به گزارش خبرگزاری ایمنا، رسول آذرگون امروز _یکشنبه دوازدهم مهر_ در نشست رسانهای انیمیشن «نابغه و دیو سنگی» اظهار کرد: خیلی خوشحالم که در چنین جمع صمیمی و پرانرژی حضور دارم؛ این نوع نشستها که مخاطب مستقیم پرسش میکند و به چالش میکشد، ارزشمند و در سطح رویدادهای بزرگ جهانی است. ایده و نهال این کار از ۱۰ سال پیش کاشته شد؛ دغدغه اصلی ما نگرانی والدین و خانوادهها بود که همیشه میپرسند بچهها وقتی در جامعه و بیرون از خانه تنها هستند، چه اتفاقی برایشان میافتد و چه کاری میتوانند بکنند؟ جامعهشناس آسیبها را میشناسد و کارگردان این دغدغهها را به زبان تصویر منتقل میکند.
وی افزود: من مدعی نیستم چیزی یاد دادهام، بلکه خودم همچنان در حال آموختن هستم و تنها این دغدغه و تجربه را منتقل کردم، ما یک سیاست مشخص هم در تولید داشتیم؛ در میان انیمیشنهای بسیار پرهزینه سینمای امروز چه در ایران و چه در خارج، هدف ما این بود که اثری ساده، ارزانتر و با امکانات موجود بسازیم، مثل غذایی که در خانه با داشتههای خودت درست میکنی و مثل نان و پنیری است که خودت آماده کردهای؛ شاید ساده باشد اما صمیمی است.
کارگردان فیلم نابغه و دیو سنگی گفت: نباید در انیمیشن خودمان را در قید و بند چارچوبها و قالبهای خشک هالیوودی قرار دهیم. در شرق و سینمای ما رسم است که به همهچیز یک فلسفه پیچیده بدهند، در حالی که ما باید یاد بگیریم قصههایمان را ساده تعریف کنیم. قصههای پدربزرگها و مادربزرگها هالیوودی و نجات جهان نبود، اما تأثیرگذار بود. راهی که ما شروع کردیم، سادهگویی برای کودک و نوجوان است تا مفاهیم زندگی و حل مسئله را بدون فرمولهای سخت و پیچیده درک کنند.
به گزارش ایمنا، ادامه جلسه در قالب پرسشوپاسخ ادامه پیدا کرد.
خبرنگار: ما حتی در ژانر موزیکال هم این حجم از موسیقی ندیده بودیم. احساس میشد صدای موسیقی و افکتها آنقدر بالا بود که صدای دیالوگ شخصیتها اصلاً شنیده نمیشد، بر چه اساسی آهنگها را انتخاب کردید؟
آذرگون: در بخش هماهنگی صدا و تصویر یک مسئله فنی پیش آمد که در سالن رخ داد و در کار دخیل نبود؛ اما درباره زیاد بودن موسیقی، میخواهم شما را از این چارچوبها آزاد کنم. چارت و متری وجود ندارد که بگوید چند قطعه باید در یک کار موزیکال باشد. موسیقیها فراخور حال و احوال داستان است؛ درست مثل زندگی که یک هفته باران میآید، پاییز است و گاهی باد هست یا نیست. نباید دست خود را در انیمیشن در چارچوبهای تکراری ببندیم.
خبرنگار: در خیلی از بخشهای انیمیشن احساس میشد اتفاق و تعلیق خاصی نمیافتد و بیشتر با آهنگهای طولانی میخواستید کشش ایجاد کنید؛ نظر خودتان درباره این افت ریتم چیست؟
آذرگون کشش و تعلیق را بر اساس چه معیاری میسنجیم؟ آیا همیشه باید فرمول استراکچرهای هالیوودی را اجرا کنیم که نیمساعت آرامش بدهد و بعد طوفان راه بیندازد؟ ایران کشور فرهنگها و گویشهای گوناگون است، مثل اصفهان و اردبیل که هرکدام زیبایی و ریتم خود را دارند. زبان تصویر هم میتواند متفاوت باشد. ما نخواستیم از کوه کاه یا از کاه کوه بسازیم؛ تلاش کردیم با روایتی ساده و فارغ از پیچیدگیهای کلیشهای، بچهها را با خود همراه کنیم.
خبرنگار: با وجود تلاش برای جذب مخاطب، نقدهایی مطرح است که فیلم نتوانسته آنچنان که باید کشش لازم را به شکل متوازن برای کودک و نوجوان ایجاد کند و در نوع اجرا و ساختار جای بحث دارد؛ پاسخ شما به این نوع نقدها چیست؟
آذرگون: این نقدها را کاملاً با آغوش باز میشنویم. این اثر یک نهال و ایده اولیه بود. قطعاً زمان، بودجه و وسایلی که برای ساخت در اختیار دارید روی نتیجه نهایی تأثیر مستقیم میگذارد. ما امکانات محدودی داشتیم و خواستیم اثری ارزان، در دسترس و ساده بسازیم. این پایان کار نیست؛ قطعاً باید بیشتر تلاش کنیم، سوادمان را ارتقا دهیم و این تجربیات را در نسخهها و کارهای بعدی پختهتر و کاملتر به مخاطب ارائه دهیم.
نظر شما