به گزارش خبرگزاری ایمنا، «یکی میاد دنبالم» قصه کودکانی است که در دل جنگ، کودکیشان را حفظ میکنند. این فیلم که به کارگردانی سید جواد هاشمی است، داستان کودکانی بیسرپرستی را روایت میکند که بعد از سالها تنهایی قرار است به خانوادههای جدیدی بپیوندند، اما حمله غیرمنتظره موشکی، مسیر زندگی آنها و سرپرستان جدیدشان را تغییر میدهد. فیلم در میان اتفاقات تلخ جنگ، تلاش میکند تصویری از شجاعت و استقامت کودکان نشان دهد؛ کودکانی که حتی در شرایط سخت، بازی میکنند، غذا میپزند و برای یکدیگر داستان میگویند و سعی میکنند زندگی عادی خود را ادامه دهند.
یکی از مهمترین ضعفهای فیلم، فیلمنامه این است که گره اصلی داستان در حدود بیست دقیقه ابتدایی بهدرستی شکل نمیگیرد و همین موضوع موجب میشود مخاطب در شروع فیلم آنطور که باید درگیر داستان نشود، با این حال، فیلم در لحظات مختلف میتواند سرگرمکننده باشد و ریتم آن نیز به اندازهای کند نیست که حوصله مخاطب را سر ببرد. مشکل دیگر این است که فیلمنامه در رساندن پیام اصلی فیلم چندان موفق عمل نمیکند و بخشی از مفاهیمی که میتوانست تأثیرگذارتر باشد، بهخوبی به مخاطب منتقل نمیشود.
در مقابل، یکی از نقاط قوت فیلم توجه به کودکانی است که در روایتهای مربوط به جنگ کمتر دیده میشوند. کودکان بیسرپرست در روزهای جنگ بهطور معمول از موضوعاتی هستند که کمتر به آنها توجه میشود و «یکی میاد دنبالم» با قرار دادن آنها در مرکز داستان، تلنگری میزند تا فراموش نکنیم در شرایط سخت، بیش از همیشه به یکدیگر نیاز داریم. فیلم نشان میدهد کودکان فقط قربانی اتفاقات اطرافشان نیستند و میتوانند در دل بحران هم با شجاعت و آرامش، بخشی از زندگی روزمره خود را حفظ کنند.
بازی بازیگران بزرگسال در بعضی بخشها کمی غیرقابلباور به نظر میرسد، اما بازی کودکان این ضعف را تا حد زیادی جبران میکند. رفتار و واکنشهای آنها طبیعیتر است و موجب میشود ارتباط مخاطب با فضای داستان راحتتر شکل بگیرد. در واقع، باورپذیری کودکان یکی از عواملی است که موجب میشود فضای جنگی فیلم برای مخاطب کودک قابل تحملتر شود.
از نظر بصری، فیلم فضای بهنسبت ساده و خلوتی دارد، اما همین سادگی به ایجاد حالوهوای روزهای جنگ کمک میکند. استفاده از رنگهای متنوع نیز میتواند کودکان را بیشتر جذب کند. دوربین در طول فیلم بیشتر در خدمت داستان قرار دارد و تلاش نمیکند با نمایشهای اضافی توجه مخاطب را از روایت دور کند.
موسیقی یکی دیگر از بخشهای موفق فیلم است. موسیقیها در جای مناسبی قرار گرفتهاند و شعرها میتوانند برای مخاطب کودک جذاب و قابل ارتباط باشند. شعر سکانس پایانی نیز با ایجاد حس میهندوستی، پایان فیلم را احساسیتر میکند، در مقابل استفاده از برخی واژهها و کلمات خارجی میتوانست محدودتر باشد؛ بهویژه در فیلمی که بخش مهمی از مخاطبانش کودکان و نوجوانان هستند.
یکی از نکات قابل توجه فیلم، ایجاد تعادل میان تلخی جنگ و لحظات طنز است. «یکی میاد دنبالم» را میتوان در بعضی بخشها یک کمدی سیاه دانست، چرا که در کنار اتفاقات تلخ، موقعیتهایی برای خندیدن وجود دارد و فیلم تلاش میکند اجازه ندهد فضای سنگین جنگ تمام مدت بر مخاطب کودک غلبه کند، البته دعوا و بحث میان بزرگسالان در بعضی صحنهها میتواند حس ترس و اضطراب را به کودکان منتقل کند و با فضای آرامتر بخشهای کودکانه فیلم تضاد ایجاد کند.
«یکی میاد دنبالم» از آثار فانتزی سید جواد هاشمی فاصله گرفته و این بار به سراغ داستانی واقعگرایانهتر رفته است. با وجود اینکه ساختن فیلمی درباره جنگ و در عین حال راضی نگهداشتن مخاطب کودک کار سادهای نیست، فیلم توانسته است تا حد زیادی میان فضای جنگی و جذابیت برای کودکان تعادل ایجاد کند.
در نهایت، «یکی میاد دنبالم» با وجود ضعفهایی در فیلمنامه و انتقال پیام، توانسته است موضوعی کمتردیدهشده را به مرکز توجه بیاورد؛ کودکانی که در میان موشک و انفجار، هنوز بازی میکنند، میخندند و برای ادامه زندگی تلاش میکنند. شاید مهمترین ویژگی فیلم همین باشد که یادآوری میکند حتی در سختترین روزها، کودکی متوقف نمیشود.
نگین شریف، خبرنگار نوجوان سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان
نظر شما