا در بررسی ماندگاری شخصیتهای کودک، بر اهمیت شخصیتپردازی و ایجاد امکان همذاتپنداری مخاطب تأکید دارد و میگوید: از این منظر، کودک زمانی با یک شخصیت ارتباط برقرار میکند که بتواند بخشی از خودش را در او ببیند؛ ترسها، شیطنتها، خواستهها، شکستها و حتی اشتباههایی که در دنیای واقعی تجربه میکند.
وی میافزاید: این ویژگی را میتوان در مجید بهوضوح دید. او قهرمانی دور از دسترس نبود؛ قرار نیست همیشه درست عمل کند و همیشه برنده باشد. گاهی اشتباه میکند، گاهی گرفتار میشود و گاهی از نتیجه کارهایش تعجب میکند. اما همین ضعفها، او را انسانیتر و برای مخاطب کودک قابل لمستر میکند.
نصیری ادامه میدهد: در مقابل، جهان «مدرسه موشها» و «کلاهقرمزی» بر پایه روابط میان شخصیتها شکل میگیرد. شخصیت فقط در معرفی اولیهاش تعریف نمیشود؛ در رابطه با دیگران، در دیالوگها، واکنشها، عادتها و جزئیات رفتاری است که آرامآرام هویت پیدا میکند. به همین دلیل است که مخاطب میتواند حتی با شنیدن نام یک شخصیت، تصویری از رفتار و جهان او در ذهن داشته باشد.
وی با بیان اینکه این اتفاق، یکی از مهمترین سرمایههای سینمای کودک است؛ سرمایهای که شاید بیش از هر چیز به فیلمنامه، شخصیتپردازی و شناخت درست از دنیای کودک وابسته باشد، میگوید: جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. جشنواره فقط محلی برای نمایش چند فیلم و اهدای جایزه نیست؛ ویترینی است از اینکه سینمای کودک امروز چه تصویری از کودک، دغدغههایش و جهان او ارائه میدهد. مهمتر از آن، فرصتی است برای دیدن اینکه آیا شخصیتهایی که امروز روی پرده میآیند، میتوانند چند سال بعد نیز در ذهن مخاطب باقی بمانند یا نه.

قهرمان بعدی سینمای کودک ایران کجاست؟
تحلیلگر رسانه و منتقد سینما ادامه میدهد: سینمای کودک امروز با کودکی متفاوت از گذشته روبهروست؛ کودکی که با انبوهی از شخصیتهای جهانی، بازیهای ویدئویی، انیمیشنها و محتوای دیجیتال بزرگ میشود. برای چنین مخاطبی، ساختن یک شخصیت ماندگار دشوارتر شده است، اما غیرممکن نیست. اتفاقاً در چنین شرایطی، داشتن شخصیتهایی با هویت ایرانی، جهان داستانی مشخص و ویژگیهای منحصربهفرد میتواند یک امتیاز مهم باشد.
وی با بیان اینکه آنچه مجید، موشهای «مدرسه موشها» یا کلاهقرمزی را ماندگار کرد، تنها نوستالژی نیست. تصریح میکند: آنها در زمان خودشان توانستند با مخاطب ارتباط برقرار کنند؛ مخاطبی که شخصیت را باور کرد، دوستش داشت و بخشی از تجربه کودکیاش را با او شریک شد.
نصیری میافزاید: شاید به همین دلیل، وقتی امروز از قهرمانان سینمای کودک حرف میزنیم، مسئله فقط بازگشت به گذشته نیست. پرسش اصلی این است که قهرمان بعدی سینمای کودک ایران چگونه شکل میگیرد؟
به گزارش ایمنا، در میان فیلمهایی که امروز ساخته میشوند و در جشنواره کودک به نمایش درمیآیند، شاید شخصیتی در حال شکل گرفتن باشد که هنوز کسی اندازه ماندگاریاش را نمیداند؛ کودکی که امروز روی پرده دیده میشود و ممکن است سالها بعد، نامش برای یک بزرگسال، دوباره بوی کودکی بدهد.
سینمای کودک زمانی زنده میماند که بتواند چنین شخصیتهایی بسازد؛ قهرمانهایی که فقط در قصه حضور ندارند، بلکه بعد از خاموش شدن چراغهای سالن هم جایی در ذهن تماشاگر باقی میمانند.
نظر شما